پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 869603
بسلام .می خواستم بدونم تراز دانشگاه ازاد ورامین واحد پیشوا رشته مهندسی معماری  چنده ؟؟؟؟؟ممنون
۱ پاسخ۰ بازدید
1399/07/07
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 516887
سلام
میشه یک دکتر خوب طب سنتی در تبریز معرفی کنید؟
من در یکی از شهرستانهای تبریز زندگی میکنم ومتاسفانه زیاد جستجو کردم در اینجا پزشک طب سنتی نیست.میخواستم اگر در تبریز باشد آنجا مراجعه کنم.
با تشکر
۱ پاسخ۳ بازدید
1399/07/07
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 523087
سندرم بهجت چیست\ حدود 5سال است دهانم آفت میزنه دو ماهی است که در ناحیه تناسلی هم زخم ریزی مانند آفت دارم آزمایشات hlab5, hlab51 هم positive بوده خواهشمند است در مورد درمان ، پیش آگهی و ارتباط جنسی توضیح دهید . وایا بیماری دیگری است یا نه. با احترا فراوان
۱ پاسخ۴ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 353082
سلام:<br>باعرض خسته نباشی خدمت خواهر گرامی خانم عطاریان<br>اینجانب حدودا چهارسال پیش بادختری آشناشدم به نام A وبه این دختر هم خیلی علاقه مند شدم وتاجایی پیش رفت که باخانواده آن دخترنیزازلحاظ رفت وآمد(پدرومادر)مشکلی نداشتم وقصدازدواج هم با آن داشتم ولی به علتهای که هنوز هم خودم سرازآن درنیاوردم درسال 85 با کسی دیگر ازدواج کردم که مدتی نکشید که با خانمم اختلاف پیش امد ووی مهریه خود رادراجرا گذاشت.<br>این راهم بگویم که من اززمانی که اختلاف پیدا کردم دوباره با ان دختره رابطه پیدا کردم و A تادوسه ماهی از جریان من خبرنداشت مدتی که گذشت من قضیه را برای A گفتم وی تاچندروز بامن سرد شده بود ولی ای مدت هم زود گذشت ولی از آن موقع که موضوع من رو فهمیده بود بیشتر منو دوست داشت این رابطه ورفت وآمدها گذشت تا همین تابستون که با کسی دیگه آشنا شد واز همون روز بی مهریهاش و... ادامه داره این رو هم نگفتم که تاهمین الان که دارم براتون می نویسم مهرو دوست داشتنش هنوز از ته دلم بیرون نرفته واین راهم نگفتم که 70٪ اختلاف من باخانمم به خاطر دوست داشتن A بود ولی این راهم می گویم که A هرچند مدت برایم زنگ ویا برای دیدنم می آیدولی مثل گذشته ها نیست که مرا واقعا از ته دل دوست داشته باشه!ومن اینقدر وی را دوست دارم ومی خامش که پیش خودش هم قسم خوردم اگر شد با او ازدواج مجدد کنم وگرنه تا ابد اسم هیچ دختری رانیارم ولی ین راهم بگم به جان مهدی اصلا خیلی سخته فراموشش کنم چون خیلی سعی وتلاش کردم ولی تا الان نتوانستم فراموشش کنم.<br>لطفا منوتا جایی که بتوانم قانهع شوم کمکم کنید<br>MER30
۱ پاسخ۴ بازدید
1399/07/07
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 520515
به نام خدا و با عرض سلام و خسته نباشید.<br>پسر 3 ساله ام دچار حساسیت سرشتی (فصلی ) است که به پروتئین و لبنیات حساسیت دارد . دکتر (دکتر بلیغی - سهروردی) هیدروکورتیزون 1 درصد و کلوتریمازول تجویز کرده همراه با شامپو بدن .بعد از یک ماه تغییر آنچنانی صورت نگرفته است . و ما لبنیات و پروتین را از برنامه غذایی اش حذف کرده ایم . <br>سئوال : <br>چگونه عدم مصرف پروتئین و لبنیات را در بچه 2و3 ساله جبران کنیم آیا واقعا این روش درستی است و آیا شما راه حل یا پیشنهادی برای سرعت بخشیدن به بهبودی دارید. <br><br>با تشکر.
۱ پاسخ۴ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 70921
بسم الله الرحمن الرحیم . با سلام و عرض خسته نباشید /
<br />1) چگونه برنامه های تلویزیون را روی کامپیوتر ذخیره کنبم اگر راهی جز نصب کارت TV وجود ندارد همان را توضیح بفرمایید
<br />2)چگونه صفحه کامپیوتر خود را روی تلویزیون تماشا کنیم
<br />3) بعضی از رایانه ها هر چند دقیقه یکبار با پخش صدا گذشتن زمان را اطلاع میدهند که در کافی نت ها کاربرد بیشتری دارد چگونگی تنظیم را بیان بفرمایید
<br />همیشه کانکت باشید ، التماس 2A
۱ پاسخ۴ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 272125
با سلام!<br>1-اگر در نماز هم لازم باشد یك ركعت نماز احتیاط خواند و هم سجده سهو بر انسان واجب باشد كدامیك باید اول انجام شود؟<br>2-اگر در نمازهای مستحبی شك كنیم یا عبارتی زیادتر بخوانیم(مثلا در نماز غفیله سهوا سوره توحید را بخوانیم)تكلیف چیست؟<br>3-اگر در نماز احتیاط سهوا سوره توحید خوانده شود تكلیف چیست؟<br>4-اگر بعد از غسل جنابت ترشحاتی داشته باشیم كه مشخص نیست چیست تكلیف چه می باشد؟<br>با تشكر!
