پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/06

سوال 996661

سلام چطور میشه پیشنهادی که رد کردیم رو برگردونیم؟
1403/12/05

سوال 996656

با سلاممن چند روزه توی یه شرکت مشغول به کار شدم و اونا تمومشون به جز من دختر خانم هستن (البته یکیشون خانم متاهل هست)، جو صمیمی‌ای داره 😊 و دخترا بعضی از زمان‌های بیکاری میان به بخش ما و درباره موضوعات مختلف صحبت می‌کنیم اما موضوع اصلی اینه که وقتی حرف از زندگی و ازدواج میشه یکی از اون دختر خانم‌ها تمایل بیشتری نشون میده (مثلاً وسط جمع میگه انگار توی این جمع فقط من قصد ازدواج دارم یا اینکه بیشتر اوقات کنار من میشینه و گوشیشو به من نشون میده یا اینکه یه بار باهاش داشتم در مورد درس و دانشگاه حرف میزدم و چندتا دختر دیگه اون طرف درباره ازدواج ؛ اما یهو وسط جمع گفت بچه‌ها: شما دارید درباره ازدواج حرف می‌زنید اما این طرف بحث درس و دانشگاهه!😂). خود من ۳۲ سالمه و دختر خانم ۲۶ سالشه ؛ حالا می‌خوام منو راهنمایی کنید که یکی با توجه به این سرنخها (یا بهتره بگم این دسته طنابها) که این دختر خانم میده و دیگری با توجه به اینکه من تازه رفتم و نمیشه یهو جوگیر شد 🙂 و مستقیم حرف از ازدواج زد چه کاری باید کرد؟راستش من خودم خیلی دوستش دارم و به دلم نشسته و اون هم خیلی دختر با هدف و سر حالیه؛ هم اهل کاره هم ورزش هم پیشرفت ، حتی یه کتاب حدوداً ۷۰۰ صفحه‌ای به من داد تا برای یه آزمون در سال آینده آماده بشم. با تشکر
1403/12/05

سوال 996654

سلام من اقا 35 سالمه فوق لیسانس هم شغل ازاد دارم هم در یک مجموعه خصوصی شاغلم درامدم بد نیست از طریق همدم با چند نفر اشنا شدم ایراداتی که از من گرفته شده یکیشون گفت چون بیشتر وقت را صرف کار میکنی کیس مناسبی نیستی یکیشون میگفت تو خیلی ساده ای انتظار داشت اهل سیگار و... باشم یکیشون میگفت من پول پرست نیستماا ولی تو نتونستی هنوز یه سرمایه خوب برا خودت جور کنی(حتما در نظر داشته سرمایه خوب جور کنم دودستی تقدیمش کنم )یکیشون هفته ای دوبار سینما و دوبار رستوران تو برنامه هاش بود که من اصلا بهش اشاره نکرده بودم و ایشون ناراحت شده بودن .... یکی دیگشون برنامه مهاجرت داشتن یکشون قدش از من کوتاه تره بودا منا بخاطر قدم رد کرد قد خودم 170 اون فکنم به زور 160 بود و....... خلاصه که توقع دخترا سر به فلک کشیده خیلیاشون هم اصن منطقی نیستن فقط دنبال خوشی و گذرون وقت هستن خیلی سخت شده پیدا کردن نفری که بتونی باهش زندگیتا بسازی . منم گاهی وقتا قید ازدواجا میزنم یگم ولش کن اینجوری هم روی روحیه تاثیر بدی میزاره هم ممکنه دوچار تصمیم اشتباه بشم. نظر شما چیه؟
1403/12/05

سوال 996653

با سلام رضا هستم ۴۲ ساله یک دختر ۱۹ ساله دارم که با مادرش زندگی میکنه یک ساله پیش درگیر اعتید فعال بودم و از گذشته ام چندان راضی نیستم برای تجدید فراش ترس از بیان گذشته دارم خواهشا راهنمایی بفرمایید ممنون از برنامه خوبتون
1403/12/04

