پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/03/30

سوال 17542

سلام من ی خاستگار دارم که بهش علاقه دارم الان بعد از چندماه آشنایی بهم میگه پدرم مخالف ازدواج هست و قبول نمی کنه بخاطر فامیلی که داریم چون هرچی ادم با این فامیلی بوده جلب و زن زندگی نبوده و.. من و پسر از نظر اخلاقی و.. باهم تفاهم داریم دلم نمیخاد تمومش کنم
1401/03/26

سوال 17446

سلام چرا برای هر آشنایی پسرا فقط به رابطه فکر میکنن بدون اینکه به شناخت و آشنایی فکر کنن حس بدی میده که کسی بخواد سواستفاده کنه و بازیچه بشه
1401/03/26

سوال 17436

سلام پسری هستم که نزدیک 4 ماه با دختر ی به قصد ازدواج از طریق فضای مجازی آشنا شدم, طی یک ماه اخیر از طرف خانواده با ازدواج با ایشان مخالفت صورت گرفته ( به دلیل مسافت طولانی دو طرف و زیبایی خانم ) و متاسفانه امکان سازش وجو نداره و به زودی مقدمات ازدواج با فرد دیگری برایم فراهم خواهد شد، از طرفی با توجه به وابستگی شدید خانم و کنکور از صحبت با ایشان ترسیدم . لطفا راهنمایی کنید چگونه این مساله را حل کنم ( به دلایلی امکان ادامه رابطه وجود نداره ) <br>
1401/03/25

سوال 17414

سلام من ۴۱ سالم .. حدود ی هفته پیش ی اقا ۴۵ ساله تماس گرفتن منزلمون و کلی با مادرم صحبت کرده بودن و بعد گفته بودن جواب بدین بهم.. مادرم گفته بودن ک ما زنگ نمیزنیم خودتون زنگ بزنید و بعد زنگ زدن دوباره و با من صحبت کردن و اخر دست گفتن چون من شهرستانم تماس تصویری و چت مدتی باهم داشته باشیم تا بعد من بیام حضوری ک من قبول نکردم و بعد هم تا اومدیم دیدار حضوری بزاریم مرتب میگفتن تو چرا زنگ نمیزنی.. چرا سرد عمل میکنی و .. ی روز بعد دیدار هم زنگ زدن ک من ظاهری پسندیدم و با لحن تند صحبت میکنن ک تو چرا جلسه اول اینطور و اونطور بودی و چرا سوال و پرس نمیکردی .. من جواب دادم وظیفم تا همین حد سوال بود و باید منتظر بودم ببینم ظاهر هم دوست داریم یا ن؟؟ و پرسیدم چرا شما سوال نمیکردین؟؟ با لحن بد و تند میگن مادرت اومده بود و مرتب نگاه میکرد من نتونستم.. در صورتی ک مادرم میگن من نگاه نمیکردم و اصلا صدا نمیشنیدم... و بعد میگفتن جلسه بعد باید سه چهار ساعت باشه و مادرت هم نیاد و اگ اومدن نزدیک ما نیان و من میخوام همه جوره بسنجمت و بعد بریم ناهار و خودم بیام دنبالت و ... و خلاصه کلی ایراد گرفت از من ک تو جلسه اول انتظار داشتم فلان بودی و بمان و دیگ هم زنگ نزد برای ادامه دادن... البته من گفته بودم من پدرم حساس و احتمالا با مادرم میام و ناهارم فعلا نمیام... حالا گاهی فکر میگیرتم ک مگ ی دختر جلسه اول باید چحوری رفتار کنه؟؟ اخه دختر چ وظیفه ای داره ک دفعه اول زیاد سوال کنه یا بخنده و ..... لطفا راهنمایی کنید
1401/03/24

سوال 17399

سلام وقت بخیراز طریق این برنامه با اقایی آشنا شدم و یک جلسه هم ایشان حضوری ملاقات کردم، همه چیز در صحبت ها و دیدارمون خیلی خوب پیش رفت و راضی کننده بود و از هر لحاظ باهم تفاهم داشتیم و ایشان خیلی به من اظهار لطف داشتن ،به طوری که وقتی به من خیلی محترمانه گفتن از ادامه آشنایی منصرف شدن من خیلی شوکه شدم و فقط خیلی کلی عنوان کردن که در مورد صحبت هامون به جمع بندی نرسیدن.واقعیت اینقد خوش اخلاق و خوش برخورد بودن برای من فراموش کردنشون سخته نمیتونم خیلی راحت ازشون بگذرم، به نظرتون با این تفاسیر اینکه بخوام مجدد باهاشون تماس بگیرم و شانسم دوباره امتحان کنم کار درستی هست یا خیر؟این رو هم بگم که بنظرم آقای به شدت عاقل، اهل مطالعه و کمال گرایی بودن و شاید نکته ای دیدن که باعث شد این تصمیم رو بگیرن (فقط کاش دلیلش به من هم میگفتن تا منم از این سردرگمی بیرون میومدم، راحت‌تر فراموششون میکردم😞)
1401/03/19

