پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/08/25
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995668
سلام دختری ۴۷ ساله هستم و مجرد ..از طریق کانال ازدواج و مجازی با اقایی اشنا شدم ۵۸ ساله ..مطلقه که ۲۲ ساله جدا شده و فرزند مستقل و متاهل که شهر دیگه زندگی میکنه.. ۲ جلسه ۲ ساعتی صحبت کردیم و ۳ بار تماس تلفنی و البته سوالات زیادی دارم و قرار شد ادامه بدیم.. فعلا از نظر مذهبی کمی تفاوت داریم ایشون مدتیه نماز نمیخونن..ولی روزه میگیرن.. ولی از نظر فرهنگي تحصیلی هوشی و.. اخلاقی و شخصیتی حس میکنم مشابه هستیم ...باصداقت و..روراست هستن ..سوالم اینکه بعد از چند جلسه مشاوره برویم ..کی تحقیق کنیم ..چه موقع برای خواستگاری رسمی و اشنایی خانواده ها به منرل ما بیایند..علت طلاق گفتن عدم تفاهم پرسیدم چقدر خودتون رو مقصر میدونی گفت خیلی چون انتخاب اشتباه داشتم و گفتم خانم چقدر مقصر بودن گفت ایشون هم خیلی چون بدتر کردن و...میتونم سوال جزیی تر بپرسم مثلا خانم ازدواج کرده و از چه نظر تفاهم نداشتن مثال بزنند ؟..چه جزییاتی از زندگی قبلی میتونم بپرسم نکته دیگه اینکه ۲۲ سال پیش جدا شدن به خانوادم گفتم نزدیک ۱۰ سال چون مادرم حساسه و براش خیلی سواله ..به خانوادم نگفتم که نماز نمیخونه..چون براشون مهمه ممکنه مخالفت کنن.. البته مدت جدایی را با خانم برادرم که مشاور هستن در میون گذاشتم و ایشون گفتن اینقدر از جدایی گذشته دلیل زیادی میتونه داشته باشه و باید صحبت کرد ..من برام سواله که ایا صیغه کردن این مدت و..؟؟ چه زمانی به خانوادم واقعیت را بگم مدت جدایی را .و تفاوت مذهبی ..
مخالفت خانواده برای ازدواج1مشکلات ازدواج مجدد با وجود فرزندان1تصمیم به ازدواج مجدد1تردید در تصمیم گیری1معیارهای انتخاب همسر113+
۴ پاسخ۲۵ بازدید
1403/08/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995640
سلام. دختری هستم متولد ۷۷ سالمه خواستگاری بهم درخواست آشنایی دادن که متولد ۷۰ هستند و هفت سال و هفت ماه ازم بزرگتره و یه جلسه دیدار ۴ساعت و نیم در پارک و کافه داشتیم . ایشون نسبتا شرایط خوبی نسبت به موردهای دیگم دارن مثلا محدودهی سکونت شون نزدیکه ، طبیعت گرده و قله نورده و کوه نورده که همیشه تو رویاهام بوده و دوست داشتم این مسائل رو با همسرم تجربه کنم و چون خودمم اهل طبیعت گردی و سفر هستم خوشم اومده و از لحاظ اخلاقی هم مورد پسندم بودن ولی خب شرایطی دارن مثلا که از همه مهمتره تک فرزنده که البته نسبت به خواستگارای دیگم که تک فرزند بودن پخته تر به نظر میرسید (ازنظر عقلی) و مورد دیگه وقتی عکس پروفایلش رو دیدم به دلم نشسته بود و ایشون هم خداروشکر درخواست ارسال عکس ازم نخواستن و یه راست رفتیم همو دیدیم و در همان لحظه ی اول متوجه شدم چشاش چپه و جا خوردم ولی هیچ رفتار ناشایستی انجام ندادم و کاملا بهش نگاه میکردم و به حرفاش گوش میدادم تا اینکه بهم گفت ۳ بار چشاش رو عمل کرده و من پیش دستی کردم و یهجوری که مثلا ناراحت نشه در مورد چپ بودن چشاش پرسیدم و حتی گفتم توی عکسا اصصلا معلوم نیست و البته اون عکسا قدیمی بودن و چهره اش خیلی نسبت به عکسا شکسته شده است و اون عکسا برای سال ۹۶ تا ۹۹ بوده و بعدش گفت که چشم راستش کاملا نابینا هست و من اصن تعجب کردم و جا خوردم و گف اصلا هیچکس متوجه نمیشه تا وقتی که خودش بگه در مورد نابینا بودنش و از همون دوران به دنیا آمدنش اینطوری بوده و گفت مامانش از یکی وقتی باردار یوده سرخچه گرفته و چشمش بخاطر این اینطوری شده و ازم پرسید که میتونم کنار بیام یا نه و من گفتم اصلا نمیتونم اون لحظه جواب بهش بدم و به نظرم خوشحال شد چون گف اگه