پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995810
خانمی هستم که گفتم با موردی در ارتباط بودیم مشتاق ادامه ارتباط بود ..جواب منفی دادم .. برای ارتباط دوباره واتساپ پیام دادم جواب نداد تیک آبی نخورد.. اگه نمیخواد جواب بدهد چرا شمارم از مخاطبینش حذف نمیکنه ؟؟..حس بدی دارم متاسفانه صبر ندارم دوست دارم از این نوع بلاتکلیفی در بیام ..میدونم اشتباه کردم عجولانه تصمیم گرفتم ..آنچه شما گفتین در موردم فکر میکنه عدم ثبات هیجانی یا تصمیم گیری..مگه انسان جایز الخطا نیست ..شاید هم حکمت خدا اینه که به این بهونه ارتباطمون ادامه پیدا نکنه و شاید اگه بعد از چند ماه کنسل میشد آسیب بیشتری میدیدم ..وسوسه میشم چیزی بهش بگم ..
۳ پاسخ۳۲ بازدید
1403/09/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
تعریف سلامت روان
نداشتن سلامت روان به چه افرادی اطلاق میشود؟
۲ پاسخ۴۲ بازدید
1403/09/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995809
سلام وقتتون بخیرمن آقا هستم و 30 ساله متأسفانه قدم 160 بیشتر نیست به همین علت خجالت میکشم برم خواستگاری چون احتمال میدم که جواب رد بشنوم ایا راهکاری وجود داره واسه این مشکل؟؟؟ البته خیلی هم خجالتی هستم
۵ پاسخ۳۴ بازدید
1403/09/13
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995808
باسلام بنده دختر ۲۵ساله شاغل رسمی هستم بنده تا به این سن هیچخواستاری نداشتم وباهر پسری وارد رابطه شدم یا فریب اینا کات شده ازنظر خانواده مالی شغل اینا هیچ مشکلی ندارم فقط دنبال پسر خوب شاغل هستم اصلا نمیدونم چه کار کنم لطفا راهنمایی کنید
درمان شکاکی و بی اعتمادی1تنهایی و انزواطلبی1به تاخیر افتادن ازدواج1معیارهای انتخاب همسر1انتخاب همسر مناسب112+
۳ پاسخ۲۸ بازدید
1403/09/13
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995804
یه موردی بهم معرفی شد و مادرا با هم هماهنگ کردند که یه دیداری با هم داشته باشیم ولی چون آقا تا ۵ونیم سرکارن تا برسن خانه و ناهار بخورن و آماده شوند به سمت محدوده سکونت بنده برسند شب میشود و من گفتم حالا خب جمعه روز باشد ولی ایشون گفتند زودتر باشد بهتره و ما همون یکشنبه شب شد که همو ببینیم و ایشون گفتند که ساعت ۸ به بعد میشود و پس ابتدا من برسم خونه ببینم چه زمانی میشه که حدود ساعت ۵ بود و هیچی دیگه پیام ندادن و ساعت ۸ شب پیام دادن که تو راه هستند و خب من کلی تعجب کردم که پیامی زودتر ندادن و خب هم در چت و هم در حضوری بهشون گفتم و من رفتم کافه ای که حالا هماهنگ کرده بودیم و من ساعت ۹ اونجا بودم و ایشون ساعت ۹ونیم آمدند و خب یه دو ساعتی صحبت ها مون رو کردیم و همه این موقع شام سفارش میدادن و من فقط یه نوشیدنی گرم سفارش دادم و ایشون هم همینطور و البته در کنارش یه کیک هم سفارش دادند که ایشون خیلی کمی از کیک رو خوردند و من یکم بیشتر از کیک رو خوردم ، حالا میخوام ببینم کار درستی کردم که اون موقع شب قرار گذاشتیم یا نه چون در ایام هفته این ساعت امکان دیدار دارن و اگر زودتر مثلا در روز باشد باید تا پنجشنبه یا جمعه ها صبر کرد و اینکه اگر قرارها این موقع باشد من باید همیشه نوشیدنی سفارش بدهم یا غذا هم میتوانم ؟؟! البته ایشون اصلا هیچی هم نگفتند که مثلا شام بخوریم و خودم همون نوشیدنی رو سفارش دادم چون توی حرفاشون گفتند که ناهار و شامشون کلا یکی هست پس از روی منطقم عمل کردم .و اینکه ایشون میدونستند من تنها میام تنها آمدن و خب چون عکس ارسال نکردم براشون بنده رو نمیشناختند و خب پروفایل ایشون هم عکس نداشت اما پروفایل مادرشون رو که چک کرده بودیم هم عکس خودشون رو دیدم و هم عکس مادرشون و هم خواهرشون ، و ایشون تنها تهران زندگی میکنن و خانوادشون شهرستان هستند و سر این مورد از این جور موردها دوست ندارم اما ایشون رو قبلا از طریق دیگه معرفی کرده بودند و ردشون کرده بودم اما چون از یه طریق دیگه ای بهم دوباره معرفی شدیم اینبار گفتم یه فرصت بهش بدهم و خب دیداری انجام دادیم تا اینکه یک ساعت از ملاقات مون گذشته بود و مادرشان آمدند کافه و میز کناری یکم جلوتر ازمون نشستند و بعضی موقع