پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/28
سوال 995898
سلام. من همون دختر ۲۶ ساله شاهرودیام که معلمم. لازم به ذکر است که درمورد طلاق خواهرم، شما عزیزان گفته بودید نیازی نیست جلسهی اول مطرح شود درصورتی که ما به هر کسی جلسات دوم یا سوم میگفتیم، شاکی میشدند که چرا همون جلسهی اول نگفتید و همونجا رابطهی آشنایی رو تموم میکردند!!
۴ پاسخ۲۰ بازدید
1403/09/28
سوال 995897
سلام. بنده دختر هستم و ۲۶ سالمه. نیاز شدید جنسی و عاطفی دارم.تمایل شدیدی به ازدواج دارم و دوست دارم زودتر ازدواج کنم. شاغل هستم و معلمم. حداقل هفته ۲ تا خواستگار رو دارم. به طوری که صدای خانوادم دراومده که چرا انقدر خواستگار میاد و میره و به نتیجه نمیرسه؟! از هر ۱۰ خواستگار ۹ تا با دلایل خیلی غیرمنطقی جوابشون منفی بود.مثلا یکی گفت چون خواهرت طلاق گرفته یکی گفت چون متدرت خانه داره و مادر من شاغله، یکیشون گفت پسر من چاقه و شما از پسر من لاغرتر هستید، یکی همون جلسه اول گفت من فقققط یک سکه مهر میکنم و وقتی گفتم ۱۴ تا خوبه قبول نکرد و.... جالب اینجاست همشون هم تحصیلکرده بودند. راسته ک میگن تحصیلات شعور نمیاره. خواستگار آخرم که نابودم کرد و دو روز مونده بود به روز بلهبرون، خواهرش گفت برای چی در بیرون قرار ملاقات گذاشتی و برای چی داداشم رو محدود میکنی که به دخترخاله هام و زندایی هام و... (نامحرمها) دست نده؟! و با دخالتش باعث شد نظر برادرش رو منفی کنه!! به نظرتون بختم بسته شده که هر خواستگاری میاد با دلایل مسخرهای بهم میخوره؟!😔😔💔
۷ پاسخ۷۷ بازدید
1403/09/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995841
با سلام و احترام. یکی از مشکلاتی که من دارم اینه که نمیتونم هر حرفی رو تحمل کنم . مثلا خواستگاران زیادی داشتم که از هر نظر شرایطشون عالی بود منتهی توی حرف زدن یا نظر دادن جانب منو رعایت نمی کردن. یکی میگفت نباید سر کار بری یا شخص دیگه از نظر من درمورد محل سکونت و اهداف اینده جویا نمیشد یا حرفی می زدن که به نوعی میخواستن من رو کنترل کنن و از اونجایی که استقلال مالی دارم و عزت نفسم در حد متعادل بوده و هست اینگونه موارد رو رد می کردم. میخواستم ازتون مشورت بگیرم که تا چه حدی و در چه صورتی میشه این حرفها و اعمال که توسط بعضی اقایون صورت میگیره رو نادیده گرفت و در چه صورتی باید جزو خطوط قزمز دونست؟
۴ پاسخ۲۷ بازدید
1403/09/12
سوال 995800
من دختری 37 ساله هستم و مجرد الان تعداد موردی بهم معرفی میکنند خیلی کم هست و از طرفی اکثرا شبیه من نیستند و از طرف آقایان هم جواب منفی بیشتر هست من هم احساس شکست میکنم. چند وقت هست احساس تنهایی میکنم از طرفی نیاز عاطفی به همدم هم دارم میترسم در آینده احساس تهی بودن و افسردگی بگیرم. گریه میکنم چکار کنم این احساسات منفی رو از خودم دور کنم و اینکه هر موقع احساس دل شکستگی و گریه به سراغم اومد گریه نکنم چون چشمهام هم عمل کردم دلم که میشکنه نمیتونم جلو گریه ام بگیرم.
