پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/11/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996280
سلام وقت بخیردختری ۴۰ ساله هستم که از طریق اپلیکیشن شما با اقا پسری ۴۲ ساله آشنا شدم در ابتدا جلسه اول خواستگاری زیر نظر خانواده بود در جلسه دوم هم آقا پسر به همراه مادرشون آمدند بعد از جلسه دوم آقا پسر گفتند خانواده ایشون با ازدواج مون مخالف هستند و تو باید با اونی که من میگم ازدواج کنی.من و ایشان اشنایی مون را ادامه دادیم چون بهم علاقه داشتیم الان نزدیک ۳ سال از این آشنایی میگذرد ولی خانواده اقا پسر راضی نمیشند خود پسر دوستم دارد ولی میگه نمیتوند روی حرف مادرش حرفی بزنند.بخدا خسته شدم همه زندگی م شده افسوس خوردن و اینکه چقدر من بدشانس هستم که همچین اتفاقی برام افتاده.لطفا راهنمایی م کنید چیکار کنم
۴ پاسخ۲۰ بازدید
1403/11/13
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 996279
با سلام . هر هفته چندین گزینه خوب در همدم پیدا میکنم که با ملاک ومعیار های من نزدیک است ولی وقتی میخواهم ثبت درخواست بزنم حس ترس میکنم و لرزش دست میگیرم و استرس شدیدی میگیرم و کلا قلبم میخواد دربیاد کنسل میکنم سریع آرام میشوم و چند روز بعد دوباره همینطور تکرار میشود . به نظر شما مشکل من چیه ؟
۳ پاسخ۳۵ بازدید
1403/11/13
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996278
سلام وقت بخیردختری ۳۰ساله مدرک لیسانس هستم یه آقای برای ازدواج بهم معرفی شد۳۰ساله فوق لیسانس هست سابق دوستی با دختری نداشته ازنظرمالی شلغشون موردپسندم نیست کارگرهستند توافق کردیم بعداتغییرش وخونه هم پدرش قراره بده قرارمون شدتاوضعیت کاروخونه مشخص نشدخواستگاری نیان اما ممکن چندماهی طول بکشه ازبنده انتظارداره توی قرارهاهمدیگربغل کنیم هیچ محدودیت بینمان نباشه درغیراین صورت چندماه همونبینیم به نظرشما چیکارکنم توی این مدت اشکال داره ازجسم هم لذت ببریم یاخیر؟من بابت اینکه محرم نیستیم موافق نیستم
۳ پاسخ۱۷ بازدید
1403/11/13
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996272
سلام وقتتون بخیر من دریک خانواده ۳ نفره زندگی میکنم و تک فرزند هستم و از زمانیکه خاطر دارم پدرو مادرم کارمیکردند و خیلی در خانه وقت نمی گذاشتند ولی وقت کمی که میگذاشتند هم خوب بود من از سن ۱۶ سالگی هم کار کردم و الان هم که سال دوم دانشگاه هستم هم کار میکنم تقریبا مستقل هستم ولی مشکلی که دارم اینه که همیشه احساس تنهایی و اضطراب دارم و میترسم که تصمیم برای ازدواج رو بخاطر این موضوع انجام بدم به نظر شما باید چیکار کنم که حالم رو خوب کنم و بعدا در ازدواج به مشکل نخورم ؟؟ آیا کتابی یا منبعی برای بالا بردن کنترل احساس و هوش هیجانی برای کمک به این قضیه وجود داره ؟؟
۴ پاسخ۱۹ بازدید
1403/11/12
ناشناسدینی و معنوی
سوال 996262
