پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

12 ماه پیش

بریدن از همه چیز

سلام من دختری هستم ۲۲ ساله راستش دیگه توان روحی ندارم دارم از خاستگاری و ازدواج زده میشم تمام شبو روزم شده گریه خواستگار که رد کنم تا مدت ها رو اعصابو روانم هست و فقط گریه میکنم به خدا دیگه نمیدونم چیکار کنم حتی نمیتونم برم مشاوره من از یک جایی به بعد چادری شدم و گرایش سیاسیم تغییر کرد الان دارم تاوان میدم خانوادم از خاستگار خوششون میاد ولی اون میگه من ضد نظامم خب من همینم الانم تنهام نمیخوام بعدم تنها باشم تو یک سری چیزا دوس دارم همسرمم همراهم باشه چه بسا خیلی جاها دیگه نذاره برم من از اینهمه تنهایی رنج میبرم هر سری تنها تر میشم به خدا نمیدونم چه توضیحی بدم چحوری بگم چه شکلی فکر میکنم من خودم یهو عوض شدم خانوادمم مذهبی هستن ولی از لحتظ سیاسی باهم متفاوتیم من همش میترسم پر از ترس و استرس شدم دلن میخواد همه چیزو ببندم حتی این اپلیکیشن ها هم قبول ندارن خیلی
1404/07/22

رابطه ۷ساله که مادره دختر حرف زده بجاش اولادش

ببیند من ۷ساله تو رابطه ام از دور همو میبینم هااا ولی خیلی کم ولی ی مدت مادرش بجاش با من حرف زده من له مادرش حس دارم ازدواج صحیح هست با این آدم یا نه الان بعضی موقع ها حس میکنم مادرش حرف میرنه
1404/07/20

ازدواج

در مورد سوالات قبلی که مطرح کردم در مورد شغل اقا قبلا مهندس پتروشیمی بودن بعد ازاین قضیه براشون پرونده سازی شده اخراج شدن الان هم برای معلمی قبول شدن ولی بخاطر پرونده سازی میگن شاید ایشون رد کنن الان من از کجا میتونم کامل دراین مورد بفهمم که چه اتفاقی افتاده شغل هم فعلا تو نانوایی هستن ولی گفتن میتونن شغل دیگه ادامه بدن. در این مورد و در انتخاب درست من را راهنمایی کنید؟
1404/07/18

تردید در انتخاب

بین دو خواستگاری که از همه لحاظ به هم شبیه هستند و هر دو شرایط خوبی دارن سردرگم شدم که کدومو انتخاب کنم. چی کار کنم؟ ممنونم میشم راهنمایی کنیدبین دو خواستگاری که از همه لحاظ به هم شبیه هستند و هر دو شرایط خوبی دارن سردرگم شدم که کدومو انتخاب کنم. چی کار کنم؟ ممنونم میشم راهنمایی کنید
1404/07/12

سردرگمی و بلاتکلیفی

سلام با دختر آشنا شدم و دختر خیلی خوبیه و با ویژگی های مثبت فراوان ولی بعد از جلسه دوم خیلی دودل شدم بعد از خداحافظی ازش انگار غم بزرگی بردلم نشست نمیدونم انگار دچار سردرگمی شدم دچار افسردگی شدم ، در کنارش حس و هیجان یک غریبه رو ندارم در عوض خیلی راحت مثل دوتا دوست قدیمی که انگار خودشه و نقش بازی نمیکنه باهاش راحتم و صحبت میکنم و نظراتمو میگم. در سن 40 سالگی هستم و یک ازدواج ناموفق داشتم و دوسال اخیر یک خواستگاری داشتم که به سرانجام نرسید خیلی ضربه روحی خوردم.نمیدونم چکار کنم ؟ موندم و بلاتکلیفی؟
1404/07/03

تصمیم ازدواج مجدد

دوسال پیش خانم بنده خیانت کرد اعتراف کرد و خواست که ببخشم با اینکه بالای ده جلسه مشاوره رفتیم نتونستم با این مشکل کنار بیام در نهایت توافقی طلاق دادن البته تاریخ طلاق دو ماه پیشه ،الان تصمیم به آشنایی با شخص دیگری دارم چون تنهایی برام سخته ازطرف دیگه ذهنم هنوز در زندگی قبلی و اتفاقات درگیره چکار کنم
1404/07/03

خواستگار

سلام و ادب خواستگاری که با دیدن عکس صورت دختر خانم میگه بسیار زیبا هستی،ولی من ممکنه دو ماه بعد بیام خواستگاری یا هفته بعد بیام. کار درست دختر خانم چی هست؟
1404/06/23

نازکردن دختر

سلام من عاشق دختری هستم ولی روی خوش به من نشون نمیده به نظرتون با چه روشی میشود دلشو بدست آورد؟ از کجا بفهمم ناز میکنه یا ازم بدش می آید؟ آیا اصرار و پیگیری من نتیجه دارد ؟ یعنی دخترها خوشش می آید کسی پیگیر باشد یا مغرور باشم؟
1404/06/21

