پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 777502

سلام من برای باراول چهارده فروردین سقط جنین داشتم چهل روزه بود نمیدونم دلیل سقط چیه یه پیاده روی داشتم همراه باکوهنوردی میخواستم ببینم دلیل سقط چی بوده وچه زمانی میتونم دوباره بارداربشم باتشکر
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 188534

باسلام...اسم من مصطفی است...22ساله هستم و در خانواده معتقدی به دنیا آمدم و به حمداله به این اعتقادات افتخار میکنم راستش تا 18سالگی هیچ نوع ارتباط حتی سلام هم با افراد نا محرم نداشتم..اما متاسفانه کم کم این نیاز برام غیر قابل تحمل شد و چون اصولا کم رو بودم از طریق چت در اینترنت و بعد تلفن کمی ترسم ریخت و برام عادی شد..به هرحال چون باز اعتقادات و معیارهام و عقایدم رو در نظر داشتم طی اتفاق جالبی در یک چت روم مذهبی در محرم با کسی چت کردم که خیلی جالب بود اعتقاداتش برام و هم تراز خودم میدیدم...خیلی نا خواسته بعدها دوباره چت کردیم و ادامه دار شد...به هرحال کار به تلفن رسید و بعد از 6 ماه همدیگرو دیدیم..تا آنروز اصلا فکر نمیکردم که شخصیتش اینجوری باشه...حجاب کامل و متانت و دقیقا چیزایی که من میخواستم و تو فکرم بود و از همه مهمتر تو خانواده ما این شخصیت جا داره...بعدها فهمیدم از خانواده بزرگ مذهبی و سیاسی هست و در عین حال ساده زیستن و اینگونه زندگی میکردند...خیلی خلاصه عرض میکنم که رفته رفته ما علاقه مند شدیم و به هرحال من تصمیم به ازدواج گرفتم...نظام صدام سقوط کرد و پدر ایشون به عنوان شخصیت برتر سیاسی و مذهبی به عراق رفتند ...با برادر ایشون ارتباط برقرار کردم و موضوع رو عنوان کردم و ایشون ابراز داشت که من شخصیتی هستم که از هیچ لحاظ مشکلی با خانواده اونا ندارم و اونا هم ندارن اما مشکل بزرگی اینجاست که به خاطر سنت های عربی و پایبندی پدر و خانواده پدر اصولا هیچ راهی برای ازدواج نیست و از محالاته که در فامیل کسی با غیر عرب وصلت کنه...در همین ارتباطات و تلاشهایی که داشتیم روز به روز نزدیکتر میشدیم..به هرحال این علاقه مندی کار دست ما داد و متاسفانه دست به معصیتهایی از قبیل بوسیدن..در آغوش گرفتن و از این قبیل زدیم..البته بعد از اینکه پدر در عراق به شهادت رسیده بودند...و بعد از اینکه آنگونه نزدیک به هم شدیم و از طرفی هردو مقید بودیدم و از گناه شرمسار و ناراحت بودیم با پرس و جوهای از این قبیل (اینترنتی از سایت مرجع عالی قدرمان) چون دختر رشیده بود و جد پدری و پدر نداشت خودمان صیغه خواندیم...در اینجا سوال اول من این است که چون سوال خیلی مختصر بوده و جواب هم مختصر آیا صیغه و یا عقد موقت ما صحیح هست یا نه..چون ایشون مادر و دو برادر بزرگتر داره...ثانیا شرایط عقد موقت صحیح رو می خوام...و بعد از گذشتن از این مطالب سوال اصلی من در ادامه بحث مطرح میشه....به هرحال با عقدی که کردیم خیلی نزدیک شدیم و کار به ارتباط جنسی رسید و الارقم داخل نشدن آلت جنسی خیلی نا خواسته باردار شد و با ضریات روحی زیاد پس از اینکه هیچ راهی برای ازدواج صحیح نبود و خیلی هم دیر فهمیده بود و باور نکردنی بود برای هردوی ما..متاسفانه در 2 ماه و نیم جنین را سقط کردیم و اینجا پرده بکارت این دختر از بین رفت...سوال بعدی من راجع به عذاب وجدانی که تمام وجود مارو گرفته و احساس گناهی عظیم و نا امیدی از آینده در ما نمایان شده بخاطر این سقط جنین ...حکم الهی چیست؟ آیا ما مجاز به این کار بودیم؟ آیا عذاب الهی در انتظار ماست؟ و احکام این کار از نظر شرع چیست؟ چگونه توبه ما پذیرفته میشود و به آرامش میرسیم...از همه مهمتر که بعد از اون اتفاقات یهو جدا شدیم..ارتباطمون رو دوستانی که فهمیدن و همون دکتر نامرد بهم زدن..منم خیلی عذاب کشیدم و بخاطر اینکه وظیفه میدونستم و با وجود تمام چیزایی که دیدم و شنیدم برگشتم تا نجاتش بدم..چون میدونستم فطرت این دختر پاکه پاک و زلال و پاک بوده تو فشار با من اینکارو کرد...و از همه مهمتر اگر این دختر الان تبدیل به یک زن یکبار سقط جنین شده تبدیل شده من به اینجا رسومندمش..خودش پاک پاک بوده و این پاک دامنی باید توسط من تا آخرش به هر شرایطی حفظ و ثابت بشه...البته هیچگاه قصد شانه خالی کردن نکردم ..به هرحال این ارتباط بهم خورده رو با هزار بدبختی بعد از به آرامش رسوندن خودم توسط دکتر و روانشناس و زیارت طولانی مشهد این ارتباط دوباره صورت گرفت و من اعلام کردم که حالا که منو نمی خواد باید بیاد و من پرده بکارتشو ترمیم کنم بعد رهاش کنم...به هرحال تو این سه ماهی که برگشتیم و این صحبتا شده..صحبتای جدیدی هم شده و اون هم از اون فشارها رها شده و به سوی هم بازگشتیم..منم سربازیمو تموم کردم و دارم شرایط ازدواج رو هموار تر میکنم...اولین موضوع مهم من راجع به ازدواج موقت ماست که باز داخل گناه نشویم..چون به شدت ابراز علاقه ما نمایان شده و هردو میدانیم که واقعا دوست داریم همدیگرو ..میتوانیم صحیحا و سالما و با خیال راحت از لحاظ شرعی برای دور ماندن از گناه ازدواج صحیح موقت کنیم...و سوال من اینه که با این شرایط جدا بشیم و ادامه ندیم منطقی و شرعیه و یا اینکه تمام تلاش را بکنیم برای وصال/؟؟؟ که البته
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 908223

