پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/02/30

سوال 993933

سلام پسری هستم 21 ساله و با دختری 21 ساله در دانشگاه آشنا شدم اهل تهران هستیم هردومون واقعا عاشق هم هستیم و از نظر مالی و محبت و زمان براش کم نزاشتم و همچنین بلعکس حدود 1 ساله در رابطه هستیم و واقعا همدیگه رو دوس داریم و قرار شده باهم ازدواج کنیم بزرگ ترین مشکلی که هست متوجه شدم ایشون قبل از من دوست پسر های زیادی داشته و نمیتونم با این قضیه کنار بیام چون خودمون از عقب رابطه جنسی داشتیم و الان مشخص نمیشه ک قبل از من هم رابطه داشته یا ن دارم روانی میشم این دختره برا من هم درد شده هم درمان لطفا کمکم کنید خواهش میکنم ازتون چیکار کنم
1402/12/25

سوال 993332

سلام وقتتون بخیر! راستش پارتنر من خیلی بد دهنه هرچی هم بهش میگم درست صحبت کنه متاسفانه بازم تکرار میکنه میگه از بچگی همینطور بودم 🤦‍♀️ تو حرفاش همیشه فحش هست مخصوصا مواقعی ک یکم عصبانیهچجوری میشه درمانش کرد؟! 🤕یا اصن چجوری بهش بگم که ناراحت نشه و این اخلاقشو تغییر بدهما قراره باهم ازدواج کنیم و خب این مسئله منو نگران میکنهمن دوست ندارم بچهام بی ادب بشن🤦‍♀️🤦‍♀️
1402/12/11

سوال 993197

سلام من با شخصی در رابطه ام که تازگی ها متوجه شدم من رو فقط برای رابطه ی جنسی میخواد ینی وقتی قرار بزاریم ک همو ببینیم خیلی خوب و خوش اخلاق رفتار میکنه ولی روزایی ک قرار نیست همو ببینیم یه خط در میون جواب پیام منو میده یا زنگ نمیزنه قبلا اینجوری نبود تازه قبلا دوست دارم میگفت ولی الان نمیگه ولی من دوسش دارم و از وقتی بغلش کردم نمیتونم بیخیالش بشم یجورایی احساس دلتنگی شدید میکنم هرچیم بهش میگم دوسش دارم یا مشکلاتم رو میگم درست نمیشهمیخاستم بدونم چکار کنم ک بتونم ترکش کنم؟ یا چه رفتاری داشته باشم ک اون تغییر کنه یا حتی خواستگاریم بیاد
1402/11/24

سوال 992943

سلام لطفا منو راهنمایی کنید . ۳۲ سالمه و ۵ سالی هستش که با دخترخانمی رابطه دارم.ایشون هم ۲۶ سالش هستش. همدیگرو دوست داریم ولی مشکلی که وجود داره اینه که هر موقع بنده گفتم بیام خواستگاری یه بهونه ای آورده . یا میگه درس دارم . یا میگه شرایطش رو ندارم . من مشکل مالی ندارم . درآمدم خوبه و خونه و ماشین هم دارم . اما نمیدونم چرا اجازه نمیده ازدواج کنیم. وقتی هم باهاش صحبت میکنم کلا بحثو عوض میکنه . میگه من باید درسم تموم بشه و برم سرکار تا بتونم جهیزیه بخرم و قسط وام ازدواج رو خودم بدم و پدر و مادرم کمکم نمیکنه . منم بهش گفتم خودم همه چیو میخرم نگران نباش اما قبول نمیکنه .بهش میگم من سنم همینطوری داره میره بالا و دلم میخواد تشکیل خانواده بدم . احساس میکنم داره منو بازی میده . من خیلی دوسش دارم اصلا نمیتونم ازش دل بکنم ولی این رفتاراش هم منو ترسونده . به نظرتون چیکار کنم و چطوری راضیش کنم انقدر از ازدواج نترسه .
1402/11/02

