پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/16
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995822
سلام من ۳۲سالمه ویک بارجداشدم بخاطراعتیادهمسرم خاستگارزیادداشتم ودوره اشنایی زیادی داشتم ولی بنابردلایلی نشددرهرکسی یه مشکل خاص وجوداشت.الان نه ماه هست بامردی هستم معرفی شده همسرش فوت کرده دوتابچه داره یکی هشت ساله منم یه پسردارم هشت ساله ویک دخترشون ۱۹ساله بچه های این اقادخترن بشدت به من علاقه دارن وخونگرم ومهربون هستن دختربزرگ خودش منوازطریق اشنایی پیداکرده برای پدرش که سروسامون بگیره همسراین مرددرسرزایمان فوت کردن ایشون۵۰سالشونه اماتیپ وظاهرورسیدگی ویسری اخلاق ورفتارشون کلامثل تیپ جوان سال وسی ساله هست ونشون نمیده کاملاپایه وامروزی .روزاول من برای اینکه مهک بزنم ایشون روچقدربهم علاقه داره شرط گذاشتم من پشت بانه یه شش دنگ منزل میخام ایشون برای من اپارتمان خریدو۱۱۴تاسکه زدم کلی دراین نه ماه رابطه برام طلاخریده پول داده به منوبچم رسیدگی میکنه ابرازعلاقه وکلامی داره توجه داره اهل سوپرایزکادوهمه چی عالی بودولی بعدشش ماه همش باهم سرناسازگاری پیداکردیم یعنی همش احساس میکنم اصلامنطق سرش نمیشه واصلاحرف منونمیفهمه همه چی برام گنگ شده که چرااینجوری شده همه چی همه خانواده وطایفه میدونن ودیگه قراره ازدواج کنیم امامن دودل شدم مثلازودجبهه میگیرن حتی برای نصبحت یاخوبی یاچیزخوبیم میگم انگاردرکلماتش داره لج بازی میکنه معامله میکنه مثلامن بگم چرادکترنرفتی امپولتوبزنی چرابه حرفم گوش نکردی الان خوب شده بودی همین چیزساده جوابش اینه من بگم فلان دکترنروفلان جابروتوگوش میدی توهرزمینه ای اینجوری.واینکه زودناراحت میشه وخیلی قهرمیکنه زودتوزمینه های خوب ومنطقی حتی وهمیشه میحایم درموردمشکل صحبت کنیم بدترمیشه چون فقط حرفشون اینه توجرقه زدی توباعث شدی برای همه زمینه هاانگشتشون سمت منه ومن مقصرمیدونن درصورتی که من چندگزینه به دخترشون یاخاهرشون یامشاورگفتم حتی من اون قسمت اون جاداشتم حرف درست اصولی منطقی میزدم ایشون نه جوابش نه رفتارش منطقی بوده وجرقه اول مقصربودن های خودش روهم من میدونه تودودلی وشک افتادم میگم خدایاازدواج دوممه بایه بچه اگه این اخلاقش درستم سعی کردم نشده معموله نمیتونه تغیرکنه باشه اینجوری سخته سه روزنمیتونیم حرف بزنیم ناراحتی نشه چون بهوازسمتش ناراحتی وقهرمیشه وادامه دارگاهی میگم برای سنشه نمیفهمه حرف منواصلاگاهی میگم توشخصیتی این ادم اخه چیه که من نمیتونم بفهمم اصلا..میشه راهنمایی کنیدتوروخدا
۴ پاسخ۳۸ بازدید
1403/09/06
سوال 995742
سلاممن چون یکبار ازدواج ناموفق داشتم و سر طلاق گرفتن همسرم مدام میگفت حق طلاق با من و طلاقت نمیدم و انقده بمون تا موهات مثل دندونات سفید بشه و واقعا دو سال تو دادگاه میرفتم و میومدم تا بتونم طلاقمو بگیرم الان میخوام یکی از شروطمو حق طلاق بگذارم و چون اقایون با این مدضوع گارد دارن و نگران چطوری مطرح کنم که قبول کنن و نگران هم نشن؟
۲ پاسخ۳۴ بازدید
1403/08/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995693
با سلام و خداقوت خدمت مشاوران عزیزپیرو پیام قبلی در مورد ازدواج سه عقد ناموفق آقا و اینکه چرا بنده به ایشون فرصت آشنایی دادم، اینه که بنده هم یه ازدواج ناموفق داشتم و یه فرزند که با پدرش زندگی میکنه و میخوام با آقایی ازدواج کنم که فرزند نداشته باشه و فرزندآوری رو هم در آینده قبول کنه. همچنین این آقا در مدت دو روز مکالمه با ایشون تا حالا بی احترامی ازشون ندیدم و نرمال رفتار می کنند و درک بالایی از خودشون نشون میدن. جوابشون در مورد عقد اولی که همشهری شون بودند اینه که ایشون خیلی منو اذیت کردند و فقط توهین کردند و مهریه رو گذاشتند اجرا و خونه آقا رو برای مهریه شون برداشتند ولی در مورد دومی که تهرانی بودن گفتن دختر خانم خیلی خوب بودند ولی همه موارد رو به مادرشون نگفته بودند و مادرشون بعد چندین روز