بعدازسقط جنین چه چیزهای مصرف کنیم<br>
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 953238

سلام من در هفته چهارم بارداری هستم و دکتر مولتی ویتامین مینرال و اسید فولیک تجویز کرده میخواستم بدونم برای جنین ضرری ندارد
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 416822

با عرض سلام می خواستم نکاتی درباره کالیفرنیم بدانم
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 970269

سلام برای سقط جنین چه کار کنم
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 440019

سوال کد قبلی 742502 : <br>سندی محكمتر و مستندتر از بحارالانوار در دست نداشتید؟!!!!!!!
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 629407

اسلام<br>میخواهم باردارشوم<br>اماهمش روزهای تخمکگذاری ومهمم اول وآخرماه قمریست<br>چه کنم؟انقدرصبرکنم روزهاکم کم بچرخد؟<br>دلم نمیخواهداحکام رازیرپابگذارم یابه بچم ظلم کنم<br>قمردرعقرب چطور
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 435214

كسی كه سقط جنین 1 ماهه انجام داده باشد حكمش را بیان كنید؟
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 76907

سلام. نظر اسلام در مورد یوتانازی (مرگ از روی ترحم)(كمك به مرگ كسی كه زنده ماندن او موجب رنج و عذاب زیاد اوست) چیست؟ خودتون این وضعیت رو تجسم كنین: نوزادی كه قبلاً در موقع جنینی و قبل از سه ماهگی كه روح در بدن او دمیده نشده تشخیص سندورم و بیماری خاصی كه صورت او را مانند دیو می كند (سوراخهای بینی او بزرگ و رو به بالا دارای سه چشم دندانهای نابجا و ...) ولی بدلیل نظرات به اصطلاح كاملا به روز اسلام اجازه سقط داده نشده است. پدر و مادر او بعد از تولد او را رها كرده و بسوی زندگی خویش می روند. اینجا وظیفه پزشك چیست؟ دقیقا همین حالت برای بخش ویژه نوزادان شهر ما رخ داد و پزشكان و پرستاران كم كم این نوزاد دیوگونه را از ای زندگی فلاكت بار نجات دادند با ندادن غذا و اكسیژن. <br /> <br />ممنوم. مرجع تقلید بنده آقای آیت الله فاضل لنكرانی<br />25 ساله<br />دانشجوی پزشكی
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 264848

