پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/18

نجات از وضعیت پرتنش

خودم دختری سن بالا و مجرد هستم پدرم را سالها پیش از دست داده ام. خواهری دارم از خودم دو سال بزرگتر و برادری بیکار به همراه مادر بیمارم زندگی میکنم خواهرهای دیگرم ازدواج کرده اند. خواهر بزرگم که مجرد است فرزند اول خانواده بسیار بدرفتار بداخلاق حسود بدگو است و در خانواده سم پاشی می‌کند همه را به هم می‌زند با من و مادرم رفتار بسیار بدی دارد دائم فحاشی می‌کند و مرا تحقیر می‌کند اعتماد به نفس پایینی دارم سرکار میروم ولی وقتی به خانه برمیگردیم خیلی اذیت میشوم دلم برای مادرم می‌سوزد او تنها کسی است که هوایم را دارد. درباره ریشه این رفتارهایش باید بگویم از روی حسادت است دوست دارد همه طبق خواسته های احمقانه او رفتار کنند. من خیلی تلاش کردم ازدواج کنم بلکه بتوانم از این خانه برم اما چون خانواده خوبی نداشتم موفق نشدم یکی آخرین بار دو سال پیش آمد خواستگاری ام که بعد رفتن او مورد تحقیر و اذیت و سرکوفت این خاهر وبرادر قرار گرفتم. مسخره ام کردند خلاصه خیلی در عذابم خودم تنها نیستم مادرم هم هست پول زیادی ندارم در حد اجاره و رهن میتونم جور کنم اما از تنهایی زندگی کردن هراس دارم. به علاوه در محیط دور و بر من این کار را درست نمی دانند. ولی در خانه هم خیلی اذیت هستم خاستگاری ندارم که به درد ازدواج بخورد. اگر شما جای من بودید چه میکردید؟
1404/07/17

ازدواج یا مهاجرت؟

سلام کارمند دولتم با یکی از اعضای خانواده ام زندگی میکنم(خواهرم) پدرم فوت کرده الان تقریبا ۵ سالی مادر پیش ما زندگی نمیکنه ولی در ارتباطیم مادرم و خواهر بزرگ تر موافق ازدواج ولی خواهر کوچک تر موافق نیست و همیشه میگه با کدوم پول سرکوب میکنه . تقریبا مسئولیت خانه گردن من . دو دلم ازدواج کنم یا مهاجرت؟ ترس ازدواج دارم که به مشکل مالی بخورم از یک طرف نگران مهاجرتم از صفر شروع کردن سخته. دلم میخواد تشکیل خانواده بدم ولی ترس این هم دارم که نتوانم خانمم یا همسر آینده ام خوشبخت کنم یا اینکه مشکلات مالی باعث اختلافمون بشود دارم پیشنهادتون چیه ؟
1404/07/17

ازدواج

سلام ۲۹ سالمه کارمند رسمی دولتم مجردم دلم میخواد ازدواج کنم ولی ترس از مشکلات مالی نمیذاره برم سمت ازدواج پیشنهادتون؟
1404/07/15