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 451335
با عرض سلام، پدر من به مدت دو سال است که فوت کرده اند، و از ایشان یک خانه دو طبقه برجا مانده ، ما شش فرزند هستیم ، سه تا از ما به سن قانونی رسیده اند و سه تای دیگر صغیر هستند، می خواستم بدانم آیا من می توانم ادعای انحصار وراثت کنم؟ و یا چون فرزندان دیگر صغیر هستند این کار تا رسیدن آنها به سن قانونی طول می کشد؟ و اینکه آیا مادرم که حق سرپرستی فرزندان کوچک بر عهده اوست می تواند دخل و تصرفی در خانه داشته باشد (مثل فروش آن یا واگذاری آن به غیر)
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 266400
سلام علیکم<br>من یک پسر 21 ساله هستم . قدم 173 و وزنم 45 کیلوگرم است و اشتهای خوبی ندارم . لطفا بگویید چه چیزهایی برای من مفید است و چه چیزهایی ضرر دارد . اگر امکان دارد یک رژیم غذایی هم برای من بگوویید .<br>بسیار متشکرم
۱ پاسخ۵ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 543017
با عرض سلام و خسته نباشیدخانم دکتر من 1 دی به خدمت اعزام میشماز طرفی به دختر خانمی خیلی علاقه دارمالبته این علاقه دو طرفستوقتی این موضوع رو با مادرم در میان گذاشتم او گفت که زود هست ومردم حرف در می آورند و از این حرفای بی اساس قدیمیاز طرفی هم این خانم از طرف خانواده خود تحت فشار ازدواج استحالا شما به بگید که چکار کنماگر هم قبل از اعزام نتونم کاری کنم این خانم رو از دست میدم
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 514387
سلام خسته نباشیددختری هستم بیست و دو ساله مجرد و تنها زندگی میکنم که چند وقتی است صبح که از خواب بلند میشوم سرگیجه و حالت تعوع دارم به صورتی که اولش زیگ زاگ راه میروم و تعادل ندارم به همراه سردرد شدید که جتی با خوردن قرص هم ساکت نمیشود سردردم هم در یک محیط مشخص نیس ولی احساس میکنم بیشتر در قسمت پشت سر هستش..ام ار ای هم دادم ولی گفتند چیزی مشاهده نکردند و فشار خون هم ندارم نمیدانم چه کنم...ممنون
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 508674
سلام راستش سوالی داشتم 1-من همیشه همه را خوب تحویل می گیرم و احترام همه را دارم و حتی وقتی کسی به خانه ی مامی آید نهایت پذیرایی و توجه را به او می کنم تا ناراضی برنگردد و در واقع خیلی به میهمان و اطرافیانم می رسم تا کسی از دست من ناراضی نباشد حتی نمی زاریم دست به سیاه و سفید بزارند به هر حال که برای همیشه نمی مونناما دیگران اصلا با من اینگونه نیستند یعنی نصف اون احترام و عزتی که برای آنها دارم برای ما خرج نمی کنند ، و وقتی به خانه اشان میروم خیلی عادی با من برخورد دارند و یه چایی تلخ هم که می آورند انگار کلی از مالشون کسر شده راستش خیلی هم تحویل نم گیرند ، و تازه توی خونه خودشون هم دست به سیاه وسفید نمی زنن و انگار منتظرن که ما که مهمونشونیم پاشیم و یه غذایی درست کنیم و این قضیه واقعا باعث ناراحتی من و خانوادم شد ه .(این قضایا مربوط به من و خانواده من اند) مورد دیگر که من برای دوستانم واقعا دوست خوبی ام و همیشه می گم کاش منم یه دوست مثل خودم داشتم اما دوستانم برای من خیر . همیشه هر کاری که بتونم برای آنها انجام می دم اما اونها از من دریغ می کنن .بارها می گن جبران می کنیم اما هر وقت ازشون کمکی خواستم هی دلیل آوردن وتفره رفتن ،مثلا من با یکی از دوستام که با هم صمیمی هستیم به خاطر کار اون باهاش رفتم یک شهر دیگه که کارشو انجام بده و حتی هزینه ی رفت و آمد من رو هم حساب نکرد حالا پول برام اهمیت نداره ولی حدود چندماه که ندیدمش و امکانش هم نیست که برم خونشون حدود یک ساله بهش می گم تو بیا یه جایی که هم به خونه ما نزدیک باشه و هم به خونه شما که حداقل یک ساعت ببینمت و دلم برات تنگ شده ولی انگار که نه انگار . نمیدونم دوستایی من اینجوری اند یا همه ی مردم دوستاشون اینجورین ؛ راستش من از اونهایی نیستم که بگم چون فلان کار رو برای کسی انجام دادم دیگران هم موظفن که همون کار رو برای من انجام بدن اما این توقع رو دارم که وقتی کاری داشتم کسی که براش کاری کردم و مدیونه منه تا اونجایی که میتونه به من کمک کنه . جالبه که موقعیت زندگی دوستام از هر لحاظ بهتر از منه و جالبتر اینکه کسانی که کاری براشون تا حال انجام ندادم بیشتر به من کمک می کننتو رو خدا به من بگین کجان کار من ایراد داره و چطور اصلاحش کنم و چه رفتاری باید بکنم
۱ پاسخ۱ بازدید