پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1400/12/15

سوال 15614

سلام.درمورد روابط گذشته نباید از دختر سوالی بپرسم؟یعنی حتی اگر رابطه جنسی داشتن ندونم بهتره.یا اینو ازشون بپرسم که خیالم راحت باشه؟یا اینکه چون در گذشته بوده و به کسی تعهد نداشته اصلا مسئله مهمی نیست؟چون من خودمم چندبار رابطه جنسی داشتم.ممنون که کمکم میکنید.
1400/12/15

سوال 15613

سلام من همونیم ک گفتم پسرای طلاق گرفته ب دلم نمیشینن . خواهشا کمکم کنید باعث دلگرمیم بشه اقایی سی ساله اومده خواستگاریم و فردا قراره بریم آزمایشگاه خون اقا از همه لحاظ عالیه و تحقیقات هم خوب بوده .ولی من اصلا پسرای طلاق گرفته ب دلم نمیشینن😔😔 چیکار کنم . این اقا شیش سال ازدواج کرده بود ولی بچه نداشتن . الان بهانه اوردم و یه سری حرفا زدم ‌ اون ناراحت شد گفته چرا بهانه میاری الان ک کار تموم شده دلم شکستی . واقعا تو دو راهی هستم حالم خیلی بده میدونم اول و اخر باید با یه پسر مطلقه ازدواج کنم چیکار کنم .
1400/12/15

سوال 15612

سلام وقت بخیر خدمت خ دکتر و ممنون از پاسختون.برای توضیحات تکمیلی خدمتتون پیام می دم .من ۳۵ سالمه و شاغل ( رسمی) هستم و تا به‌این سن خواستگار ان زیادی داشتم و مواردی که مناسب بودن و به منزل می آمدن به دلایلی کنسل می شد وبخششیش به خاطر رفتار پدرم بود که برداشتهای نامناسب ایجاد می شدمواردی که به نظرم باعث میشه :پدرم اقتدار کافی در جلسات ندارن و بزرگی خودشونو حفظ نمی کنن،و خیلی زود صمیمی میشن ،از این شاخه به آن شاخه صحبت می کنن و کل زندگی شخصیشونو بازگو می کنن،شرایط پدرم مدتیست از عصا استفاده می کنن و بار مسئوليت زندگی به دوش مادر و البته منو برادرم افتاده البته پدرم بازنشسته ارگان دولتی هستن و شغل خوبی داشتن و درآمد دارن. در مورد خواستگارانم باهاشون صحبت می کنم چیزی نمی گن ولی وقتی فر د مورد نظر به منزل می آیند نمی دونم چی میشه انگار دچار هیجان میشن و یکسری کارهای هیجانی انجام می دن مثلا باید در مورد مهریه صحبت کنن چیزی نمی گن،زیاد صحبت می کنن جلسه خسته کننده میشه یا میگن به من گفتن زیاد صحبت نکنم و این خیلی آزار دهنده است .(احساس می کنم پدرم خیلی ساده می گیرند جلسات خو استگاریو که به نظر من شان دختر باید حفظ بشه ولی نمی دونم پدرم چرا رفتارهای نامناسب انجام می دن )در مورد جهیزیه هم گفتم خودم هم کمک می کنم شاید این مورد هم باشه. با توجه به این موارد که خدمتتون گفتم خ دکتر لطفا راهنمای بفرماید.
1400/12/15

