پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/08/15

سوال 995604

سلام دوست عزیزخیلی ها به خیلی ها نگاه می کنند این که دلیل دوست داشتن نیستبه قول خانم عطاریان ، اگه جدی باشه خودش اقدام میکنه همه می دونن تو ایران اقدام کننده برای ازدواج آقاست شاید از این نظر خوشتون نیاد اما به نظر من خیال پردازی نکنید در این موارد.در زمانه ی حاضر که مردم با ده سال زندگی به راحتی از هم جدا میشن نگاه کردن اصلا دلیل خوبی برای قصد ازدواج نیست.
1403/08/14

سوال 995596

سلام. ی خانم چجوری میتونه ب ی آقا ک اصلا نمیشناسش بگه ک دوسش داره جوری ک فکربد درمورد این خانم نکنه؟ چون محجبه است و ممکنه بخاطر بعضی کج فهمی ها ک درجامعه نسبت ب محجبه ها هست فکربدکنن و آبروی خانم بره. محل کار آقا هم مشخص نیست و فقط گاهی مغازه دوستانش میاد و این خانم رو دیده و بهش خیلی هم نگاه میکنه ولی نمیاد جلو و این خانم هم جرأت نمیکنه چیزی بگه. واسطه مطمئن هم پیدا نمیکنه ک هم اون هم آقا شک نکنن بهش ک ازطرف این خانم هست. تکلیف چیه؟
1403/08/14

سوال 995594

ممنون از مشاوران گرامی از اینکه در اسرع وقت جواب سوالات رو میدین و راهنمای ما هستید بسیار متشکرم ..
1403/08/14

سوال 995593

من همون خانمی هستم که گفتم ۴۷ سالمه و با اقایی ۵۸ در حال آشنایی هستم ۶ روز پیش همدیگرو دیدیم به نظرتون بین جلسات حضوری چند روز فاصله باشه ..مادربزرگم دو روزه فوت کردن وبهشون گفتم. به نظرتون بعد از مراسم هفته ملاقات حضوری باشه ؟چون ۲ ۳ روز من به تاخیر انداختم و ۲ روز هم کسالت داشتم و بعدش دیدار داشتيم ۱ جلسه ..توی این دو هفته قبل از دیدار یک بار بهشون پیام دادم چون میخواست قرار حضوری بزاره و کسالت داشتم بعد از رفع کسالت پیام دادم خیلی غافلگیر و خوشحال شد و گفت میخواسته بپرسه اگه اون پیام نده اين حس در من هست که من پیام بدهم ..به نظرتون در خلال اشنایی من هم پیام بدهم یا بیشتر از طرف ایشون باشه ..و کی دیدار مجدد بزاریم و اعلام امادگی کنم ؟!
1403/08/14

سوال 995592

سلام اگه موردی برای اشنایی ازدواج سال قبل دیدار داشته باشه ولی ادامه پیدا نکنه و بعد از یکسال دوباره تماس بگیرن برای اشنایی دلیل پیگیری نکردن قبلی را میتونیم ازشون بپرسیم ؟نکته دیگه اینکه درباره زندگی قبلیشون چه سوالهایی میتونیم بپرسیم و چه سوال‌هایی نپرسیم بهتره ؟
1403/08/14

سوال 995591

من همون خانمی هستم که گفتم ۴۷ سالمه و اقایی ۵۸ ساله اشنا شدم..موردی ۲۲ پیش جدا شده و این مدت ازدواج نکرده..من قبلا ترجیح میدادم با موردی ازدواج کنم که تفاوت سنی زیادی نداشته باشیم و علاقمند به فرزند اوری باشن ولی الان فکر میکنم توانایی جسمی دارم ولی حوصله چندانی ندارم‌..با موردهایی متناسب که تفاوت سنی زیادی نداشتیم اشنا شدم ولی یا پرتوقع بودن و یا اگه علاقمند فرزند اوری بودن شک داشتن که شاید من توانایی لازم نداشته باشم و میگفتن حداکثر تا ۴۵ سالگی خانمها میتونن بچه دار بشن و تکلیفشون با خودشون معلوم نبود ..از جهاتی با موردهایی که مثلا تفاوت سنی زیاد ۱۰ سال داریم ولی تناسب نسبی داریم پیش خودم میگم نکنه قبول کنم ولی بعد چند سال پشیمون بشم و انتخابم نادرست باشه..این مورد اخیر که گفتم ۲ هفته هست که در ارتباطیم ۳ بار تماس تلفنی و یک جلسه حضوری بخاطر کسالت من دیدار تاخیر داشت واتساپ تقریبا هر روز پیام در حد احوال پرسی و صحبت کوتاه داریم و وقتی میخواست تلفنی صحبت کنه و دیدار بیشتر واتساپ پیام میدهد چطور میتونم بگم بهش که کمتر پیام بدهند...چون احساس میکنم بیشتر از من امیدوارن ..سوال دیگرم اینه احساس میکنم در خرج کردن محتاط هست مثلا برای ملاقات حضوری گفت همدیگرو می بینیم بعد تصمیم میگیریم کجا بریم کافی شاپ.. گفتم اگه هوا خوب بود اشکالی نداشت فضای باز..که گفت میخوای عصر ۲ و ۳ باشه یا زوده ...موقع رفتن هم نزدیکامون کافی شاپها را تو خیابون چک کرد که دید کوچیکه و نامناسب ...و نکته دیگه اینکه من خیاط هستم گفت از خودت چیزی هم داری این مدت کار کردی ...این سوالش جالب نبود و اینکه رانندگی میکنی گفتم نه ولی گواهینامه دارم و مجبور نبودم .. گفت لذت داره خود ادم رانندگی کنه مثل اشپزی ..قبلش پرسیدم ترجیح میدین خانم درامد داشته باشه که گفت خانه و خانه داری مهمتره و ..
1403/08/14

