سلام با دختر آشنا شدم و دختر خیلی خوبیه و با ویژگی های مثبت فراوان ولی بعد از جلسه دوم خیلی دودل شدم بعد از خداحافظی ازش انگار غم بزرگی بردلم نشست نمیدونم انگار دچار سردرگمی شدم دچار افسردگی شدم ، در کنارش حس و هیجان یک غریبه رو ندارم در عوض خیلی راحت مثل دوتا دوست قدیمی که انگار خودشه و نقش بازی نمیکنه باهاش راحتم و صحبت میکنم و نظراتمو میگم. در سن 40 سالگی هستم و یک ازدواج ناموفق داشتم و دوسال اخیر یک خواستگاری داشتم که به سرانجام نرسید خیلی ضربه روحی خوردم.نمیدونم چکار کنم ؟ موندم و بلاتکلیفی؟
سلام و درود به همه کارشناسان. بنده ۴۰ سال سنمه ۱۵ ساله که شاغلم و اصلا متوجه نشدم که چجوری این ۱۵ سال طی شد میشه گفت فقط تو این مدت سعی کردم مهارتامو زیاد کنم تو زمینه شغل خودم که برنامه نویسی هستش و همچنین سعی کردم که ماشینی و پس اندازی و خونه ای هرچند کوچک تهیه کنم که تو این موارد موفق شدم ولی متاسفانه نه عشقی تجربه کردم و تفریحی. ۳ ساله قصد ازدواج کردم بصورت جدی چندباری هم با ۷ یا ۸ نفر از جمله تو همدم صحبت و بحث ازدواج داشتم ولی هیچ کدوم نه باب میل من بودن نه دیگه راستش حوصله و شوق ازدواج رو مثل ۱۰ سال پیش ندارم و به نوعی امیدی ندارم. با توجه به سنم دیگه بعیده گزینه ای که باب میل باشه پیدا کنم. همه چی یهویی سریع گذشت. خواهش میکنم بگید که چیکار کنم و اگه تنها بمونم چی میشه