پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/05/18

سوال 18571

سلام ..اقا هستم و ۳۵ ساله ..مدتی طولانی هست که در اتتظار تایید کارشناس تایید پروفایل هستم ..چرا اینقد طول میکشه؟؟؟
1401/05/18

سوال 18570

در رابطه با پاسخ پیام قبلیم که گفتم اقا قبول میکنه ولی تماس نمیگیره باید بگم بیش از سه بار به پشتیبانی پیام دادم و هر بار فقط جواب میدن که پیام شما برای اقدام به معرفتان منعکس شد بار اول هم معرف باهام تماس گرفت و گفت هرچی به اقا زنگ میزنه اشغال میرنه انگار خودش رد تماس کرده شماره همدم رو . اصلا جواب همدم هم نمیدن که بفهمیم علتش چیه قبول میکنن درخواست رو ولی دیگه نه جواب میدن نه پیامی نه تماسی فقط هی میان همدمشونو چک میکنن 😐
1401/05/18

سوال 18569

واقعا مزخرفه یه هفته است که معرف شماره من رو به اقا داده ولی اقا نه زنگ زده نه پیامی داده و مدام هم میاد همدم و اخرین بازدیدش همیشه چند دقیقه یا چند ساعت پیشه با خودم گفتم شاید بخاطر محرمه گذاشتم تاسوعا عاشورا هم تمام شه ولی خبری نیست همچین اقایونی یا مریضن درخواست رو قبول میکنن ولی هیچ واکنشی نشون نمیدن اگه نمیخواستی خوب درخواستو قبول نمیکردی یا اگر بعد پذیرفتن درخواست پشیمون شدی رد درخواست بزن این اقایونی که میگن ما نمیخوایم غرور خانم بشکنه شما الان با این رفتارتون که هیچ واکنشی نشون نمیدید بزرگترین بی احترامی رو میکنید به یه ادم نمیخوای قبول نکن نمیخوای رد کنی هم صبر کن ما خودمون بعد بیست و چهار ساعت جایگزین میکنیم ولی وقتی قبول میکنی و نه زنگ میزنی و نه پیام یعنی چی؟ یا اگه بخاطر ماه محرمه و واقعا مثلا امام حسینی هستید یا درخواست رو قبول نکنید یا قبول میکنید یه پیام بدید و توضیح بدید بنا به اعتقاداتتون علاقه به اشنایی در ماه محرم ندارید و تقاضا کنید که خانم منتظر بمونه اشنایی بعد ماه محرم باشه یا قبول میکنه یا رد میکنه ولی اینجوری یه ادم رو منتظر میذارید حق الناسه وقت مردم حق الناسه واقعا برید یه تفکری بکنید که واقعا امام حسینی هستید؟این الان دومین باره که این اتفاق میفته این دفعه شاید طرف بخاطر ماه محرم تماسی نگرفت ولی دفعه قبلی تو ماه محرم نبود واقعا دوست دارم بدونم تو کله این مردا که درخواست و قبول میکنن و زنگ نمیزنن و مدام هم میان همدمشون رو چک میکنن چی میگذره؟
1401/05/18

سوال 18568

سلام دختری هستم۲۸ساله باتحصیلات بالا و شاغل ازلحاظ جایگاه و طبقه ی اجتماعی نیزدرمرتبه ی خوبی قراردارم ازلحاظ ظاهری هم متناسب و ایراد و نقصی وجودنداردامادرمدتی که عضو همدم شدم مواردی برای اشنایی داشتم که ازلحاظ شرایط اولیه هردوطرف اوکی بودیم اما وقتی به دیدار حضوری میرسید بعدازملاقات افراد بدون توضیح و دلیل درخواست رو رد میکردند و این موضوع بسیار ناخوشایند میشد.بنظرم بعضی ازآقایون دراین فضا دید کالایی و حتی جنسی به خانم ها دارند و حتی معیارو قصدوهدف مشخصی برای زندگی ندارند...به هر ترتیب حالا سوال من اینه دراین شرایط وباتوجه به لطمه ی روحی که ممکنه ایجاد بشه بنظرتون باید روند آشنایی واستفاده از این برنامرو کنسل کنم و اجازه ی گذشت زمان رو بدم یا خیر؟؟
1401/05/18