سوال 15610

سلام همسرم 6 ماه پیش خیلی جدی پیشنهاد جدایی توافقی رو داد و منم جدی رد کردم و گفتم اگر خواهانشدهستی خودت برو دنبالش... به اصرار من یک جلسه مشاوره‌ زوج درمانی رفتیم و مشخص شد مواردی بوده در زندگیمون که با من مطرح نمیکرده و همچنین بعلت فوت یکی از بستگان و اتفاقی که سر کارشون براشون افتاده به مرور دچار افسردگی شده... مشاور به من گفت در صورتی که علاقه دارم به ایشون مدتی بهشون زمان بدماوایل حتی اجازه دست زدن هم نمیداد بهم الانم خیلی کم و رابطه جنسی اصلا نداشتیم در این مدت حتی مواقعی من ازش صراحتا درخواست کردم اما جواب نه میدن. یکبار جدی حرف زدیم و گفت من نسبت به رابطه جنسی هیچ حسی ندارم و آسکشوال هستم. در صورتیکه اوایل اینطور نبود. الان حدود دو ماهی هست خونه نشین شده حتی برای خرید هم بیرون نمیره در صورتیکه قبلا خیلی فعال بود.من سعی کردم در این مدت با توجه بیشتر خرید گل و طلا و هدیه و هر چیزی که خواسته نیازش رو برطرف کنم اما نسبت بمن خیلی سرد برخورد میکنه و مدام میگه عشق یکطرفه فایده نداره و من دوستت ندارم.درصورتیکه که یکسال اول خیلی علاقمند بودیم بهم.من همچنان ایشونو دوست دارم با همه این بی تفاوتی ها و کج خلقی هایی که داره و چون جوان هم هستند و هر دو خانواده ابروداری هستیم اصلا به طلاق فکر نمیکنمدر این مدتم تحمل کردمو امید دادم که درست میشه و توکل. کردم. اما متاسفانه بازخوردی نمیگیرم و حس میکنم رابطمون شده خواهر و برادری و انگار با توجه به اینکه من مهربانیه زیادی دارم حس میکنم داره ازم سواستفاده میکنه. در حین مشاور از خانواده هامونم کمک گرفتیم اما سبب به این شد که با خانواده خودشم قهر جدی کنه و اونها هم ازش بشدت دلخور هستند.ایشون اول ازدواج چادری بود و به ظاهر مقید و خانوادشونم همینطور اما بعد از یکشال و نیم با بهانه هایی کم کم حجاب رو گذاشت کنار و منم بخاطر علاقه مندیم نسبت به ایشون قبول کردم اما محجبه هست و بی حجاب نیست. سخته بذام به طلاق فکر کردم چون میدونم اونی که اخرش ضرر میکنه من هستم. ممنون میشم راهنماییم کنید.
1400/12/15

سوال 15609

سلام خسته نباشید من قبلا از کسی که خیلی دوسش دارم خیانت دیدم و الان بار هر پسری که چت میکنم بعد از دو , سه روز بهش وابسته میشم اصلا هم دلم نمیخواد این طور باشه سعی میکنم تا اونجایی که میدونم خودمو کنترل کنم اما خب ....., نمیشه ممنون از راهنمایتون
1400/12/14

سوال 15607

سلام خسته نباشی من خانم هستم و ۱۹ ساله ازداوج کردم منو همسرم در طول این ۱۹ سال همیشه با هم مشکل داشتیم یعنی من با اون مشکلی ندارم و نداشتم اونکه که با من مشکل داره من با همه چیزش ساختم نه اینکه بخوام از خودم تعیرف کنم ها هر چی بوده برا زندگی خودم بوده اما اون از تولش نه کار کرد نه تلاش کرد برای زندگیمون هیچ کاری نکرد هیچ هر چی هم بود فروخت یدونه بچه داریم من بهش میگم این بچه آینده میخواد آخه این جوری که نمیشه تو کار نکنی برای زندگیت از اول تلاش نکردی هیچ. تازه اگه چیزی هم مونده بفروشی میگه من دیگه سنی ازم گذشته نمیتونم کار کنم اگه چیزی هم هست کمک خرج خودمم نیست چه برسه یزارم برا بچمون کل عمرشو الکی تلف کرد الان سرش به سنگ خورده از همه هم سناش جا مونده نه بع من پول میده نه اخلاقش خوبه وقتی بهش میگم این بچه داره بزرگ میشه حد اقل یه پولی به من بده برا خودم هیچ برا این بچه خرج کنم میگه من اندازه خودمم ندارم تا الان هر چی که کشیدم به خاطر دخترم بوده میگم بزرگ میشه چند سال دیگه . دیگه اختیارش دست خودشه اما خب صبر منم حدی داره به خدا چند بار خودش برد دادگاه گفت طلاق بگیریم رفیتیم پیش مشاور همه چی افتاد گردن اون کوتاه امدمیدونم باید طلاق میگرفتم اما خب به خاطر دخترم گفتم اشکال نداره خلاصه بگم دیگه نیدونم باید چی کار کنم ممنون میشم راهنمایی کنین
1400/12/14

سوال 15603

سلام خسته نباشید ببخشید الان چند وقته با ی پسر افغان هستم میگه دوسم داره ولی فکنم قبلن دوسم داشته الان نداره ولی من خیلی دوسش دارم چون سرد شده باهام خانوادمم می‌دونن ولی من میخام ازش جدا بشم میشه راه نماییم کنین چطوری با تشکر
1400/12/14

