پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/02/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 993710
سلام مردی که شوخ طبع است ولی گاهی اوقات حرفهای خود را در شوخی میزند قابل تحمل است؟ به ایشان گفتم شما حرفهای خود را در شوخی میزنید و تایید کردن و گفتن گاهی حرف های خود را اینگونه میزنم تا از تلخی آن حرف کاسته شود، آیا این توجیه درست است؟
۳ پاسخ۱۷ بازدید
1403/02/05
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 993702
سلام وقت بخیر من ۴۲ سال سن دارم و تا بحال ازدواج نکردم و مشکل بیماری افسردگی و تشنج دارم ایا میتوانم ازدواج کنم؟
۴ پاسخ۲۴ بازدید
1403/02/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993699
سلام پیرو سوال قبل: ممنونم که مشاورین عزیز منو راهنمایی کردین الان سوالم اینه برای اینکه بخوام جواب منفی نهایی رو به این آقا بدم چه جوری باید این جواب رو بهش بدم آخه با ملایمت وحسن خلقی که این آقا از من دیده به شدت وابسته شده و مدام اعلام میکنه نمیتونم بیخیالِ تو بشم، و مطمئنم ذره ای شک ندارم که جوابِ منفی وقاطعِ من برای ایشون خیلی سخت خواهد بود،راستش گذشته از خودم دلم نمیاد با نوعِ جوابی که میدم یه انسان رو جوری دلسرد وناامید کنم که مثلا زندگیش از همینی که هست تباهتر بشه،لطف کنید درمورد اینکه چه جوری این جواب رو بهش بدم که کار از این سخت تر نشه هم منو راهنمایی کنید،آیا نقاط ضعفشو بگم،آیا مشکلاتی که گذروندیم رو بگم،یا دلیل دیگه ای بیارم
۴ پاسخ۳۶ بازدید
1403/02/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 993692
سلام خسته نباشید من خیلی تا خیلی بی شانسم چه تو امر ازدواج چه تو کار پیدا کردن چه هر کاری .از زندگی نامیدم هر کاری خواستم انجام بدم خدا اصلا کمکم نکرد فقط ابروم برد،الان هیچ روحیه ای ندارم دلم نمیخاد هیچکار انجامدلم میخاد بخاب صبح دیگه بیدار نشم.کاش زندگی ی کلید توقفی داشت من هیچ دل خوشی ندارم تو زندگی،فقط به ناجار ادامه میدم تا تموم بشه.
۳ پاسخ۱۶ بازدید
1403/02/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993683
سلام و خسته نباشید خدمت شما.خانواده ی خواستگارم میخوان من توی جمع اونها پوشش اسلامی نداشته باشم، نه اینکه بیحجاب باشم اما حداقل چادر نداشته باشم، خانواده ام به شدت مخالفن، نمیدونم بعدها دچار مشکل میشیم یا نه
۲ پاسخ۹ بازدید
1403/02/02
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993675
سلام من متولد ۶۱ هستم و با اقایی که متول ۶۲ هستند از طریق مجازی اشنا شدیم و بعداز اینکه معیارهای اولیه مان اوکی بود دیدار حضوری داشتیم در دیدار حضوری که در فود کورد بود در طول یه ساعت که حرف زدیم قرار مان ساعت ۴ بود اقا در اخر گفتن که شما هم نهار خوردین و امدین و من هم .نهایت تعارف شان این بود نوشیدنی میل دارین شفارش بدم که من هم گفتم ممنون از لطفتان و نه راستش این رفتار این اقا نشان دهنده خسیس بودن اش است ؟این رفتار حس بدی بهم داده لطفا راهنمایی کنید چه کار کنم ؟
۴ پاسخ۲۸ بازدید
1403/02/01
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 993667
سلام خسته نباشید؛خواستم بگم من والدین خوبی ندارم از وجهه اجتماعی؛و اینکه یه خواستگار معلم داشتم خوب بود اما سنش خیلی زیاد بود و خواستگارای دیگه هم داشتم که یا من قبولشون نداشتم یا اونا منو و الان یهو یک ضایعاتی اومده خواستگاریم آیا ازدواج باهاش درسته من کاری به شغلش ندارم فقط از این میترسم که الکلی یا با رفیق هاش بد باشند چون رو دستش هم تتو دیدم بیشتر ترسیدم چون همسر سابغم هم شغلش نظافت چی بود و تتو میکرد والکل هم میخورد که آخر بر اساس همون شغلش وبلاتکلیفی شغلی معتاد شدش
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1403/01/29
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993637