سوال 996652

سلام و درودآقا هستم از آذربایجان غربیخشکه مذهبی نیستم ظاهرا ولی باطنا خیلی مذهبی ام و بزرگترین آرزوم اینه که یک همسر معنوی مذهبی نجیب و عفیف و خلاق و فرهیخته داشته باشم سنش ۲۴تاسی سال باشه من اونقدر مذهبی ها رو دوسدارم که نمیتونم شخص غیر معتقد رو عمیقا دوس بدارم...لطفا معرفی کنید اگه طلبه باشه هم خیلی خوبه بنده وکیلمباتشکر از عوامل همدم بخاطر بانی کار خیر بودنشون
1403/12/04

سوال 996650

سلام وقتتون بخیر، خداقوت، ازدواج یه خانم بدون سابقه ازدواج، با اقایی که یکسال بزرگترهستن (38و39) دارای3فرزنددرست است؟ چه مشکلاتی ممکن است ایجاد بشه؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
1403/12/04

سوال 996648

سلام من یه آقای ۳۵ ساله یک ماه میشه همدم رو نسب کردم ولی خبری نشده
1403/12/04

سوال 996647

سلام، وقت بخیر،دو روز است که با یک ماه و نیم آشنایی با خانمی عقد کرده ام ، فقط یک جلسه با مادرم به خواستگاری ایشان رفتم و فقط مادر ایشان و برادرشان حضور داشتند، پدرشان فوت شده بود و دو خواهر متاهل ایشان هم حضور نداشتند،در آن جلسه قرار شد دختر پسر هر تصمیمی خودشان گرفتند خانواده ها بپذیرند،من ۳۵ ساله و ایشان ۳۹ ساله با ۱۴ سکه مهریه یک هفته بعد از خواستگاری در سالن ازدواج دفتر ازدواج به اتفاق خواهرها و برادرها و پدرو مادرمان ازدواج کردیم،قبل از ازدواج از خانواده و شخصیت ایشان و تناسبات مطمئن بودم و هنوز هم مطمئن هستم ولی بعد از عقد رفتارهایی از ایشان مشاهده کردم که بسیار شوکه ام،هر دوی ما سابقه ازدواج قبلی داشتیم،در ازدواج قبلی من زن برادرم با دخالتها و دسیسه هایی که انجام میداد مرا آزرده خاطر میکرد و رفتارهای ایشان را هر چند کم در بهم خوردن رابطه قبلی ام بی تاثیر نمیدیدم، لازم به ذکر است که زن برادرم در منزل خودمان در واحدی مجزا سکونت دارند، پس از آشنایی با همسر جدیدم با ایشان شرط کردم درصورتی حاضرم با شما عقد کنم که تا قبل از رفتن زیر سقف شما به منزل ما نیایید که زن برادرم شما رو نبینند، در غیراینصورت چندماهی صبر کنید تا پس از تکمیل شرایط من جهت تهیه مسکن و رفتن زیر سقف آمدن شما به منزل ما بلامانع است چرا که در زمان رفتن زیر سقف مدام در کنار هم هستیم ولی در زمان عقد کمتر ارتباط داریم و کنترل شرایط سخت است و ایشان با کمال میل پذیرفت که عقد کنیم و خواسته مرا پذیرفت سپس چند ساعت قبل از شروع عقد ایشان از من خواست که خودروی خود را گل بگیرم و من گفتم چون میخواهم به منزل رفت و آمد کنم زن برادرم از ازدواج من ملتفت میشود سپس ایشان ناراحت شد و گفت مجبوریم بخاطر این خانم از خیلی چیزها چشم پوشی کنیم سپس من با مشاهده ناراحتی ایشان بهشون گفتم اشکال ندارد ماشین رو گل میگیرم بعد ایشون گفتند احتیاجی نیست گل بگیری من فقط میخواستم بدونی که تو داری از یه زن میترسی و من دیگر اولویت اولت نیستم ، بعد ایشان برای مراسم عقد تصمیم گرفته بود خودش خودش را آرایش کند و به آرایشگاه نرود، عقد شروع شد و همه شروع به عکسبرداری کردند، پس از اتمام عقد خانواده عروس عروس مرا به خانه خود دعوت کردند و من به آنها گفتم بدلیل دیر وقت بودن و اینکه شماها خسته هستین در یک