اون موقع جواب میدادم جای تعجب داره و اینکه با همهی دخترایی که قرار میذاشته کلا فقط نهایتا تا یک ساعت صحبت میکردن و همه خاتمه میدادن و من اولین نفری هستم که این مدت باهم صحبت کردیم و خب البته چون من با بیشتر خواستگارام ۲ تا ۵ ساعت قرار میذارم برام عادیه البته خب بستگی داره چه موقع از روز باشه و اینکه البته بهش گفتم چرا هیچی از نابینا بودن یه چشمش توی فرمش ننوشته یا حتی مامانش اصلا به مامانم توی تلفنی که باهم صحبت کردن نگفته یا مثلا وقتی مامانم ازش پرسیده سربازی رفته با نه گفتش معاف شده بخاطر تک فرزند بودن اما وقتی ازش پرسیدم گفت بخاطر چشمش معاف شده و خب چون برادر خودمم یکمی پاش از به دنیا آمدنش مشکل داشت و عمل کرده و معاف شده خیلی عادی رفتار کردم و جتی گفتم بهش که خب یه برادرم رفته سربازی ولی اون یکی معاف شده بخاطر پاش ، قضيهی نابینا بودنش رو دو ساعت بعد از شروع مکالمون گفت و اینکه اوایل صحبت هامون چون من پرسیدم وسیله نقلیه مثلا موتور یا ماشین دارید یا نه گفت نه و بیشتر با مترو همه جا میره و چون خب من موتور دوس دارم گفتم مشکلی نیست ماشین نداری موتور هم خوبه و گفت اگه ماشین بگیرم من رانندگی میتونم بکنم یا نه و من خب چون گواهينامه ندارم و همش امتحان شهرش رو میافتم گفتم بهتره خودش رانندگی بکنه و من حالا در آینده شاید تونستم قبول شم اما خب خودش گفت گواهينامه داره ولی خب باباش ماشین داره اوصولا باباش رانندگی میکنه حالا من چون اون موقع نمیدونستم از نابیناییش اصلا توجه نکردم ، و الان تازه یادم افتاد که چرا این موضوع رو مطرح کرد و گفت ماشین میخره اما اگه خواستم من بشینم پشتش اون موقع خوشحال شدم گفتم تنها پسری هست که اینو میگه چون باقی پسرا هیچ وقت نگفته بودن من برات ماشین میخرم ؛ الآن موندم آیا واقعا گواهينامه ی ماشین داره آیا یا نه ؟! بهش آیا دادن ؟؟ بهش گفتم حداقل ۴ روزی وقت میخوام که فکرام رو بکنم و جواب بدم.و حتی ازش پرسیدم آیا اجازه دارم به خانواده ام در مورد نابیناییش بگم یا نه که گفت اگه میتونی کنار بیای به خانواده ام بگم اگه که نه اصلا نگم ، من بعد از دیدارمون حالم خیلی بد بود و اصلا نمیدونستم چیکار کنم و تا فرداش صبر کردم و چون مامانا همش میپرسن که چیشد نظرت چیه و اینا و همش غر میزنه که بالاخره با یکی از این خواستگارا ازدواج کنم و گل بی عیب خداستهیچ کس کامل نیست و اینا و چون اول گفتم بهشون نظرم منفیه و مامانم گف این که خوب بود نسبتا البته اصلا شغل خوبی نداره و درآمدش کمه ولی مثلا خونه برای زندگی داره از نظرشونون قابل قبول بود و نتونستم طاقت بیارم و گفتم بهشون که چشاش چپه و کاملا یه چشمش نابیناست الآن اوناهم کلا تو شوکن ولی من راحت شدم و نمیتونستم دووم بیارم و داشتم خفه میشدم و گفتم . حالا من چون آدم منطقی هستم و خیلی محتاطانه رفتار میکنم و صبورم و همه جوانب رو در نظر میگیرم و با عجولانه تصمیم نمیگیرم گفتم از شما راهنمایی بخوام که بببنم نظرتون چیه ؟و من چیکار کنم ! چهره اش هم معمولی بود تا حدودی به دلم نشست و ازش بدم نیومد ، قدم هم بلنده و زیاد ازم بلند نیست اما چون ورزشکاره و هیکلن خوشم اومد و البته گفت یکی از دوستاش تو قله نوردی که چندسال پیش بود فوت شده و از تیم ۵۰ نقره فقط تعداد کمی برگشتند و خودش اون موقع نرفته و جا مونده و رفیقش در اخر فوت شده دیگه نمیره و ترسیده و خب بهتر من واقعا میترسم و دوست نداشتم بره چیزی نگفتم و گف حاضری امتحان کنی طبیعت گردی و ... رو من م گفتم دوس دارم تجربه کنم و هیجان داره خوشش اومد.