پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/06/13

مشاوره فوری فوتی

سلام و خدا قوت قبلا هم خدمتتون گفتم که با دختر خانمی آشنا شدم از سایت بعد خواستگاری رفتیم خونه شون پیش مادرشون از بچگی زندگی کرده(پدرومادر شون از ۱۰سالگی ایشون و داداشش جدا شدن داداششم پیش پدرشون بوده) که با وجود اینکه من درخواست عکس نکرده بودم عکس پدر برادر و پسر دایی شون فرستاد و بعدش به من گفت عکس بفرستم و من هم برا امکان نداشت چون برا من عکس خواهرام که بهشونم گفتم در مورد عکس خواهرام اصلا و داداشمم نظامی نمیشه و دیگه چیزی نگفتن حالا بعد از ۴ ماه میگن نمیتونم با پدرم دیدار حضوری بزارم چون شغل رسمی ندارین و این همه مدت گفتم دلم میخواد عکس بفرستین نفرستادیم شما خواسته من براتون ارزش نداره به نظرتون چکار کنم از جهت نماز و پوشش اینا یعنی دینش برام مهم بود پا پیش گذاشتم با این حرفا فکر میکنم کینه ای هستن چون چیزی که چند ماه پیش در موردش بحث نکردن دوباره یادشون افتاده به نظرتون باید تمامش کنیم چون شغل رسمی هم مطرح کردن و چ جور تمام کنم
1404/06/13

ترک همسر

سلام الان نزدیک به ۶ماه تو دوران نامزدی هستم ولی شوهرم ۲ماه هستش که رفت و آمد نمیکنه وقتی زنگ زدیم وعلت رو از مادرش پرسیدیم گفتن پسرم میگه اون دست منو داخل بازار نمیگیره یا اینکه منو تحویل نمیگیره ، چیزی که من این چندماه فهمیدم ازخانوادشون فقط میگن حرف ،حرف ما باشه . وچند تا بهانه دیگه درحالی که وقتی من باهاشون باهم بازار رفتیم وبرگشتیم چیزی نگفتن وصحبت الان مادرایشون مربوط به چندماه پیشه که بازاررفتیم والان دارن پسرشون به مادرش میگه درحالی که همون موقع میتونستن بگن واینکه سطح سوادمن کارشناسی هستش وایشون ابتدایی ،بعضی مواقع ایشون سطح سوادمن رومیارن پایین یافکرمیکنم بهم حسودی میکنه بااین طرزرفتار،من فقط چیزی روکه میدونم جواب میدم الان هم باهمین بهانه میگه ماباهم نمیسازیم وکنارکشیدن ومیگن توبرودرخواست طلاق بده به نظرتون بایدچکارکنم ؟
1404/06/12

آشنایی قبل از ازدواج

سلام خسته نباشید، اقای 39 ساله هستم و یه عقد ناموفق و تبعات اون باعث شده از ازدواج بترسم، حدود دوماهه با خانم با کمالاتی با نیت ازدواج ملاقات داشتم، ما همدیگه رو توی فضای مجازی و در حد همون فضا می‌شناختیم ولی همو ندیده بودیم، من سال گذشته به ایشون درخواست ملاقات دادم ولی نپذیرفتن و گفتن باید ابتدا منزل ما بیاین و خب من چون خودش رو ندیده بودم و سابقه عجله کردن رو داشتم که منجر به عدم شناخت کافی و جدایی شد نپذیرفتم ، ولی خب رابطه مجازی به صورت جسته و گریخته ادامه پیدا کرد تا دوماه قبل که ایشون موافقت کرد بیاد و سه بار ما کلا همو دیدیم اونم هر جلسه به مدت یه ساعت که اونم معمولا اتفاق خاصی جز اینکه من از روزمرگی بگم و ایشون از من تعریف کنه و بگه شما خیلی خوبی نیفتاد ، ایشون توی فضای مجازی هم از من تعریف و تمجید میکرد، جلسه سوم گفتن خانواده من میگن زودتر تصمیم بگیرین و جلو بیاین قرار نیست شیش ماه بیرون بریم و بعد شش ماه اگه نشه با احساسات من بازی میشه و موقعیتهای بعدی ازدواج رو از دست میدم، منم چون احساس کردم نمیتونم با این طرز فکر و البته چند دلیل دیگه ادامه بدم بهشون محترمانه گفتم من لایق شما نیستم و اینطوری خواستم بهشون برنخوره و محترمانه تموم بشه منتهی ایشون به من میگه دوماهه با احساسات من بازی کردی و من بهت احترام گذاشتم و از اولم میدونستم تو جلو نمیای و از این حرفا من هم واقعا آدم احساساتی ای هستم و این حرفا ذهنم رو درگیر میکنه و ناراحتم میکنه، ایا این واقعا بازی کردن با احساساته؟آیا من کار غیرمنطقی یا غیر شرعی یا غیرعاقلانه ای کردم؟ ممنون میشم جوابم رو بدید.
1404/06/07

