پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/06/11
سوال 995198
سلام وقت بخیر من ۴۰ ساله هستم وزیاد خواستگار ندارم یا ازلحاظ خانوادگی به درد هم نمیخوریم آیا به آینده ام فکر کنم اصلا آینده ای برای من هست یا باید آرزوی ازدواج در دلم بماند نمیدونم چه کار کنم وقی اطرافیانم برایم ارزوی اخرت بخیری میکنند به گفته هایشان میخندم برای دختری مثل من آخرتی نمانده که بخواهد ختم بخیر شود
۳ پاسخ۲۳ بازدید
1403/04/18
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994447
سلام من دختری مجرد۴٣هستم وبه خاطرمشگل لکنت زبان خواستگاران خوبی روازدست دادم با٣نفرشون درطی چندسال به ١هفته دوره آشنایی بودبعدکه فهمیدمن نمیتوانم صحبت کنم و یاجواب سوالش روبدم ازمن زده شدند واز ازدواج پشیمان شدندبعدازچندسال خواستگاران زیاد داشتم ولی ترس ازلکنت وخاطره بدجواب رد دادم اعتمادبه نفسم خیلی کمه ولی ازیک طرف هنرهای٠بسیار ازرشمندی دارم ودختری خوش اخلاق ومهربان هستم وچندجلسه رفتم مشاوره وجریان روتعریف کردم بعدمشاوره راهنماییم کرداگرخواستگاری اومدازهمون اول جریان روبراش بگو خلاصه ٢تاخواستگاربرام اومدوجریان روبرایش گفتم و وقتی فهمید منصرف شدندبه نظرتون چه راهی هست؟من فقط تنهاراهم که برام باقی مانده خودکشی هستش
استرس2افکار خودکشی در سر داشتن1مشکلات خواستگاری با داشتن لکنت زبان1احساس ناامیدی تاخیر در ازدواج به دلیل داشتن نقص جسمی 5+
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1403/03/12
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994065
سلام خدمت مشاورین محترم لطفا مرا راهنمایی بفرمایید حدود هشت ماه هست پیش چند تا مشاور وروانپزشک رفتم ولی فرقی در حالم نکرده بعضی وقتا حالم خیلی بد تر میشه خودمو خیلی گناهکار میدونم من حدود یکسال پیش تو همدم با آقایی آشنا شدم ۴۲ساله من خودم ۳۸سالم بود اومد دیدار حضوری همدیگرو پسندیدیم فقط گفتن یه ایراد داری اونم لهجته میزارم بری کلاس برای تغییر لهجه شش ماه هم زمان نیاز داره من رفتم کلاس خواهش کرد که به خاطر من برو بعد سه ماه یه خواستگار پیدا شد شرایطش خیلی بهتر بود ولی من به خاطر این آقا به اون جواب رد دادم البته سر دیدار با اون رفتم وجواب رد دادم بعد چند روز به این آقا گفتم چی شده رابطه رو تموم کرد گفت من نمی تونم قبول کنم رفتی با یکی دیگه حرف زدی منم گفتم اگه لهجه رو بهونه میکردی برای من راحت تر بود قبول کردنش بعدش گفت لهجتم عوض نشده رفت خیلی راحت رفت پشت سرشم نگاه نکرد با اینکه با من از آینده خونمون بچه هامون تصویر سازی کرده بود گفت من دیگه اصلا ازدوا ج نمیکنم بعد چهار ماه ازدواج کرد با دختری که اصلا شبیه من نبود نه تیپش نه لباس پوشیدنش منم بعد اون به چند تا خواستگار جواب رد دادم ولی حالا که دیدم اون ازدواج کرده ومن همین جوری موندم افسردگیم خیلی بدتر شده لطفا کمکم کنید خاطراتم با اون آقا به یادم میاد کارهایی که گفته بود با هم انجام میدیم ولی الان با نامزدش میکنه خودمو گناهکار میدونم که چرا با یکی دیگه حرف زدم که اینم ولم کنه بره هر وقت میگفتم تکلیف رابطه ر و روشن کنیم میگفت لهجه داری اول باید اونو اصلاح کنی پیش مشاور نرفت گفت بیا صیغه محرمیت بخونیم بدنتو ببینم تا بفهمم به خاطر خودت میخوامت یا به خاطر نیاز جنسیم ولی من قبول نکردم لطفا مرا را هنمایی کنید حالم بهتر بشه ممنونم
۳ پاسخ۴۰ بازدید
1403/02/12
سوال 993768
