پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/03/15
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994082
سلامآیا بحث اختلاف اعتقادی مشکل ساز خواهد بود؟ دختر خانم دوست داره همسر آینده اش نماز خون باشه، ولی خب اقا میگن نه من نماز نمیخونم؛ میزان شدت انتظار خیلی زیاد نیست، ولی باعث ایجاد اختلاف در دوران آشنایی شده؛از طرف آقا حاضر نیست، نقش بازی کنه، و ظاهرسازی انجام بده.ینظرتون، اصولا این مدل ارتباط میتونه بدون مشکل ادامه پیدا کنه؟اینم اضافه کنم، میزان تفاهم طرفین در سطح بالایی هست و فقط در بحث اعتقادی این اختلاف پیش اومده؛
۴ پاسخ۱۵ بازدید
1403/03/14
سوال 994080
با سلام و دروداین برنامه همینقد که هدفی موثر و مفید داره ولی خیلی فک میکنن هرکی تو این برنامه ثبت نام کرده مجبور شده و آخرین راه حلش اینه خواستم اینو بگم نه اینجور نیست من به خودم و انتخابم احترام گذاشتم و خواستم انتخابم با برنامه مفیدتر باشه منکه پسرم کمبود دختر در اقوام و همسایگان و دوست آشنا نبوده و خیلی موارد هم شاید تناسب بالاست وحتی بالی ۸۰ درصد جواب هم مثبت بدن ولی خب به انتخابم و آینده ام احترام گذاشتم که اینجا هم ثبتنام کردم حتی برای خانم های عزیز هم همینطور فرق نمیکنه خواستم مشاورین محترم در پنجره ابتدایی این برنامه در باره این موضوع توضیح بدن تا این سوءظن اکثریتی از بین بره و یا حداقل کمرنگتر بشه
۳ پاسخ۱۳ بازدید
1403/03/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994077
با سلام و احترام با یک خانمی که مشتریم هست آشنا شدم ازش خوشم اومده وتو فضای مجازی بعضی وقتها سوال درباره دانشگاه رشته و درسش داره به من پیام میده من راهنماییش میکنم میخواستم ببینم برای آشنایی بیشتر چجوری بهش پیشنهاد بدم بهتره بی زحمت راهنماییم کنید ممنون میشم
سوال های خواستگاری1انتخاب همسر مناسب1معیارهای انتخاب همسر مناسب1دوران آشنایی قبل از ازدواج 2درخواست دوستی
۴ پاسخ۲۳ بازدید
1403/03/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994062
سلام،من دختری هستم 32ساله،یک تجربه ناموفق ازدواج داشتم ،بعد از اون هم با هرکسی اشنا میشم،جور در نمیاد،لطفا کمکم کنید میخوام ازدواج کنم ولی نمیشه .
۴ پاسخ۱۸ بازدید
1403/03/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994059
من نمیتونم رابطه برقرار کنم و به سمت ازدواج هدایتش کنم
۱ پاسخ۹ بازدید
1403/03/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994056
سلام علیکم وقتتون بخیرمن خیلی دلم گرفته ، از شما کمک و مشاوره میخواستم، لطفا کمکم کنیدمن یه دختر ۳۵ ساله هستم و دختر و بچه اول خانواده، خواهرم دوسال از من کوچیکتر هست و ازدواج کرده و الان ۲ تا بچه داره،ازدواج نکردم، خداروشکر زندگی خوبی داره، شوهرش کارمند بانک ملت هست و کارشناسی ارشد داره، الان خونه و ماشین هم داره و تک پسر هست، از لحاظ ویژگی های شخصیتی آدم درونگرا و آرومی هست، برعکس اون خواهرم برون گرا و آدم احساسی و گرمشوهر آبجیم اومد خواستگاری کاری نداشت، پدرش مغازه پارچه فروشی داشت و تو اون کار میکرد و آزمون بانک را هم ثبت نام کرده بود، چون خانوادشونو میشناختیم جواب بله داد آبجیم، خودم هم اول موافق بودم که آبجیم ازدواج کنه، الان ولی خیلی پشیمون هستم! هر وقت که خواهرم میاد خونمون دلم میگیره، گریه میکنم، برای اینکه کسی متوجه نشه میرم تو دستشویی یا الکی خودمو میزنم به خواب و میرم زیر پتو گریه میکنم که کسی متوجه نشه، از وقتی خواهرم ازدواج کرده تعداد خواستگاران من هم خیلی کم شد و الان چندسالی هست که کسی خواستگاری نکرده، دلم خیلی میگیره، پدر و مادرم وقتی آبجیم میاد خونمون خیلی حالشون خوب هست و سرحال و خوشحال هستند و با نوه ها بازی میکنند، منم