پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1400/08/27

سوال 13890

سلام خسته نباشید خانومی هستم متاهل ولی دوس پسر دارم و یبار شوهرم فهمیدولی ادامه داد شوهرم زندگی با من رو دوس داره ولی نمیتونم بزارم کنار دوست پسرمو
1400/08/26

سوال 13886

سلام. خانم هستم ۲۵ ساله .که مادرم یک سال هست فوت کرده و همراه پدرم و خواهر بزرگترم ام زتدگی میکنم و یه خواهر و برادر بزرگتر از خودم دارم که ازدواج کردن ‌بنده یه خواستگار اقوام داشتم که چون ایشون حالا به لحاظ سخت گیری ک چیزی که من مد نظرم بود نداشتن و اینکه ایشون برا روستا بودن اینکه میگم روستا امکانات شهر رو کمی روستاشون داره اما چون ایشون نمی تونست داخل شهر زندگی کنه و منم اینده بچه هام در اینده برام مهم هست و خودم چون روستا بودم قبلا و الان ۴ ماه اونجا هستم و بقبه ماه ها شهر سختی روستا رو نمیخوام بجه هام داشته باشن و اینکه ایشون چون اقوام بود باور کنید دخالت زیاد می شد و توقعات بالا منم نمیتونستم کاری کنم و فضولی بقیه اذیت ام می کرد و گفتم نه حالا یه خواستکار دارم که بازم روستا هستن و متولد ۷۰ هستن اما طلبه هستن و خودشون گفته ساکن شهر میشم در اینده و اما از طرفی نگرانم من چون به خاطر روستا بودن اقوام رو رد کردم الان چه جوری مطرح کنم و اینکه ایشون طلبه هستن و از طرفی زن داداش بنده مخالف طلبه و غدقن کرده که ازدواج با طلبه کردی قطع رابطه می کنیم البته برام ریالی ارزش نداره چون من میدونم و دلیل انتخاب ام با ارزش هست چون برام اعتقادات و ایمان مهم هست الان همین خواستگار جدید خانواده اش روستایی ...‌‌‌...این شده مشکل ...فقط یه صحبت کوتاه اونم فقط با معرف اقا پسر بوده و اقا پسر خواستن با بنده صحبت که گفتم شنبه اطلاع میدم گیج شدم هراسان ام ‌از طرفی نگرانم چون خواهر بزرگ تر ام ازدواج نکرده و پدر بنده هم بی سواد و چیزی بلد نیست یه جوری اداره زندگی و اینکه کم و کسری و .اینا با بنده هست نه از لحاظ مالی نه پول برا من نیست از این لحاظ که پدرم بلد نیست خرید کنه و سخته و خواهر بزرگ تر ام نه ...من این کار ها رو میکنم همش میگم من برم اینا چیکار میکنن .ممنون میشم جواب بدین و راهنمایی کنید
1400/08/26

سوال 13883

سلامبنده چند سالی است که ازدواج کرده ام و دو فرزند نیز حاصل ازدواجمان است، بنده همسر م را بسیار دوست دارم و زندگی ام رو ، مشکلی که ما داریم اینه که در تقریبا تمام مشکلات و دعواهای زندگی ما ، همسرم نمیخواد قبول کنه که اون هم در جه ای از تقصیر رو داره...و همیشه مقصر بنده هستم...یکی از مشکلاتی که به شددت بنده رو ناراحت می کنه اینه که رفتاری که از بنده سر می زنه و از نظر ایشون رفتاری بد است، مورد سرزنش واقع میشه و مقصر هستم ولی اگر همان رفتار از بنده سر بزنه و ازش ناراحت بشم، در اینصورت مقصر بنده هستم و زود عصبانی می شوم و وقتی می گویم چرا همین رفتار وقتی برای تو پیش آمد عکس العمل متفاوت بود جوابی نیست الی اینکه من مقصرم.... نمیدونم واقعا چیکار کنم، زندگی ام رو دوست دارم ولی واقعا این رفتارها هم برام غیر قابل تحمل شده... اینکه همیشه مقصر باشم سخته برام...
1400/08/26

سوال 13876

سلام ببخشید من یه دختر ۳۹ساله هستمهر کس برای ازدواج میاد دیگه میل و تمایل برای آشنایی ندارمانگاردیگهاعتمادنمیکنمآیااحتیاجبهمشاوردارم؟
1400/08/26