بعد از عقد گفتن که دخترشونو طلاق بدم و دختر خانم هم به خاطر فوت پدرشون و فشارهایی که مادرشون بهشون اعمال میکردند گفتن که با یکی دیگه هستند و خواستند که زودتر طلاقش بدهم در حالیکه آقا گفتن که دختر اینطور نبود اصلا ولی به خاطر اصرار خودشون طلاقش دادن. سومی هم که مشهدی بودن میگن اولش قبول کرده بودن که بیان شهر آقا ولی بعدش که عقد میکنند و میان شهر آقا، میگن که اگه منو دوست داری، باید کار دولتی رو انتقالی بگیری و بریم شهر ما و آقام میگن که شهر دخترامکان انتقالی نیست ولی تهران رو پیشنهاد داده بودن و دختر قبول نکرده و گفته ما اونجا کس و کاری نداریم.حالا سؤالم اینه آیا مشاوره قبل از ازدواج رو خودم به تنهایی برم؟ چون شهرهامون از همدیگه دوره و فعلا شناخت زیادی از هم نداریم تا همدیگه رو حضوری ببینیم. اینکه میگین نگران کننده هست یعنی کلا کنارش بذارم؟ سپاسگزارم از مطالب ارزنده تون🙏
۴ پاسخ۳۴ بازدید
1403/08/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995626
سلام وقتتون بخیربا آقایی ۳۲ ساله در حال اشنایی برای ازدواج هستیمهر دو قبلا ازدواج کردیم و جدا شدیم و در زندگی قبلی مشکل جنسی نداشتیم، از صحبت های این اقا در طول یک ماه و نیم متوجه شدم که نیاز جنسی خیلی بالایی دارن در چت ها و دیدار ها معمولا صحبت هایی راجب نوع رابطه و زمان رابطه و معاشقه و ... دارند اما توافق کردیم تا ازدواج رابطه نداشته باشیم ایشون توی صحبت هاشون گفتن که دوس دارن رابطه جنسی خیلی طولانی باشه مثلا بالای یک ساعت و اینطور که گفتن من حس کردم دیرانزال هستن و گفتم دوست دارن دوبار هررابطه ارضا بشن و الان تقریبا هرروز خودارضایی میکنن و بعدا هم احتمالا هرروز رابطه میخوان اما گفتن که هرطور من بخوام خودشون رو وفق میدناین نشانه ها بنظر شما نرمال هست یا خیر
۵ پاسخ۵۹ بازدید
1403/06/18
سوال 995247
سلام وقت بخیر چند ماه پیش به خواستگار برای خواهرم اومد که قبلاً ازدواج داشته و طلاق گرفته بود من موافقت نکردم چندین بار اومدن و من موافقت نکردم آخرش دیدم خواهرم اوکی داده بود و.. منم گفتم خودش خواسته بزار ازدواج کنه و. بلاخره اومدن و عقد کردن الان همش رو موضوعات کوچک و مسخره دعوا دارن خواهرم به نظرم ازیت میشه ولی چیزی به ما نمیگه نمی دونم باید چیکار کنیم
نگرانی های بی دلیل1رابطه زوجین در دوران عقد1نگرانی از آینده1درمان بدبینی و شکاک بودن1جدایی در دوران عقد16+
۵ پاسخ۲۷ بازدید
1403/05/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994841
سلام وخسته نباشید خدمت مشاوران عزیزمن یه مدتی هست با یه آقایی آشنا شدم که مجرد هست وخودم مطلقه ودوتا فرزند دارم این آقا دوسه سال از من کوچکتره وهمچنان آشنایی ادامه داره خیلی همدیگه را دوست داریم من بهش گفتم که به خانوادت گفتی که بامن در حال آشنایی هستی گفته میگم تا چند شب پیش که خواهرش از فرانسه اومده بود ایران باهاش در میان گذاشت به این صورت که اگه کسی را بخوام که بچه داره نظر شما چیه که خواهرش گفته هیچ وقت اینکار را نمیکنی ولی این آقا بلند سر خواهرش داد زد که میکنم وچون دوست دا رم وبه هیچ کسی ربطی ندارهبعدش داداشش مانده که هنوز نگفته من بهش گفتم که خانوادت راضی نیستن بیا همینجا ارتباط را تمامش کنیم اون آقا گفته که به من تا اول مهر فرصت بده خودم راضیشون میکنم ...نمیدونم واقعا فرصت بدم تا اول مهر یا این فرصت را قبول نکنم لطفا راهنمایی کنید
۳ پاسخ۱۱ بازدید
1400/07/11
سوال 11998
اصلا اوضاع مادی خوبی ندارم. همسر سابق کلیه اموال و ماشین و خانه رو گرفت و الان هم در حال پرداخت مهریهام. پسرم هم می دونه ولی احساس میکنه با ازدواج من تنها و آلاخون والاخون بشه. در صورتی اصلا اینجوری نیست، هواش دارم و تنهاش نگذاشتم. در هرحال او پسر بزرگی است و باید فکر زندگی و هم خونه بودن با یک زن جدید را داشته باشم.در ضمن اصلا حاضر به مشاوره و کمک از مشاوران را ندارد.
۱ پاسخ۲۲ بازدید