پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/06/22
ناشناسخانواده و روابط
تمایل به ازدواج با اصالت یزدی ساکن تهران
سلام، اصالت ما یزدیه و ساکن تهرانیم در همدم و ادم و حوا از بین این همه فرم یکی دو تا فقط دیدم، بسیار کمه ، وقتی تفاوت فرهنگها حتی شوخی ها و سبک دورهمی و تفریحها و ارتباطات ضعیف پدر مادرم با دیگران رو میبینم میگم ای کاش یزدیها پیشنهاد میدادن.هم با خانوادم بهتر ارتباط میگرفتن هم صمیمیت بیشتر میشد.ای کاش در جستجوی پیشرفته امکانانتخاب اصالت برای ساکنین تهران و تهرانی ها میبود.باتوجه به اینکه خیلی راحت ارتباط نمیگیرن خانوادم با دیگران مخصوصا اقوام دیگه این موضوع برای من مسئله شده و فکر میکنم انتخابهام محدود شده همچنین اگر اقوام دیگر رو انتخاب کنم میترسم نتونم با اقوام و خودشون در همه مراسم ها ومهمانی ها و... ارتباط خوبی بگیرم.
۳ پاسخ۵۷ بازدید
1404/06/21
ناشناسخانواده و روابط
تاخیر انداختن
یه پسر تا چه سنی ازدواج رو تاخیر بندازه؟
برای ایجاد چه ملاک ها و معیارهایی در خودم ازدواج به تاخیر بندازم؟
خودسازی چطوری انجام بدم و آماده بشم؟
ی
۳ پاسخ۸۲ بازدید
1404/06/21
ناشناسخانواده و روابط
بعد چند گزینه
با اولین نفری که سازگاری بالای ۷۰ درصد داشت ازدواج کنم؟
یا چند جای دیگه هم برم؟
سن ۲۵
لیسانس
از کجا مطمئن بشم مورد بهتر دیگه ای نیست و همین مناسب ترینه؟ م
۳ پاسخ۸۶ بازدید
1404/06/21
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سلامت روان و مناسب بودن
سلام
پسر هستم از کجا بدونم سلامت روان دارم برای ازدواج؟
تست معتبر یا روش درست وقطعی بگید.
دوست ندارم طرف مقابل اذیت بشه و زندگیش نابود بشه.
۳ پاسخ۸۲ بازدید
1404/06/20
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
اگر خواستگاری معرفی بشه که قدش از دختر خانم کوتاهتر باشه،اشکال نداره؟ و نیز اگر خواستگار چهار سال قبل از همسرش جدا شده باشه و حضانت پسرش با خانمش باشه، ممکنه این آقا عیبی داشته که حضانت بچه به خانمش داده شده؟
۳ پاسخ۷۰ بازدید
1404/06/18
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
با پسری که قبلا با کسی رابطه داشته میشه ازدواج کرد؟
۳ پاسخ۹۳ بازدید
1404/06/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ازدواج با فردی که اضطراب اجتماعی داره
با سلام خانومی هستم متولد هفتاد. بعد از طلاق دچار اضطراب اجتماعی و پنیک شدم میتونم با فردی که این شرایط رو داشته باشه و مثل خودم اضطراب اجتماعی و پنیک داشته باشه ازدواج کنم؟
اگه بله چجوری این کیس رو میشه پیدا کرد؟ چون خواستگارهای من بسیار اجتماعی و زن سر زبون دار میخوان.راهنمایی میفرمایید...