سوال 15602

سلام وقت بخیربنده خانم 21 ساله هستمدر موقعیتی هستم که شرایط ازدواج مهیا شده ولی متاسفانه وقتی شماره مادرم را به افراد میدهم مادرم یک بار جواب میده و بار بعدی جوابی نمیدهد و افراد را به مدت طولانی معطل میکنه از طرف دیگر دروغ میگوید که من رد کردم درصورتی که پاسخی به فرد نداده و بحث جواب دادن تلفن میشه میگه علاقه ندارم جواب بدماین کارها کثیف بازیه تو بی حیایی و دنبال شوهر میگردی و مدام با پدرم در حال دعوا مشاجره و توهین و تهمت هست علی الخصوص با بنده و مدام تکرار میکنه که خوشم نمیاد ازت اسیر منی یا با دکتر ازدواج میکنی یا هیچ نمیذارم بریپدرمم گفت اگر فردی شرایط ازدواج داشت به من زنگ بزنن درصورتی ک مادرم مدام با توهین و تیکه هایی ک به من میزنه تماما ذهن پدرم رو برمیگردونه و حتی به دروغ میگه اون پسر شرایطش رو نداره و رد میکنه و یکهو مادرم حالش خوب میشه کلی میگه میخندههروقت هم قهر میکنم دیگ سمتم هم نمیان و کار مادرم مدام تایید میشه که من ادم سالمی نیستم و دنبال کارهای خرابم و حتی در بین خیلیا هم تیکه انداخته به من
1400/12/14

سوال 15601

سلام شوهرم با دوستش میره بيرون ممکنش است بهم خيانت کنه و دوستش مجرده
1400/12/13

سوال 15584

سلام. من چند روز دیگه ۳۵ سالگی رو تموم میکنم.توهمه زندگبم حتی دوره دانشگاه هم مطلقا با هیچ خانمی دوست نبودم و مطلقا رابطه نداشتم.کلا درگیر زندگی و مشکلات و ... بودم و خصوصا چون بیکار بودم و درامد نداشتم به هیچکس فکر نکردم و باکسی حرف نزدم با این تفکر که الکی کسی رو سرکار نذارم شاید نتونستم کار پیدا کنم چرا یکنفرو سرکار بذارم و....تا اینکه دانشکاه و سربازی تموم شد و کار پیدا کردم. هفته اول وه سرکار میرفتم رفتم خواستگاری.گفتن خونه و ماشین نداری جواب رد دادن. ماه بعدش خواستگاری یکی از اشناها رفتم بازم همین حرفو زدن. و متاسفانه این شد سروع یک دور باطل حدود ۹ سال از اولین خواستگاری رفتنم گذشته.چند سال بعدش که خونه و ماشین خریدم کیس های بعدی حرف از شاسی بلند و مسافرت خارج میزنن و مهریه های سنگین تعیین میکنن شرط مراسم پر هزینه و آنچنانی میذارن.طلای عروسی رو با چند صدمیلیون تعیین میکنن.در حالی که همه ی این مواردی که رفتم از سطح متوسط به پایین جامعه بودن و کارمند ساده بودن و حتی خونه و ماشین پدرشون در حد وضعیت من بوده. نه ایرادی در ظاهر دارم نه بیماری دارم نه بدنام هستم.مشکل از کجاست؟
1400/12/13

سوال 15583

سلام وقت بخیر .من خواستگار هایی دارم ولی پدرم جلسه خواستگاری جدی نمی گیره و رفتارها و حرفهایی می زنه که کلا بهم می خوره خودم بهشون گفتم که با جلسه مهمونی عادی فرق می کنه ولی بازم رفتارهای نامناسب انجام میدن دسترسی به بزرگتر دیگه از فامیل هم ندارم که ازشون کمک بگیرم خودمون موندم چه کاری کنم تا این مورد حل بشه لطفا راهنمایی می کنید ؟
1400/12/13

سوال 15577

با سلام من ۳۸ سالمه و سابقه ازدواج یا عقد یا نامزدی نداشتم .در مورد گرم مزاج بودن در رابطه از خودم چیزی نمیدونم و نگران این موضوع هستم همیشه .اینکه از نوجوانی مثل بقیه دنبال جنس نامحرم نبودم سرم بکار خودم بوده باعث میشه حس کنم واقعا نسبت به جنس مخالف سرد باشم ولی واقعا تابحال کسی که بدلم بشینه و بخوام برای ازدواج باهاشرابطه داشته باشم نبوده لطفا راهنماییم کنید .

صفحه 554 از 644