پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/04/08

سوال 17747

سلام چرا در کشورهای که محرومیت داره نرخ باروری بالاست مثل سیستان بلوچستان ۳.۳وشهر گیلان ۱.۱مثلا چرا در کشورهای مانند آفریقا این همه بچه میارن ولی کشوری محرومیت ولی در اروپا و کشورهای توسعه‌یافته کمه این برای من سواله
1401/04/08

سوال 17746

من شرایط تلفني حرف زدن با جنس مخالف ندارم چی کار کنم
1401/04/08

سوال 17745

سلام،وقت بخیرخاستگاری دختر خانومی رفتم،در جلسه اول ،از لحاظ رفتاری و اعتقادی و خانواده و مسایلی که مورد نظرم بود اوکی بودن و پسندیدم،از لحاظ پوشش و فیزیک هم اوکی بودن ، فقط چهرشون به دلم ننشست، بدم نیومد، ولی خیلی هم جذبم نمی‌کرد ، الان چند روز هستش که با خودم در کلنجار هستم که چه کنم، همه موارد دلخواه من رو داشتن، فقط چهرشون جذبم نمیکنه.تشکر
1401/04/08

سوال 17744

چرا انقدر پسرها پر رو شدن؟میگن دختر باید بره سرکار خرج خونه رو بده.میگن مهریه چرا باید بدیم؟قبلا وقتی دختری جوابشون میداد از خوشحالی بال در میاوردن اما الان از این حرفها میزنن.
1401/04/08

سوال 17742

سلام . به نظرتون کادوی ساده خریدن برای دختری که دوسش داریم کاره اشتباهیه؟
1401/04/08

سوال 17741

این جوابی که دادین چقدر ناامید کننده بود اینطور که مشاور جواب داد پس نباید توی سایت ثبت نام میکردم باید هدف دیگه انتخاب کنم؟!😕ولی بقول دکتر هلاکویی برای هر آدمی همیشه فرصت ازدواج هست توی هر سنی باید ملاک منطقی داشته باشیم امیدوارم خدا بهترین رو سر راه همه قرار بده
1401/04/07

سوال 17736

شما 🔻بین ( کار و تحصیل) یا ( ازدواج و بله گفتن به یه پسر ) ، تحصیل و کار رو انتخاب کردین ... خب خودتون خواستید و پای تصمیم تون بمونید... خودتون این راه رو انتخاب کردین... از کسی گله و شکایت نکنین جز خودتون ...
1401/04/07

سوال 17735

۱) چقدر حاضرید با همزاد فرضی خود از جنس مخالف ازدواج کنید؟ چقدر خود را فردی شایسته برای همسری می دانید؟۲) چه چیزهایی شما را خشمگین، رنجیده خاطر، غمگین و مضطرب می کند؟ و یا احساس حسادت را در شما ایجاد می کند؟ و در این حالت چگونه رفتار می کنید؟ (با ذکر چند مثال از تجربه واقعی زندگی تان)۳) از چه اشخاص و رفتارهایی خوشتان نمی آید و با آنها چگونه برخورد می‌کنید؟۴) تصمیم‌های معمول خود را چگونه می گیرید؟( با ذکر چند مثال از تجربه واقعی زندگیتان)۵) در شرایط دشوار چه می کنید و چقدر بدون کمک و حمایت دیگران قادر به اداره زندگی خود هستید؟ (از نظر مالی، احساسی و رفتاری)۶) روابط شما با هر یک از اعضای خانواده خودتان چگونه است؟۷) چقدر دوست معمولی و صمیمی دارید و رابطه شما با آنها چگونه است و دوستی های شما چقدر قدمت دارند؟۸) چقدر مسئولیت پذیر و انعطاف پذیر هستید؟ (با ذکر چند مثال از تجارب واقعی زندگی تان)۹) چه فعالیت های مفید انجام می دهید؟۱۰) چگونه و با چه کسی تفریح می کنید؟۱۱) به آینده خود چقدر امیدوارید و برای آن چه برنامه هایی دارید؟۱۲) چقدر برای ازدواج احساس نیاز عاطفی (رابطه صمیمانه محبت آمیز با جنس مخالف) می کنید؟۱۳) چقدر برای ازدواج احساس نیاز اجتماعی (تشکیل خانواده )می کنید؟۱۴) چقدر برای ازدواج احساس نیاز جنسی همراه با تمایلات جنسی طبیعی می کنید؟۱۵) چقدر از وضعیت سلامت جسمانی همدیگر اطلاع دارید ؟ (ضرورت انجام چک آپ پزشکی و روانپزشکی)۱۶) خانواده تان چقدر آمادگی برای ازدواج شما دارند؟ (چقدر حاضرند به شما استقلال دهند و دوری از شما و جذب عضو جدید در خانواده را بپذیرند) یا اینکه دوست دارید چطور ازدواج کنیم؟۱۷) به نظر شما زنان چطور موجوداتی هستند؟ مردان چگونه موجوداتی هستند؟
1401/04/07

