پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/06/20
ناشناسخانواده و روابط
بازگشت خواستگار قبلی
سلام. روز به خیر
ببخشید من مدتی پیش دو خواستگار همزمان داشتم که بنده یکی رو برای انتخاب و به خواستگار دیگه اطلاع دادم و عذرخواهی کردم.
الان اون موردی که بنده انتخاب کردم به سرانجام نرسید و به ازدواج منجر نشد.
می خواستم بدونم کار درستی می تونه باشه که بنده به خواستگار قبلی این موضوع را اطلاع بدم و بگم در صورت تمایل می تونن پا پیش بذارن؟
۳ پاسخ۱۱۹ بازدید
1404/06/20
ناشناسخانواده و روابط
شغل خواستگار
اگر شغل اول خواستگار معلم وشغل دوم خواستگار طب سنتی باشه و این آقا برای خانمها هم حجامت انجام بده، آیا اصلا حجامت خانم توسط آقا ،درسته؟ و اینکه خانم از این کار راضی نیست و دوست نداره همسر آیندش برای خانمها حجامت و...انجام بده،آیا این نارضایتی خانم درسته؟کار درستی که خانم باید در مواجه با این خواستگار انجام بده چی هست؟
۳ پاسخ۷۳ بازدید
1404/06/20
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
اگر خواستگاری معرفی بشه که قدش از دختر خانم کوتاهتر باشه،اشکال نداره؟ و نیز اگر خواستگار چهار سال قبل از همسرش جدا شده باشه و حضانت پسرش با خانمش باشه، ممکنه این آقا عیبی داشته که حضانت بچه به خانمش داده شده؟
۳ پاسخ۷۱ بازدید
1404/06/20
ناشناسدینی و معنوی
دریافت هزینه بالاتر از اتحادیه و صنف
با سلام در شهر ما که شهر توریستی هست معمولا صاحبان کسب و کار و مغازه داران بیش تر از نرخ اتحادیه و صنف هزینه یا اجرت می گیرند دلیلش را پرسیدم گفتند اجاره های مغازه ها خیلی زیاد هست و با هزینه مندرج در نرخنامه قابل قبول نیست و نمی توان با آن هزینه مغازه را اداره کرد - (از طرفی واقعا هم حرفشان درست است چون در اینصورت باید از جیب خرج کنند و کسب و کارشا کلا نابود می شود از نظر شرعی این کار چه حکمی دارد و از نظر اسلام درمان این امر چیست؟ باتشکر<br />
۱ پاسخ۲۲ بازدید
1404/06/20
ناشناسخانواده و روابط
هزینه مشاوره ازدواج
با توجه به اهمیت مشاوره قبل از ازدواج، آیا هزینه جلسات مشاوره و تستهای روانشناسی باید به عهده مرد باشد یا هر دو طرف باید به طور مساوی هزینهها را تقسیم کنند؟ آیا مرد به دلیل مسئولیتپذیری بیشتر در رابطه باید تمام هزینهها را تقبل کند یا خانمها هم باید سهم خود را در این زمینه ایفا کنند؟
۳ پاسخ۱۲۷ بازدید
1404/06/20
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
برای ازدواج، برای اینکه سلامت خانم بعد از ازدواج تضمین بشه،چگونه به خواستگار بگوییم که باید آزمایش ایدز و هپاتیت دهی ؟ آیا به جز این دو آزمایش ،آزمایش دیگری لازمه که خواستگار انجام بده که خانم در زندگی مشترک سلامت جنسی و جسمی اش تضمین شود؟
۳ پاسخ۹۶ بازدید
1404/06/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
بی اطلاعی همسر
سلام
زنی که از مسائل زندگی مشترک مثل درک متقابل و غیره که لازم هست بی اطلاعه و چیزهایی که باید رو مطالعه نمیکنه.
رفتار های پسرونه ای داره و نوازش پذیر نیست.
چیکار کنم باهاش؟
۳ پاسخ۵۷ بازدید
1404/06/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
تعدد
سلام
چرا تک همسری؟
مزیت تک همسری برای مرد چیه؟
۳ پاسخ۹۸ بازدید
1404/06/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
راهکار
سلام
توانایی ازدواج دائم ندارم.
