سلام من پدرم حدود ۱۴ سال هست فوت کردن مادرم ۴۷ ساله هستن و هنوز ازدواج نکردن ولی من علاقه مند هستم که فرد جدیدی رو به خانواده مون بیاریم ولی نمیدونم چطور بهشون بگم
سلام.من در حال ازدواج هستم فقط نگرانی ام این است که مادرم تنهاست و من چطور باید اورا کم کم از وابستگی به خودم رها کنم؟چون قطعا نمی شود بین مادر و همسر م تعادل ایجاد کنم و میترسم این موضع زندگی ام را تحت شعاع قرار دهد!
سلام علیکم،من آقایی بادوبچه ام که از همسرم جداشدن حالا کسی پیدا شده شرایط منو پذیرفته دفعه دوم که برای آشنایت منزلش رفته بودیم(طرف پدر و مادر ندارد) برادرش به خواهرش گفت آیا تو میتونی دو بچه آقا نگه داری؟ ولی خواهرش هیچی نمیگفت دفعه اولم همینگونه گفت،مثل اینکه داداش مخالفه،ولی دخترپیغام داده قبول میکنم،،،حرف من این است مثل اینکه دختر از حول ازدواج عجله دارد،،ازطرفی برادرش درست میگه شاید فردا روزی حال حوصله بچه نداشته باش و زندگی رها کند،،،،من ماندم چیکار کنم ؟
سلاممن با دختری اشنا شدم ک بعد از دو جلسه صحبت ب من مقداری علاقه مند شده، حالا نگرتنم ک بدی های من رو نبینه و بعدا توی زندگی احساس پشیمونی کنه. باید چی کار کنم؟
با سلام و وقت بخیردختری هستم ۳۰ ساله که متاسفانه جدایی در دوران عقد داشتم.بشدت نگران آیندم هستم و اینکه آیا مورد مناسبی میشه و در صورت پیدا شدن همان مشکلات قبل تکرار نشهاعتمادم به آدمها از دست دادم و چون نامزدم خیلی دروغگو بود احساس میکنم همه بهم دروغ میگنچقدر زمان نیازه تا من بتونم فرد دیگه ای برای ازدواج انتخاب کنم؟( چقدر باید برای فراموشی به خودم زمان بدم؟)و با حس بی اعتمادیم چه کنم؟