پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/03/12

انرژی زنانه، لوندی

سلام. در مورد اخیری که با یکی از افراد در همدم آشنا شدم ایشون مطرح کردند که انتظار لَوَندی بیشتری رو به عنوان یک خانم از من دارند که البته من این مساله رو نتیجه سلیقه این آقا دانستم. می‌خواستم حالا در قالب یک کلیپ یا هر چیز دیگه‌ای در مورد این موضوع مطرح بشه و بدونم واقعا لوندی و انرژی زنانه چی هست و چه تاثیریروی روابطزن و مرد داره.
1404/03/12

در رابطه با ترس از ازدواج

با سلام و وقت بخیر خدمت شما بنده با پسری در حال اشنایی هستم ایشون۳۵ سالشونه یه بار توزندگی ورشکسته شدن مجردن و تو یه شررکت مشغول هستند و سابقه ازدواج ندارن با چیزایی که از اطرافیان و همکارا شنیدن همش میگه ترس دارم از ازدواج از کجا معلوم که طرف مقابل بتونی تو سختی ها اقتصادی کنارت بمونه جا نزنه سریع تا یه مشکل مالی به وجود امد حرف از جدایی نزنه چه جوری میشه این ترس رو از بین برد
1404/03/11

چرا نمیتونم وارد رابطه بشم

سلام راستش در طول این ۳۱ سال زندگی، هیچ‌وقت اینقدر ناامید و گنگ نبودم نمی‌دونم چمه 2 و 3 سال شده که حتی نمیتونم کسی رو خوشم بیاد رو پیدا کنم یا حتی با یک خانم ارتباط برقرار کنم قبلاً اینجوری نبودم احساس تنهایی می‌کنم و این خیلی رو مخمه و نمیتونم کاری کنم مثلاً تو جمع قرار میگیرم یه حس عجیبی دارم انگار خجالت میکشم و ۱۰۰۰ حال بد دیگه 😮‍💨 نمی‌دونم ربطی به آخرین رابطه ای که داشتم داره یا نه ولی اون زمانم حالم خیلی مزخرف بود راستی نمی‌دونم خانوما چرا این جوری شدن اکثریت شدن برده پول به خدا 1٪ از مرد های کشورمون میلیاردر هستن و قابلیت ازدواج کردن با ۱۰۰۰ نفر رو ندارن هی اگه اینو نداشته باشه کنسله اونو نداشته باشه کنسله شاید یکی از دلیل هایی که اقدام نمیکنم همین توقعات زیاده در کل دیگه خودمو نمی‌شناسم و دوست ندارم تنها باشم
1404/03/10

عدم صداقت

سلام و عرض ادب. بنده ۳۵ سالمه و نامزدم هم ۳۳ سال داشتن که البته بعد از یک سال نامزدی و خرید حلقه چند وقت پیش قطع رابطه کردیم علتش این بود که از همون اول خانواده ایشون اصرار به عقد داشتن بدون اینکه یکبار سر یک سفره نشسته باشیم تا خانواده ها همو بهتر بشناسن. هرموقع میرفتیم خونشون یا اونا میومدن برادر ایشون به بهانه ای حضور نداشتن (کلا ۴ بار خونه هم رفتیم بهمراه خانواده) حتی یکبار بعد از بحثمون مادرشون و پدرشون بمن زنگ زدن و تند صحبت کردن ولی من برای حفظ رابطه احترامشون نگه داشتم و نهایتا نامزدم بعداز یکسال اعلام کردن که قبلا یکسال نامزد داشتن درحالی که روزهای اول فقط گفتن خواستگار داشتن و عاملی که منو به شک مینداخت این بود که هنوز نه به دار بود و نه به بار ایشون هردفعه علی رغم مخالفت من وسایل جهیزیه تدارک میدیدن و بعد از افشای اینکه نامزد داشتن متوجه شدم وسایل از قبل تهیه شده و بخاطر من نبوده. متاسفانه یکسال وقت من و خودشون تلف شد و چیزی برام نموند جز یأس و بدگمانی به شروع رابطه جدید. الان چجوری میتونم این سرخوردگی رو تحمل کنم درحالی که کلی خاطره دارم از این یکسال و به عبارتی حالم خوب بود و هزارتا آرزو ساخته بودم. لطفا منو راهنمایی کنید
1404/03/08

توجه نکردن به هم

خیلی وقت شده خانم دکتر به هم توجه نداریم فقط ببخشید ها شب ها کنار هم می‌خوابیم وگرنه هیچ ارتباطی نداریم خیلی کم حرف می‌زنیم رابطه جنسی بزور بزور بشه هفته ای یکبار دلیلش چی میتونه باشه
1404/03/08

بلوغ عاطفی

سلام من یک سایتی تست بلوغ عاطفی انجام دادم فرو پاشی شخصیت منو زده 60 در صد و فقدان استقلال رو زده نزدیک 80 درصد ثبات عاطفی رو هم زده 80 درصد راستش من در محل کارم هم اگر بی عدالتی پیش میاد قابل تحمل برام نیست میخام بدونم چجور ادم هایی به درد ازدواج با من میخورن که در زندگی مشکلات کمتر پیش بیاد
1404/03/08