تفاوت عقیده

سلام مدتی پیش با خانمی برای ازدواج آشنا شدم دختری زیبا و‌مهربان و با اخلاق و محجوبی هستند پدر و مادرشان به رحمت خدا رفته اند ولی مشکل اینجاست که از لخاظ اعتقادی بسیار متفاوت هستیم و خودشان جندین بار به من گفتند زندکی ما به شکست میخورد هرچند تصورم اینه که بیشتر چون علاقه پیدا نکردند بهانه میارند حتی پرکاری تیروئیدش را آنقدر روش تاکید میکنه که رهاش کنم ولی نمیدونم چرا نمیتونم از فکرش بیرون بیام بعضی از صحنه هایی که دیدمش مثلا نصویرش در ماشین از ذهنم پاک نمیشه و اخلاق خوبش هم تقریبا نادره با اینکه چند وقت یک بار بهش پیام میدم و حتی افکارش را زیر سوال میبرم برخورد بدی با من نکرده اینقدر بهش علاقه دارم که دوست دارم مرتب ببینمش باهم معاشرت کنبم و خودش هم چون سنمون بالا رفته و امید به ازدواجمون کم شده تا حدی موافقه ولی دلم نمیاد علاقه پیدا کنه و قلبش بشکونم چون دختر درد کشیده ایه دلم نمیاد اذیتش کنم از خر شیطون هم پایین نمیاد میگه من مثل تو نمیشم و سبک زندگیم عوض نمیکنم من هم سبک زندگی ایشون را نمیتونم بپذیرم نمیدونم چکار کنم لطفا راهنمایی کنید نمیدونم چرا عاشق دختری شدم که فقط دو‌جلسه حضوری دیدمش و میدونم شاید تو زندگی شکست بخوریم افکارش را قبول ندارم نمیدونم جرا تو همه چیز درست فکر میکند جز اعتقاداتش بدون فکر پذیرفته حسم اینه که به خاطر مسائل خانوادگیش نوعی پناهگاه روانی برای خودش ساخته
1404/07/11

نداشتن خواستگار

سلام مشاوران عزیز<br />من ۲۹ سالمه و مجردم خواستگاری ندارم زندگی با خانواده هم برام غیرقابل تحمل شده، لطفا راهنمایی کنید
1404/07/09

سردرگم بودن

سلام حس میکنم به‌خاطر معیارهام خواستگار رد کنم اشتباهه و وقتی میبینم من افکارم با بقیه متقاوته و‌خودم زحمت‌کشیدم به جاهای خوبی رسیدم و وقتی میبینم هم سن های من معمولی ازدواج‌کردن و‌حتی اهل درس و اینا نبودن حس میکنم من عقب افتادم و میترسم دوس دارم تو همین سن‌کم ازدواج کنم
1404/07/07

ازدواج

سلام من دختری ۱۸ ساله هستم که علاقه ی زیادی به ازدواج دارم و مطمئنم که میتونم با تموم مشکلات و مسئولیت پذیری ها کنار بیام ولی دوس ندارم که یکی دو سال دیگه ازدواج کنم بلکه فقط با خودم میگم کاش یکی بیاد همین فردا برم و به نظرم ازدواج زندگی یکی دوروز نیس بلکه یک عمره و خب هرکسی باید تو انتخابش دقت کنه به نظر شما این طبیعیه؟ چیکار باید کرد؟
1404/06/24

خواستگار

چه چیزی باعث جدب خواستگار میشه و چه کار کنیم
1404/06/22

مجرد ماندن

سلام. خانمی ۳۸ ساله ام و تا الان ازدواج نداشتم. البته دوران ۲۰ تا ۳۰ سالگی دوستی‌های زیادی داشتم. اما هیچ کدوم منجر به ازدواج نشد و خیلی هاشون دروغگو بودن و دنبال سواستفاده جسمی و جنسی و مالی که البته به خاطر اعتقادات مذهبیم و ارزش و شخصیت و احترامی که برای خودم و خانواده ام قائلم خط قرمزهامو تا حد توان رعایت کردم اما در کل خیلی اذیتم کردن و اتفاقات و خاطرات تلخ زیاد دارم. تا این سن فقط ۲ نفر اومدن خواستگاریم. اونم خودم پیدا کرده بودم. یکی تو سن ۲۱ و یکی تو سن ۲۹ سالگی. با اولی تا نامزدی رسمی هم رفتیم اما بهم خورد. دومی رو همون جلسه اول جواب منفی دادن.بعد از اون دیگه هیچی. تا حالا نشده مثل دخترهای معمولی از همسایه ای، فامیلی، آشنایی،. کسی درخواست خواستگاری اومدن داشته باشم.شد آرزو برام که بگن قراره برام خواستگار بیاد... ازدواج سنتی.... درواقع هیچ کس منو نخواسته. بااینکه آروم و خیلی صبور و مهربونم. اما هیچ کس منو دوست نداشته. حتی پسر داییم هم مادر و خواهرش بهش گفته بودن بیان خواستگاری من. اما اون به شدت مخالفت کرد و بعد از چند سال با یه دختر دیگه ازدواج کرد‌ زشت هم نیستم. از همه نظر معمولیم. من تک فرزندم و پدر و مادرم پیر و مریضن. اگه اونا از دنیا برن من تنهای تنها میشم. نه خواهر نه برادر نه همسر نه بچه. هیچکیو ندارم. دیگه به جایی رسیدم آرزو میکنم من قبل از. والدینم بمیرم. از تنهایی میترسم... اما انگار سرنوشتمه تنها و مجرد بمونم تا آخر عمر
1404/06/21