هاللب

سلام خاستگاری داشتم که اول از طریق پیامک شروع به ارتباط کرد ولحن خیلی مودبانه ای داشت تو پیامک ومن گفتم اگه اهل دوستی هستی نیستم گفت نیستم گفتم دروغ نگو ناراحت شد از این جمله ورابطه را تمام کرد گفت همه کی یکنیستن گفتم خیلی ها گفتن ازدواج ودروغ گفتن ودیگه جواب تلفنو نداد ورفت به نظر شما کار آن آقا منطقی بود
1404/06/02

عدم توانایی انتخاب

من۲۹ سالمه و اصلا نمیتونم فرد موردنظرم رو انتخاب کنم، ارشد مهندسی برق هستم و تا حالا هر دختری معرفی شده نتونستم خودمو راضی کنم که همسرم باشه... اکثرا به لحاظ صورت خیلی معمولی هستن...خودم ظاهرم خوبه...نمیخوام بگم برد پیت هستم اما دخترایی که معرفی شده همگی مشکل ظاهر دارن.... دیگه خسته شدم...فکر میکنم مشکل از خودمه....سخت پسندم ...خیلی دوست دارم متاهل بشم اما اصلا جور نمیشه .... دیگه کلافه شدم و ناامید ... ازدواج شده برام یه بت بزرگ که اصلا هیچ جوره قابل حل نیست....ایا باید رضایت بدم به یه چهره خیلی ساده؟؟ اینم بگم اصلا ادمی نیستم که دنبال مسائل حاشیه ای باشم ، ملاک ها ی اصلی من اخلاق و تعهد شخص مقابله اما چهره هم باید یکم خوب باشه یا نه؟؟؟
1404/05/27

شکست در شروع رابطه

چند بار موقعیت‌های خوب ازدواج برام پیش اومد، ولی چون حال روحی‌م خوب نبود و از رد شدن می‌ترسیدم، حتی سر قرار نرفتم. حالا پشیمونم و حس می‌کنم همیشه یه چیزی مانع می‌شه. هیچ مورد خوبی هم نمیاد نمی‌دونم چطور می‌تونم این شکست رو جبران کنم یا دوباره فرصت بسازم؟
1404/05/27

با سلام

وقت به خیر بنده از طریق دوستم با آقایی آشنا شدم سه ماهی با هم در ارتباط بودیم وچون ما تابستون ها شهر خودمون نیستیم وسه ماه تابستان جای دیگه ایی هستیم ایشون اومدن ودوجلسه همدیگه دیدیم همه چی اوکی بود ولی وقتی ایشون اومدن اهواز رفتارشون تغییر کرد جواب تمای نمی‌داد جواب پیام نمی‌داد دوستم گفت که گفته خانوادم به خاطر سن دختر مخالفن واینو بگم اول ایشون اصلا به دل من نبودن به خاطر شخصیت خوبشون ادامه دادم ودوستم میگفت بیا اهواز پیشش باش از این حرف ها بنده اومدم اهواز وخواستگار اومد وبا ایشون مطرح کردم فرداش جواب دادن که خانواده مخالف هستند وهمه چی تمام شد این وسط من شکستم چون این آقا دوسش نداشتم وفقط به خاطر شخصیتش ادامه دادم وبگم بنده ۳۵سال واقا ۳۷ساله بودن
1404/05/27