بچه ها رو خیلی دوست دارم، میگم اینا معصوم هستند و گناهی ندارند، ولی از دست آبجیم و گاهی هم شوهرش و پدر و مادرم ناراحتم، چندبار هم بهشون گفتم ولی در مقابلم ایستادن و گفتند کار اشتباهی نکردن، من احساس میکنم این حق من بوده که اول ازدواج کنم چون خدا منو زودتر آفریده و رزق و روزی منم زودتر داده، مگه ازدواج روزی نیست، این رزق من بوده و اونا این رزق از من صلب کردند، مگه زمان های قدیم که پدربزرگ و مادربزرگ های ما ۱۰ و ۱۲ تا بچه داشتند، دخترها همه نوبت به نوبت ازدواج کردند و رفتند سر زندگی هاشون، این کار ، کار درستی نیست، توروخدا به کسی توصیه نکنید که تا خواهر بزرگتر هست کوچیکتر ازدواج کنه،مخصوصا وقتی داماد شرایط خوبی داشته باشه و زندگی خوبی داشته باشند حالت حسادت تو آدم زیاد میکنه و مشکلات دیگری رو برای فرزند اول بوجود میاره، الان من مریض شدم و قرص میخورم و همش ناراحتم و دلم میگیره و اشک هام میریزه، از اینکه کسی منو نمیبینه، کسی توجهی بهم نمیکنه، ناراحتم! خواهرم میاد خونمون و برای مامانم نظر میده میگه اینو اینجا بزار اونو اونجا بزار ، این کار بکن، اون کار بکن، جالب اینجاست که حرفش هم پدر و مادرم گوش میکنند ولی حرف من نه! پدرم که احساس میکنه من دشمنش هستم ! منم کار میکنم خیلی، مادرم تشکر میکنه ازم ولی روی حرف آبجیم و نظرات آبجیم توجه بیشتری دارن، من بیماری چشمی دارم از بچگی داشتم، به خاطر اینکه پدر و مادرم ازدواج فامیلی داشتند ژن روی من تاثیر گذاشته و من بیماری چشمی گرفتم، گاهی فکر میکنم میگم ای کاش مامان و بابام باهم ازدواج نمیکردن و ژن روی من تاثیر نمیگذاشت، دلم خیلی گرفته، الان که دارم اینا رو تایپ میکنم اشک هام سرازیر شده، اشک امان نمیده، من با اینکه مشکل چشمی دارم ولی احساس میکنم انسان موفقی هستم، مدرک کارشناسی دارم، گواهی نامه رانندگی دارم، خیاطی میکنم و خیلی از کارهای دیگه که حتی دوست و آشنا کارامو میبینند خیلی خوششون میاد و تعجب میکنتد و میگن ماشاالله چقدر هنرمند هستی، خوش به حالت چقدر استعداد داری! شاید بالای ۵۰ تا خواستگار داشتم، یاخودم خوشم نمیامد یا از کسی هم که خوشم میامد و متوجه میشدند مشکل چشمی دارم پا پس میکشیدن و حتی یه زنگ هم نمیزدن و بگن که جوابشون منفی هست، الان خیلی دلم گرفته کمکم کنید ، دوبار تو بیمارستان روانپزشکی بستری بودم و قرص استفاده کردم، از زندگی و آدم های دور و اطرافم و پدر و مادرم و آبجیم و حتی پدرشوهر و مادرشوهرش و خواهر شوهراشون که برای خواستگاری پاگذاشتند تو خونه ما و این سرنوشت برای ما رقم زدن راضی نیستم و دلخورم، از اینکه آبجیم زندگی خوبی داره خداروشکر میکنم ولی گاهی با دیدنشون و کاراشون دلم میگیره، حتی بادیدن خواستگارهایی که قبلا داشتم و الان ازدواج کردن و زندگی خوبی دارن دلم میگیره و انگار که بهشون حسودیم میشه و میگم که خوش به حالشون ، چه زندگی های خوبی دارن، چی تو زندگی کم دارند؟ اینا چه مشکلی دارند تو زندگی؟ چرا ما به جایی نرسیدیم؟ چرا من زندگیم این طوری هست ؟ چرا و چرا و چرا و کلی چرا دیگهخواهش میکنم کمکم کنید من چکار کنم که از زندگی راضی باشم؟چکار کنم که با دیدن آبجیم و بقیه خواستگارام دچار حسرت و حسودی نشم و ناراحتی نکنم؟چکار کنم که جلب خواستگار کنم و ازدواج موفقی داشته باشم؟گاهی پیش خودم میگم برم تو چت روم و با پسری رفیق بشم و دوست بشم، شاید از این طریق بتونم ازدواج موفقی داشته باشم! به نظر شما آیا این کار ، کار درستی هست؟ اگه بله ، با این خواسته پسرها که بعد دوستی انتظار سکس دارن و دوست دارن که اندام تناسلیشونو لمس کنند خانم ها چطور برخورد کنم؟من چادری هستم و مقید هستم به حرام و حلال و محرم و نامحرم و انجام واجباتممنونم از پاسخگویی شما
۴ پاسخ۶۴ بازدید