ببخشید که این همه نوشتم اما واقعا به نظرم لازم بود که همه چیز رو بنویسم و بگم . راستی مامانم اینا فکر کنم نظرشون منفی باشه البته نمیدونم هنوز چون ازشون نپرسیدم ولی از وقتی که موضوع رو فهمید دیگه غر نزد یا دوستام رو تو سرم نزد که همشون بچه دارن شوهر کردن و من هنوز هیچی یا با هرکس حرف میزنم روش ایراد میذارم البته من همه رو منطقی رد میکنم و با مشاوران همدم یا بیرون مشورت میکنم و خداروشکر تا الآن هیچ وقت پشیمون نشدم ، حالا فردا ازشون میپرسم ببینم نظرشون چیه ...راستی لطفا سوالایی یا چالش هایی رو هم مطرح کنید بهم که متوجه بشم آیا مثلا به مامانش یا باباش وابسته هست یا نه چون تک فرزنده و مثلا استقلال فکری داره یا نه ... که البته وقتی این همه مدت میرفته مسافرت و اینا معلومه که وابستگیش نسبت به والدینش نسبت به خواستگارای دیگم که همشون بچه ننه بودن و معلوم بود ولی این خیلی کمتره.راستی گفت یه عکل دیگه هم داشته که تیروئیدش رو کلا درآورده و الآن قرصش رو میخوره گفتم چرا گف باید در میاورده و خطرناک بوده ... میخواستم بدونم مهمه یا نه مثلا ربطی به بچه دار شدن داره یا نه هم تیروئیدش هم چشمش ؟ مثلا ارث بده به فرزندشچون دقیقا یه خواستگار داشتم همشون کم خونی شدید داشتند هم خودش هم ۳تا برادرش و هم مامانش (یاد اون افتادم گفت به بچم هم میدم) گفتم شاید اینم اینطور باشه ولی خودش هیچی نگفت البته منم نپرسیدم ازش یادم نبود تو شوک بودم اون موقع 🤦🏻♀️ ممنون میشم کمکم کنید و نظرتون رو بفرمائید🙏🏻🌹
۴ پاسخ۳۰ بازدید
1403/08/20
سوال 995639
سلام وقتتون بخیر برادری دارم۳۲ساله متاسفانه تا آلن هیچ اقدامی خودش بر ازدواج نکرده من هم از خیلی روش ها وارد شدم ک این ازدواجی بشه نشد متاسفانه از اونور پسر اول خانواده هست باید خیلی زودتر ازین حرفا ازدواج میکرده نکرده آیا راه حلی دارین جواب بده بهم بگین ممنون میشم تشکر
۴ پاسخ۲۷ بازدید
1403/07/23
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995499
سلام. من ۳۶ سالمه. وقتی یه خواستگار که نسبتا مورد پسندمه، ولی خب به دلیل یکی دو تا موضوع شک دارم یا خانواده م ایرادی مطرح کردن ، اما خود من میتونم باهاش کنار بیام، نمیدونم باید چطور به قضیه نگاه کنم؟مثلا برم دنبال مشاوره و ... که ببینم شک خودم برطرف میشه یا نه؟ و اگه شد، نظر خانواده مو چیکار کنم؟اصلا تو بررسی یه خواستگار ، اینجوری فکر کنم که حالا این آخرین نفر که نیست، بازم موارد بعدی میان حتما، چرا خودمو درگیر کنم یا با خانواده کشمکش راه بندازم که آیا راضی بشن یا نه....یا اینکه اگه ویژگیهایی داره که برام مهمه، تمام تلاشمو بکنم که جور بشه ؟
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1403/06/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995085
باسلام و عرض ادب<br>از مشاورین محترم خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید بنده را ،دختری هستم ۴۰ ساله که شاغل و تحصیلکرده موقعیت اجتماعی خوبی دارم و از لحاظ مالی الحمدالله مشکلی ندارم در بحث ازدواج زمانیکه با فردی آشنا میشوم و مواردی که آشنایی ادامه پیدا می کند و پس از مدتی طرف مقابل مساله مهریه را مطرح می کنند و اکیدا بر عدد ۱۴ سکه تاکید می کنند بسیار دچار تردید و نگرانی می شوم از ۲ جهت اول اینکه شاید این فرد از ادامه آشنایی منصرف شده و به این صورت می خواهد که آشنایی پایان پذیرد و دوم اینکه شاید این فرد قصد زندگی دائمی ندارند بنابر این مهریه پایین تعیین می کنند تا به نحوی راه در رو برای خود داشته باشند البته ناگفته نماند به هیچ عنوان دنبال مهریه های سنگین نبوده و نیستم ولی با این دو تردید و ذهنیت تا بحال چندین آشنایی را منتفی نموده ام و جواب منفی داده ام .راهکار شما برای این مشکل چیست .