باسلام وروز بخیریک سوالی دارم که خیلی مهم هست ومیخوام نظرارزشمندمشاوران گرامی راجویابشم من اخیرا بااقای اشناشدم ۸ یا۹ سالی اختلاف سنی داریم ایشون ۴۷ سالشونه و۲تابچه دارن یک دخترویک پسر یکی سال اول دانشگاه واون یکی پیش دانشگاهی منم تاحالا ازدواج نکردم ازلحاظ تحصیلی ،زمین تااسمان فاصله داریم من سیکل وایشون کارشناسی ارشد درشرکت لوازم پزشکی اون جورکه خودش میگه ازلحاظ دارای دارای مادیش اندازه کل فامیلهای من هست این دواختلاف وسوم ایشون اصلا مذهبی نیستند ولی من هستم ولی ازلحاظ اخلاقی تفاهم ۹۹ درصد هستش دلیل طلاق طبق حرفهای خودش مثل اینکه خانم دنبال بهانه بودند وهردوبچه بامادرزندگی میکنند درکل همه اقایان که واقعا متارکه کردن ومن باهاشون اشناشدم بچه هاشون ومیدن به خانم چرا این خیلی جالبه واینکه واقعا میترسم اشتباه کنم واینکه هردواز قومیتهای مختلف هستیم قومیت برای من مهم نیست اگه راهنمای بفرمایید ممنون میشم هرچی گفتم میگه برام مهم نیست نه اقتصادی نه تحصیلی نه فرهنگی فقط یک همراه وهمدم میخوادبرای زندگی حرفهاش کلا درسته ولی این همه تفاوت واقعا مشکل سازنمیشه ممنون میشم ازتجربیات وراهنمای شماعزیزان نهایت استفاده روبکنم تشکرمیکنم
۷ پاسخ۳۰ بازدید
1403/01/29
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993636
سلام خدمت مشاوران گرامییک سوال داشتم وقتی با خواستگارم که 3 ماهه در آشنایی هستیم حرف میزنم و میگم شما این رفتار رو داشتین یا این حرف رو قبلا زدین میگن من همینجوری ام در واقع انگار میخوان بگن همینه که هستالبته ما با هم 9 سال اختلاف سنی داریم و ایشون خیلی منطقی هستندر واقع هیچ تلاشی نمیکنن که سوتفاهم یا مشکلات رو برطرف کنن همش میگن همینه که هستمیخواستم ببینم با این آدم میشه کنار اومد؟
انتخاب همسر با اختلاف سنی زیاد1انتخاب همسر مناسب1دلایل مخالفت با ازدواج کردن1دوران آشنایی قبل از ازدواج1سوءتفاهم
۷ پاسخ۲۷ بازدید
1403/01/27
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993620
سلام فک میکنم سال ۱۴۰۱ بود با دختری که از همدم بهم معرفی شد آشنا شدمبعد مدتی به رابطه پایان دادمبعد از چند ماه دوباره توی تلگرام بهم درخواست داد و رابطه رو دوباره شروع کردیمتو این رابطه بنده با اتفاق خانواده به منزل دختر رفتیمبا توجه به شان و شخصیت خانواده دختر و چهره یک مقدار تو تصمیمم مردد شدمالان از طرفی نه دلم میاد رابطه رو پایان بدم نه میتونم که ۱۰۰ در۱۰۰ قبولش کنمممنون میشم راهنمایی یا تماس بگیرید مشکلم حل بشه
۶ پاسخ۲۵ بازدید
1403/01/24
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993582
سلام و درود پسری ۳۲ ساله هستم با اینکه علاقه مند به ازدواجم و حدود یک سالی هست که خانواده پیگیر تر از قبل شدن و حتی یک نفر راهم در این یکسال معرفی کردند و ظاهراً کیس مناسبی هست و لی نمی دونم چرا زود نسبت به ازدواج بی میل میشم و به بهانه های مختلف از زیر جلسه آشنایی با آن خانوم در می رم و این مشکل را نه فقط با این خانم با هرکس دیگه ایی دارم در صورتی که در کلیت مخالف ازدواج نیستم ولی این بی میلی و سرد شدن ناگهانی میاد سراغم
۹ پاسخ۳۴ بازدید
1403/01/24
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993578
سلام دختری هستم 23ساله مادر پدرم وقتی ۸سالم بود از هم جداشدند و خیلی زود ب بلوغ فکری رسیدم. پدرم ادم روانپریشی بود و مدام منو مادرمو کتک میزد یک برادر دارم ک ۹ سال از خودم بزرگ تر است و او هم از همسرش جدا شده است. زمان ۱۷سالگیم با اقایی وارد رابطه شدم ک از نظر شخصیتی ب پدرم خیلی شباهت داشت و من به طور ناخاسته وابسته و عاشق اون اقا شدم بعد گذشت ۳سال احساسات من به اون اقا سرد تر شد و در نتیجه یک سال بعد زمانی ک اون اقا شیفته من شده بود من ایشون رو ترک کردم و طی همه این اتفاقات من خیلی از ازدواج ترسیده شده ام و تنهایی رو ترجیح میدم از طرفی هم شرایط زندگیم سخته و دوست دارم ک خانواده خودم رو داشته باشم از طرف دیگر هم دکتر بهم گفته ک باید هر چه سریع تر ازدواج کنم و بچه دار شوم. چکار کنم ک بتونم تصمیم درستی بگیرم و با ترسم مواجه شم و این ذهنیت رو تغییر بدم ؟
۷ پاسخ۲۸ بازدید