پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1400/12/04

سوال 15376

سلام بنده در تصمیم گیری برای انجام هرکاری به شدت سرگردان می شوم و حتی بعد از کلی مشورت و بررسی تصمیم اشتباهی می گیرم که تا حالا عواقب بدی هم برایم داشته مثلا برای خرید یه کالا تصمیم می گیرم و تا پای معامله می روم همانجا برای خودم دلایلی میارم وکاملا بین خرید ن یا نخریدن مردد می شوم یا در کار پیشنهاد ارتقا شغلی داشتم لحظه آخر همان تردید برایم به وجود آمد .قبول نکردم و الان هم خودخوری که چرا قبول نکردم این مسئله تقریبا همه تصمیم گیری ها برایم به وجود میاد الان هم سر یه تصمیم واقعا سرنوشت ساز بازهم بین دوراهی و۵۰ به ۵۰ موندم خواهشاً راهنمایی کنید چکار کنم و چگونه تصمیم قاطع بگیریم که بعداً هم پشیمان نشوم
1400/12/03

سوال 15364

<p class="paragraph"> لطفا وقتی موردی معرفی میکنید پروفایل فرد و لینک دسترسی به چت با فرد هم بفرستید. هر بار وارد نرم افزارتون میشم باید از اول پروفایل تعریف کنم. چرا اینطوریه؟ </p>
1400/12/03

سوال 15359

چیکار باید کنم تا زودرنجی ام و عصبی مزاجی ام حل بشه؟؟
1400/12/03

سوال 15354

سلام بزرگوار وقت بخیرسوالی داشتمدر شرایط یکسان از نظر فرهنگ و اجتماع و جامعه و خانواده و محیط و ... ، در صورتی که جنسیت فقط فرق کنهآیا زنان در مقابل استرس آسیب پذیر تر از مردان هستند ؟ چرا ؟
1400/12/03

سوال 15352

<p class="paragraph"> سلام خانم باکتریا عزیز این سوال جهت تست سرویس خصوصی ارسال می شود </p>
1400/12/03

سوال 15347

<p class="paragraph"> سلام بزرگوار وقت بخیر </p><p class="paragraph"> سوالی داشتم </p><p class="paragraph"> در شرایط یکسان از نظر فرهنگ و اجتماع و جامعه و خانواده و محیط و ... ، در صورتی که جنسیت فقط فرق کنه </p><p class="paragraph"> آیا زنان در مقابل استرس آسیب پذیر تر از مردان هستند ؟ چرا ؟ </p>
1400/12/02

سوال 15332

<p class="paragraph"> پسرم سه سالشه و حرف های خیلی زشتی یاد گرفته و میگه. چیکار کنم؟ </p>
1400/12/01

سوال 15331

سلام بزرگوار وقت بخیر من پاسخ شماره 15280 شما را مطالعه کردم<br>بزرگوار من نگران بانوان نیستم ، نگران آقایان هم نیستم اصلا بنده کاری به هیچکدوم ندارم من یک نوجوان 16 ساله هستم و به سوالات ذهنم پاسخ میدم سوال ذهنم اگر در مسئله درسی باشه خب درسی و اگر در زمینه حقوق زنان باشه ، خب حقوق زنان ، من فقط دنبال جواب سوالات ذهنم هستم<br>بعد بزرگوار منظور من از غلط بودن افرایش کمال گرایی دختران و پایین اومدن عزت نفس پسران این بود که چون که پسران عزت نفسشون پایین میاد ، نمیشه به دختران گفت که شما پیشرفت نکنین ، بلکه پسران باید تلاش کنن تا بتونن خودشونو بالا بکشن ، نه اینکه بیایم مناصب رو به پسران بدیم تا پسران عزت نفسشون بالا بره اخه شما در پاسخ 15179 فرمودید👇 ((دختران ارمانگراتر شده اند، برای موفقیت بسیار بیشتر تلاش می کنند، درس خوان تر شده اند، مشاغل خوب و مهم را بیشتر به دست می گیرند و... و همه اینها باعث عقب ماندن برخی از پسران و درجا زدن شان شده<br>میزان بیکاری شان بیشتر شده و از همه مهم تر تشکیل خانواده بنا به همین دلایل با وقفه جدی مواجه شده<br>مدیر و مدبر ورهبر بودن زنان به هیچ عنوان ایرادی ندارد و حتی نشان از پیشرفت و تمدن یک جامعه است به شرط آنکه اولا مردان از این قافله عقب نمانند و از طرف دیگر مسوولیت اصلی زن که ایجاد فضای امن و آرام در محیط خانه است چرا که خانه، محفل و جایگاه انسان سازی است و نقش تربیتی منحصر به فردی دارد. این همان ارزشی است که هم زنان و هم مردان جامعه باید آن را درک کنند و به آن ارزش خاص دهند))در واقع من به این حرف شما واکنش نشون دادم چون پیشرفت زنان و دختران باعث کاهش عزت نفس در پسران نشده ، یعنی عامل اصلی کاهش عزت نفس در پسران نیست بلکه دلیل اصلی کاهش عزت نفس در پسران ، خود کاهلی و تنبلی پسران هست و همینطور مدیر‌ و مدبر شدن زنان حتی اگر عدم توازن پیش بیاد بد نیست چرا؟ چون طبیعیت اقتضا می کنه انسان روز به روز پیشرفت کنه ، بله در صورت پیشرفت زنان و دختران و عدم پیشرفت مردان ، مشکلات بدی پیش میاد ولی اینم باز دلیل نمیشه که مدیریت بانوان بد باشه ، بلکه اون کاهلی پسران هست که یقینا ایراد داره و باعث عدم توازن شدهجسارتا نظر شما درباره حرف بنده چیست؟<br>من مسلمان هستم ، شیعه هستم ، ولی مخالف تفسیر نادرست از آیات و روایات هستم و همینطور دنبال دلیل احکام ، من چاکر خدا هستم ، هر چی خدا بگه میگم چشم اما می خوام بدونم که چرا مثلا خداوند گفته مردان مدیر خانواده باشند؟ من تحقیقی که کردم مردان از زنان مطیع به معنای اینکه نظری نمیدن و هر چی شوهر بگه ، میگن چشم و یا اینکه مخالفتی نمی کنند ، بدشون میاد آیا چنین چیزی درسته؟<br>خیلی ممنون‌ میشم اگر پاسخ دو مطرح شده در این متن رو بدید ، اجرتون با خدا<br>ببخشید اگر متن طولانی شد🙏🙏
1400/12/01