معیار ازدواج

سلام، وقت بخیر<br />یکی از معیارهای من تناسب اندام هست، حالا با اقایی آشنا شدم که حدود ۱۲ کیلو اضافه وزن دارند و حدود ده سال این روال زندگی شون، قول دادند که در ادامه آشنایی وزن شون رو کم می کنند، به نظرتون در آینده با توجه به سبک زندگی آقا دچار مشکل میشم؟؟ آیا در این مورد میشه امیدوار بود آقا تغییر کند؟؟
1404/03/08

رابطه

سلام دوستان خسته نباشید من نامزد دارم و نزدیک به دو ساله ک باهمیم و من همیشه سعی کردم بهترین باشم براش و همیشه صدمو گذاشتم هم تو شرایط سخت هم تو شرایط خوب کنارش بودم و تا الان یه بدی از طرف من نبوده ولی اون همیشه اذیتم میکنه ناراحتم میکنه خودشم میگه تو خیلی خوبی ولی بازم اذیتم میکنه بجایاینکه همشداره بدتر میشه من حتی ب پول تو جیبشم ه خیلی دارم اذیت میشم خیلی ناراحتم نمیدونم چیکارکنم و تو این چند سال یه هدیه برام نخریده و به اکنم اون گ چند چند روز ازم بی خبر باشه حال من اصلا براش مهم چیکار باید بکن خیلی دوسش دارم اونم دوسم داره ولی بازم اذیتم میکنه دارم دیگه میمیرم بی زحمت کمکم کنین
1404/03/07

گودک درون

سلام و عرض ادب. بنده ۳۸ سالمه و نامزدم هم همینطور خیلی با هم خوب و صمیمی هستیم و خدا بخواد تابستون ازدواج میکنیم بعداز یکسال آشنایی سوال من اینه که ایشون کلا بچه گانه حرف میزنن و از منم میخوان که مثل کودک صحبت کنم و ایشون تمایل دارن بعد ازدواج مثل کودک ها لباس بپوشن داخل خونه و مثلا تمایل به خاله بازی و دکتر بازی دارن آیا این مدل رفتار طبیعی هستش؟ خواهش میکنم منو راهنمایی بفرمایید. با تشکر
1404/03/07

راهنمایی

سلام وقتتون بخیر، مدتی هست درفضای مجازی بایک پسری اشناشدم. تقریبا مثل خودم مذهبی هستند البته ظاهرا. از همون اول پرسیدند مزاجت گرمه ویاسرده وبعد هم بحث روابط جنسی و علایق دراین زمینه ایجاد شد.من بارها به ایشون گفتم که بایک مساله باخانواده ها درمیون گذاشته بشه اماهنوز به مادرشون نگفتند . به من میگن که شماره منزل وادرس وشماره خودتون رو بدید ولی من اعتماد نمیکنم .میترسم. چند باری هم بلاکشون کردم ولی باز پیام دادند، من یه دختر ۲۷ساله خیلی مذهبی وعاشق اهل بیتم. ادم متعهدی هستم و حریم و تعهد برام خیلی مهم هست. دلیل اینکه تاالان صبر وتحمل کردم اینه که ایشونم اهل نماز و امام زمان هست. اما به من ردهکار بدید چجوری قطع رابطه کنیم که منم عذاب وجدان نگیرم .واینکه راهکار های رسیدن به بلوغ عاطفی چی هست لطفا منبع یا صوت ویاسایت بهم معرفی کنید.ببخشید من به کمک شما احتیاج دارم چون از لحاظ روانی تحت تاثیر قرار گرفتم لطفا سریعتر کمکم کنید🥺🙏.
1404/03/07

نگرانی

سلام من یک پسر دانشجو م، علتش چیست هیچ کس منو نمیخواد با هرکس میرم رابطه بعد چند روز جدا میشه ، من نگرانم و به این فکر افتاد اصلأ سراغ هیچ خانمی نرم و اینکه منم در فکر عمل های جراحی هستم
1404/03/05

گرفتن ارتباط با شخص نادرست

سلام و عرض ادب خدمت مشاوران عزیز و گرانقدر پسری ۳۱ ساله هستم مدتی است با خانمی ۶ سال بزرگتر از خودم ارتباط دوستی برای ازدواج برقرار کردم پس از اولین ملاقات من با این خانم ، از چهره و اندام ایشان و بعضی از رفتارهای ایشان اصلاً خوشم نیامد ولی نمیتوانم به ایشان بگویم که دوستت ندارم چون احساس میکنم این دختر خانم به لحاظ احساسی و عاطفی بسیار حساس و زود رنج هستند از طرفی ارتباط تلفنی ما بیشتر از پیش شده و باهم در مورد مسائل مختلفی صحبت میکنیم ایشان هر روز بیشتر از روز قبل عاشق و وابسته ی من می‌شوند و من هر روز بیشتر از ایشان متنفر میشوم ولی چون خواهر یکی از صمیمی ترین دوستان من هست نمیتوانم به او بگویم که هیچ حسی به او ندارم و علی رغم میل باطنی این رابطه را ادامه می‌دهم و دلم نمی‌خواهد دل ایشان بشکند و ضمناً دوستی بین من و دوستم از بین برود چکار کنم تا از این وضعیت سردرگم رها شوم خواهشاً زودتر راهکار عملی با کمترین میزان آسیب به ایشان پیشنهاد کنید ، پیشتر از مشاوره و راهنمایی شما سروان عزیز سپاسگزارم در پناه حق و پایدار و مانا باشید 🙏🌹

صفحه 2 از 4