سوال 13853

من بچه روستام،تو روستای ما تلفن ثابت ندارع....براهمین نمیتونم ثبت ناممو کامل کنم😶😶رسیدگی کنید
1400/08/26

سوال 13852

سلام من بچه روستام،تو‌روستایع ما عموما از سن۱۲سالگی دخترا ازدواج میکنن تا۲۲یا۲۳دیگ بعدش میگن ترشیده،من الان در آستانه ۲۹سالگی ام سه تا خواهر داشتم ک در سن زیر ۱۸ازدواج کردن پدرم فوت کردن الان با مادرم و برادر باخانمش در خانه پدریم زندگی میکنم،برادرم رفتارایع عجیب سختگیرانه ای داره علاقه زیادی ب تحصیل کار دارم ولی میگه دختر مجرد نباید بره دانشگاه نباید بیرون باشع نباید مهمونی بره نباید مراسم عروسی بره.....‌برعکس بقیه اهالی روستا ک همه جوانانش تحصیل کرده اند،حتی اجازه ازدواجمون نمیده میگع فقط طرف باید فامیل باشع خاستگار داشتم ک هیچ مشکلی نداشت فقط بخاطر اینکه نسبت فامیلی نداره رد کرد،بحرف مردم بیشتر ازما توجه می‌کنه میگع ب مردم چی بگم بگم این خاستگار کی چیه ،والا تو روستای ما هیشکی هیچی نمیگه این طرز فکرش واس ۵۰سالع پیشع،با داییم صحبت کردم بش بگه ی بزارع درس بخوونم یا اجازه ازدواجموبده داییمم میگه اون سرپرستع توعه.....تو این دنیا همه مشکلات قفلی کردن رومن.خیلی وقتا ب مرگ فک میکنم میگم هیچ راهی جز خودکشی نیی ولی چون آدم رویا پردازی ام ب رویاهام ک فک میکنم پشیمون میشم از خودکشی میگم خدا بزرگه شاید درست شد.....وبا این خیال زندگی سختموش میگذرونم،ی راهکار بدید من باید چیکار کنم؟؟؟
1400/08/26

سوال 13850

سلام وقتتون بخیربنده خانم هستم و یک عقد کوتاه مدت داشتم. بخاطر همین نظرم اینه که انتخاب بشم نه اینکه خودم به آقایون درخواست بدم. لطفا در این مورد کمکم کنید. ممنون از لطفتون
1400/08/25

سوال 13828

سلام و وقت بخیرمن ۳۰ سالم هست و برای خواستگاری از یک خانم ۲۳ ساله اقدام کردم و یکبار با هم گفتگو داشتیم که به چند مورد تفاوت بین خودمان رسیدیممیخواستم نظر شما را بدانم و مرا راهنمایی کنید.اولا حجاب ایشان چادر نیست و مانتویی و نسبتا اهل رعایت هستند ، در صورتیکه ترجیح من این هست که همسرم چادری باشد (ضمنا مادر و خواهرم چادری هستند) و از طرفی الزام شغل ام هم چادری بودن همسر هست.دوم اینکه طبق مشاهدات و اقرار ایشان ، خانواده شان به قول معروف اهل زندگی در لحظه هستند و دائم مشغول مهمانی و مسافرت و تفریح در حالیکه من و خانواده ام اینگونه نیستیم و میشه گفت تا حدودی آینده نگر و مقتصد هستیم.البته خود این خانم هم میگن این ویژگی خانواده شان را نمی پسندند .مورد سوم هم اینکه این خانم ذهنی پرسشگر دارند و میگویند دائم در حال جستجو هستم راجع به اعتقادات . ایشان فارغ التحصیل الهیات هستند و میگویند تازه چند ماهی است که مطمئن شده ام خدا وجود دارد.میخواهند همه امور را با تحقیق کامل بدست بیاورند و سپس مطمئن شوند و برای اینکار روش های مختلف را تست کنند. وقتی از ایشان راجع به اعتقاداتشان پرسیدم ؛ گفتند (فعلا!!) موحدم و مسلمان.در حالیکه من فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر هستم و احساس میکنم شخصیتم در بیشتر ابعاد شکل گرفته و همچنین خود و خانواده ام نسبتا مذهبی هستیم و اهل نماز و روزه و خمس و زکات.نگرانم که این تفاوت ها در زندگی مشترک برای من مشکل آفرین شودلطفا راهنمایی ام کنید.
1400/08/25