خواستگار

شبها نمیتونم خوب بخابم از فکر وخیال اینده .....ازطزفی هم‌ همه خانواده بیشتر لز ۳۰ سال سن داریم و باسخت پسندی مادرم ،ازدواج نکردیم. شرطش برای ازدواج کمالگرایی فراوان طرف مقابله..بعدش ک خواستگار میره پشیمون میشه وقتی خواستگار قبلی از بعدیها بهتربوده.... خلاصه هیچ خواستگاری ب دلش نیست. حرف کسی رو هم قبول نداره و وقتی باهاش حرف میزنیم واقعا پشیمون میشیم.. شما مارو راهنمایی کنید.
1404/06/20

سرخوردگی

سلام بنده نمیدونم چرا هر خاستگاری رو به دلم میشینه دیکه زنگ نمیزنه و اونایی که به دلم نمیشینن یا معیاری دارن که نمیشه زنگ میزنند خیلی دل شکسته شدم اخیرا خاستگاری داشتم که واقعا عالی بود از همه نظر درس و شغل و خانواده و حتی چهره و قد یک جلسه رفتیم خاستگاری و از طریق همین اپلیکیشن ها خودشون درخواست داده بودن ولی بعد از یک جلسه دیگه گفتن من نمیتونم دخترشونو خوشبخت کنم چون من معیار هایی دارم که این روزا کم پیدا میشه اصلانم اهل مادیات نیستم و همیشه تو جلسات میگم رضایت خدا و امام زمان تو زندگیم مهمه وسعی میکنم حواسم به صحبت هامم باشه راستش خیلی به خاطر این اخری دلم شکست و ناراحت شدم چهره زشتی هم ندارم و پوست صاف دارم لاغر و قد بلند و خوش اندامم خودم تحصیل کرده خانوادم تحصیل کرده حتی اونا هم به مادیات اهمیت نمیدن خیلی و خوبی طرف براشون مهمه وضع مالی متوسطی داریم و بد نیست واقعا در تعجبم چرا دیگه نمیان واقعا گریه میکنم و همیشه تا یه دلگرمی تو دلم میاد یا میگم این خودشه یا دیگه قراره منج ازذواج کنم یهو ی طوری میشه و من با سر میخورم زمین انگار کسی رو تشنه ببرند لب جوی و برگردونن هر سری تری به قلبمه برای منه ۲۳ ساله سنگینه چون من دلم نمیخواد دیگه اینهمه تنها بمونم و خیلی دلم میخواست تو سن پایین ازدواج کنم خیلی حالم بده حس میکنم خیلی این مورد اخیر حیف بود من واقعا فعلا دلم نمیخواد حتی دیگه به کسی فکر کنم طرف خیلی به دلم نشسته بود به هرحال خیلی ناراحتم و دیگه تحمل این حجم فشار رو ندارم
1404/06/17

درگیری ذهنی

من دختر ۲۶سالم از لحاظ فیس نرمالم و قد بلندی دارم و حتی درامد ۵۰میلیونی دایره ارتباط هم زیاده متناسب با شغلم اما ازاینکه هیچ خواستکاری ندارم منا ازار میده افرادی مبینم نصف تلاش منم ندارند اما بهترین ازدواج هارا کردند

صفحه 1 از 2