خانوادخ

سلام من سر یک کار هستم که دائمی نیست،حقوق خوب و مکان خوبی داره و بیمه هم مبخاد بکنه.اما خانوادم مجبورم میکنن ک بریم از این شهر و من دلم نیست. چون میدونم شهر دیگه سختی خودش رو داره و جوری نیست همین کار رو شهر دیگه انجام بدم چون نیرو خودشون رو دارن. شما بگید چکار کنم ۳۱ سالمه و دخترم خیلی اذبتم هزار بار تابحال بهشون گفتم ولی اصلا متوجه نمیشن. حس کنترلگری دارن و اصلا دوستندارم. واقعا روی اخلاق و خواب و رفتارم اثر گذاشته.......م
1404/06/21

مشاوره

باسلام آقای قراربود بعد چندروز بیاد خاستگاری دوسه ماه بود باهم صحبت میکردیم ویندوز قبل ازروز خاستگاری یک عروسی دخترعموم بود ایشون گفتند وقتی میرید عروسی موهای سرتون دیده نشه اما درفرهنگ ما توعروسی دخترها موهاشون وبازمیکنن خانواده گفتند شماهم مثل دخترمردم اما اون آقا اصرار داشتن موها وببندم وکسی نبینه اما خانواده گفتند مثل بقیه باش هنوز خانواده درجریان خاستگارنبودن چون صلاح ندیدم به خانواده بگم وقتی رفتم عروسی اون آقا موهاتون باز هست یابسته خب گفتم طبق نظرتان اده بازهست ایشون تاحالا ازنزدیک ندیدم فقط صحبت کردیم بعد گفتند این حرف اون آقا شروع کرد به توهین به خانواده وخودم گفتند شماگناهکارین وخیلی حرفهای دیگه درمنطقه ماعروسی مختلط هست واکثر بانوان موهاشون بازهست اون آقا میگن شمابه حرف من گوش ندادی وموهاتو وبازکردی نامحرم دیده وحرف خانواده روگوش دادی من هنوز بااون آقا هیچ نسبتی ندارم حتی یک بارندیدم ازنزدیک فقط صحبت کردیم وچون راهشون دور بود قراربود بعد ۳روز دیگه بیاد خاستگاری ولی باشنیدن این حرف که من موهام وبازکردم وآدم بدی هستم زد زیر همه چی سوال من خدمت مشاوران اینه آیا اشتباه کردم به حرف اون اقاگوش ندادم وحرف خانواده اولویت برام یاخیر ایشون میگن خانواده برات اولویت بوده ومن برات مهم نبودم اصلا نمیدونم چکارباید میکردم باتشکرباسلام آقای قراربود بعد چندروز بیاد خاستگاری دوسه ماه بود باهم صحبت میکردیم ویندوز قبل ازروز خاستگاری یک عروسی دخترعموم بود ایشون گفتند وقتی میرید عروسی موهای سرتون دیده نشه اما درفرهنگ ما توعروسی دخترها موهاشون وبازمیکنن خانواده گفتند شماهم مثل دخترمردم اما اون آقا اصرار داشتن موها وببندم وکسی نبینه اما خانواده گفتند مثل بقیه باش هنوز خانواده درجریان خاستگارنبودن چون صلاح ندیدم به خانواده بگم وقتی رفتم عروسی اون آقا موهاتون باز هست یابسته خب گفتم طبق نظرتان اده بازهست ایشون تاحالا ازنزدیک ندیدم فقط صحبت کردیم بعد گفتند این حرف اون آقا شروع کرد به توهین به خانواده وخودم گفتند شماگناهکارین وخیلی حرفهای دیگه درمنطقه ماعروسی مختلط هست واکثر بانوان موهاشون بازهست اون آقا میگن شمابه حرف من گوش ندادی وموهاتو وبازکردی نامحرم دیده وحرف خانواده روگوش دادی من هنوز بااون آقا هیچ نسبتی ندارم حتی یک بارندیدم ازنزدیک فقط صحبت کردیم وچون راهشون دور بود قراربود بعد ۳روز دیگه بیاد خاستگاری ولی باشنیدن این حرف که من موهام وبازکردم وآدم بدی هستم زد زیر همه چی سوال من خدمت مشاوران اینه آیا اشتباه کردم به حرف اون اقاگوش ندادم وحرف خانواده اولویت برام یاخیر ایشون میگن خانواده برات اولویت بوده ومن برات مهم نبودم اصلا نمیدونم چکارباید میکردم باتشکر
1403/11/09

سوال 996234

سلام.من دانشجوی دکترای یکی از دانشگاه های دولتی تهرانم. یکی از دانشجویان کارشناسی، کار پایان نامه اش را با من برداشت (زیر نظر استاد راهنمام). مدتی کار رو جلو برد و یک باره ناپدید شد! بعد از یک غیبت سه هفته ای، یک سر به دانشگاه زد و مقداری مشکلاتش رو با من در میون گذاشت.فهمیدم که مدت طولانی هست که پدرش فوت شده و مادرش ساکن ایران نیست و خودش هم از نظر روحی خیلی در وضعیت مساعدی قرار نداره. بازهم بهش فرصت بیشتر دادم که کارش رو انجام بده. اما متاسفانه بازهم کار رو پشت گوش انداخت و الان به مدت 10 روز است که به صورت کامل ناپدید شده! نه تلفنی رو جواب میده و نه پیام و ایمیل. به مددکار مرکز مشاوره گفتم و ایشون گفتن که توی پرونده اش نشانه ای از افکار خودکشی نیست (آخرین مراجعه اش یک سال پیش بوده).راستش من کماکان نگرانش هستم اما با جواب مرکز مشاوره نمیدونم باید چی کارش کنم!