سلام وقت بخیر من جوشام رو تمیز کردم و بعد دستم رو اب گرفتم یادم نمیاد دستام رو بهم مالیدم یا نه فقط یادمه نوک انگشتام رو بهم مالیدم تا خونی باشه بره بعد به دستم مایع دستشویی زدم که یهو حس کردم چیزی روی ساق دستم پرید چون فکر میکردم که دستم رو شستم اهمیت ندادم ولی بعد یه مدت یه فکری رفت توی مخم که من کف دستم رو با دقت نشستم حتما قبل مایع زدن روی دستم مونده بوده و دستام پاک نبودن و مایع دستشویی که روی ساق دستم پرید حتما نجس بوده و لباسم هم نجس شده من دقیقا چیز خاصی ندیدم راستش قصد نگاه کردن نداشتم فکر میکردم پاک هست و اهمیت چندانی بهش ندادم که دقیق ببینم چی ترشح شده یا آیا ترشح شده و توهم نزدم خلاصه گیر افتادم میشه بهم با دلیل بگید نجس هست یا پاکه؟ممنونم
۱ پاسخ۳۲ بازدید
1403/11/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996260
فرق دوست شدم با جنس مخالف و رابطه جنسی داشتن با صیغه شدن چیه؟
۴ پاسخ۳۹ بازدید
1403/11/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996259
سلام.من از قیافه و اندام و تیپ ۹۸درصد خاستگارهام تا الان خوشم نیومده و اصلا دلم نمیخواسته یه لحظه هم خودمو کنارشون توی خونه تصور کنم.فقط از دونفر خوشم اومد که اونا مادراشون اجازه ازدواج ندادند.میخواستم ببینم توی این شرایط که از قیافه و اندام و تیپشون خوشم نمیاد باید چیکار کنم؟اخه همه خاستگارام شبیه به هم هستند.درسته قیافه توی ازدواج مهم نیست منم دنبال مدل و اینا نیستم ولی دلم میخواد حداقل به دلم بشینند و کشش به سمتشون داشته باشم.۲۴سالمه و میترسم تا اخر عمرم پسری که ازش خوشم بیاد نتونم پیدا کنم.اکثرشون با اینکه سنشون بالا نیست ولی قیافه هاشون سن بالا میزنه و اصلا به خودشون نمیرسن و میان سرقرار اصلا انگار جذاب بودن یه مرد براشون مهم نیست و فکر میکنند دخترا دل ندارند که بخوان از همسرشون خوششون بیاد .
منفی بافی کردن1کشش جنسی1مورد پسند واقع نشدن1مورد پسند واقع نشدن خواستگاران1پروراندن افکار منفی در سر16+
۵ پاسخ۳۱ بازدید
1403/11/12
ناشناسحقوقی
سوال 996258
سلام یک دختر خانمی بهم معرفی شد و بعد از دو جلسه آشنایی با توجه به معیار های که داشتم دختر خوبی به نظرمیر سیدن اما در جلسه سوم در خصوص مهریه خودشون مطرح کردن و گفتن 313تا سکه تمام وحق تحصیل و حق شغل هم میخام و بهش گفتم که سکه امروز 61میلیون تومنه من ندارم سال های بعد هم بیشتر میشه من در ذهنم 14تا بود پاشد بطری آب رو پرت کرد و رفتن خدا به جوونیم رحم کرد بعدش تماس گرفت و معذرت خواهی کرد منم گفتم موق باشید ولی واقعا چه باید کرد دختر خانما چرا اینجوری شدن کی مقصره ؛؛؛من کار درستی کردم که گفتم یا غلط؟؟؟ خواهشا یه راهکار جلوی من بزارید ؛؛؛ قبول کنم بعدش اگه خواست هر یک سال یه سکه بهش بدم و به نوعی اذیتش کنم تا ببخشه و بره دنبال زندگیش یا این که بگردم پیدا کنم کسی رو که ۱۴تا رو قبول کنه:و با رضایت قلبی بهش پرداخت کنم :چون هر روز که میگذره بدتر میشه و سنمم داره زیاده میشه دیگع موقعیت های نسبتا خوب هم داره از دست میره
مشاوره خانواده1زندگی مشترک1تاخیر در ازدواج به دلیل شرایط اقتصادی1نگرانی از آینده1بی اعتمادی در ازدواج14+
۳ پاسخ۴۳ بازدید