۳ پاسخ۶۲ بازدید
1404/06/16
ناشناسخانواده و روابط
تست شخصیت
سلام. آیا با تست شخصیت قبل از ازدواج به رو راست بودن و متعهد بودن طرف مقابل میشود پی برد؟
۳ پاسخ۷۶ بازدید
1404/06/14
ناشناسخانواده و روابط
ارتباط بگیرم با دختر خانم
ما برای صحبت کردن مهریه وتیکه ها رفتیم صحبت کنیم صحبت شد برادر خانم با بی احترامی به من گفت مردی که شرایط ازدواج را نداره نباید به خواستگاری بااین سن که داری باباش هم میگفت به چه امیدی دختر بدم به شما قبل از خواستگاری من میرفتم تو خونشون شام و نشستن از من سوال میپرسیدن منم واقعیتشو میگفتم وتا ۳ ماه در ارتبااط بودم دختر خانم دوسم دارن اما ارتباط قطع کنم اما با اینکه گذشته دویش دادم نظر شما ارتباط بگیرم باهاش
۳ پاسخ۱۱۶ بازدید
1404/06/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
توقع مالی
سلام
من دارم با آقایی آشنا میشم که توقع مالی از من داره، و مثلا فیش حقوقی من استفاده کردن برای گرفتن وام (مثلا میگه من 100 پول میزارم حساب شما و نصف نصف وام دادن بر میداریم، در عوض بهت سفته میدم،پرداخت قسط هم شراکتی) .... من بهش گفتم تمایلی به مقروض شدن و وام گرفتن با این سود بانکی ندارم. از طرفی احساس میکنم صداقت کافی ندارند. قبلا میگفتن خانه ای که دارم رهن هست ولی الان میگن ملک شخصی هست چون ازش پرسیدم چرا تا به سن 37 سالگی با این حجم کار و درآمد سرمایه ای نداری. و حتی متوجه شدم مدل گوشی خود را حتی چندین مدل بالاتر گفته.... یعنی برای جلب توجه من سعی در ثروتمند نشان دادن خود دارد. در حالی که وقتی با هم بیرون می رویم من اسنپ میگیرم و تعارفی در پرداخت هزینه هم ندارد. و نمیدانم دارد اقتصادی پیش میرود یا خسیس هست یا دستش واقعا تنگ است چون خیلی تلاش میکند هزینه خاصی اتفاق نیفتد. از طرفی من اگر بگم دنگ ناهارم حساب میکنم ناراحت میشود و من نمیدونم اون لحظه از هزینه ناهار ناراحت شده یا از حرف من... من 33سالمه و خودم درامد خوبی دارم.(کادر درمان هستم و ایشان راننده شرکت هستند و من خواستم سخت گیر نباشم)
لطفا من رو راهنمایی کنید که اصلا ادامه بدهم یا خیر، و چه مهارت هایی باید کسب کنم
۳ پاسخ۱۲۸ بازدید
1404/06/13
ناشناسخانواده و روابط
ارزش و اهمیت دادن به رابطه
من حدود دو سال پیش با خانمی از بستگان نزدیک رفتیم بیرون صحبت کنیم واقعیت با اینکه از بستگان نزدیک بودین ولی به علت عدم رفت و آمد خانوادگی من هیچ شناختی از اوشون نداشتم تلفنی یه صحبت مختصر داشتیم و قرار شد فردای اون روز بریم بیرون فردا صبح بدون هیچ توضیحی پیام دادن که امروز براش کار پیش اومده نمیتونه بیاد بیرون ایشالا یه روز دیگه
این رفتارش برا من جالب نبود با خواهرم که نقش واسطه داشت گفتم اینطوری گفته آدم بخواد کنسل کنه یه عذرخواهی میکنه و بعدش هم میگه فردا یا فلان روز دیگه خواهرم گفت حالا اشکال نداره سخت نگیر طوری نشده حالا تو بگو فردا بریم بیرون
فرداش من پیام دادم بریم بیرون با ماشین خودم رفتم دنبالشون و در کمال تعجب و حیرت من دیدم میخواد سمت عقب بشینه یه کم صحبت کردم که رفتارشون درست نیست حس بدی دارم انگار حس راننده اسنپ داشتم بالاخره اومد جلو نشست
رفتیم بیرون در جلسه اول درباره خیلی از مسائل صحبت کردیم ساعت کاری، علائق سرگرمی، سیاست و اعتقادات... در بحث اعتقادی که برا من خیلی
مهم بود جواب ها من رو در دلم خوشحال کرد ولی چیزی نگفتم و اون روزها درگیر کارهای اربعین بودیم و به شدت درگیر و دوندگی وسایل و پاسپورت و....
