خانواده و روابط
خانواده و روابط

خانواده و روابط

۳۰۹٬۰۸۰ سوال۳۱۳٬۲۴۰ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1400/07/11

سوال 11910

با اینکه شناخت فرد مقابل ضروری امر ازدواجه و از طرفی نمی تونیم در کوتاه مدت به این شناخت برسیم...طول دادن رابطه شناختی بدون محرمیت خیلیه با روحیه من سازگار نیس و خانواده هام راضی نمیشن موقت عقد کنیم... چیکار کنم؟
1400/07/11

سوال 11909

پدر و مادرم از هم جدا شدند مطرح کردن این موضوع به چه نحو باید باشه
1400/07/11

سوال 11904

با سلام بنده فردی معلول هستم پاهام تو تصادف قطع نخاع شدم و ۱۸سالمه و خیلی علاقه دارم ازدواج کنم و نه با همسن با سن بالا از نظر شما مشکلی نداره لطفاً راهنمایی کنید ممنون...
1400/07/11

سوال 11903

سلام من ۲۳ سالمه ۲ ساله از سربازی اومدم مستقلم پول در میارم شاغلم خونه دارم ب طوری کلی دستم ب دهنم میرسه که ی زندگی عادی داشته باشم مورد های خوبی واسه ازدواج داشتم ولی متاسفانه با این که با پدر مادرم زندگی میکنم اونا دوست ندارن من اطدواج کنم و با همه چی من مشکل دارن که چرا میخای ازوپدواج کنی زوده یا زن بگیری زنت سوارت میشه از این حرفا نمیدونم واقعا چ مشکلی با من دارن جلو من از خوبیام میگن پشت سرم بد منو میگن واقعا خسته شدم عاشق ی دختری بودم که همدیگرو رو مسخاستیم روابط خانوادگی هم داشتیم ولی نزاشتن به هم برسیم لطفا راهنمایی کنید
1400/07/11

سوال 11898

سلام امیرحسین هستم ۲۲ساله یه مشکلی دارم نمیدونم ربطی به مشاوره داره یان من میپرسم شما راهنماییم کنید نمیدونم چندساله ساله فقط رابطه مجازی اونم درحد چت دارمخسته شدم ازین رابطه های که فقط برای وقت گذرونی درگیرش شدمتواین وظعیت حقوق ماهی ۲/۵نمیشه زن گرفت از تنهایی خسته شدم دوستدارم یکی کنارم باشه که توهمه شرایط درکم کنه کنارم باشه مهم برام اینکه درکم کنهواقعا نمبدونم چکار کنم حتما به یه شریط واقعی نیازمندم
1400/07/11

سوال 11894

سلام عرض ادب ، ببخشید من مشکلم اینه که پیشنهادهای خوبی از طرف اپلیکیشن میشه، منتها من هر کاری میکنم نمیتونم به خودم اجازه بدم که به اون شخص پیشنهاد بدم ، احساس میکنم غرورم خدشه دار میشه و اعتماد به نفسم رو به شدت میاره پایین ، بیشتر دوست دارم انتخاب بشم تا انتخاب کنم ، حتی برای دوستی با یک پسر هم هیچوقت پیش قدم نشدم ، و همیشه درخواست بوده که رد کردم و یا با پافشاری طرف مقابل قبول کردم ، خواستم ببینم در این مورد میتونید به من کمک کنید؟
1400/07/11

سوال 11886

سلام و وقت به خیرخانواده ی من تحصیلات بالایی دارن ولی من در دوران دانشگاه ترک تحصیل کردم و فقط دیپلم دارم. الان که قصد ازدواج دارم میترسم که خانواده ها به خاطر شرایط تحصیلی من مدام به پدر و مادر من جواب منفی بدن و خانواده ی من تحقیر بشه .به خاطر عقاید دینی ای که داشتم با ۲۷ سال سن با هیچ دختری هیچ رابطه ای نداشتم و از لحاظ عاطفی و روانی و جنسی تحت فشارم.
1400/07/11

سوال 11879

سلام روز بخیر پدر من ازدواج مجدد داشت که سالها باعث کدورت و تنش خانوادگی شد و نهایت مادرم در اثر مسایل روحی و فشار عصبی مرحوم شد من فرزند بزرگ خانواده هستم و بعد مادر مسوولیت خواهر برادر و خانه به دوش من گذاشته شد و بازم سالها درگیری و کدورت با پدر داشتیم در سن ازدواجم و میترسم از ازدواج که موفق نباشه و بنظرم انگار مردها پایبند نیستن به همسرشان
1400/07/11

سوال 11877

سلام.بنده دوسال پیش با دختری آشناشدم همدیگرو دوس داشتیم و دوسالی با هم بودیم و به قصد ازدواج هر کاری فک کنید کردم و چندین بار به خواستگاریش رفتم اما پدر دختره به هیچ عنوان قبول نکرد چون میگفت تنها دختر منه و من دختر ب راه دور نمیدم مگر بیایی نزدیک اما منم چون کارم دور از خانواده یود نميتونستم بیام نزدیک(بر حسب شرایط کاری) خلاصه نشد بعد اون ماجرا ما تصمیم گرفتیم جدا بشیم بعد یک سال از جدایی من با علاقه خواهرزادم با دختری آشنا شدم ک دختر خوبیه و...اما الان یکساله میگذره اما من حس میکنم حسی بهش ندارم و همش دخترقبلی میاد تو فکرم و...و از لحاظ ذهنی اذیتمالان بنده چیکار کنم ؟
1400/07/11

سوال 11875

مدت زیادیه فارغ التحصیل شدم و نتونستم کار مناسب پیدا کنم با اینکه خودمو تو خونه با کارهای هنری و خیاطی مشغول کردم ولی پدرم مجبورم میکنن ک شاغل بشم و جایی استخدام بشم اما من هرشغلی و هرمحیطی رو نمیتونم تحمل کنم فشارهای روحی از اطرافیان و اقوام اذیتم میکنه
1400/07/11

سوال 11874

من و همسرم چند سالی هست ازدواج کردیم و بچه دار نشدیم و من تصمیم به اختیار همسر دوم گرفتم و با ایشون صحبت کردم و تقریبا قبول کردند و خب به دلیل شرایطی که دارم نمی‌دونم چطور فرد مورد نظر خودم رو پیدا کنم
1400/07/11

سوال 11873

سلام بنده۳۸سال سن دارم ،دو تا فرزند پسردارم از نظر اخلاق و درامد و تیپ و پایبندی به زندگی کم ندارم، از اول ازدواج به خانمم اجازه دادم ادامه تحصیل بده رفت بیمارستان و مشغول شد و هر روز که از نظر اقتصادی مشکلمون کمتر شد و من با کمک مادرش زمینی که باسم مادرش بودرو درست کردم وبعد کلی بدبختی یرمغازه خریدم که اونم نصفشو به اسم زنم زدم ماشین هم خریدم بازم باسمش زدم ایشون از من فاصله میگرفت تا اینکه چند وقت پیش بدون دلیل گفت من دوست ندارم مهریه میخوام. الانم درمونده شدم هر چی بهش میگم بچه داریم گناه داره گوشش شنوا نیست فکر میکنم هوایی کردنش ولی نمیدونم کی و چطور؟ لطفا راهنمایی کنید.

صفحه 629 از 644