سوال 995590

سلام دختری ۴۷ساله هستم ومجرد و لیسانس خارج از همدم با موردی صحبت کردم و یک جلسه دیدار داشتیم ایشون ۵۸ ساله تحصیل کرده و ۲۲ ساله جدا شده و۲ سال زندگی مشترک داشته یک فرزند که مستقله و ازدواج کرده ...پارسال هم یک جلسه دیدار داشتیم ولی ایشون دیگه پیگیری نکرد امسال وقتی که تماس گرفت گفتم قبلا همدیگه رو ديديم گفت اگه مایل باشین آشنایی رو ادامه بدیم.. چیزی که فکرم رو مشغول کرده چرا این مدت ازدواج نکرده از خودش هم پرسیدم گفتن مدتی نیاز به وقفه بود بعد هم کسی که شرایطش بهم بخوره خیلی کم و..از نظر مذهبی هم من اهل واجبات هستم ایشون گفتن قبلا اهل واجبات بودم حتی مکه و کربلا هم رفته و.. ولی الان فقط روزه رو واجب می‌دونم و وجدان و انسانیت برام مهمتره ..ایشون خیلی علاقمند هستند به ادامه ارتباط و آشنایی ..واتساپ پیام میدهند و وقت بخير میگن و صحبت کوتاه تا سر فرصت باز هم دیدار داشته باشیم ..برای ملاقات با ماشین خودش دنبالم اومد و برگشتن هم تا نزدیک منزل رسوند ..کمی معذب هستم به نظرتون درسته جلسات بعدی هم با خودشون بیرون برم و کافی و شاپ و..
1403/08/12