فرصت مناسبتر خدمت میرسم و هر کدام به منزل خود رفتیم، آخر شب من در قالب یک پیام به همسرم شبخیر گفتم ولی ایشان پیام را خوانده ولی پاسخ ندادند،فردا صبح به ایشان صبح بخیر دادم ولی خیلی دیر نزدیک ظهر پیام داد که بهتره چند روزی از هم دور باشیم، نگران شدم و به زحمت و تماس و پیام فراوان با ایشان بیرون رفتیم علت را که جویا شدم ایشان گفتند همه عکس های عقد من بشدت زشت و بد افتادند چون من نرفتم آرایشگاه زنانه و دیشب آنقدر گریه کردم و همش تقصیر توست،تو به من بخاطر گل نگرفتن ماشین استرس دادی و من هر وقت استرس بگیرم چهره ام زشت میشود و هر آنچه را که میتوانست به گردن من انداخت و مدام غر میزد ،کمی که آرامتر شد خیالم راحت شد ولی شب که مجدد به ایشان پیام دادم دوباره با من تندی کرد و گفت نیاز به مشاوره دارم باید تو تنهایی خودم باشم تا خوب شوم هر زمان خوب شدم خودم پیامت میدهم، و بهم پیام نده، و من با توجه به اینکه فردای عقد با من چنین برخوردی کرد تنش های ازدواج قبلی در من زنده شد و مدام افکار ناخوشایند به ذهنم خطور میکرد اینکه نکند بخواهد طلاق بگیرد و مهریه اجرا بگذارد از طرفی با خودم منطقی فکر کردم که چنین دختری و چنین خانواده ای بعید است،و از بس که از شب تاصبح فکر و استرس و بی خوابی کشیدم با بدنی کرخت به زحمت سرکار رفتم، در محل کار به واحد مشاوره زنگ زدم و نوبت گرفتم ولی گفتند با همسرت بیا گفتم همسرم جوابم رو نمیدهد گفتند پیامش بده یک ساعت بعد از شما جداگانه بیاید و من پیام دادم و ایشان گفتند مگر من از شما خواستم برایم مشاوره رزرو کنی شما خودت برو و من یک جا نزدیک منزل خودمان مشاوره میرومایشان گفتند خودم میخواهم مشکل زن برادرت را به تنهایی حل کنم همچنین این یک هفته تا زمان شروع پریودی دارند و وقتی گفتم بهش که شاید رفتارت به این دلیل باشد انکار کرد ولی میگفت کاش زودتر حالم خوب شود همچنین از بعد عقد تا کنون هیچ رابطه زناشویی نداشتیم ضمن اینکه دو روز قبل عقد مرکز مشاوره ازدوج توصیه کرده بود که جهت بیماری های جنسی حتما هر کدام با توجه به داشتن ازدواج قبلی چکاپ کنید و من به تنهایی اینکار را برای خودم انجام دادم و بعد به ایشان گفتم که شما هم انجام بده و ایشان بشدت ناراحت شد و گارد گرفت که این کار را انجام ندهد و گفت به من استرس فراوان وارد کردیدر کل نمیدانم چه میشود و از استرس و نگران در حال نابودی هستم و مقداری هم از ایشان بابت برخوردها و انداختن تقصیرات به گردن من سرد و دلگیر هستم، تا جایی که اگر گفت جدا شویم احتمال قوی وجود دارد که قبول کنمهمچنین ایشان بصورت شوخی وار و با خنده گفت تو عکس های مراسم ازدواج قبلی ات را چه کردی و من گفتم بعد از جداییمان آنها را پاک کردم، سپس ایشان با خنده گفت شاید راه حل این باشد که ما هم جدا شویم تا عکس های زشت عقد من پاک شوندو من از این بابت پر از استرس هستملطفا کمکم کنید که چکار کنم
1403/12/04

سوال 996645

سلام من از ازدواج نکردن خیلی میترسمچکار کنم
1403/12/04

سوال 996644

سلام وقت بخیر.چند روزه من این برنامه رو نصب کردم هیچ پیشنهادی نیست.یدونه اقا بود اونم دوسال پیش بازید خورده بود چیزی هم از طرفشون نمیومد.
1403/12/03

