توی این وضعیت اقتصادی و نداشتن مسکن با یه کار که نهایت ماهی ۲۰ میلیون باشه واقعا میشه به ازدواج فکر کرد؟ خودم دوست دارم ولی هرجور حساب میکنم نمیشه، چقدر پول اجاره و هزینه خونه زندگی بدم؟ با این پول مگه میشه از پس مخارج عروسی و.. براومد؟
آیا وجود همچین گزینه ای که با یه خشم یا سوتفاهم ویا تحریک دیگری به اجرا گذاشته بشه و در اکثر موارد زندگی و رابطه اونا هرگز عادی نمیشه یا خرید وسایل زندگی اونم با این قیمت های نجومی، برای خانواده دختر ، عقلانی و منطقیه ؟
فکر نمیکنید باید با توجه به شرایط، زمان و موقعیت و فرهنگ اون جامعه قوانین نوشته بشه؟
اگه بامن موافق هستید اشکالی داره دو طرف روال تعیین شده رو طی کنند ولی این موارد رو برای همدیگه حل کنند؟
همینطور هزینه عروسی و واگذاری بدون چون و چرا حق طلاق و مسافرت.
چرا واقعا باید گرفتن مراسمات عروسی و غیره بخصوص تو این اوضاع اقتصادی گرایش فرهنگی و پر زرق و برق شدن مراسمات اینقدر مهم باشه بجای مهم بودن علاق درونی و خواسته های که میشه باهاش زندگی رو ساخت و ادامه زندگی مشترک و برنامه ریزی براش باید به فکر مراسمات باش فقط خودشم با کلی مشکل ...