۳ پاسخ۳۱ بازدید
1403/09/10
سوال 995773
با سلاممن یک پسری ۳۹ ساله هستم.از چند نفر از هم دانشگاهیم خواستگاری کردم همشون جواب منفی دادن .یکیش خواهرم زنگ زدم جواب منفی داد به دو نفرشان تلگرام پیام دادم جواب منفی داد یکی هم دوستم بهش گفت جواب منفی داد.بعد یکی از اینها با ما کار میکنه با من میره سرکار و میاد و شرکت هم خودش سرویس داره ولی با من میره و میاد حتی یکیش هم بعد جواب منفی کلی کمک کاری خواست بهشون کمک کردم.من دانشجوی دکتری کشاورزیم سر کار هم میرم تو یک شرکتی خونه ندارم ولی ماشین و کمی پس انداز دارم چهره ام کمی سیاهه.اخلاقم هم اصلا بد نیست حتی ی بار استادم توی کلاس پیش همه گفت من دختر داشتم خودم بهت میدادم.من ساکن اردبیلم .فکر نکنم دیگه به ازدواج فکر کنم.
۴ پاسخ۴۸ بازدید
1403/09/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995762
سلام وقت بخیر چند روزی هست که کاربریم فعال شده و مواردی رو سیستم پیشنهاد داده بهم که تقریبا همشون داخل فرم عنوان کردن با فرزند نمیپذیرند یعنی امثال من که خدا برام اینجور خواسته و الان از تنهایی رنج میبرم باید قید داشتن یه زندگی سالم رو بزنم؟
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1403/09/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995737
سلام خانم هایی که سنشون داره میره بالا توجه کنند به خاطر بالا رفتن سن، به ازدواج با هرکسی تن ندین.یه خواستگار از یک نرم افزار دیگه برام اومده بود تو همون جلسه ی اول حضوری متوجه شدم مادر خواستگارم دچار بیماری روانی دوقطبی هستش. من چون خودم تو این زمینه مطالعه کرده بودم متوجه علامت های ایشون شدمدر حالیکه مادرم فکر میکرد مشکل مادر ایشون فقط پرحرفی هستش. به خاطر تجرد، نا شکری بیش از حد نکنید ممکنه با ازدواج گرفتار آدم هایی بشین که حسرت همین روزهای مجردی رو بخورید.حقیقتش من خودم بعد از اینکه چند سال تو این نرم افزارهای ازدواج که همه تعریفشون رو می کنند حضور داشتم متوجه شدم اول تو آشنایی ها حتما باید بررسی بشه دلیل اینکه یک آقا تا سن چهل به بالا ازدواج نکرده چیه .مسئولیت پذیر نبوده؟خانواده ی آشفته ای داشته؟بیماری روحی یا جسمی داشته؟به نظر من نود درصد کسانی که اینجا ثبت نام می کنند یه مشکلاتی دارند مخصوصا آقایون .یک آقاست که میره خواستگاری یک خانم و برای خواستگاری محدودیت ندارهبعضی افراد به واسطه ی مشکلات اساسی که دارن و در آشنایان شناخته شده هستند و می دونن در واقعیت راه به جایی نمیبرن برای همین رو میارن به برنامه های مجازی.حتما سعی کنید بفهمید دلیل اینکه از این برنامه ها استفاده می کنند چیه ممکنه بین اینها آدمهایی هم باشن که مشکل اساسی نداشتن و فقط هم کفوشون پیدا نشده اما متاسفانه تجربه ی من نشون داده آدم های مشکل دار اینجا زیادند.تو این تجربه ی آخر خواستگاری متوجه شدم تجرد زیاد هم بد نیست ازدواجی که در اون آرامش نداشته باشی به درد نمیخوره.و خداروشکر کردم که مشکلات این چنینی تو خانواده ندارم و فقط تجرده که سعی می کنم اگر نتونستم ازدواج کنم باهاش کنار بیام اما خب نا امید هم نیستم امیدوارم با ازدواج کردن هممون رشد کنیم نه اینکه همین آرامشی هم که تو تجرد داریم نابود بشه