سوال 13825

سلام وقتتون بخیرمن دختری هستم که به تازگی بااقایی تومرحله اشنایی بیشتر هستم فعلا بخاطرشرایط شغلیمون یکبارفقط همو دیدیم واینکه روابطمون وپرسشهای مربوط به زندگیمون توفضای مجازی بوده مشکل من اینه این اقا گاهی گرم‌وصمیمی هستن گاهی سرد ورسمی گاهی هرروز ارتباط داریم گاهی دوروز یکبارواین منو اذیت میکنه میترسم ثبات شخصیت نداشته باشند ایا من زیادی سخت میگیرم یاازنظرشمام باید مورد خاصی روبررسی کنم ؟
1400/08/25

سوال 13817

سلام ۲۰سالمه و حدود ۹ماهی میشع نامزد کردم، ولی حس میکنم اصلا به نامزدم علاقه قلبی ندارم اولش خوب بود اما هر چی بیشتر شناختمش علاقم کمتر شد با اینکه ادم بدی نیست، ادم ساده دل و پاکیه و خیلی بهم تبراز علاقه میکنه. نمیدانم دچار کمالگرایی شدم یا واقعا علاقمند نیستم! 😔
1400/08/25

سوال 13815

سلام وقتتون بخیر. در حال حاضر در حال آشنایی با آقایی هستم داخل پلتفرم همدم . الان مرحله ی صحبت تلفنی هستیم ، نمیدونم چرا وقت صحبت هیچ سوالی یا حرفی به ذهنم نمیرسه . میشه چند مورد سوال مهم که برای آشنایی های اولیه س بهم بگید ازشون برسم . ممنون میشم راهنماییم کنید
1400/08/24

سوال 13813

سلام من دختر 24 ساله هستم که تقریبا 5 ماه پیش با فردی که به صورت رسمی به خواستگاری من اومده بودن 2 ماه با هم آشنا شدیم، تقریبا معیارها و ملاک های اصلی که مدنظر هر دومون بود رو داشتیم اما در مواردی هم اختلاف های کوچیکی بود که کاملا قابل حل بود مثل سبک برگزاری مراسم، اما چون هر دو خانواده ی مذهبی و معتقدی داشتیم این موضوع باعث شد که آقا پسر برای این امر استخاره کردن و بعد چون استخاره بد اومد تصمیم گرفتیم که دیگه رابطه آشنایی رو ادامه ندیم، با وجود این که درباره‌ی مهریه و شیربها هم صحبت شده بود و محضر هم دیده بودیم و تقریبا 90 درصد همه چیز اوکی بود اما به دلیل استخاره همه چیز تمام شد، بعد از چند وقت من متوجه شدم که شخصی از بستگانم دعایی برای من نوشته بوده که باعث بشه من کلا ازدواجم سرانجام نداشته باشه و به جدایی کشیده بشه، که حالا من میدونم دلیل این که استخاره آقا بد اومده بود دلیلش این بود که طلسم برای ازدواجم نوشته بودن و بعد من برای باطل کردن اون اقدام کردم...الان بعد از این 5 ماه من هنوز هم به ایشون فک میکنم و مطمئنم برای اون هم این موضوع سخت بوده که یهو همه چیز بهم خورد چون به من گفته بودن که تنها کسی بودم که ازم خوششون اومده بود وکاملا از لحاظ فرهنگی و خانوادگی و... تناسب داشتیم. من شماره ایشون رو دارم و دلم میخواد بهشون بگم که به دلیل اون دعا بوده که همه چیز بهم خورده و یه فرصت دیگه بهم بدیم، اما نمیدونم کارم درست هست یا نه؟در حقیقت جرئت این کار رو ندارم و بیشتر هم ترسم اینه که ایشون کلا نظرشون تغییر کرده باشه و جواب ندن و من سرشکسته بشم، از طرفی هم میترسم در آینده افسوس بخورم که چرا نتونستم باهاشون این موضوع رو مطرح کنم... میشه راهنمایی بفرمائید ممنون

صفحه 589 از 644