پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/03/20

ظاهر خواستگار

با عرض سلام و احترام آقایی از من خواستگاری کردن ۳ جلسه صحبت کردیم. از خانواده شون خیلی خوشم میاد. خود آقا هم بنظرم مطابق معیارهای اخلاقی اعتقادی من بود. اما با قد ۱۷۱ سانت ایشون و قیافه ( معیار من برای ازدواج همیشه داییم بوده. قد بلند ۱۸۰ به بالا و صورت کشیده. ایشون قدکوتاه (از من ۷ سانت بلندتر اما واقعا کوتاه بخصوص دربرابر آقایون فامیل و معیار خودم البته) و صورت تپل و بیضی داره حالا من به شددددت گیر کردم و باید تصمیم نهایی رو اعلام کنم. فکر میکنم اگه ایشونو قبول کنم شاید پشیمون بشم بعدا و خیلی میترسم. چون بطرز وحشتناکی کمال گرا و ایده‌آل گرا هستم. از طرفی هم نمیدونم رد کردن یکی بخاطر معیار قد و قیافه درسته یا نه ؟ ببینید مثلا دستش و انگشتاش حتی کوچولو و تپلی بود و من دقیقا بعد از دیدار رفتم عکسهای داییم رو از گالری نگاه کردم و اوف ... به نظرتون چه کنم ؟ منتظر جواب هستن خانواده‌ام راضین. سن من ۲۲ سال ، موردهای خوب هم زیاد داشتم ولی هیچکس اینجور تطابق نداشته از لحاظ اعتقادی و اخلاقی و شغلِ مورد پسند خانواده‌ام. وضع مالی متوسط. احتمالا خیلی پیشرفت میکنه چون جنم اقتصادی درش هویداست اما فعلا از خانواده ما پایین‌تر هست.)
1404/03/20

سطح کیفی آدمای عضو

عرض ادب یه مساله ای پس ذهنم آزارم میده واسه ارتباط گرفتن با اپ شما؛ برا آقایون با توجه به عرف راحته گزینش و انتخاب و محدودیتای ما خانومارو ندارن واسه همین دائما فک میکنم چرا آقایون باید سراغ همچین اپایی بیان ؟! تنها دلیلی که به ذهنم میاد سطح کیفی اون آدمه ، انگاری جوریه که قطع امید کرده از محیطش و کسی پسندشون نکرده (: پس نتیجتا همچین آدمایی ارتباط گرفتن باهاشون از اساس رد میشه و ارزش وقت گذروندن ندارن. نمیدونم واقعا. شک بدیه.
1404/03/12

ترس از ازدواج

با سلام من همونم که گفتم آقا پسر تر از ازدواج دارن بنده ۳۷ سالم هست وایشون ۳۵ ساله بله آشنایی ما به قصد ازدواج هست . این اقا میگن که من بعد از ورشکستگی( که مسببش دوستان و نزدیکان و کسانی بودن که من بهشون اعتماد داشتم) سختی هایی زیادی کشیدم تا تونستم‌ سرپا شم واقعا تحمل یه شکست دیگه رو ندارم از اعتماد دوباره ترس دارم میگن که گاهی اوقات فک میکنم اصلا شاید اشتباهه با این ترس به ازدواج فک کنم
1404/03/08

رد خواستگار

سلام وقتتون بخیر من دو هفته ست با فردی آشنا شدم و از لحاظ روحیات و اخلاقیات مثل هم هستیم و حتی ۶۰ درصد معیارهای منو داره . اما بعد از دیدار متوجه شدم که چهره ایشون و نوع صحبت کردن ایشون به دلم نمیشینه ولی اخلاقیاتش اوکیه واقعا نمیدونم چیکار کنم و چه تصمیمی بگیرم
1404/03/08

مشاوره اشنایی

سلام من با اقای از طریق سامانه همدم اشنا شدم مدت اشنایی من با ایشان 4 ماه بود و در طول این مدت دیدارهای حضوری و تماس های متعددی داشتیم و تا حدی معیار های اولیه یکدیگر را داشتیم. پس از چهار من از ایشان درخواست کردم که مسئله جدی تر شود و خواستگاری بیایند اما ایشان طفره رفتن و گفتند ابهامات دارند برای حل مسائل پیشنهاد دادم بریم مشاوره اما تمایل نشان ندادند، من هم در بلاتکلیفی نماندم و رابطه را با ایشان تمام کردم، نمیدانم چرا افردای که قصد ازدواج ندارند در سامانه همدم فعال اند.
1404/03/05