ها بهم نگاه میکردند و خب چون عکسشون رو دیده بودم شناختمشون و اصلا به روی خودم نياوردم و نیم ساعت بعدش هم خواهرشون آمدند و روبه روی مادرشون نشستند و کیکی سفارش دادند و خوردند و تا اینکه ما حرف هایمان را اتمام دادیم و از کافه خارج شدیم و برادرم زنگ زد که بیاید دنبالم و ما کنار خیابان منتظر بودیم یکم دیگه صحبت کردیم و خب من دیدم که مادر و خواهر شون هم از کافه خارج شدند و اصلا جلو نیامدند که با هم سلام و احوالپرسی انجام بدهند و آقاپسر هم هیچی نگفت بهم و اینکه تلفن شون زنگ میخورد و جواب دادند و گفتند که باید زودتر برود و من حتی پرسیدم ازشون که تنها هستید گفت بله و خانواده آمدن تهران و منتظرش هستند و حتی گف که من الآن اگه زودتر بره ناراحت میشم یا نه مثلا منو تو خیابون ساعت ۱۱ونیم شب ول کرده رفته که گفتم نه اشکالی نداره و شما بروید و خب چون فهمید که برادرم میاد دنبالم اصلا تعارف نکرد که منو برسونه و خب اگه من میگفتم برسونه مامانش اینا باید میآمدند جلو و سلام میکردند و خب من پیش خودم گفتم ولش کن و رفت و برادرم یه دقیقه بعدش اومد و سوار شدیم و برگشتیم و ایشون نیم ساعت بعد پیام دادند که برادرم آمده یا نه و حتی تشکر کردند که من این ساعت قرار گذاشتم .فردا شبش هم پیام داد که نظرم رو بپرسه و من گفتم حالا یکم زمان بیشتری برای فکر کردن لازم دارم و ایشون جواب منفی ندادند یا اعلام عدم ازدواج بزنن . میخواستم نظرتون رو بدونم و راهنمایی ام بکنید در این مورد که چه برداشتی دارید و کارشون درست بوده یا نه که یواشکی آمدند منو ببینن و جلو نیان ؟!! و بفرمائید درست ترین تصمیمِ ممکن چیست ؟ممنونم از وقتی که در اختیارم میگذارید 🙏🏻🌹❤️
۵ پاسخ۵۰ بازدید
1403/09/12
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 995803
سلام عزیزم شما تنها نیستیالان به طور کلی ازدواج سخت و پیچیده شده خدا رو فراموش نکنما به این دنیا نیومدیم که حتما ازدواج کنیماین قابل انکار نیست که ازدواج بخش بسیار مهم زندگی آدمهاست اما خب همیشه از یه بدی، بدتری هم هست .به این فکر کنید که تجرد در آرامش بهتر از زندگی پر تنش هست همین
مهارت های ارتباطی2مهارتهای زندگی1تاخیر در ازدواج به دلیل شرایط اقتصادی1مجردی را ترجیح می دهم1دغدغه فکری112+
۱ پاسخ۱۹ بازدید
1403/09/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995802
ممنون از مشاورین محترم،فردی ک از من عکس لباس جذب میخاست،امشبو بیشتر ب حرفشون گوش دادم،گفتن ک ی بار باخانمی دوست بودم و باهم باغ رفتیم و در یه حدی تماس فیزیکی داشتیم،حتی عکس خانم رو هم داشت،حالا کسی غلطی میکنه و تکرار نمیکنه اما چرا عکس اون خانم توی گوشیش باشه،گفتن پروفایلشه.مشاورین محترم نمیدانم با هرکسی اشناشدم و ب اسم ازدواج جلو می آیند همه با دختران ارتباط داشتن و بیشترازچن روز اداما اشنایی را متوقف می کنم و ازشون خداحافظی میکنم. خودم با هیچ پسری دوست نبودم چرابایدد این پسرها سراغم بیایند،واقعا خسته م از مردان تنوع طلب
۳ پاسخ۲۶ بازدید
1403/09/12
سوال 995800
من دختری 37 ساله هستم و مجرد الان تعداد موردی بهم معرفی میکنند خیلی کم هست و از طرفی اکثرا شبیه من نیستند و از طرف آقایان هم جواب منفی بیشتر هست من هم احساس شکست میکنم. چند وقت هست احساس تنهایی میکنم از طرفی نیاز عاطفی به همدم هم دارم میترسم در آینده احساس تهی بودن و افسردگی بگیرم. گریه میکنم چکار کنم این احساسات منفی رو از خودم دور کنم و اینکه هر موقع احساس دل شکستگی و گریه به سراغم اومد گریه نکنم چون چشمهام هم عمل کردم دلم که میشکنه نمیتونم جلو گریه ام بگیرم.
۳ پاسخ۳۱ بازدید
1403/09/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995799
اینکه گفتم قبلا جواب منفی دادم دلیلش رو واضح نگفتم اصلا انتظار جواب متفی نداشت فقط گفتم به نظرم مناسب هم نیستیم امروز دوباره واتساپ پیام دادم ولی جواب نداده هنوز.. شاید میخواد جواب متفی بدهد ولی نمیخواد ناراحت بشم ..
مورد پسند واقع نشدن1کنترل احساس منفی1جواب رد دادن به خواستگاری پشیمانی از پاسخ رد به خواستگار احساس پشیمانی 1+
۱ پاسخ۱۵ بازدید