پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/20

راهنمایی

سلام دختری ۲۸ساله هستم و مجرد متاسفانه تالان نتونستم ازدواج کنم و خواستگار مناسبی نداشتم من میل جنسی زیادی دارم سال هاست با این مسئله مواجهم نمیدونم باید چیکار کنم ممنون میشم راهنمایی کنید
1404/06/12

همسر سابق

سلام من چهارسال پیش از همسرم جدا شدم و هرماه یک قسط بهش پرداخت میکنم و اون هر ماه به من میگه خیلی دلش برام تنگ شده ! دل منم براش تنگ شده ولی هیچ حسی بهش ندارم فقط به عنوان همسر سابق بهش احترام میذارم دوست ندارم دوباره بهش برگردم اونم نمیگه برگرد فقط میگه بیا همدیگر رو تو یک کافه ببینیم. شاید خنده دار عجیب باشه ولی زده به سرم دعوتش کنم به آخرین رستورانی که رفتیم برای شام آخر هفته و یکم باهاش صحبت کنم شاید چیزی از گذشته رو باید تمام کنم. چون تو این مدت مثل همسرم کسی رو پیدا نکردم شاید بختم بسته شده ؟!
1404/05/03

علت بی پولی

سلام چرا تو این دوره زمان برای ازدواج با دختر به فکر جهیزیه کامل وخوب دختر هستم و وام ازدواج دختر حساب باز میکنن و به خاطر وضعیت مالی اینم تو این دوره زمونه ول میکنن میرن وبه نجابت دختر وپاک بودن دختر توجه نمیکنن؟ چرا همه مردان آنقدر پرتقوا شدن وخودشون راحت طلبن ومیخوان همه چی از دختر بگیرن؟
1403/09/10

سوال 995770

سلام آقایون، کسی تجربه یا نظر درباره ازدواج با خانمی بزرگتر از خودش داره؟ لطفاً تجربیاتش رو به اشتراک بذاره.
1403/09/03

سوال 995725

سلام دختر متولد دهه ۵۰ هستم با موردی متولد دهه ۴۰ و تحصیل کرده تفاوت سنی ۱۱ سال و مطلقه که حدود ۲۰ساله جدا شده و فرزند متاهل و مستقل داره اشنا شدم حدود یک ماهه..اولش در تماس تلفنی جذب صحبتهاشون شدم و تفاوت سنی زیاد برام مهم نبود ظاهرش هم برام قابل قبول بود ولی خانواده زیاد موافق نبودن بخاطر تفاوت سنی ...و البته مدت جدایی هم نگفتم ۲۰ سال و..فکر میکردم نسبت به سنشون فعال هستن چند جلسه دیدار و تماس تلفنی داشتیم متوجه شدم از نظر مذهبی مشابه نیستیم من اهل واجبات ایشون بیشتر روزه و تقریبا خط قرمزی نداشتن گناه براش معنایی نداشت و میگفت من اسمش حال بد میزارم اگه عملی حالمون رو خوب کنه اشکال نداره و.‌ سوال که میپرسیدم خیلی حاشیه میرفت همش میگفت فکر میکنی بعد از اشنایی اصطکاکی بوجود نمیاد یا فکر میکنی بعد از ازدواج چی نگرانتون میکنه انگار وسواس فکری داشت ..بهش گفتم فکر میکنی چه موقع باید خانواده ها اشنا بشن گفت تا وقتی حس نزدیکی داشته باشیم تا جلسه سوم حس بدی بهش نداشتم و فکر میکردم از نظر شخصیتی و..دیگر موارد مشابه هستیم ولی مدام استرس داشتم..ولی جلسه چهارم حسم کاملا برعکس شد که ترجیح دادم زیاد نگاهش نکنم البته ایشون متوجه نشد و گفت باید بازم صحبت کنیم..شبش حسم بهم گفت ادامه ندم و با مشاوری مشورت کنم ..ولی متوجه شدم مشاور هم نیاز ندارم حسم ادامه ارتباط را تأیید نمیکنه ...مطمئنم فردا نظرم رو درباره زمان دیدار بعدی می پرسه چطوری بگم جوابم منفیه و محترمانه علتش چی بگم به نظرتون که نگه چرا زودتر نگفتی و ادامه دادی و..؟؟؟