لطفا خواص و فواید میوه انگور که موجب تمایز این میوه از سایر میوه ها می شود را بیان کنید.
1399/07/07
ناشناسسقط جنین

سوال 344780

به نام خدا<br>باسلام و خسته نباشید<br>من قبلا هم با این بخش مشاوره داشتم.من 28ساله متاهل می باشم.همسرم نیز 30سال دارند.ما مدت6 سال است که ازدواج کردیم(البته 2سال و 2ماعقد)خودم جنوبی و شوهرم شمالی است. ما تفاوتهای فرهنگی بسیاری داریم. که گذشته از آن همسرم به دلایل سربازی و بعد ازآن تا تابستان امسال کار رسمی و مشخصی نداشت و من خرج غالب زندگی را تامین نمودم، لیکن از همان ابتدای عقد همسرم کلا نسبت به من و زندگی مشترک و تعهداتش از قبیل نفقه و حمایت معنوی یک مرد در بسیاری ازموارد کوتاهی نمود. و تاکنون با تهدیدبقول خودش مرا به ادامه زندگی تشویق نمود.<br>در اواخر دوران عقد ما بطور ناخواسته باردار شدیم که به محض مطلع شدن و به اصرار و تهدید و اجبار همسرم آن را سقط نمودم<br>و اینک بعد از گذشت 4 سال به بهانه های مختلف از قبیل سربازی، نداشتن کار موضوع بچه دارشدن را به تعویق انداخت .حتی با اینکه خودش قول داد<br>اما باز هم این کار را نکرد.<br>از طرفی برخی مسایل از قبیل همان برخوردهای نا مسئولانه اش مرا آزرد مثلا با اینکه حتی با درآمد حاصل از کسب من خانه خریدیم و در آن زمان کار هم نمیکرد الان میگوید که تو کاری نکردی و مهریه نمیدم و...<br>از همه اینها گذشته مدت یکسال است با آقای متاهلی آشنا شدم که با ایشان رفت و امد خانوادگی هم داریم!لیکن هر دو بهم علاقه پیدا کردیم . الان مدت دو ماه است از شهری که در آن بودیم به تهران آمدیم لیکن نتوانستم ارتباطم را قطع کنم،و بصورت تلفنی داریم، بارها از او هم خواستم که این ارتباط قطع شود لیکن من دوباره برگشتم<br>از طرفی رفتارهای همسرم باعث قهر و آزردگی من شده و حالا با توجه به خیانتی که در حق همسرم کردم تصمیم به جدایی گرفتم. نه به منظور رسیدن به آن آق، بدلیل اینکه من مستحق این هستم و تاوان عشقم را به همسرم باید بدم. همچنین من به یک فرد دیگر ابراز علاقه نمودم که به او هم مدیون شدم.<br>با جدایی و تنهایی تا آخر عمر تاوان هر دو را پس میدهم<br>مرا راهنمایی کنید<br>هر دو فوق لیسانس داریم . من در حال حاضر مدت دو ماه است بدلیل جابجایی سرکار نمیروم و هسرم شاغل است<br>نمیخوامم دلیل جداییم از همسرم رفتارش باش.راستش من ته قلبم همسرم رو دوست دارم اما او آنقدردر زندگی درحق من بدکرد که اینک حتی پس 4 سال زندگی مشترک بخاطر تاخیر خودش در بچه دارشدن بچه دار شوم.چون از عدم وجود ثبات اخلاقی اش میترسم.و اعتمادی به آاینده ندارم.اما این حادثه وعلاقه من به آن آقا باعث افسردگی من شده که باید چه کنم و چه کاری درست است<br>جداشوم؟بمانم؟میترسم که بمانم و به ارتباط خودم ادامه دهم چیزی که تا الان بوده!ونتواستم.بارها از خدا کمک جستم اما خودم سست اراده شدم و رفتارهای گذشته همسرم از ذهنم پاک نمیشود.حتی اوباعث شد که یک سقط جنین دروران عقد(4ماه قبل از عروسی)داشته باشم که اینموضوع رنجم میدهد<br>کمکم کنید از خدا بخواهید راه صحیح را جلوی پای مبذارد<br>زلیخانیز بخاطر عشق به یوسف و خیانت بههمسرش زندان را انتخاب نمود

صفحه 47 از 164