ظاهر خواستگار

با عرض سلام و وقت بخیر من خانم ۲۲ ساله هستم. آقایی ۲۹ ساله دارای شغل اما سربازی نرفته (سطح مالی مشابه خودمون) ، با روحیات تقریبا مشابه اومدن .. که با معیارهای ظاهری من مغایرت دارن (خودم هم در زیبایی زبانزد هستم. این آقا هم زیبا هستن ولی متاسفانه من یک ظاهرسازی تقریبی + قد از شخص موردنظرم تو ذهنم دارم) یعنی هم از لحاظ قدی بسیار کوتاه هستن ۱۷۱ سانت (از من بلندتر اما ۱۰ الی ۲۰ سانت کوتاهتر از مردهای فامیل ما من‌جمله برادرم) هم چهره اشون با چیزی که من همیشه تو ذهنم بوده فرق داره یعنی الگوی ظاهری من برای ازدواج دایی‌م هستن که قد بلند و اندام کشیده دارن، این آقا قدش کوتاهه و چهره‌اش زشت نیست ولی اونی که مدنظر من هست هم نیست. یعنی من حتی این روزها با خیلی آدم‌های تو خیابون هم مقایسه‌اش می‌کنم ناخودآگاه ابتدا با نه مطلق سر جلسه اول رفتم.. ولی صحبت کردن ایشون به دلم خوش اومده و جلسات ادامه داشته. الان میخوام قطعی تصمیم بگیرم که ایشون هم معطل نشه و به شدت هم دودل هستم که این قضیه بعدا خوره نشه تو ذهنم از طریق چه روشهایی بفهمم که آیا ممکنه ایشون برای من جذابیت پیدا کنه کم کم؟ یا ممکنه باهاشون به مشکل بخورم و البته میگن فرد خوب رو بخاطر ظاهر رد نکنین.این جمله هم خیلی من رو می‌ترسونه
1403/10/20

سوال 996088

سلام وقتی در مرحله شروع آشنایی خانم از ادامه آشنایی انصراف میدهد به هر دلیلی آیا باید مرد هم بگه خداحافظ یا اینکه مرد منت کشی کند و دوباره صحبت کند ؟ایا خانم میخواد مرد را آزمایش کند که او چقدر جدی است ؟
1403/10/12

سوال 995998

من برام مهم نیست واذیتم نمیکنه که قبل من باکی بوده که گرفته ایشون چهارساله همسرش روازدست داده وگفتن که بادونفراشناشدن براازدواج رابطه هم داشتن.این بیماری هم میدونم فردالوده میگیره تایکی دوسال بعدتازه ضایعه میزنه.ایشونم الان ضایعه زده ورفته طبق مراحلش میسوزونه وتحت درمان وداروهستش سنش بالای چهله وواکسن نمیتونن بزنن ولی من چرااگرباایشون ازدواج کنم بابدواکسن گارداسیل اونم ازنوع ۹ظرفیتیش روگفتن بزنم وبرای تقویت سیستم ایمنی داروبخورن هم ایشون هم من.ویه سال رابطه جنسی باکاندوم.مدت بودن مایه سال هستش وایشون خیلی کاراکردن برام وازنطراخلاقی فقط تفاهم همه جوره باهم نداریم که قراربودمشاوره حضوری بریم این اتفاقم یه ماهه الان افتاده وفهمیدم.من این اذیتم میکنه که ترس دارم ودودلی فکروخیال میکنم که نکنه واکسنم بزنم بگیرم نکنه زندگیم بشه فقط استرس اینکه وای نکنه گرفتم اینکه بعدهرباررابطه کلی استرس وفکرخیال بیادتوذهنم.یااینکه اندازه تاثیربدوخوبش روبااین وضعیت نمیدونم تاچه حده ویجورایی توحالت گنگ وگیجم نمیتونم بفهمم کاردرستی میکنم دراصل اگه ازدواج کنم باایشون یانه تموم کنم سراین قضیه بعدیه سال که تازه میخاستیم قبل عیدازدواج کنیم یهوزداین اتفاق افتادکارخداست حکمت خداست میخادازچیزی جلوگیری کنه یامن اینجوری فکرمیکنم همین فکرااینجوری تموم ذهنم روگرفته
1403/09/17