سوال 995585

من فرزندن ششم از یک خانواده و کوچیکترین فرزندم ، یه بلر ازدواج سنتی با اجبار خانواده در سن ۲۰ سالگی داشتم ، که خانواده خواستگار راه داده بود و بودن تحقیق من بهش دادن و طرف اختلال روانی داشت و روابط های متعدد با زن های شوار دار ، که خودم پول جمع کردم و با مشورت با چندین مشاور بعد از کلی دوندگی تنهایی تو دادگاه فاسد مشهد توافقی جدا شدم ، من تهران اومدم و سالها کار کردم و تحصیل ادامه دادم ، اما به دلایلی بعد از تحصیل برگشتم مشهد ، برادر من دختری ده سال کوچیکتر و فاس از لحاظ اخلاقی داره که بخاطر تعدد روابط نامشروع ،خواستگارش دو روز قبل از عقد عکس های ناجور روابط غیر اخلاقیش آورد و جاری هاش هم گفتن هم مدرسه شون بوده و بخاطر تعدد پسر بازی از مدرسه اونا اخراج شده ،چون عقدش بهم خورد خودش و مادرش که جز فرقه های حجتیه هس و مدام پیش دعانویس هستن من و خواهرم تحدید کردن که زندگی های شما رو هم خراب می کنیم ، و اینکه چرا من دنبال روابط نامشروع نیستم و فساد ، و برادرم هم ما رو تحدید به صدمه زدن ، با شوکر و زنجیر کرد ، دختر ناسالم برادرم ، چندین بار گوشی من هک کرده و اون زمان رفت سراغ خواننده ی مزاحم و دزدی که هم آثار من دزدیده بود و هم دنبال اذیت ازار جنسی بود و با اون دست به یکی کرد ، گوشی من هک کرد ، حتی کسی فرستاد با نقشه قبلی که به من تجاوز کنه اما موفق نشد ، گوشی من ، خواهرم ، دختر عموم که بالای زن بازش دنبال رابطه باهاش بود مدام هک می کرد و می رفت سراغ دوست و آشنا و محل کار و غیره، تا جایی که من تو تهران که برگشتم بعد فوت پدرم ، چون کارم تولید محتوا تو اینترنت بود همه رو از دست دادم ، و سراغ کارفرما ، خواستگار همه می رفت خودش جای من جا می زد و یا پیام هایی مبنی بر اینکه من فاحشه یا فاسدم می فرستاد تا مزاحم ها ی من به عنوان یک زن مطلقه اذیت کنن ، حتی دختر برادرم بعد ازدواجش همین جور مدام داره اذیت می کنه ، من و دختر عموم اونقدر اذیت کرد که ما بارها مراجعه کردیم به پلیس فتا اما چون از طریق اون خواننده شناخته شده و فرقه ای که جزئش هستن، پلیس نتونست کار کنه ، خواهرم تنها بخاطر پیام هایی که مدام به خودش و شوهرش می دادن ، پبگیری کرد از پلیس فتا فهمید دختر برادرم ، اما این از من پنهون کرد ، تا من دوباره مجبور کنه برای اینکه هزینه ای ندن برای نگهداری مادرم در مشهد با زور بکشه مشهد ، خواهرم که در اداره پدرم حسابدار ، ماهی سه میلیون هم از حقوق من را برمی داره و می ده به برادر دیگرم برای بیمه بازنشستگی بی اجازه من ، برادری که او هم با همسرش یک شب که مهمانشان بودم به من تجاوز کرده بودند ، و بیمار هستند ،لازم به ذکر هس پدرم هیچ ارثی هم برای من نگذاشته و اگر من برای نگهداری مادرم برگردم که ۸۳ سالش بعد مرگ مادرم من رو بدون هیچ سرمایه ای از خانه بیرون می کنن . در نتیجه امر ، مزاحمت های محل کار برای یک زن جوان مطلقه در جامعه از یکطرف ، خانواده فاسد و حسود از طرف دیگر ، آنقدر به من فشار آورد که با دکترم مشورت کردم،و با نظر ایشان، هم دارو برای کاهش وسواس اضطراب مصرف می کنم ،و هم با خانواده حتی مادرم قطع ارتباط کردم ، در شرایط کسی مث من ، کمتر کسی هم حاضر به ازدواج می شود ، من برای برون رفت از این شرایط به کمک و راهنمایی نیاز دارم ، ممنون می شم راهکار بدید و بگید برای نجات زندگیم از این شرایط سخت چیکار می تونم بکنم .
1403/08/12

سوال 995584

سلام من چند تا پیشنهاد داشتم ولی شرایط وعقاید وسنمون بهم نمیخورد میشه بگید چه جوری بازم میشه پیشنهاد داشت
1403/08/12

سوال 995581

درجواب اون اقا،نه عزیزم عقد بوده،انقدر خسیس بود خودم فرار کردم،مهریه هم حلال کردم،فقط از شر یکی مثل شماها خلاص شم.مهریه ۱۱۴ بود،خونه اینام داشت،چرا بشینم ب پای سکه های اون،خودم کفاف مالی دارم،مرد خوب هم کم نیس،بجای فکر کردن درمورد این مسائل و بحث کردنهای بی خود وچرخیدن بی خودی توی سایت پرسان،و کل کل کردن با چت ک نمیشناسی کیه،به نطرم روی خودتون کار کنید،تو ک قیافه منو ندیدی،والا از نطر همه میگن خوش قیافه ی،حالا ادعایی ندارم مردم میگن،😄
1403/08/11

سوال 995578

سلام بعد جدایی احساس شدید تنهایی میکنم و احساس پوچی و دوست داشته نشدن و احساس میکنم دیگه نمیتونم رابطه جنسی تا ابد داشته باشم
1403/08/10

سوال 995575

سرکار خانوم کهتری از شما چنین جوابی بعید بود .... و جای تاسف داره بنده به شخصه مجرد بمیرم بهتره تا بخاطره از تنهایی در اومدنم بخوام دیدمو عوض کنم و برم کناره کسی که حتی بچه هم داشته باشه ... با تمام احترام به همه ی متاهلینی که جدا شدن حالا هریک با یک موضوع و شرایط ولی واقعا دیگه اینمدل ازدواج رو رواج ندید توی جامعه و مورد دیگه اینکه قطعا یک طرفه رابطه میخواد تازه اولین های زندگیش رو تجربه کنه طرفه دیگر براش اهمیتی نداره چون سالهای سال اون تجربیات رو داشته و حتی شاید دلزده هم بشه مشکلات توی زندگی کم نیستن که خودمونم مشکل تراشی کنیم

صفحه 131 از 644