سوال 17263

سلام وقتتون بخیر . با آقایی داخل همدم در حال آشنایی هستم تو ملاقات حضوری در مورد دوماهی که من نامزد بودم برای آشنایی بیشتر با شخصی که با هم تفاهم نداشتیم به مرحله ی عقد نرسیدیم و همه چیز تموم شد صحبت کردیم . آقا ازم خواستن که در حضور خانوادشون چیزی نگم همین که با خودشون درمیون گذاشتم کافیه . قراره برای آشنابی رسمی با خانواده تشریف بیارن منزلمون میترسم آقا به خانوادشون در مورد این موضوع چیزی نگن و در آینده از کسی چیزی بشون و فکر کنند که من خواستم این موضوع رو پنهان کنم . آیا به آقا بگم که‌خودشون موضوع رو به خانوادشون بگن یا بسپارم به خودشون‌و چیزی نگم بهشون ؟؟ ممنون میشم راهنمایی کنید
1401/03/15

سوال 17172

سلامخواستگاری دارم که از همه لحاظ موقعیت خوبی هستن (اهل دین، خانواده دار، شغل خوب و... )ولی رفتارهای عجیبی دارن که منو میترسونن: در مجموع 1 بار حضوری همدیگرو دیدیم و 3 یا 4 بار تلفنی صحبت کردیم، از همون اولین دیدار به من ابراز علاقه کردن و روزی چند مرتبه وقت و بی وقت تماس میگیرن که دلم برات تنگ شده،دوست دارم، صدات میخواستم بشنوم و با الفاظ عجیب و غریب منو صدا می‌کنند که من ی بار بهشون تذکر دادم که ما تو مرحله ی شناخت از همدیگه هستیم و ممکنه بعد از یکی دوجلسه که جلوتر رفتیم، ببینیم مناسب همدیگه نیستیم.به جز اون تو محل کارش هم اینجور که من متوجه شدم با همه ی همکارش مشکل داره، خودش میگه چون من سرپرست شدم بقیه به من حسادت میکنن(ولی من از بین صحبت هاش متوجه شدم بخاطر این که خودشون اهل دین و ایمان هستن یکم دچار غرور شدن و خودشون خیلی گل بی عیب نقص میبینن و بقیه رو گناهکار، چندبار هم بین حرفاشون تکرار کردن که من آدم خوبیم و بقیه باید برن خودشون اصلاح کنند)در ضمن ایشون یکبار هم 10 سال قبل سابقه ازدواج داشتن که بگفته خودشون چون خیانت دیدن طلاق گرفتن، اول برام این قضیه خیلی مهم نبود چون برای خیلی سال قبل هم بوده ولی الان ی ترسی به وجودم افتاده که شاید اخلاق های ایشون مسبب طلاقشون بوده. به نظر شما با این ویژگی های اخلاقی شون ادامه دادن این آشنایی درسته؟
1401/03/14

سوال 17161

سلام در مورد همین مشکلم که قبلاً پرسیدم و گفتید احساس پشیمانی چرا به خاطر اینکه ایشون از من خواسته بود که همه جا حجاب چادر داشته باشم من هم قبول داشتم ولی به صراحت به ایشان نگفته بودم و در آخرین جلسه آشنایی که داشتیم ایشون از من خواستند که همه جا با چادر باشم و من هم تصمیم رو گرفتم که این کار رو انجام بدم ولی چند روز بعد نظرشون رو به من منفی اعلام کردن بعد از اون هرچه من ازشون خواستم دلیلش رو بهم بگن که من چه مشکلی داشتم ایشون به من کلی جواب میدادن حتی برا بارآخر هم گفتن که من هم به شما علاقه مند بودم ولی احساسی تصمیم نگرفتم و عقلانی تصمیم گرفتم حالا من بابت این قضیه خیلی ناراحتم که نتونستم خودم رو زودتر بهش ثابت کنم و ایشون خیلی زود تصمیم گرفتن بیشتر وقتها به این فکر میکنم که کاش به عقب برمی گشتم و همه چیز رو می‌تونستم تغییر بدم یا حتی ایشون یه فرصت دیگه به من میداد نمی‌دونم این فکرایی که میکنم درسته یا نه
1401/03/13