۳ پاسخ۲۶ بازدید
1403/05/18
سوال 994900
سلام. وقت بخیرمن 38 ساله ام، کارمند و دانشجوی دکتری هستم. از طریق یه معرفی مردی 36 ساله بهم معرفی شده که قبلا ازدواج داشته و یه دختر داره که حضانت کامل به عهده مادرش است، ارتباط عمومی خوبی داره و هر دو از یک استان هستیم ایشون فوق دیپلم دارند و کار آزاد،مورد دیگه همزمان با ایشون معرفی شد که 40 ساله و لیسانس و سابقه ازدواج دارند و یک دختر دارند که پیش مادرش است، این آقا از استان دیگه هستند که با ما 4 ساعت فاصله دارند. و هنوز حضوری هم را ندیدیم، کار دولتی دارند. سوالی که دارم اینه که چی کار کنم چطور با یکی ادامه بدم؟ کدوم رو قطع ارتباط کنم و..
مهمترین معیار انتخاب همسر1تردید در تصمیم گیری1زندگی کارمندی1ازدواج از دو شهر متفاوت تردید در انتخاب همسر 15+
۴ پاسخ۲۶ بازدید
1403/05/13
سوال 994835
سلام وقت بخیرمن 38 ساله هستم سلیقه جدایی در عقد را دارم، کارمند هستم، به تازگی با یک نفر آشنا شدم، دو سال از من کوچکتر هست، یک فرزند دختر دارد که حضانت با مادر هست، ایشان وسایل رفاهی زندگی را ندارد یعنی خانه و ماشین ندارد. یعنی به عنوان مهریه آن را به همسر قبلی داده است. ولی به نظر میاد اهل زندگی باشه و بتونه از عهده زندگی بربیاد. سوال اول اینکه در زمینه معیارهام مشکل پیدا کردم، نمیدونم چی درسته، ضمن اینکه تحصیلات من دکتری هست و تحصیلات ایشان فوق دیپلم اما معلومات بالایی دارد، سوال دوم من هم اینه که مورد جدیدی در شهر دیگه بهم پیشنهاد شده که کارمند هست، 2 سال از من بزرگتر هست و خانه هم دارد. الان دچار سردرگمی شدم، به کدام فکر کنم
ازدواج دوم با وجود فرزندان1زندگی کارمندی1انتخاب همسر مناسب1سابقه ازدواج ناموفق 1ازدواج از دو شهر متفاوت 6+
۶ پاسخ۴۰ بازدید
1403/05/02
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994663
سلام خدمت مشاوران گرامی، من آقایی 30 ساله هست میخواستم بدانم بهترین نحوه مقابله با تردید در تصمیمگیری برای ازدواج چه چیزی است؟
۳ پاسخ۲۱ بازدید
1403/03/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994265
سلام.یه دوستی دارم که با آقایی یک ساله که دوسته.اقا به ایشان قول ازدواج داده اما قبلش میخواد رابطه جنسی داشته باشه.به نظرتون درستهه؟بعدش زیرش نمیزنه ؟ آقا ۳۶ ساله و خانم ۲۴ ساله هستن
تردید در تصمیم گیری1صبحت از رابطه جنسی در دوران آشنایی تردید در ازدواج پیشنهاد رابطه جنسی دوستی های قبل از ازدواج
۶ پاسخ۳۲ بازدید
1402/12/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993245
آیا با وجود تنوع طلبی جنسی می توان ازدواج کرد؟
۵ پاسخ۱۷ بازدید