این هم بگم من یه برادر دارم که یجور بیماری روحی روانی درگیر هست شیزوفرنی یا نوعی از اوتیسم و این بیماری با شدت های مختلف در بین بعضی از اقوام یا فرزنداشون هست ما هم این نگرانی رو داشتیم گفتیم آزمایش ها رو کامل میدیم ژنتیک و هرچی که هست بقیه ش هم توکل بر خدا...
شب سوار اتوبوس در مسیر اربعین که خیالم راحت شد و تونستم بشینم بهشون پیام دادم احوال پرسی کردم اوشون هم جواب داد
یه کم که صحبت کردیم گفت چقد سوال پرسیدی یاد آزمون استخدامی افتادم
منم واقعا خندیدم گفتم چرا با ایموجی خنده
اوشون در جواب گفتن که این سوال مناسب ما اقوام نزدیک هستیم مناسب نبود در هرحال با همه احترامی که براتون قائل هستم پاسخ من منفی هست ایشالا موفق باشید.
من تنها دلیلی که در ذهن داشتم این بود بخاطر همین بحث بیماری و مشکلات احتمالی ژنتیک برا بحث بچه و اینا باشه من هم پذیرفتم و براش آرزوی خوشبختی کردم.
تا همین چند وقت پیش حدود دوماه پیش مجدد خانواده بحثش رو پیش کشیدن و گفتن اون سری اصلا فکرش چیز دیگه بوده زن داداشم صحبت کرده باهاش گفته عجله کردم از بعضی دلایل تعجب کردم یه کم مثلا گفته بود وقتی میخواستم سوار ماشین بشم پیاده نشده بود سلام علیک کنه تعارف کنه،یا گفته برنامه ریزی هاش بهم خورده، یا خیلی سوال پرسیده بود یا چرا بعد از خداحافظی من اون هم بلافاصله گفته خداحافظ.
این ها رو که شنیدم مجدد گفتم بریم صحبت کنم طوری نیست ماشین رو شستم و مرتب کردم میخواستم وقتی میاد پیاده باشم که یهو دیدم اومد دیگه دیگه تو راه کلی صحبت کردیم درباره سؤتفاهم ها صحبت کردم و قانعش کردم که برداشت درستی نداشته، ماشین چیه که تعارف بخواد ماشین برا خودته و گفتم اون چند روز بسیار درگیر اربعین بودم برنامه رو کنسل کردی برنامه ریزی من بهم خورد من انتظار داشتم برنامه ما اولویت باشه یا کنسل میکنی بگی چرا و به تاریخ دقیق مشخص کنی، یا اینکه گفت اگه کسی یه دختر رو بخواد سریع اون هم نمیگه خدافظ
این سری حدود یک ماه در ارتباط بودیم سه چهار بار بیرون رفتیم در بیرون رفتن ها مراقب بودم سوال هایی جدید و اینطوری نپرسم اوشون هم کم حرف بود و بیشتر سر خاطره تعریف کردن و سر به سر گذاشتن میگذشت و من از متانت ایشون خوشم میومد
ولی بعد از برگشت معمولا حرف زیادی برا گفتن نبود معمولا هم من اول پیام میدادم برنامه زندگیمون یه تفاوت اساسی داشت که من بخاطر کارم مجبورم ساعت حدود شش صبح بیدار بشم و شب هم ساعت ده یازده بخوابم ولی اوشون معلم هستن و تابستون تعطیل شب تا دیروقت ساعت سه چهار صبح بیدار بودن و فرداش تا نزدیک ظهر خواب که گفتن دوست داره صبح زود بیدار بشه ولی شرایط خانواده اینطوریه فعلا مدرسه ها باز بشه بره مدرسه درست میشه
ولی حس میکردم حس و علاقه ای نداره وقتی پیام میدادم پاسخ هاش طوری نبود گفتگو ادامه پیدا کنه بعضی وقتا هم نه خوب بود کلی صحبت میکردیم.