سوال 995832

سلام من قبلاموضوعی روگفتم راجبع کسی که باهاشون دراشنایی هستم.ومن ۳۲سالمه وایشون تازه رفتن توپنجاه ایشون ازنظرظاهری وتیپ وقیافه واخلاق امروزی برخوردامروزی ورفتارای عاشق پیشه جوانانه اونجورکه همسن خودم بامن نداشته بسیارتوجه میکنه کادوهدیه گرون وسوپرایزهای مختلف میکنه خاستگاری اومدن ومن براشون خونه نوشتم شرط گذاشتم و۱۱۴تاسکه ایشون قبول کردن وحتی خونه خریدن برام ازنطرمالی منوساپورت میکنن بدون اینکه تاحالابرامون پیش اومده باشه رابطه جنسی برقرارکنیم یابشه وپیش بیادهردوبرازندگی واینده هدف داریم ورسیدن زودبهم ایشون کرج ومن شمال هستم شش ماه اول اکثرامیدیدیم هموبعداون بنابرمشکلات شخصی ازسمت خانواده بنده نشدکه ببینیم هموالان پنج ماهه ماههموندیدیم وهمچنان ایشون تغیری درعشقش نکرده درک دارن تواین یموردگاهی غرمیزنن ازدلتنگی وخستگی ولی بازم ارام میشن درک میکنن شرایط روچون هردودانش اموزداریم ویسری مشکلات پیش اومدنشدببینیم هموازراه دورمریض بشم فکرپول وزنگ میزنن بی هوااژانس داروگل وخوراکی میاره ایشون ازهمه این نظرات انگاربرای من خداازاسمون فرستاده امارابطه ده ماهه ماپنج ماه اولش خوب بودبعداون انگارایشون ازنظراخلاقی بااون همه حسنای خوبی که هنوزم داره وهست وترک نکرده اینجوری اینازدبیرون اینکه انگارتوحالت کل کل بامن یالج بازی خیلی قهرمیکنن حتی توحرف معمولی بااینکه من دارم منطقی باادبانه بدون ایرادی میزنم بهش برمیخوره قهرمیکنه واین قهراوایل بدون من یه ثانیه نمیموندبه هربهونه میومداشتی الان به سه روزحتی نه روزم کشیده یک بار.تازه بعدمیادسرصحبت روبازمیکنه برای حل وصحبت اون مشکل من دوست دارم بدون قهرایشون وبحث وبگومگوبشینیم وخیلی قشنگ صحبت کنیم وحلش کنیم ولی ایشون سریع جبهه میگیره وناراحت میشه وسکوت وقهرهمین.اوایل فکرمیکردم براتفاوت سنیمونه .امااین یه نوع اخلاق وشخصیت ایشونه کلا.یعنی جوری شده دیگه میترسم الان برای اینده همش میگم نکنه باهم نسازیم نتونیم تکلیف بچه هاچی میشه وازدواج دوم منم الان خیلی حساسه بااین همه خوبی که داره روزی صدبارقربون صدقم میره یابدیاخوب پشتمه برام کارهای زیادی کرده امااین اخلاقش ازارم میده اینکه فاصله میگیره قهرمیکنه اینکه من بارهادیدم ایشون مقصربوده اماتااومدیم صحبت کنیم میگه جرقه روتوزدی اصل ریشه مشکل منومیدونه واینم ازارم میده گاهی بهش میگم یعنی اینجورکه تومیگی مدام من مقصرم سرهمشون که.من برای خوبیش برای خودش برای نگرانی اینکه حواسم هست چیزی بدی نگفتم یامنطقی وعاقلانه بوده دلیل رفتارشونمیفهمم.احساس من اینکه همش حرف منویابدمتوجه میشه یاکلانمیفهمه.مثلامن اگه بگم رفتم دیروزخونه خالم میگه خوب کرده بروحالت عوض شه بعدشبش جایی رفته یاپیش کسی بوده به ضرربوده یادرست نبوده یاهرچی که به عنوان مثال میگم...بهشون میگم نبایدمیرفتی اونجابه ضررت بودمن برای خودت میگم دارن سرتوکلاه میزارن بااینکه به نفع وسودخودشه برای خودش میگم پشتش درمیام اون لحظه حرفش اینه توپری روزخونه خالت رفتی من چیزی گفتم یافلان جارفتی گفتی اصلافکرنمیکنه فقط میشنوه تاجواب بده سریع .یاکسی که میدونه مقصره داره حرفش رومیزنه ولی من یچیزمیگم همون لحظه طرف منه همرامه ولی توی بحثی چیزی میکشه وسط توفلان روزبرافلان چیزفلان گفتی خوب ناراحت شدی همون لحظه میگفتی احساس میکنم ازهرده کلمه صحبت ومکالمه مانه تاش نمیفهمه حرفمووناراحت میشه وقهروسکوت ویه عادت بدیم دارن اینهمه وقت پای من مونده میخادودوستم داره امااون لحطه که ناراحت میشه که همشم بی دلیل والکی واصلامن چیزی نمیگم بخادبدباشه که رفتارش این باشه بعداینکه تلفن ومحترمانه قطع میکنه باپیام میگه این رابطه بایدتموم شه وهرکی بره پی زندگیش به دوروزنکشیده باززنگ وپیام ابرازعلاقه وخاستن وایناواین حرکت واینقدرانجام داده دیگه حالم بدمیشه ازاین کاربهشم میگم میگه وقتی میبینم به هیچ جااون لحظه نمیرسم تموم میکنم.اینکه منودوست داره ومیگه وانجام میده همه جوره ولی شب میخابه عاشقه روزفارق سردرگمم اون لحطه ای که خوبیم خدای روزمینشم اماسریه ثانیه نشده وسط ناراحتی نه بحثی شده نه دعوایی سرناراحتی ایناجوری حرف میزنه انگاربراش کم بودم کم گذاشتم یابدردهم نمیخوزیم.من کلافم الان واقعا بعداینهمه وقت نمیدونم چیکارکنم اصلا.فکرمیکنم بااین سنش هنوزبچست واخلاق بچگونه داره میخادیکی مدام نازش کنه بزاره توپرقوتامیاریش بیرون صداش درمیاد.ادم احساسی بشدت وعاشق اینکه مدام یکی قربون صدقش بره بگه بخنده دلبری کنه براش مدام بگی دوستت دارم ویجورکمبودمحبت داره انگاراگه ایناروبگم وبکنم بازیجاکوچیکترین اتفاق بیوفته بازم همون اخلاق قبلی میشه.دیگه احساس میکنم مشکل ازمنه یاازاونه من تاحالاباادمای دیگه تورابطه این سبک مشکل اصلااخلاقی نداشتم حتی قهرودعواوبحث نداشتم اصلاابداایشون ولی شخصیه که رابطم اینجوریه دیگه این مدت اینقدرزیادشده میلی به رابطه ندارم دلسردشدم واحساس میکنم حالم تورابطه خوب نیست دیگه
1403/09/10

