پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1401/07/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 19518
مادرپدرم خیلی باهم مشکل دارن و مدام بحث دارن.به فکر من و بردارم نیستن و به شدت سختگیر...مادرم دانشگاه نذاشت برم سرکار نمیزاره برم اجازه داشتن موبایل ندارم چون بد میدونه که دختر مجرد موبایل داشته باشه ، مدام توی خونه ام همیشه میخواد کنترلم کنه ، با این شرایط اصلا به فکر ازدواجم نیست هرخواستگاری میاد رد میکنه میگه با غریبه وصلت نمیکنیم و از فامیل هم اصلا خواستگار ندارم چون پسرای فامیلمون هر کدومشون کسی رو دوست دارن. هیچ دوست و رفیقی ندارم مادرم همیشه میخواد تنها باشم همه چی رو بد میبینه حتی کسی رو ندارم که باهاش دردودل کنم همیشه توی تنهاییم میزنم زیرگریه . میخام ازدواج کنم تا از حصاری که مادرم برام درست کرده راحت بشم بتونم مثل بقیه زندگی کنم من باید چی کار کنم ؟؟؟
۱ پاسخ۱۸ بازدید
1401/05/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 18563
مدام در خانه ما بین مادر و پدرم نزاع هست... ، آنها حتی چند بار تصمیم به طلاق گرفتند... من فقط دعا میکردم همچین اتفاقی نیافتهپدربزرگم اومده بود خانه مان تا مادرم رو ببرهولی من به بهانه ای که تازهخدمتم تمام شده و فرصت بدهند خودم درستش میکنم ایشان صبر کردند... اتفاق خوبی افتاده بود خدا یه خواهر به جمع خانواده مان اضافه کرداما من کاملا میدونم اونها دارن اجبارا و به خاطر حفظ آبرو با هم زندگی میکنند... سعی کردم دلیل این نزاع ها رو پیدا کنمدر مرحله اول متوجه بیماری شدید مادرم به وسواس فکری در رابطه با طهارت و نجاسات هست که روی اعصاب خودم هم خیلی تاثیرگذاشته از گیر و دار هایی جدید و زیادی که ایشان نسبت به طهارت به ما سخت میگیرندحتی ببخشید عذر میخوام سرویس رفتنمان هم با ترس و لرز هست که نکند الان بیایید گیر بدهد همه جا را دوباره آب و جا رو کند و... دوم؛ تفاوت تحصیلات.. مادر تنها تا کلاس دوم دبیرستان درس را ادامه دادند و حتی دیپلم نگرفتند اما پدر تا خود کارشناسی ارشد خوانده و حتی به فکر کسب دکترا هم می باشند... سوم؛ ای لعنت به این اینتساگرام(فحشاگرام)، مدام وقتی پدر زنان بی پروا و بی حیای رقاص و بی خدای میبیند و مطمئنا به تبع آن حتی به صورت ناخودآگاه با مادر مقایسه خواهد کرد و این جا آن گریم شده های غیر واقعی فتوشاپی و فیلتری اینستا هست که خاطر پرد را مخدوش میکندبدتر آن که در خضور مادر هم ایشان با صدای بلند به این موارد نگاه میکند هر چندم تصادفی باشد اما میبینم این که پدر توجهی به مادر نداردباعث ناراحتیش میشوداما عجیب تر آنکه مادرم آرزو میکند و مدام میخواهد پدر خانه نباشد و به خاطر کار و ساید هر چیز دیگری، مدت زیادی نباشد... اصلا نتوانسته ام بدانم چرا همچین مبخواهدتنها چیزی که میدانیم این است که به محض رفتن پدر ایشان هر جور دلسان بخواهد بدونی که کسی از مادرم انتقادی کند میشوید و میشویدحتی گاهی بی لباس و لبای نا مناسب در خانه بدلیل اینکه فکر میکند بعد شستوشوی لباس لباس خودشم کثیفه مطمئنم حتی خواهر چند ماهه ام از این موضوع تا ثیر می پذیرد چه رسد به دو برادر کوچکترممیترسم همسر آینده ام با این موضوع کنار نیایید... حتی اگه کسی این مهم رو تو تحقیقات بدونه بعید میدونم حاضر به سپردن دخترشان به من باشند... حتی مهارت با هم صحبت کردن ندارندوقت و بی وقت با هم کلنجار می رونداین سختگیری مادر کم کم مرا از دین دارد زده میکندفکر کنم مادر در خلوتش این رفتار ش که ناپسندس قبول دارد اما در مجادله با برادرانم و پدرم قبول نمبکند کارش مضحک و اشتباه هست. خدا نکند کسی بخواهد با آبرویمان بازی کند وگرنه یک موبابل با دوربینش میتواند حیاط خانه را با آن وضع مفتضحی که مادر رفت و آمد دارد تا میتواند نابودمان کند... باید کاری کنم وگرنه کار به جای باریکتر می کشد
۳ پاسخ۳۹ بازدید
1401/04/27
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18134
سلام پدرم بیماری پارانویید دارد به شدت مادرم را اذیت می کنه نمی دانیم چکار کنیم الان مادرم خونه را ترک کرده خونه داماد و عروس سر گردونه می گه جا و مکان ندارم و به خونه هم برگردد پدرم اذیتش می کنه از تهمت وفحش و بددهنی حتی کتک نمی دانیم چه خاکی به سر بریزیم گیر افتادیم
۳ پاسخ۱۶ بازدید
1401/01/27
ناشناسخانواده و روابط
سوال 16395
سلام بابام یه مشکل داره هرموقعه بامامانم بحث میکنه لباس هایشو جمع میکنه یعنی قهرمیکنه به مدت 20 یا30 روز میره خونه باباش. بعد تمام مدارکش ازجمله شناسنامه همه خونه باباش هسته. هرموقعه که بحث کوچکی باهم دارن بابام سریع میره به خانواده اش میگوید. به نظرشما مامان چکار کنه ممنون میشم راهنمایی کنید
۲ پاسخ۱۹ بازدید
1401/01/25
ناشناسخانواده و روابط
سوال 16364
با سلام و احتراممن پدر و مادرم با هم بیشتر اوقات اختلاف دارند و باهم دعوا می کند و این مورد برای من ناراحت کنندست. حال من 29 سال سن دارم و میخواهم ازدواج کنم. نگران هستم که ازدواج کنم و پدر و مادرم دعواهایشان ادامه داشته باشد و روی زندگی من تاثیر مفی داشته باشد. در ضمن این مورد باعث شده که اعتماد بنفس من پایین بیاد و نتونم با تمام توانایی و داشته هایم در به سمت ازدواجبرم و خودم رو دستکم بگیرم. بارها به پدر و مادرم گفتم که از هم طلاق بگیرن ولی خب میگن بخاطر مسائل فرهنگی و اینکه تو میخوای ازدواجکنی نمیتونیم. واقعا نمیدونم چیکار کنم.
۲ پاسخ۱۱ بازدید