سوال 17148

سلام . من چند وقت پیش با یک دختر خانم آشنا شدم بعد از چند دیدار به خاطر شغل اقماری بودن شماره دختر خانم رو گرفتیم تا هر موقع سوالی پیش اومد تو اون مدتی که من نیستم بتونم از دختر خانم بپرسم . بعد از چند موقع هم خودم و مادرم که تماس میگیریم جواب نمیدن بعد از یک روز بعد بهانه های مختلف میاورند . اخیرا من اون شب سه بار تماس گرفتم دختره جواب نداد . من به خودم گفتم خوب اگر جایی هست که نمیتونه صحبت کنه لااقل میتونه یک پیام بده بنده جایی هستم نمیتونم صحبت کنم . الان تقریبا سه روز از اون روز گذشته که من تماس گرفته ام نه زنگم زدن که بپرسن کارم با اونا چی بوده نه پیام داده اند . ادب حکم میکرد لااقل یک پیام به من میداد . به نظرتون من باید چیکار کنم . من به خودم میگم کسی که هنوز به تماس دیگران اهمیت نمی دهد فردا چطور در زندگی اداره کرد
1401/03/02

سوال 16958

سلام من مادر دختری هستم که تازه 27 ساله شده از طریق درخواست دوستم برای پسرش بهم معرفی شدند وایشون ازم خواستند با هم جهت آشنایی با هم بیرون برندمنم موافقت کردم یکبارم مشاور رفتند تا من بعداز گذشت 3 ماه خواستم جهت آشنایی خانواده ها و رسمی تر شدن به منزل ما بیاین ایشون هم با گل وکیک و هدیه تولد دخترم اومدند در ضمن وضع مالی بالا دارند و ما وضع مالی خوبی داریم پس از اون تا چند روز رابطه جوانها خوب بود یکسری تحقیق هم کرده بودند اما پس از چند روز ارتباطشون کم شد ودخترم هم وقتی از اقا پسر سوال کرد منکر شد و بهنه می آورد و مادرشم به من گفت در جریان نیست تا اینکه ارتباط قطع شد اما هنوز بعد از گذشت یکماه هنوز دخترم مسئله رو قبول نکرده و دچار بحران روحی شده و وابستگی پیدا کرده مدام دنبال جواب و علت از طرف مقابل میگرده از طرفی منم دچار وسواس فکری احساس گناه شدم مدام فکر میکنم علتش وضع مالی ما یا نحوه بر خورد صمیمانه و ساده ما و.... بوده؟لطف کنید راهنمای کنید چطور از این بحران رد شویماایا با دوستم تماس بگیرم و علتو بپرسم هدیه شونو پس بدم؟ یا خیر ممنون
1401/03/01

سوال 16919

سلام روز بخیردختری ۳۷ ساله هستم که مدت یکماه هست که با پسری از طریق همدم اشنا شدم. دو بار با هم دیدار حضوری که مادر من و مادر ایشون بودند با هم داشتیم و اینکه با تماس تلفنی با ایشون در ارتباط هستم الان به مدت یک هفته ای هست که ایشون بهم گفتند چشم شون یک دفعه دچار مشکل شده و باید عمل کنند و احتمال اینکه چشم شون را از دست بدند زیاد هست بخاطر همین ارتباط شون را با من کمتر کردند به طوری که دیگه نه بهم پیام میدند نه زنگ میزنند من بهشون میگم شما برید عمل کنید بعد این حرف را بزنید ولی ایشون میگنند نمیخواند وابستگی مون بیشتر از این باشدمن دو سه باری ازشون خواستم که عکس ام آی ار شون را برام بفرستند و هر دفعه بهانه اوردند حتی ازشون پرسیدم اسم دکتری که میخواد ایشون را عمل کنند چیه گفت دقیق نمیدونم.در ضمن دیروز دیدم که اسم ایشون از صفحه همدم من پاک شده و میتونم مورد دیگه ای را انتخاب کنم ازشون که سوال کردم گفت برام پیام اومد که برنامه همدم را پاک ش کنم و دوباره نصب کنم و وقتی اینکار را کردم دیگه مشخصات براشون نمیاد از طرفی من به ایشون علاقه مند شدم .الان بلاتکلیف موندم که ایا ایشون دارند واقعیت را میگنند یا نه و اینکه من باید چیکار کنم ممنون میشم راهنمایی م کنید
1401/02/27

سوال 16810

سلام میخواستم بدونم طرح مسایل جنسی دوران اشنایی لازم هست یا خیر باید چیکار کنیم

صفحه 8 از 11