ازدواج موقت انجام بدم؟
۳ پاسخ۱۰۲ بازدید
1404/06/20
ناشناسخانواده و روابط
سرخوردگی
سلام بنده نمیدونم چرا هر خاستگاری رو به دلم میشینه دیکه زنگ نمیزنه و اونایی که به دلم نمیشینن یا معیاری دارن که نمیشه زنگ میزنند خیلی دل شکسته شدم اخیرا خاستگاری داشتم که واقعا عالی بود از همه نظر درس و شغل و خانواده و حتی چهره و قد یک جلسه رفتیم خاستگاری و از طریق همین اپلیکیشن ها خودشون درخواست داده بودن ولی بعد از یک جلسه دیگه گفتن من نمیتونم دخترشونو خوشبخت کنم چون من معیار هایی دارم که این روزا کم پیدا میشه اصلانم اهل مادیات نیستم و همیشه تو جلسات میگم رضایت خدا و امام زمان تو زندگیم مهمه وسعی میکنم حواسم به صحبت هامم باشه راستش خیلی به خاطر این اخری دلم شکست و ناراحت شدم چهره زشتی هم ندارم و پوست صاف دارم لاغر و قد بلند و خوش اندامم خودم تحصیل کرده خانوادم تحصیل کرده حتی اونا هم به مادیات اهمیت نمیدن خیلی و خوبی طرف براشون مهمه وضع مالی متوسطی داریم و بد نیست
واقعا در تعجبم چرا دیگه نمیان
واقعا گریه میکنم و همیشه تا یه دلگرمی تو دلم میاد یا میگم این خودشه یا دیگه قراره منج ازذواج کنم یهو ی طوری میشه و من با سر میخورم زمین
انگار کسی رو تشنه ببرند لب جوی و برگردونن
هر سری تری به قلبمه
برای منه ۲۳ ساله سنگینه چون من دلم نمیخواد دیگه اینهمه تنها بمونم و خیلی دلم میخواست تو سن پایین ازدواج کنم
خیلی حالم بده حس میکنم خیلی این مورد اخیر حیف بود
من واقعا فعلا دلم نمیخواد حتی دیگه به کسی فکر کنم طرف خیلی به دلم نشسته بود به هرحال خیلی ناراحتم و دیگه تحمل این حجم فشار رو ندارم
۳ پاسخ۱۲۷ بازدید
1404/06/19
ناشناسخانواده و روابط
سابقه ازدواج
خانمی ۳۸ ساله هستم و توی سن من دیگه به ندرت آقایی بدون سابقه طلاق پیدا بشه، از طرفی در خانواده و دوستان و اقوام بنده هم داشتن سابقه طلاق عیب بزرگی هست و توی فامیل و دوستان هم تا حالا یک طلاق هم نداشتیم. اگر کسی متوجه بشه با یک طلاق گرفته ازدواج کردم برام خیلی بد میشه، و از طرفی هم خودم میترسم با کسی که سابقه ازدواج داشته وصلت کنم چون میترسم من رو مرتب با خانم قبلیش مقایسه کنه. از طرفی هم دیگه کسی برام پیدا نمیشه که سابقه طلاق نداشته باشه من چکار کنم و چطور این مشکل رو حل کنم؟
۳ پاسخ۸۴ بازدید
1404/06/19
ناشناسخانواده و روابط
نیاز شدید عاطفی و احساسی
سلام. پسری ٢٣ ساله هستم. تا حدود ۲۰ سالگی خیلی خجالتی و کمحرف بودم و اصلاً اعتمادبهنفس نداشتم. هیچوقت بلد نبودم چطور با آدما ارتباط بگیرم. ولی یه بار، حدودای ۱۷ سالگی، تونستم با یکی از هممدرسهایهام که دو سال ازم بزرگتر بود، یه گفتوگوی صمیمی داشته باشم. خیلی مهربون بود، چهره زیبا، آروم و قشنگی داشت، برخوردش هم خیلی دلنشین بود. این دیدار باعث شد عشقش وجود رو سراسر پر کنه. همهش تو فکرش بودم و سه سالِ تمام، واقعاً از شدت این عشق، درد میکشیدم... چون نه میتونستم بهش چیزی بگم، نه بلد بودم چه کاری درسته و چه کاری نه.
هر چی سعی میکردم به چیز دیگهای فکر کنم، نمیشد. قلبم همیشه تند تند میزد، شبها خوابم نمیبرد، هیچ چیزی دیگه برام معنی نداشت. همهش فکرش باهام بود. سعی میکردم با کارای مختلف حواسمو پرت کنم، ولی فایده نداشت. این وضعیت حدود سه سال طول کشید تا الان که یه ذره قابلتحملتر شده.
جالب اینجاست که اونم به من علاقه داشت. همون روزای اول، یه پیام عاشقونه از یه شماره ناشناس برام اومد، و من با یه سری روشا مطمئن شدم که خودشه. یعنی در واقع این درد دوری رو جفتمون کشیدیم. من میدیدم که مثلا وقتی اتفاقی توی راهرو از کما هم رد میشدیم صورتش سرخ میشد و حتی نمیتونست سلام بده. (همونطور که منم قلبم کم میموند از جاش در بیاد و عرق میریختم و بدنم داغ میشد و زبونم بند میومد و سریع چشمهام رو پایین مینداختم و رد میشدم.) ولی دلیل عمده اینکه هیچوقت به هم نرسیدیم، خود من بودم... چون همیشه میترسیدم. از قضاوت بقیه، از اینکه نکنه صمیمی شدن با یه نفر کار اشتباهی باشه. به طور کلی چون تجربه جدیدی، بود و من هیچی در موردش نمیدونستم، میترسیدم... با اینکه اون یکی دو بار سعی کرد دوباره باهام حرف بزنه، ولی من انقدر خودمو کنار میکشیدم که حتی چشمم هم بهش نیفته و فراموشش کنم، حتی تو خود مدرسه!
واقعاً نمیدونستم باید چیکار کنم. الان حدود ٧ سال گذشته و خبر رسیده که اون ازدواج کرده و یه بچه هم داره... منم دارم کمکم به فکر ازدواج میافتم، برای اینکه این نیاز عاطفی توی وجودم هنوز خیلی پررنگه.
به نظرتون باید چیکار کنم؟ همیشه حس ناآرومی و غم و یه جور افسردگی باهامه. دلم میخواد یه نفر رو همونقدر عمیق دوست داشته باشم، و اونم منو همونقدر بخواد... اونجوری که انگار حاضر باشیم همه چیمونو برای هم بدیم. مطمئناً اختلاف و مشکل پیش میاد، ولی فکر نمیکنم اینا مانع یه زندگی شیرین و موفق بشه. فکر میکنین میتونم یه همچین آدمی رو پیدا کنم؟ 💔😔
۳ پاسخ۷۳ بازدید