پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1401/01/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 16382
سلاممن ۳۳ ساله هستم و حدود ۷ ماه پیش با دختری ۲۹ در فضای مجازی آشنا شدم. خودم ساکن کلان شهر هستم و این دختر ساکن یه شهرستان اطراف شهر ما.از اول به قصد ازدواج با هم صحبت کردیم و به درخواست این خانوم مادرم رو فرستادم منزلشون تا تناسب خانواده ها بررسی بشه. بعد از این دیدار مادرم گفتن بین خانواده ها تناسبی نیست و بیشتر میگفتن خانواده پر رویی هستن و دختر خانوم هم متانت ندارن. با همه این احوال من چون از ظاهر و روحیه و همپا نشون دادن این خانوم تو زندگی خوشم اومده بود اجازه ندادم تا از مخالفت خانوادم چیزی بدونن. ولی این خانوم اصرار داشتن همون موقع ها سریع ازدواج کنیم.منتهی من به بهانه محرم و صفر از طریق مادرم درخواست دوره آشنایی دوماهه کردم و خانوادشونم قبول کردن. اواخر ماه صفر که به همراه پدر و مادرم رفتیم منزل این خانوم جهت آشنایی متوجه شدم پدرشون از لحاظ شان و شخصیت اصلا متناسب خانواده ما نیستن و مادر منم پس از این دیدار و دیدن پدرشون بصورت مطلق مخالفت کردن و گفتن خودت هرکاری میکنی بکن و ما پشتت نیستیم. خود منم از این اختلاف ناراحت شدم. وقتی دختر خانوم رو از مساله بوجود آمده آگاه کردم اولش گفت مشکلی نداره و پس از ازدواج خانواده منو راضی میکنیم ولی چون خانوادم هی پشت این دختر و خانوادش بد میگفتن منم خیلی دو دل شدم و گفتم که به شرط دادن حق طلاق و بخشیدن مهریه من میتونم خانوادم رو راضی کنم که قبول نکردن. و وقتی متوجه شدن که منم دارم کم کم پا پس میکشم به نوعی منو تهدید کردن که چون اومدی خونه ما باید منو بگیری و آبروی ما میره و شهر کوچک هست و .... مادرشونم در تماس تلفنی به مادر من توهین کرد و پدرشونم ۲ روز پس از این اتفاقات به نگهبانی محل سکونت ما زنگ زده بود و تلاش کرده بود آبرومون رو ببره و منو متهم کرده بود که از دخترش سو استفاده کردم. اینم عرض کنم که این خانوم جلسه سوم با من تماس فیزیکی برقرار کرد که به نوعی حرفای مادرم در مورد متانت این خانوم ثابت شد. در نهایت رابطه رو قطع کردم و تموم شد.سوال من اینه که چرا با دونستن همه این شرایط هنوز خودم رو متهم میکنم که نتونستم جلوی خانوادم بایستم و یا اینکه دختری رو که دوست داشتم از دست دادم. این خانوم خودش رو تو این شرایط اقتصادی خیلی همپا نشون میداد هرچند خودم خونه و ماشین دارم. ولی با خودم فکر میکنم دیکه هیچ کس به اندازه ایشون به دلم نمیشینه و وقتی خواستگاری میرم همش ایشون به ذهنم میاد و مقایسه میکنم. میشه در این مورد کمی راهنمایی کنید که این احساس از کجا میاد و کجای کار من ایراد داره؟ هنوز اون روزای خوب رو فراموش نیکنم متاسفانه.تشکر
انتخاب همسر1معیارهای انتخاب همسر مناسب1مشاوره پیش از ازدواج 1نداشتن خانواده مناسب 1هم کفو نبودن در ازدواج
۲ پاسخ۲۱۴ بازدید
1400/08/09
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 13441
ببخشید من چون تنها بودم و تاحالا رابطه نداشتم حتی دوست دختر در حد دوستی ساده هم نداشتم و الان برای انتخاب همسر روی زیبایی طرفم خیلی حساسم و تا حدودی دلم میخواد خاص باشه برام با این شرایط احتمال اینکه در ملاقات حضوری طرفم رو ببینم و فقط به خاطر ظاهر ایشون نپسندمشون خیلی بالاست میخواستم بپرسم در چنین شرایطی چطور طرف مقابل رو متوجه کنم که به نظرم مناسب نیستن که ناراحت نشن و برای خودم هم راحت باشه ؟
۱ پاسخ۱۲ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 11808
من 19 سالمه، دانجشو هستم,میخوام ازدواج کنم، اما دوتا برادر بزرگتر از خودم هم دارم، نمیتونم تا 25-29 سالگی صبر کنم تا موقعش برسه،فشار هم زیاد هست، لطفا راهنمایی کنید....
۱ پاسخ۴۳ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 10198
پسرم مجرده و تصمیم گرفته با یک خانم مطلقه ازدواج کنه و من به عنوان مادر اصلا راضی به این ازدواج نیستم چطوری منصرفش کنم؟
۱ پاسخ۹۱ بازدید