سوال 17734

من یک سوال ساده دارم.چرا باید بایت ازدواج به زنها مهریه داد؟چرا زنها به مردها مهریه نمیدن؟
1401/04/07

سوال 17733

سلامالان پسرهای دهه۵۰ که همه ازدواج کردن پسرهای دهه ۶۰ که میرن سراغ دخترای دهه۷۰😐 ما دخترهای دهه ۶۰ که وقتمون گذاشتیم برای درس خوندن و سرکار رفتن و از ازدواج جا موندیم الان تکلیفمون چیه؟🤔
1401/04/07

سوال 17731

<p class="paragraph"> سلام، بااقایی آشنا شدم که در خصوص مشارکت خانم شاغل در خانه و هزینه های زندگی مشترک صحبت کردن، ایشون معتقدن زن اگر شاغل نیست، باید تو خرج کرد و هزینه ها رعایت کنه و اگر شاغله انتظار دارن تو هزینه زندگی مشترک سهیم باشم(مثلا همینکه یه خانم بتونه مایحتاج خودش رو با درآمد خودش تامین کنه) حقیقتا اوضاع اقتصادی فعلی برای من کاملا قابل درکه ولی همه ش ته ذهنم نگرانم این رفتار باعث بشه به طرف مقابل باج داده بشه! یجورایی بین منطق و تفکر سنتی حاکم بر جامعه و فرهنگ مون گیر کردم! ممنون میشم راهنمایی بفرمایید </p>
1401/04/07

سوال 17730

با سلام من دختری ۳۲ ساله تحصیل کرده و مذهبی هستم،به قصد ازدواج با آقایی که ۸ ساله همکارام هستند به مدت ۳ ماه در ارتباط هستیم،و توی این ۳ ماه اختلالات اعتقادی داشتیم که تا حدودی باهم به توافق رسیدیم،و در این مدت باهم دعوا و بحثی نداشتیم،من گاها پیام ها ایشون رو دیر جواب میدادم و گاها پیش میومد ایشون که زنگ میزدن من در شرایطی نبودم که جوابشان رو بدم و بعد خودم بهشون زنگ میزدم، و یکبار به خاطره دیر جواب دادن پیام ها از طرفه ایشون مورد بازجوئی قرار گرفتم،و ایشون به من گفتند که من حتما با کسی دیگه در ارتباط هستم که با ایشون اینگونه رفتار میکنم،من بهشون توضیح دادم و دلیل منطقی اوردم براشون ولی ایشون به من گفتند که در صادق بودن من شک دارن و به من بی اعتماد شدن ( من تا حالا دوست پسرم نداشتم ولی ایشون دوست دختر داشتند) من هم بهشون گفتم که مشکل از خودشون که نمیتوانند اعتماد کنن و شاید در گذشته خیانت دیدین که نمیتونن اعتماد کنن و بهشون گفتم که شما من رو ۸ ساله میشناسی و اگه من رو آدم دروغگوئی میدی نباید نزدیکم میشدی،و گفتم رابطه که اعتماد درونش نباشه باید تمام بشه ولی ایشون قبول نکردن و گفتم همدیگر ببنیم و حضوری صحبت کنیم،میخواستم از شما مشاوره بگیرم که من الان باید چی کار کنم؟به خاطره تهمتی که به من زده دوست ندارم با ایشون ادامه بدم کاری درستی میکنم؟؟؟

صفحه 502 از 644