با سلام ممنون بابت برنامه خیلی خوبتون و مطالب های خیلی خوب من در خانواده ای هستم که از لخاظ اقتصادی پایین هستیم لیسانس دارم مذهبی هستم و شاغل هم هستم .هر خواستگار برام میاد خیلی شرایط پایینی داره واقعا از ازدواج کردن نا امید شدم الان 34 سالم هست وتا الان بیست خواستگار داشتم از لحاظ دلنشین بودن فقط یک خواستگار به دلم نشستوشرایط بهتری داشت که هم قبلا ازدواج کردن خانمشون فوت شده بودوهم یه بچه مریض داشت و اهل سنت هم بودند من پیشنهاد رو رد کردم چون برام هر دو موضوع خیلی سخت بود میخواستم ببینم کلا چکار کنم سطح خواستگارا بالاتر بره منظورم ثروتمند و ... نیست سطح اجتماعی بیشتر مد نظرم هست
۳ پاسخ۲۳ بازدید
1403/01/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993555
باسلام خدمت کارشناسان محترم از طریق سامانه با آقایی آشنا شدم ک بعداز چند جلسه دیدار و صحبت همه چیز خوب پیش میرفت تو بسیاری از موارد باهم تفاهم داشتیم و تقریبا هم عقیده بودیم با مادرشون یه بار برای دیدن به خونه اومدن همه چی داشت خوب پیش میرفت می خواستیم قرار خواستگاری بذاریم ک آقا گفتن خواهرام یه جلسه بیان برای شناخت و آشنایی بیشتر شمارو ببینن بعد از دیدن خواهراش همه چی رو به هم زدن و گفتن شما ب هم نمیاین وآقا گفتن ک ب دل خانوادم ننشستی و همه چیز به هم خوردب نظر شما درسته بعد از چند ماه آشنایی خانواده ها مخالفت کنن ب خاطر خواسته خودشون واحساسات دونفررو نادیده بگیرن؟
۸ پاسخ۴۵ بازدید
1402/10/24
سوال 992026
با ی دختری رفتم صحبت کردم بحث کار کردن خانوم شد منم گفتم دوست ندارم زنم کار کنه مگر کار معلمی باشه یا آزمایشگاه چون رشته ای ک خونده میتونست در آزمایشگاه شاغل بشه. حالا مادرش دیروز زنگ زده گفته پسرتون گفته دوست ندارم زنم کار کنه جوابمون منفیه حالا مامانم از دیروز با من قهر کرده ک چرا اینجور بهش گفتی 😂😂 شانس منه . من م دیگه خسته شدم حوصله این مسخره بازیارو ندارم دیگه دور ازدواجم نمیرم
۲ پاسخ۱۷ بازدید
1402/09/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 990933
باسلام اینکه ۲ آبجی از ۳ آبجیام متارکه کردن (ورشکستگی شوهراشون) برام پوان منفی تلقی شده و اعتمادبنفس م رو بشدت پایین آورده ضمناقد۱.۶۸ مم برام معضل شده چون اکثر خانمها قدهای بالاتر از۱.۷۵ رو میپسندن
۴ پاسخ۳۳ بازدید
1402/09/01
سوال 990827
سلام آقایی هستم 47سال مجرد همسرم طلاق گرفت وبا پسر 15ساله من رفت به رضایت خودم 4ساله تنها ماندم ولی با کار زشتی که انجام داده بود روی باز گشت ندارد من هم تماس گرفتم گفتم همه اشتباه میکنن برگرد به زندگیت ولی ظاهراً یک مرد را دوست نداره دوباره خواهرم گفت برگرد البته داستانو به هیچکس نگفتم الا شما باز قبول نکرد من به احترام برگشتش در این 4سال به همون خدا به هیچ زنی نگاه نکردم تنهام وضع درآمدم خوب بالاتره تنهایی اذیتم میکنه از برگشت ایشون ما امید شدم بر میگرده چه کنم سپاسگزارم.
۲ پاسخ۱۴ بازدید
1402/07/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 989501
سلام وقت بخیر( خانمم مجرد ۴۱ ساله)من وقتی تو دوره آشنایی برای ازدواج هستم خیلی استرس دارم و وقتی قضیه جدی تر میشه استرسم چند برابر میشه و انگار ذهنم میگرده به یه چیزی گیر بده و جواب منفی بده و خلاص شه ازون استرس شبانه روزی. اون چیزی ک ذهنم گیر میده خیلیا بی خیالش میشن و ازدواج میکنن ولی من نمی تونم ،هیچ آدمی رو پیدا نمیکنم ک یکی از خط قرمزهای من نداشته باشه یکی بی نمازه یکی بیکاره یکی سیگاریه یکی عصبی و بد اخلاقه یکی روابط اجتماعیش صفره یکی زن بازه و غیر قابل اعتماد ....ینی واقعا مردی هست ک ایراد اساسی نداشته باشه؟واقعا خسته شدم دیگه حس میکنم فرسوده ام از این آشنایی های بی نتیجه ظاهر و موقعیت و تحصیلات خودم خوبه ولی ۴۱ سالمه و هنوز مجرد ممنون میشم راهنمایی کنید
۱ پاسخ۷ بازدید