جلسه سوم گفتم سوم شهریور اول ربیع هست شب خوبیه هماهنگ کن ما با خانواده بیایم خدمتتون با گل و شیرینی نوزده شهریور هم میلاد پیامبر هست برا عقد و جشن مختصری که صحبت کرده بودیم برنامه بریزیم گفت حالا اینقد عجله نکنیم
یه سری دیگه که خواستم هماهنگ کنم بریم بیرون دو سه روز پشت سر هم کنسل کرد بدون عذرخواهی مثلا پنج شنبه و جمعه رو گفتم کی بریم بیرون امروز یا فردا یا هم امروز و فردا خندید گفت امروز نه باشه فردا، فردا هم گفت داریم با خانواده میریم بیرون من باز هیچی نگفتم سعی میکردم نه خیلی محکم ولی کم کم بگم ازش خوشم اومده مثلا یه بار پیام دادم که تو عزیز دلمی...
یا چقد خوشحالم باهات در ارتباط هستم ولی عکس العمل خاصی نداشت یه کم تو ذوقم خورد.
من نظرم ۱۴ تا سکه مهریه بود اونم گفته بود بهش فک نکردم
یه شب که همینطوری صحبت میکردیم گفتم من واقعا خوشحالم از ارتباط با شما و الان تنها نگرانی من آزمایش خون هست باز هم عکس العمل خاصی نداشت
بعدش گفت اگه همه چی خوب پیش رفت جشن بزرگ بگیریم و ۱۴تا سکه هم کمه
من عصبانی شدم تا حدی تمام برنامه ریزی های ذهنی من رو بهم ریخت که توافق ما این نبود چرا الان میگی
و این یه دعوا شد نه زیاد جدی از نظر من ولی از نظر اون خیلی بزرگ بود که اگه کسی برا طرفش ارزش قائل باشه سعی میکنه خوشحالش کنه معلوم شد حرف هایی هم که میزدی راست بوده حرف و عملت یکی نبوده من دختری نیستم ناز پسر رو بخرم من اونقد غرور دارم که هیچوقت همچین کاری نکنم تا بوده پسر ناز دختر رو میخریده گفتم چه ربطی داره رابطه باید دو طرفه باشه حالا فرض کن من مقصر صد در صد شما چکار کردی برا مدیریت رابطه، شما چی؟ بهتر نبود حضوری مطرح میکردی؟
گفت دیگه نمیدونم زمان مناسبش کی بوده معلوم شد تو هم زود عصبانی میشی
ادامه این بحث ها هم بی فایده هست بهتره ادامه ندیم
بعدش هم خداحافظی .
الان نمیدونم چکار کنم پیام بدم مجدد بهش یا بپذیرم که مناسب هم نیستیم
این هم بگم برادر اون هم درگیر اعتیاد خیلی شدید بودن که تازگیا با کمک ایشون تحت درمان و ترک اعتیاد قرار گرفتن.
من نظرم این بود با توجه به وضعیت خانواده من که برادرم اینطوری هست ممکنه بین مهمون ها انگشت نما بشه و برادر اوشون که وضعیت جالبی نداره جشن مختصر بگیریم.
نمیدونم چکار کنم واقعا
۳ پاسخ۱۰۹ بازدید
1404/06/12
ناشناسخانواده و روابط
افسوس گذشته
سلام من دختری که خودم پیدا کردم و خیلی از معیار هام رو داشت را از دست دادم الان میترسم با دختری که باهاش تناسب کمتری دارم باشم همش افسوس در من باشه چرا نتونستن دختر محبوبم رو جذب کنم !؟ برای همین چندتا دختر که مادرم برای من معرفی کرد همینجوری از روی عکس رد کردم.یک مورد هم خوب بود ولی دختره خودش کات کرد . به نظرتون من باید بگردم یا منتظر بمونم دوباره دختر رویایی دیگری پیدا کنم ؟یا با همین موارد اوکی بشم ؟ اگر بعدها در رابطه سرد بشم یا افسوس گذشته بیاد چکار کنم؟، زود عذاب وجدان میگریم!
۳ پاسخ۲۵ بازدید