سوال 992192

سلام چجوری به خانواده ام بگم که با یکنفر دوست هستم و قصد ازدواج داره
1402/08/14

سوال 990245

سلام من یه دخترم ۲۰سالمه پسری دوستم داره اونم همسن خودمه ۴ماهه باهم حرف میزنیم من شرایطشو ندارم برم ببینمش ولی اون خیلی اصرار دارع ک همچین چیزی پیش بیاد دیروز باهاش حرف زدم و قانعش کردم گفتم ک ب این دلیل من نمیتونم بیام ببینمت گفت چون دوسم داره کنارم میمونه ولی احساس میکنم کمی بی توجه وسرد شده هیچ وقت اینطوری نشده بوود حلا چیکارکنم😐این بی توجهی و نمیتونم تحمل کنم گاهی خودم نسبت بهش سرد و بی روح میشم
1402/06/02

سوال 988571

سلام.فکر نمیکنم پسر بدی باشم.ولی با هر خانمی صحبت میکنم میگه حس برادری دارم بهت.همه میگن پسر خوبی هستی ولی کسی حاضر نمیشه سرنوشتش رو باهام شریک بشه.با این که احساسم خیلی قویه و اغلب بیش از خودم به طرف مقابلم توجه دارم حس میکنم نمیتونم کسیو به طرف خودم جذب کنم.دارم اعتماد به نفسمو از دست میدم.
1402/04/23

سوال 29068

خسته نباشید خیلی ی تایمی من دنبال دوستی با دخترا بودم همش دنباله یکی بودم که واسه خودم بخواد منو ولی متاسفانه هر کی اومد سمتم یا ب خاطره پولم بوده یا مسائل جنسی و میگن ب خاطره تیپ و قیافت از خودم تعریف نمیکم دوس دارم یکی پیدا بشه واقعا ب خاطره خودم بخواد منو میشه کمکم کنید باشکر
1401/12/20

سوال 25511

سلام خواستم بدونم تو این دوره زمونه آیا ازدواج از راه دوستی عاقبت خوبی داره.تشکر
1401/11/27

سوال 24526

با سلام .دختری دهه ۷۰ هستم دانشجوی کارشناسی ام در کتابخانه با ی آقا آشنا شدم متولد ۶۹ استاد دانشگاه است. این اقا شمارشو بهم داد گفت ک مدتی باهم باشیم تا یکماهی باهم حرف زدیم ولی از اونجایی ک من تا بحال با هیچ پسری وارد رابطه نشدم دوست نداشتم دیگه ادامه ندادم ب اون آقام نگفتم شمارمو عوض کردم تا باهاش قطع کنم،دیگه ازش خبری نشد الان دوباره یکماهه باهاش حرف میزنم بشدت ابراز علاقه میکنه، یچیزیم هست اصلا پیام یا زنگی نمیزنه ده روزم میگذره ازش خبری نیس بعد از ده روز زنگ میزنه انقد ابراز علاقه میکنه ک من کم میارم منم دوسش دارم نیتتم با این اقا ازدواج ولی نیت اونو نمیدونم هم محله ایی بودیم کلی ، از زیباییم شخصیتم و پوششم تعریف میکنه ی بار بیشترم بیرون همو ندیدیم ،حالا خواهشا ی راهنمایی کنید چطور دلش و بدست بیارم عاشقم شه. سپاسگذارم
1401/06/03