سوال 18567

سلام.روز بخیر.ببخشید من خانمی 33 ساله با اقایی با سن 34 سال مراحل اشنایی رو حدود 2 ماه سپری کردیم. ولی خانواده من (برادرانم که از خودم کوچکتر هستند و ازدواج نکردند) معتقد بودند از لحاظ فرهنگی با هم جور نیستیم وگفتند در صورتی که حق طلاق گرفتید باید ازدواج کنی. ولی خانواده پسر قبول نکردند. و همچنین خانواده پسر محله زندگیشون در محله پایینی از شهر هست. و اقا پسر معتقدند فعلا امکان جابه‌جایی نداره.به نظر شما حق طلاق مشکل داره؟ اگر حق طلاق میگیری باید حق مهریه رو ببخشی؟
1401/05/18

سوال 18566

سلام وقت بخیرآقایونی که خیلی احساس و عاطفه براشون مهم هست و میخوان از همون ابتدا احساست بروز بدی ، در برابرشون چجوری باید رفتار کرد ؟
1401/05/18

سوال 18564

سلام خداقوت. ازدواج با فردی که پدر و مادرش از هم طلاق گرفتند چه پیامد هایی داره ؟ (میدونم طرف مقابل هیچ تقصیری توی این موضوع نداره ولی اینکه میگن برای شناخت طرف مقابل به خانواده ش هم توجه کن چی؟)
1401/05/17

سوال 18563

مدام در خانه ما بین مادر و پدرم نزاع هست... ، آنها حتی چند بار تصمیم به طلاق گرفتند... من فقط دعا میکردم همچین اتفاقی نیافتهپدربزرگم اومده بود خانه مان تا مادرم رو ببرهولی من به بهانه ای که تازهخدمتم تمام شده و فرصت بدهند خودم درستش میکنم ایشان صبر کردند... اتفاق خوبی افتاده بود خدا یه خواهر به جمع خانواده مان اضافه کرداما من کاملا میدونم اونها دارن اجبارا و به خاطر حفظ آبرو با هم زندگی میکنند... سعی کردم دلیل این نزاع ها رو پیدا کنمدر مرحله اول متوجه بیماری شدید مادرم به وسواس فکری در رابطه با طهارت و نجاسات هست که روی اعصاب خودم هم خیلی تاثیرگذاشته از گیر و دار هایی جدید و زیادی که ایشان نسبت به طهارت به ما سخت میگیرندحتی ببخشید عذر میخوام سرویس رفتنمان هم با ترس و لرز هست که نکند الان بیایید گیر بدهد همه جا را دوباره آب و جا رو کند و... دوم؛ تفاوت تحصیلات.. مادر تنها تا کلاس دوم دبیرستان درس را ادامه دادند و حتی دیپلم نگرفتند اما پدر تا خود کارشناسی ارشد خوانده و حتی به فکر کسب دکترا هم می باشند... سوم؛ ای لعنت به این اینتساگرام(فحشاگرام)، مدام وقتی پدر زنان بی پروا و بی حیای رقاص و بی خدای میبیند و مطمئنا به تبع آن حتی به صورت ناخودآگاه با مادر مقایسه خواهد کرد و این جا آن گریم شده های غیر واقعی فتوشاپی و فیلتری اینستا هست که خاطر پرد را مخدوش میکندبدتر آن که در خضور مادر هم ایشان با صدای بلند به این موارد نگاه میکند هر چندم تصادفی باشد اما میبینم این که پدر توجهی به مادر نداردباعث ناراحتیش میشوداما عجیب تر آنکه مادرم آرزو میکند و مدام میخواهد پدر خانه نباشد و به خاطر کار و ساید هر چیز دیگری، مدت زیادی نباشد... اصلا نتوانسته ام بدانم چرا همچین مبخواهدتنها چیزی که میدانیم این است که به محض رفتن پدر ایشان هر جور دلسان بخواهد بدونی که کسی از مادرم انتقادی کند میشوید و میشویدحتی گاهی بی لباس و لبای نا مناسب در خانه بدلیل اینکه فکر میکند بعد شستوشوی لباس لباس خودشم کثیفه مطمئنم حتی خواهر چند ماهه ام از این موضوع تا ثیر می پذیرد چه رسد به دو برادر کوچکترممیترسم همسر آینده ام با این موضوع کنار نیایید... حتی اگه کسی این مهم رو تو تحقیقات بدونه بعید میدونم حاضر به سپردن دخترشان به من باشند... حتی مهارت با هم صحبت کردن ندارندوقت و بی وقت با هم کلنجار می رونداین سختگیری مادر کم کم مرا از دین دارد زده میکندفکر کنم مادر در خلوتش این رفتار ش که ناپسندس قبول دارد اما در مجادله با برادرانم و پدرم قبول نمبکند کارش مضحک و اشتباه هست. خدا نکند کسی بخواهد با آبرویمان بازی کند وگرنه یک موبابل با دوربینش میتواند حیاط خانه را با آن وضع مفتضحی که مادر رفت و آمد دارد تا میتواند نابودمان کند... باید کاری کنم وگرنه کار به جای باریکتر می کشد
1401/05/17