خواستگاری

سلام وقتتون بخیر واسم خواستگار اومده بود یکی از فامیل دور بود تو سفره حضرت رقیه دیده بودن اونجا خوششون اومده بود بعدش منو واسه پسر دایش خواستگاری کرد اون زنه خالمو می‌شناخت اومده بودن خونه خالم تا خواهر پسره هم منو ببینه منم رفتم دیدن بعدش عکسمو از خالم گرفت تا به پسره نشون بده چون پسره خجالتی بود نمیتونست بیادبعدش از شون خبری نشد بعد دو هفته به خالم زنگ زد گفت چرا ما رو تحقیق کردین در حالی که ما تحقیق نکرده بودیم بعدش گفتن دیگه نشد خداحافظ اصلا نفهمیدم چی شد آخه چرا اینجوری کردن
1404/05/26

دوست داشتن یک طرفه

سلام من رابطه ی کاری و دوستانه ام با دختری خوب بود و به هم احترام میذاشتیم ولی وقتی دوبار بهش پیشنهاد آشنایی دادم اول تشکر کرد گفت نه و بار دوم هم نه گفت ، ولی الان منو میبینه هرجایی باشه نادیده میگیره. ازش دلگیر نیستم ولی ازاینکه واقعا کسی رو دوست داشته باشی اینجوری ازت متنفر بشه هم حس بدی دارم هم متعجبم یعنی دوست داشته شدن سختر از دوست داشتنه!؟ <br />کاش بتونم کسی رو پیدا کنم این حس بدم از بین بره حس خوب دوطرفه بینمون باشد.
1404/05/24

ازدواج با فردی که اختلال دو قطبی داره

سلام و خسته نباشید بنده ۶ ماه که با یه دختر خانومی اشنا شدم برای ازدواج طی گفتگو های که داشتیم متوحه شدم که اختلال دو قطبی داره قرار ازدواج باهم گذاشتیم من هم از این مشکل میترسم میخواهم ادامه ندم و از ازدواج باهش منصرف شم نمیتونم چطور بهش بگم بدرد هم نمیخوریم و بایت این اختلال دو قطبی طرف مقابل رنج میکشم یبار دعوا میکنه یبار اشتی یبار عصبانی. نمیشه چیزی گفت بدتر میشه نمیتونم باهش کنار بیام.
1404/05/21

دل شکسته و افسرده

عرض ادب و احترام بعد از یکسال متوجه شدم دختری شخصی را واسطه قرار داده و در مورد نظر من برای ازدواج با ایشون غیر مستقیم از من پرسیده، ایشون یه شناخت اولیه هم از بنده داشتن و رابطه کاری داشتیم. من هم یجورایی دلم می خواست توسط خانواده پا پیش بزارم و این کار را کردم، با وجود مخالفت های خانواده خودش که بیشتر جنبه مالی داشت ایشون از من دفاع کردن و دو جلسه با مادر هامون رفتیم بیرون و صحبت کردیم.من متاسفانه خیلی احساسی هستم و کار را تموم شده می‌پنداشتم تا اینکه ایشون گفتن شما چون مودب و آرام هستید به درد هم نمیخوریم و اجازه حرف زدن و دفاع کردن از خودم را یجورایی ندادن.ما برای هم آرزوی موفقیت کردیم،بعد از این مسائل من خیلی بهم ریختم و حدودا چهل روز بعد اون ماجرا هرروز گریه کردم. الان حالم بهتر هست ولی بازم با دیدن بعضی کلیپ ها یا صحنه ها بغض می کنم و بعد دو سه ماه از این ماجرا همچنان به فکر ایشون و حال منقلبی دارم، ذهنم را با هر چیزی پرت می کنم ولی هرروز دچار ناراحتی و پریشانی هستم، لطفا کمکم کنید
1404/05/18

بهونه‌ی جدایی

بایکی اشنا شدم همه چیز اوکی بود. فاصلمون ۱۰سال بود حرف همو میفهمیدیم.. فقط،میگفت بیا خانمی کن. باهم حرفامونو زدیم ،اون خیلی روحرفها فکر میکرد. فاصله اینکه گفت و قول و قرار نهایی گذاشتیم. همش من حرفی میزدم بهونه میاورد، میگفت اینو نگو،جبهه نگیر.جوری بود واقعا نمیدونستم چی بگم. بااینحال جوابم اوکی بود. اون ظاهر خیلی براش مهم بود.یهو سر حرف ساده،گفت باهم تفاهم نداریم!!! من چه برخوردی کنم،لازمه بهش بگم ناراحتم،بگم چه تصمیمی بود ؟ من فک میکنم اصلا قصد اردواج نداشت چون پولدار بود بهانه هاش رو هی تکرار میکرد .

صفحه 3 از 5