۲ پاسخ۲۰ بازدید
1403/08/25
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995670
سلام من دختری ۳۲ساله هستم با چهره ای زیبا قد بلند محجبه ومعلم هستم و معتقد و مذهبی خیلی دوست دارم ازدواج کنم اما نمیدونم چرا اصلا نمیشه میترسم سنم بره بالا دیگران خیلی تحت فشار میزارنم شبا کابوس میبینم تو رو خدا بگید چکار کنم ناراحتی اعصاب گرفتم خواستگار میاد نمیشه دختر دایی و همه ازدواج کردن فامیل فکر میکنن من مشکل دارم😭😭😭بگید چکار کنم
۴ پاسخ۱۶ بازدید
1403/08/05
ناشناسحقوقی
سوال 995554
با سلام با توجه به قوانین ازدواج در ایران که مهریه حق قانونی و شرعی خانم هستش چرا دختر خانم ها و خانواده دخترخانم اینقدر مبالغ بالا مثل سکه تعیین میکنن ؟ اگر زوج قبول کنه یک بدهکار هست و اگر قبول نکنی شخص مورد نظر را از دست میدهی درجلسه خواستگاری هم نباید داماد حرف بزنه بزرگ ترها باید حرف بزنن و تعیین کنن به نظر شما باید چه کرد
غلبه بر اضطراب1سوال های خواستگاری1شکست در ازدواج1تاخیر در ازدواج به دلیل شرایط اقتصادی1نگرانی از آینده112+
۴ پاسخ۲۹ بازدید
1403/07/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995385
۳۰ ساله هستم و از کودکی شخص آرام و شدیدا منطقی بودم. از همون دوران کودکی دوست داشتنی نبودم و همیشه در مدرسه تنها میماندم حتی با وجود تلاشم برای ارتباط گیری با دیگران با عنوان خسته کننده بودن پس زده میشدم در حالی که بسیار مهربان بودم. کم کم تا بزرگسالی خودم هم نسبت به ارتباط با دیگران بی میل شدم و الان تنهایی را ترجیح میدم و ارتباط و دوستی با دیگران برام بسیار سخت و سنگین هست طوری که لحظه شماری میکنم که به خلوت خودم برگردم ولی بخاطر اینکه کاملا تنها نمونم گاهی با افراد صحبت و دوستی میکنم. خانواده ام هم کاملا مذهبی بودند و اجازه رفت و آمد با دوستان را نمیدادند ولی از طرفی همیشه بهم ایراد میگیرند و میگرفتند که چرا اجتماعی نیستم. از طرفی سنم بالا رفته و زندگی با خانواده و رفتار های پدر و مادر و اعمال نظراتشون در زندگیم هر روز باعث آزارم میشه. دلم میخواد ازشون جدا زندگی کنم ولی از تنها زندگی کردن و اینکه خلافکاری بفهمه تنها زندگی میکنم و از ت ج ا وز ترس دارم و نمیتونم برای تنها زندگی کردن اقدام کنم. از طرفی فکر میکنم ۹۹ درصد آقایون بی احساس و بی ملاحظه هستن و دلم نمیخواد تا آخر عمرم با یک شخص با این اخلاق زندگی کنم. خواستگار زیاد داشتم ولی به خاطر ترس از اینکه اون افراد این اخلاق ها رو داشته باشن بعد از یک جلسه صحبت اکثرا نشونه هایی از این اخلاق ها نشون میدادن و باعث شد همه رو رد کنم. الان مستاصل شدم و نمیتونم زندگی با پدر و مادرم را هم تحمل کنم. یک مدت دارو های ضد افسردگی هم با وجود مخالفت خانواده و فشار و زخم زبان هاشون زیر نظر پزشک مصرف کردم بلکه مشکلات برام کمرنگ تر بشن و شاید اجتماعی تر و شاد تر بشم ولی با وجود بیش از ۱۰ بار تغییر دارو هیچ تاثیری روم ایجاد نمیکردند. حتی فکر کردن به این تنگنا و اینکه هیچ چاره ای ندارم باعث میشه به خودکشی هم فکر کنم چون هیچ آینده ای برای خودم نمیبینم.لطفا راهنمایی بفرمایید من باید چه کنم؟
۷ پاسخ۴۷ بازدید