سوال 18562

اینکه آماده ازدواج هستم یا نه رو نمیدنم، بر اساس چه ملاکی میتوانم بفهمم که آماده شروع زندگی جدید هستم یا نه... اصلا دوست ندارم مثل عموها و دایی هام صبر کنم سی سالم بشه بعد تازه به فکر بیافتم... جرأت صحبت با پدر ندارم... چطوری میتونم مورد رضایت پدر باشم؟! چطور اول به خودم و درثانی به خانواده نشان بدهم که میتواتم از پس زندگی مشترک بر بیایم!؟ آره هدف از ازدواجم آرامش و آسایش هست ولی مطمئن نیستم تمام دلایلم همین باشهینی آرامش هدف اصلیه100٪ولی الان ببخشید عذر میخوام، من نیاز جنسی دارم که الان۹سال میشه با این موضوع درگیرمحتی نمیدونم متاسفانه بلوغم زودرس بوده یا به موقعش با هیچ نامحرمی ارتباط نداشتم و خبر ندارم خانوم ها چه دیدگاهی به زندگی دارند... چه انتظاراتی دارند؟!! البته نامحرم که هیچ من خیلی فرد اجتماعی نیستم و خوش ندارم جاهای شلوغ برم فکر کنم همین برای درونگرا بودنم بسه. متاسفانه به خاطر برخی رفتار ها و برخی صحبتها(به طور خلاصه سوتی دادن) بین دوستام جایگاه فرد عاقل ندارم که کسی بهم اعتماد کنه این نظر خودمه... نمیدانم چرا دست خودم نیست بیشتر مواقع رفتاری از سر شرم، بی آگاهی، نچرخیدن زبان، کوته فکری و... تبدیل به یک فرد مضحک شدم... باید چیکار کنم؟! این. رو میدونم که باید بع قدری قوی باشم که همسرم بتونه بهم اعتماد کنه و حتی فرا تر از اون... اما الان به نظرم ضعیف ترین فرد رو کره زمین خودمم... این عزت نفس خورد شده رو چطوری میشه درست کرد... الباقی رو میذارم برای یه وقت مناسب دیگه...
1401/05/17

سوال 18560

سلام...اقا هستم و مجرد..مهریه رو دخترخانما چطور میگن ؟
1401/05/17

سوال 18559

سلام در مورد فرایند معرفی توضیح میفرمایید؟ اینکه معرف با چه کسی تماس خواهد گرفت و ادامه روند چطور خواهد بود. ممنونم
1401/05/17

سوال 18555

من مدیر کارخانه هستم و از یکی از پرسنل خودم خوشم می اید ولی نمیدونم موضوع راچطور مطرح کنم تا بیشتر اشنا شویم و اگر هم بعد از اشنایی بیشتر نظر یکی از ما منفی شود، محیط کار ما چه می شود؟؟در ضمن من در محیط کوچکی زندگی میکنم که همه افراد اون شهر همدیگه را می شناسند

صفحه 477 از 644