پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1399/07/07
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 521243
سلام. وقت به خیر.
خانم مجرد 38 ساله ای هستم که با قد 160 وزن 87 کیلو را دارم. از 93 در عرض چند ماه رسیدم به 87. البته قرصهای ونوستات که دکتر 125 ان را تجویز کرد باعث درگیر شدن با عوارض نادر قرص شد و مدت یه ماه التهاب مفاصل گرفتم طوری که عاجر از راه رفتن بودم. الان از چند تا پله که بالا یا پایین می روم عین یه دونده مارتون قلبم می زنه و نفسم می گیره جوری که انگار قلبم از سینه می خواد بیرون بیاد . هر چی دکتر تغذیه هم نرفتم افاقه نکرده چون اکثرا ماهی به اندازه کف دست و از این چیزا می دن که من نه وقت درست کردنش را دارم نه می تونم.کارم دائما نشستنیه . گاهی پیاتده روی می کنم اما بیشتر از دو دقیقه به زور نمی تونم بدوم. نفسم می گیره. الان ناخن هام شکننده شده شدید. موهام شدیدا شوره زده . پوستم بازو و سینه ام شل شده. و خودم از این وضعیت حالم بده. اعتماد به نفسمو از دست دادم. پریود هام به هم ریخته. نمی دونم چه کنم. لطفا کمکم کنین. اگه میشه به ایمیلم بفرستین جواب را. چون کم میام اینجا.
ممنون.
۱ پاسخ۵ بازدید
1399/07/07
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 543389
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
حسین هستم 27 ساله که اگر یادتان باشد در مورد بیش فعالی قبلا با پرسش شماره 821322 از شما سوالی نموده ام .
در مورد علائم باید بگوییم بطور مثال من شماره تلفن یکی از دوستان را به مدت یکهفته دائم در ذهن دارم و تکرار می کنم روزی چند مرتبه .در هفته دوم اگر تکرار نشود در هفته سوم کاملا از یادم بیرون میرود.
اسم تقریبات 90% دوستان دوره مدرسه از یادم رفته است . در مورد نامها باز هم باید بگویم من در یک محل کار با 10 نفر همکار بودم بعد از خارج شدن از آن محل و داخل شدن به کار دیگر در حدود یکسال نامهای آنها را فراموش کرده ام .
در مورد تمرکز کاری علاقه ای به کارهای به روز دارم کارهایی که هر روز با روز قبل تفاوت دارد و تکراری نباشند مثل رایانه ، الکترونیک ، اختراعات ، مخصوصا کارهای آزمایشگاهی و تحقیقاتی و از کارهای تکراری متنفرم.
در مورد امتحانات مدرسه باید بگویم که درس خوندن که اصلا دنبالش نبودم موقع امتحان که می شد میگفتم فکر کنم جواب همه سوالات را بلد باشم و هر چی در ذهن داشتم مینوشتم .
در دوران مدرسه از کتابهای درسی متنفر بودم ولی هر کتابی که برچسب غیر درسی داشت میخوندم از سینوهه بگیر تا لذات فلسفه دورانت . اسم درس میومد حالم بد میشد.
در دوران ابتدائی به ریاضی علاقه خاصی داشتم و علاقه خاصی به فرمول نویسی و فرمول سازی داشتم و این نکته را باید بگم که اگه معلم را دوست داشتم درسم در آن کلاس خوب بود ولی اگه از معلم بدم میومد تجدید می شدم.
مثلا دوم راهنمایی معلم ریاضیمون جوون بود با روحیه و با شوخی درس میداد بهترین نمره ریاضی رو اونجا گرفتم معلم سال سوم عبوس بود نمره شد بدترین در ثلث دوم سال سوم راهنمایی با معلمی که دوست داشتمش کلاس جبرانی گذاشتم نمرم خیلی بهتر شد ثلث سوم بدون جبرانی تجدید شدم .
در دوران ابتدایی علاقه خاصی به ریاضی ( نوشتن کتاب بچه گانه در مورد فرمول ریاضی ) نجوم ( تالیف کتابی در مورد ستارگان) ادبیات ( نوشتن کتاب شعری به نام بوستان معرفت و نوشتن دو داستان )
باید این رو هم اضافه کنم که تمامی این کتابها دوره خاصی داشته مثلا یکسال یکماه
مثلا من در مدت یکهفته علاقه خاصی به زبان انگلیسی دارم . بعد از اون یکهفته به رشته دیگه علاقه دارم دوباره هفته سوم به دیگری و اصلا تمرکز خاصی به رشته خاصی ندارم.