سوال 996641

سلام،دو روز است با خانمی عقد کرده ام و هر رو دارای سابقه ازدواج قبلی هستیم، ایشان ۴ سال از من بزرگتر هستند، مدت ۲ ماه از شروع آشنایی ما گذشت که عقد کردیم، از ایشان بسیار مطمئن بودم که عقد کردم چرا که ایشان با وجود تفاوت سنی معکوس هیچگونه برخورد و رفتار معلمی با من نداشتند و سراسر شخصیت متکی بهم داشتند،ایشان از خانواده ای فرهنگی و دارای تناسب فرهنگی باهم بودیم ،همچنین با مهریه پایین ۱۴ سکه باهم ازدواج کردیم در کل از ایشان بسیار مطمئن بودم و هر دو حس اطمینان نسبت بهم داریم ،ایشان دختر بسیار قانعی هستند ولی در شب عقد اتفاقاتی رخ داد که ایشان ۱۸۰ درجه متفاوت شدند به گونه ای در حال حاضر من استرس و نگرانی طلاق را دارم و از استرس خواب شبانه ندارمموضوع این بود که من زن برادری دارم که با دخالتهای مخفیانه خودش تاثیری در جدایی قبلی من داشت و من این موضوع رو با نامزدم قبل عقد مطرح کرده بودم، ایشان شرط مرا مبنی بر اینکه عقد کنیم و تا قبل از رفتن زیر سقف به منزل ما نیایند که زن برادرم از عقد ما خبردار نشوند چونکه در زمان بعد از رفتن زیر سقف همیشه کنار هم هستیم و کمتر کسی میتونه به رابطه ما آسیب بزنه، چون زن برادرم در طبقه پایین منزل ما سکونت دارد، روز عقد همسرم از من درخواست کرد که ماشین رو گل بزنم و من مخالفت کردم و ایشان گقت به خاطر ترس از اینکه زن برادرت متوجه عقد ما نشه حاضر به گل گرفتن ماشین نشدی، از طرفی چون عقد در سفره عقده دفتر ازدواج و در حد خواهر برادری بود ایشان خودش آرایش خودش رو انجام داده بود و چندان خوب نشده بود بعد عقد پس از مشاهده عکسها بشدت بهم ریخت بگونه ای که فردای عقد جواب منو نمیداد تا اینکه موفق به صحبت حضوری با ایشان شدم، ایشان ۱۸۰ درجه متفاوت شده بود،گفتش عکسهای عقد بشدت بد شدند چون آرایش رو خودم کردم بعد همه تقصیرات رو گردن من انداختند که تو بخاطر گل نگرفتن ماشین به من استرس دادی و با وجود استرس چهره من بد شد و عکسم خراب شد بعد گفت نمیشه کاری کرد که همه عکسها رو پاک کنن بعد گفت یک راه پاک کردن عکسها جدا شدن منو شماست البته اینو یه مقدار با خنده و حالت شوخی بیان کرد کمی باهاش حرف زدم آرام شد ولی شبش کع پیامش دادم دوباره بهم برگشت گفت پیامم نده حالم خوب شد پیام میدم خودم باید برم مشاوره راستش خانم مشاور،من چیزهایی که به ذهنم میاد اول اینه که نکنه از اون دخترهایی باشه که بخواد طلاق بگیره و مهریه بگیره ولی وقتی فکر میکنم میگم آخه ۱۴ تا سکه رقمی نیست بخواد با زندگی خودش و من اینکارو بکنه، بعد میگم نکنه داره به طلاق فکر میکنه، خیلی در شرایط پر استرسی هستم لطفا کمکم کنید یعنی میشه به خاطر شرایط اینجوری دچار اختلالات هورمونی شده که این شکلی شده؟ ضمن اینکه از روز اولی که ایشان پریود شدند ۲۲ روز میگذره خودم فکر میکنم این موضوع بی تاثیر نیستفقط کل بدنم از استرس میلرزه و بدنم کرخت شده
1403/12/03

سوال 996631

سلام خدمت مشاورین عزیزچطوری میتونم در برنامه همدم با کسی آشنا شم برای ازدواج ؟بعد واقعا من خیلی اعتماد ندارم به این برنامه های مجازی برای ازدواج فک کنم میکنم سرکاری هس برا سو استفاده آشنا میشن

صفحه 5 از 12