سوال 15328

سلام. من قصد ازدواج با دختر داییم رو دارم. مشکل من بیشتر بحث خانوادمه یعنی پدرم. از قدیم پدرم با خانواده ی داییم مشکل خانوادگی داشت دعوا و مرافه زیاد بوده شکی هم برای هیچ کس نیست که این مشکل حل نمیشه.از طرفی یکی دیگه از مخالفتای بابام(که یکیش همین مساله ی خانوادگیه) مساله ی مالیه.چون من در آمد خاصی ندارم.واقعیت خودمم کمی از جهت مالی میترسم.بنظرتون چیکار کنم.بیشتر از یک ماه و خورده ایه که اون بندگان خدا رو هم درگیر ماجرا کردیم.خیلی هم طول بکشه واقعا صلاح نیست.ممنون از لطفتون
1400/12/01

سوال 15324

سلاممن ۳۸ ساله هستم و نتیجه ۱۲ سال زندگی مشترک با همسرم یک پسر ۱۰ ساله میباشد که عاشقش هستم همسرم اوایل ازدواج من رو با تیپ ساده و منطقی پسند کرد و قبول کرد که باهام طی خواستگاری سنتی ازدواج کنه ولی بعدا بهم گفت که به زور خانواده با من وصلت کرده چند بار چت کردن و رابطه تلفنیش رو با مردهای غریبه و متاهل دیدم و حس کردم تا جایی که خودش هم فهمید که متوجه شدم و اظهار پشیمانی کرد البته خانمم چهار تا خواهر دیگر داره که همگی طلاق گرفتن من دوستش دارم ولی اون میگه به درد هم نمیخوریم مهریش رو گذاشت اجرا نصف خونه رو که من به خاطر وام زده بودم به نامش نصف دیگه رو هم دوباره بابت مهریه ازم گرفت و حق طلاق رو هم گرفت و فعلا رفته و الان هفت ماه هست که از هم جدا زندگی میکنیممن نمیخوام طلاق بگیره و حق طلاق رو هم دادم بهش تا شاید در تصمیمش تغییری ایجاد بشه خپدم طی این چند ماه حتی یک ذره هم از دوست داشتنش کم نشده و بیشتر عاشقش شدم همه میگن دیوانه ای با اینکه حقوقت رو توقیف کرد با اینکه از خونم انداخت بیرون با اینکه ماشینم رو توقیف کرد ولی من باز دوستش دارم و اون میگه ازت خوشم نمیاد برام تکراری شدینمیتونم برای خودم هضم کنم که منو دوست نداشته باشه آخه بهش بدی نکردم شاید یه موقع هایی عصبانیم کرده یه چیزی گفتم ولی دوستش دارم هم اون رو هم پسرم روالان هم برای جلب اعتماد همه دارو ندارم رو دادم بهش هیچی دیگه ندارم ولی بازم میگم بیا زندگی کنیم نمیادبه نظر شما من چکار کنم تا اروم بگیرم
1400/12/01

سوال 15322

سلام وقت بخیر من دو هفته هست با یک آقایی آشنا شدمایشون تاکید دارن به اینک همسرشون فرد تلاشگر و فعالی باشن در زمینه ی چیزی ک بهش علاقه دارن و من به ایشون گفتم به روانشناسی علاقه دارم و ایشون تاکید دارن ک حتما باید من ادامه تحصیل بدم و دانشگاه دولتی قبول بشم شرط اول زندگیشون اینک تلاشگر باشمخواستم ببینم شما چ نظری دارین بنظرتون ادامه دادن این رابطه درست؟
1400/11/30

سوال 15317

سلام.حدود سه ماه پیش دختری که متاهل بود و با خودش و همچننین با شوهرش در گروهی اشناشدم اومد پی وی من.صحبت کردیم و من جدا ایشون رو به چشم خواهر میدیدم و قصد داشتم بهشون کمک کنم.ایشون مشکل عاطفی داشت با شوهرش و از من تقضی کرد که با همسرش حرف بزنم.تو خونه گوشی بود دستش همش. خلاصه این دیدن ما توی اون گروه و صحبتای پی در پی باعث شد که ناخوسته عاشق هم بشویم.اولین احساس هلیم از جانب ایشون بود چون من احساس شرم میکردم...به هرحال گذشت تا به الان که ایشون متوجه خیانت همسرش شده به تازگی.. درضمن.ایشون در کودکی یعنی از شش سالگی تا ۱۳سالگی به مدت تقریبا هفته ای یکبار توسط عموش مورد تجاوز قرار میگرفته...با این تفاسیر به نظر شما وقتی این خانم طلاق گرفت صلاح هست منه مجرد با ایشون ازدواج کنم یا نه؟ایشون یکسال و خرده ای از من بزرگترن.من ۲۴سالمه

صفحه 299 از 423