سوال 995771

سلام من همون دختری هستم که گفتم ۴۷ سالمه با موردی خارج از همدم آشنا شدم ۵۸ ساله تحصیل کرده و مطلقه ..۴ جلسه حضوری صحبت کردیم و تماس تلفنی هم داشتیم خیلی با ادب و احترام برخورد میکردند کمی تفاوت مذهبی داشتیم جلسه ۴ حس خوبی نداشتم این مدت خیلی استرس داشتم..بخاطر تفاوت سنی زیاد جواب منفی دادم یک هفته پیش ..دو روزی حالم خوب بود ولی دوباره فکر رهام نمیکنه ..پیش خودم میگم‌نکنه خواستگارای بعدی شرایطشون پایین تر بشه و بعد افسوس بخورم شاید زود تصمیم گرفتم ..چقدر بر اساس‌ حسمون تصمیم بگیریم چقدر عقلانی ...وسوسه میشم بهس پیام بدم یه جلسه دیگه صحبت کنیم ..خیلی بده اصلا نمیتونم تمرکز کنم مشغول کاری بشم واز این فکر دربیام ..به نظرتون به مشاوره رجوع کنم ...؟؟
1403/09/06

سوال 995744

سلام، من 33 سالم داره تموم میشه و مجردم، خیلی دوست دارم ازدواج کنم و تشکیل خانواده بدم اما ی مشکل دارم و اون اینه که من هیچ ملاکی برای همسر آیندم مد نظرم نیست من فقط چند معیار ظاهری مدنظرمه و سن، در کل توی کارام همینطور م و قبل از این ک فکر کنم کاری رو شروع میکنم بعد متوجه میشم باید چیکار میکردم، میترسم اگ ازدواج کنم باز همین مشکل پیش بیاد برام، چه معیارهایی رو باید مدنظر قرار بدم و اگر کتابی می‌شناسید در این زمینه بهم معرفی کنید
1403/09/06

سوال 995739

سلام من خانمی ۳۵ ساله هستم و ده سال پیش متاسفانه ازدواج ناموفقی داشتم که دوسال نیم عقدو دو سه ماه خانه داری بود همسرم مسئولیت پذیر و خوش اخلاق نبود و شدیدا بد دل خیلی خیلی دلم می خواد دوباره ازدواج کنم و نیاز جنسی وعاطفی زیادی به همسر دارمخواستگارانی هم اومدن ولی یا بچه دار بودن که اصلا دلم نمی خواد نامادری بچه ای باشم که خودش مادر داره و یا از نظر اعتقادی و اخلاقی با من کفیت نداشتن من دنبال یه شخص متدین و اصیل هستم توی این سایت چه طوری می تونم یه مورد خوب پیدا بکنم

صفحه 1 از 3