1403/03/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994055
با سلاممن مرد ۳۵ ساله ام عاشق دختر ۱۸ ساله شدم میخواستم یه مشاوره در این مورد داشته باشم باتشکر از شما
انتخاب همسر با اختلاف سنی زیاد1تردید در انتخاب همسر 1معیار های انتخاب همسر عاشق دختر کم سن و سال شدن
۳ پاسخ۲۹ بازدید
1403/03/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994042
سلام خدمت مشاوران عزیزمن یک دوستی دارم که سردوراهی مونده وازم کمک ومشورت خواست من هیچ گونه راهنمای نمیتوانم بکنم وگفتم که راهنمای شماعزیزان بهترین راه حل هست دوست من حدود۷الی ۸ماه قبل بااقای اشناشده وفقط درحدمعرفی همدیگرومیشناسند یعنی آقا نه مجازی نه تلفنی حاضربه گفتگونیست وبهش گفته که تاحضوری همدیگرونبینند نمیخوادصحبتی بکنه فقط درحدمعرفی آشناشدن وهیچ ارتباط ورابطه عاطفی باهم نداشتند وازطریق کانالهای همسریابی آشناشدن ودراین مدت اقا ۳ بارخواستن بیاینند واین خانم وحضوری ببینند وسه بارنیامدن دوباراول ازش معضرت خواهی کرده وگفته نتونسته بیادکارهاش زیاده وبارسوم فقط گفته میام ودوست ماهم به طورکلی قطع رابطه کرده یعنی ۲ماه قبل حالا این آقا برای بارچهارم ازخانم خواسته حاضره بیاد واون وببینه واینکه دوستم دلیل اینکه چندبارقبلی زیر حرفش زده ونیامده دلیلش چی بوده آقا خیلی راحت گفته هم کارم زیادبوده وهم درحال آشنای باچند خانم دیگه بوده وباهیچ کدام ازخانمها به تفاهم نرسیده وقسمت نشده وحالا کسی درزندگیش نیست وپیشنهادداده اگه خانم موافق باشه اون بیادویک قرارحضوری داشته باشند اما این دوستمون نمیدونه چکارکنه میترسه مثل قبل آقا زیر حرفش بزنه وازطرفی تناسب ظاهری باهم ندارن آقا حدودا ۴۰ سانت ازخانم قدبلندترهست وحتی تناسب تحصیلی هم ندارن وتناسب موقعیت اجتماعی هم همین طور من واقعا هیچ راه حلی براش ندارم واگه دوست مارو راهنمای بفرمایید ممنون میشم
انتخاب همسر مناسب1فرهنگ خانواده ها1نشانه های بی توجهی مرد به زن ازدواج از دو قومیت و فرهنگ متفاوت بدقولی
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/03/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994040
باسلام خدمت اون خانم یا آقای که میفرماینددریک جلسه تصمیم درستی نیست باید عرض کنم خدمت شماایشون دیپلم ولی ادعامیکردند اندازه یک دکترا روانشانسی. میدونند واندازه یک دکترا پزشکی وچندتا دکترا دیگه برای باراول درمورد من وخانوادم نظردهی میکرد میگفت ازلحاظ روانشانسی شماها اینجوری هستید واینکه خانم قبلی تولیدی داره و۲۰ نفر براشون کارمیکنند خانمی میخوادبهترازاون ودوم اینکه خانم درشرف ازدواج هست ایشان عجله داشتندقبل اون عقدکنند وبابرادرومادروپدرخود میانه خوبی نداره چون طلاق ایشان تاثیراونهابوده واینکه برادرهاش بهش حسودی کردن وحسادت اونها باعث ازهم پاشیدگی زندگیش شده وخیلی چیزهای دیگه ودراخریک مثال زدم گفتم که ماهردوپدرومادرپیرداریم احترام واجبه فرض میکنیم پدرمن یک موضوعی رومطرح میکنه هم من وهم شمامیدانیم درست نیست عکس العمل شماچیه (گفت توروش وامی ایستم)ودراخر ازدست دخترم خسته شدم لباس براش میشورم دیگه پولشومیدم میفرستم کلاس هرکاردوست داره بکنه عصبانیم کنه میاندازم بیرون کسی که ازگوشت وخون خودشه پیش یک غریبه اینجوری صحبت میکنه فردابامن وبچه من همین جورهست هزارجور اظهارنظرکرد راجب ما شما بفرماییدحاضری باهمچین مردی آشنای وادامه بدی والله اگه شماحاضرباشی غرورم وزیرپامیزارم درخواست قراردوباره میکنم اگه خانمی حاضری آگه آقای بازم حاضری پیشنهادمشاوره قبل ازدواج روقبول نکرد گفت خودم اندازه دکتراروانشناسی میدونم استرش به کنار پیش یک بچه میگه بروزهست ازفرزند اوری صحبت میکنه تمام اینها شماحاضری قبول کنید ممنون میشم جواب بدی
۳ پاسخ۲۵ بازدید