تقریبا به هرچیزی که تازه گی برام داشته باشه علاقه دارم حالا هر چی می خاد باشه
تقریبا تمام کارهام نصفه کاره می مونه نوشتنام کارهام و همه چیز
در 12 سالگی یک آزمایشگاه شیمی برای خودم در زیر زمین خونه درست کرده بودم
آدمی بسیار خجالتی میباشم و اصلا نمی تونم یک رابطه عاشقانه داشته باشم
آدم رکی هستم و اصلا بلاغت گفتار ندارم و حرفهامو رک میگم
سعی می کنم آدم منطقی باشم و هر چیزو با برهان قبول کنم
از دروغ متنفرم
سعی می کنم در کارم دزدی نکنم یعنی کارهامو با بهترین روش انجام بدم به بهترین شکل ولی اگه برام تکراری بشه شروع به خرابکاری میکنم
به معلمی علاقه بسیاری دارم ولی اصلا نمی تونم یک معلم خوب باشم
به یادگیری زبان انگلیسی علاقه دارم کتاب زیاد در این مورد گرفتم و فقط گرفتم مطالعه اصلا
در حال حاظر علاقه خاصی به مطالعه دارم و فقط علاقه دارم هیچوقت یک کتابو تا آخر نخوندم در حال حاظر
در حال مطالعه همیشه کتاب رو از آخر به اول می خونم
اگه از اول شروع بع مطالعه کنم همیشه چشمان چند خط جلوترو نگاه میکنه
به کشف رازهای مردم علاقه دارم
آدم گوشه گیری هستم زیاد اهل بیرون رفتم از خونه نیستم در کودکی بودم الان نه خوشم نمی آید از خونه بیرون بروم دوست دارم در خونه خودمو مشغول کنم
آشپزی رو دوست دارم آدمی تقریبا آروم هستم اگه با کسی دعوام بشه به جای اینکه با اون دعوا کنم بدیهاشو به اون میگم با زبون نیش دار البته اصلا به دعوا علاقه ندارم و همیشه آروم بودنو دوست دارم
اصلا زیر حرف زور نمی رو
در دوران دبستان املاء ضعیفی داشتن ولی ریاضیم خوب بود
فیلمهای تلوزیون رو تقزیبا 80 درصدشون رو جلوجلو حدس میزنم و درست حدس میزنم که چی میشه
از بازیگری متنفرم ولی به کارگردانی علاقه دارم
به نظر خودم مدیریتم بالائه ولی منطقم میگه رو زیاد می دم اگه مدیر بشم نمیتونم کنترل کنم
در حال حاظر از درس متفرم ولی دوست دارم به دانشگاه بروم و در مقاطق بالا درس بخونم
علاقه بسیاری به پزشکی ، رایانه، برنامه نویسی،آزمایشگاه، اختراع، تحقیقات ، کارگردانی ، روانشناسی ، سخنرانی ( البته دوست دارم ولی خجالتی هستم) خلبانی ، ورزشهای رزمی و اینطور چیزا دارم
از اینها بیزارم : سیگار ، سیگاری بی فرهنگ، بی منطقی، دروغ ، کار تکراری، حرف زور،پر حرفی و تند تند حرف زدن اعصابشو ندارم
متولد 30 تیر سال 1362 حسین 27 ساله متاهل
۱ پاسخ۲۳ بازدید
1399/07/07
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 525137
با سلام و خسته نباشید خدمت شما مشاور محترم و تشکر مجدد . <br>خانم عطاریان من وقتی اون دختره رو میبینم قلبم تند تند میزنه نفسم برای چند ثانیه قطع میشه و دستو پام شروع میکنه به لرزیدن . من تو دانشگاهی درس میخونم که اون دختره هم اونجاست . بی زحمت بگین با این وضعیتی که من دارم باید چیکار کنم چون اینجوری که نمیشه . ( راستی چون من تنهاشدم و شدیدن عاشق زندگی و داشتن فرزند هستم میشه دوباره ازدواج کنم ؟ من از زن خاطره خوبی تو زهنم ندارم و میترسم همسره بعدی هم من دوست نداشته باشه ) از شما خواهش میکنم جای خواهر بزرگتر من ؛ من و راهنمایی کنید و یک راهی جلوی پای من بزارید <br> با تشکر مجدد
۱ پاسخ۲۱ بازدید