پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/10/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996123
با سلام .بنده در حال اشنایی با دختر خانمی هستم .ایشون موقع تلفنی با خواهرش در مورد چیزی بحث کرد که وقتی من مطلب رو جویا شدم گفتن مسائل دخترونه و مختص خانواده خودمونه.خاستم بدونم واقعا همسر اینده حق دونستن مطلبی که مربوط به خواهر برادر یا خانواده طرف باشه نداره؟یا کاری که این خانم کرد پنهون کاریه؟
۴ پاسخ۲۳ بازدید
1403/06/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995215
سلام خسته نباشیدیه پسر هستم ۲۹ ساله به دلایل مشکلات خانوادگی بین والدینم تا این سن جرات وارد شدن به یک رابطه رو نداشتم میترسیدم به کسی اعتماد کنم در ظاهر آدم خشک و مغروریم ولی در باطن آدمی به شدت احساسی ام حدود ۳ ماه پیش با یک خانوم آشنا شدم اوایل خیلی همچی خوب بود منو وابسته و دلبسته خودش کرد تا این که حدود ماه پیش بود متوجه شدم ایشون متاهل هستن و به گفته خودش در حال جدا شدن بودن بعد دعوایی که داشتیم من از ایشون جدا شدم الان واقعا احساس دلتنگی و تنهایی شدیدی دارم و اصلا دلم نمیخواد سمت اون خانوم برگردم نمیدونم چیکار کنم و ترس از اعتماد به بقیه شدید تر شده درونم چیکار کنم اون حس وابستگی رو از بین ببرم
۰ پاسخ۱ بازدید
1402/04/19
ناشناسحقوقی
سوال 28912
ازدواجی بدون اینکه دختربدل من بشینه انجام شدعجیب از همه لحاظ بهم میخوردیم فقط بدلم ننشست گفتم قدیم هم همین بودسنتی زندگیشون چقدرمحکم بوده بعددرست میشه گول خوردم حدودهفده سال هنوزنشده شب زفافی بسیارسرد، هفده سال گذشته اززندگیمون همش درجنگ وجدالیم همش بادوتاپسربچه کوچیک زندگی ما جهنمی هستش واسه خودش جهنم هفده سال کم نیست قهرهامون حتی گاهی یک ماه طول میکشه رومون بهم کاملابازشده دادوفریادهمسایه هاهمه ناظربرادرهاش بهم حمله میکنند وپلیس کشی واین حرفهامهریه بالاست توانم نیست بپردازم بیکارهم شدم موندم بااین جهنم چه کنم هرچندزبانی بهم مهریه روبخشیده بوداما الان گردن نمیگیره، دارم کم کم راضی میشم مهریه که ندارم می مونه زندان برم و ازاین زندگی جهنمی زجرآورزندگی به پشت میله هاپناه ببرم امیدکه آرامش بگیرم برام نه دنیایی مونده نه آخرتی هیچی هیچی نه دلخوشی نه دلگرمی خداسرکسی نیاره این پیام رودارم می نویسم بابغض وگریست وازاسارتی که فکرشم نمیکردم ونمیکنیدشمایی که داریدپیامم رومیخونیدواسه نجاتم حتمادعاکنیدخیلی دعاکنید انشاءالله به دعای شماخوبان نجاتی عاجل روزیم بشه😔
۱ پاسخ۱۶ بازدید
1401/10/08
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 22659
سلام من به خاطر شوهر سابقم سر منو به درو دیوار میزد رفتم بیمارستان عکس برداری هم شده نوار مغزم گرفتن ازم .. گفتن سالمید مشکلی ندارید .. ولی نمیدونم چرا فراموشکار شدم 27سالمه به حدی بود انی اسم شوهرمو فراموش میکردم شماره خونمو فراموش میکردم یکبار لباس ها داخل لباس شویی فراموش کردم دربیارم دوباره لباس اضافه کرده بودم دنبال لباس های شسته میگشتم یا تخم مرغ میخواستم بپزم اشتباهی میخواستم داخل سطل زباله تخم مرغو بریزم که یادم میومدیا سرکارمیرفتم کسی میپرسید فراموش میکردم کجا کار میکردم ... مشکلم آنی چیزی رو فراموش میکنم وبعده 1دقیقه یادم میاد همیشم این چنین نیست دچار وسواسی عملیم شدم شستشو فراموش میکنم دوباره میشورم... لطف کنید کمکم کنید نجات پیدا کنم از این مشکل.. منتظرجوابتون هستم متشکر
۲ پاسخ۲۳ بازدید
1400/11/18
ناشناسخانواده و روابط
سوال 15045
مادر پدرم از هم چهار ساله جدا شدن ولی تو یه خونه زندگی میکنن (برای منو خواهرم)پدر همیشه درحال خیانت بوده. مادرم دوسال پیش موقع با یه آقایی صحبت میکرده و پدرم غیرتی میشه روشمادرم علاقه ای به رابطه با پدرم نداره. توان مالی هم نداره. خانوادش حمایتش نمیکنن. مادرم یتیم بزرگ شده توی یکسالگیش پدرش شهید میشه.پدرم شش سال پیش ورشکسته شد و همچیشو از دست دادش. با خانواده پدرم صبحت کردم که کمک کنن وضعیت درست بشه ولی بدتر آتیششو بیشتر کردنپدرم میگه دکتر بهش گفته پروستاتش مشکل داره باید فعال باشه که سالم بمونه (که من مخالف این حرف، یه پژوهش کامل و جامع نیستش)مادرم حاضر به رابطه جنسی با پدرم نیست و نمی خواد ازدواج دوباره کنه باهاش. از یه سمتم وقتی پدرم میره سراغ افراد دیگه مادرم غیرتی میشه.پدرم مادرمو تهدید به بیرون انداختن از خونه میکنهمادرم مهریشو قسطی کرده ماهی 1تومن پدرم به مادرم ماهی ۲تومن میده برای خرجی ولی وقتی مادرم میگه مهریمو بده همون خرجیو که مادرم میده رو میگه مهرت بودهمادر پدرم همه درد و دلشونو با منو خواهرم میکننهمش مسائل و بدی های هم دیگه رو به ما میگنخواهرم دوساله ازدواج کرده. شوهر مشکل مصرف قرص های توهمزا داره و تو مشهد زندگی میکنه. خواهرم و شوهرش زیاد درباره طلاق صحبت میکنن ولی خواهرم بخاطر اینکه پدر حمایتش نمیکنه ای جدا نمیشه.منم ۲۱ سالمه توی یه شرکت مشغول به جوشکاریم با حقوق وزارت کار، قصد تحصیل تو رشته زبان ادبیات آلمانی دارم (اگرم بشه می خوام مهاجرت کنم به آلمان)سوال من اینه که من باید چیکار کنم برای مادرم ، پدرم ، خواهرم ؟آیا مهاجرت و تنها گذاشتن خانوادم با این وضعیت کار درستیه؟ اگه نیست بمونم اینجا چیکار کنم براشون؟نگران آینده و آتیه پدر و مادرمم مخصوصا مادر چون حامی نداره.
جدایی والدین 1خیانت پدر خانواده تصمیم به مهاجرت کردن اختلافات خانوادگی 2اختلاف مادر و پدر در خانواده
۲ پاسخ۶۳ بازدید