تمکین= ضعیف، فهم و سواد= ضعیف، شناخت در مورد جنس مَرد= ضعیف، رابطه با مادرشوهر= افتضاح، احترام به شوهر= متوسط رو به پایین، آرامش دادن= ضعیف!واقعا موندم چرا باهاش ازدواج کردم
تا الان چندتا خواستگار داشتم اما هیچکدوم باب میل خودم و خانواده م نبودن دوسدارم کسی رو پیدا کنم که دونفرمون همدیگرو عاشقانه و خالصانه دوستداشته باشیم و متناسب همدیگه باشیم.
سلام من یک خانم ۳۹ ساله شاغل و از خانواده ای تحصیل کرده هستم. پدر و مادر تحصیلات دکتری و لیسانس دارند ولیمتاسفانه رابطه میان آنها هیچ وقت خوب نبوده و من و خواهرم اسیب زیادی از نظر روحی دیدیم و واقعا دید خوبی به ازدواج نداریم. معیار ازدواج من همیشه اخلاق و درک طرف مقابل بوده نه مادیاتجالبه که برعکس هست و اقایونی که ازمخواستگاری کرده اند به وضع مالی من علاقه نشان میدهند و به روحیات توجه ندارند. بنظرتون راهکاری وجود داره
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت مشاور گرامی بنده پسری هستم که ۹ روز دیگه میرم تو سن ۳۳ سال و همیشه دوست داشتم با یک پزشک ازدواج کنم و به ازدواج با غیر پزشک فکر هم نکرده ام و با چندین نفر هم آشنا شده ام از جمله دوپزشک ماما و یک دندانپزشک ولی خب به دلایلی جور نشد الان موندم واسه ادامه چیکار کنم
سلام حالتون خوبه من دختری ۲۱ سال سن دارن از کرمان دنبال یکپسر خوب همه جی تموم عستم وچون از همون قبل دوست داشتم مشهد ازدواج کنم و الانم ارزومه الان باید چکار گنم زه نطر شما میشه راهنماییم کنین واقعا مغزم درگیره
خیلی از دخترها شرایط خوبی برای ازدواج دارند ولی ظاهرشان به شدت عادی است و آنقدر بنده را جذب نمیکنند و از طرفی بعضی دخترها هستند که وضعیتشان برای ازدواج خیلی خوب نیست ولی ظاهرشان خیلی خوب است و بنده را جذب میکنند. بنده در این دو راهی گیر کرده ام. چون اصولا ظاهر شخص برای بنده مهم است که من را جذب کند. ولی از طرفی شرایط خانوادگی و کاری و شخصیت هم مهم است. نمیتوانم این را با خودم حل کنم و از طرفی نمیخوام زود تصمیم بگیرم.