سوال 18964

سلام من میخاستم در مورد آشنایی که به صورت عجیبی تمام شد بگم ،خانم های که آشنا شدم دختر خوبی بودن اما یکیشون وسواس شدید غیر معمول به بهداشت داشت در مورد آینده داشتیم به تفاهم میرسیدم میگفت بهم علاقه پیدا کرد اما حاضر نشد وسواسش خودش میدونست عیب بزرگش کنار بزار و رابط به پایان رسوند البته ایشون خیلی بهم دیر گفت که وسواس داره داشتم بهش علاقه مند میشدم!اما مورد دیگری وسواس فکری شدید داشت بصورت دیوانه وار باهم رفتار میکرد من عشق علاقه ش نسبتا داشتم باور میکردم اما ایشان آیا بیمار روانی بود ؟!دایما حرفاش مثل ربات تکرار میکرد راز شوخی هامون به معرف اطرافینش باز گو میکرد خط به خط خیلی ناراحت میشم دوسال تلاش کردم البته من زیاد پیگیر ایشون نبودم ایشون تو این دو سال میگفت تموم کرد دوباره برمیگشت من میگفتم شاید بتونم باهش کنار بیام تغییر بدمش اما ...چند روز پیش مجبور شدم کنار بزارمش ایشون به طور دیوانه واری میخاست از ماشین بپر بیرون ! یا به طور عجیبی میخاست بفمهونه چیزی رو یک آبرو ریزی کرد از‌تو ماشینم یهو پرید بیرون جلو خانوم های تو خیابون رفت امد میکردن پرسید آیا شرایط من مناسب ...ازدواج کنم باهاش اون خانوما اولش گفتن ازدواج کن باهش‌گناه داره.. بعد شرایط گفت خونه ماشین شغل فلان میخام نداره گفتن نه! بعد گفتن نه اینکار عجیب زشت کرد که بفهم من مناسبش نیستم ! البته ایشون اینکار زشتش باعث شد برای همیشه ولش کنم عیب نمیدونه ار اشتباه میکنم بهم بگین در هر صورت خودش همیشه من تحریک میکرد که تلاش کنم یک رفتاری شبیه با دست پیش میکشید با پا پس میداد! ایشان خیلی ظاهر بین بود هر بار دختر دور ورش بجدایی طلاق فکر می کردن بفکر جدایی از من بود هر بار وصلت ازدواج بود بهم خودش نزدیک میکرد! تلاش کردم متقاعدش کنم مهریه پایین بگیر بعضی مواقع قبول میکرد اما چون دختر داییش جدیدا مهریه ۱۳۷۲ سکه بسته بود چشم هم چشمی از من مهریه سال تولد خواست ! بعد اون اتفاق ماشین سوال از خانومها دلم شکست بلاکش کردم الان خیلی دلشکست ناراحتم آیا گناه من که بهش فرصت دادم هر بار جوابش نمیدادم تهدیدم میکرد نفرینم میکن...
1401/05/09

سوال 18383

سلام خسته نباشین ب تازگی من و مادرم متوجه شدیم ک خواهر کوچکترم ک متولد ۱۳۸۰هستش با پسری مدتیه ک دوست هستشخواهرم دختر محجبه ای هستش و تا این سن با هیچکس دوست نبودهتو گروه تلگرامی این آقا پسر هی بهش پیام می‌داده و خواهرم میگه گفتم اولش سرکاریه بعد هی پیام دادم بهش وابسته شدم و دوبار هم بیرون اون رو دیده خواهرم میگه تو این مدت مدام خودمو سرزنش میکردم ک گناه کردم و میگفتم چون تو گناه کردی و با این پسر بیرون رفتی پس بایدم باهاش ازدواج کنیمیگه دلم برا پسره میسوزه چون مشکلات زیادی تو بچگیش داشتهمیگه همش ب خودم میگفتم این اون آدمی نیستش ک من میخواستم ولی باز ادامه میدادمتا این ک ما متوجه شدیم و خواهرم الان خیلی پشیمونه ب پسره پیام داد ک همه چیز تمومه و برو سراغ زندگیت اما پسره اصرار داره ک شماره ی پدرم رو داشته باشه تا بیان خواستگاریقصدش ازدواجهولی از نظر مذهبی پسر خیلی مذهبی نیستشمن نمی‌دونم باید چیکار کنملطفاً راهنماییم کنین ک چ کاری درستهمن ب خواهرم گفتم اشتباهه این راه و ادامه دادند اشتباه ترب نظر شما چون اون پسر وابسته شده بهتره ازدواج کنمولی از نظر اعتقادی ب هم نمی‌ خورنو اینکه مادرم ب شدت مختلفهآیا باید از روی دلسوزی ازدواج کرد؟

صفحه 4 از 5