پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/09/06

سوال 995737

سلام خانم هایی که سنشون داره میره بالا توجه کنند به خاطر بالا رفتن سن، به ازدواج با هرکسی تن ندین.یه خواستگار از یک نرم افزار دیگه برام اومده بود تو همون جلسه ی اول حضوری متوجه شدم مادر خواستگارم دچار بیماری روانی دوقطبی هستش. من چون خودم تو این زمینه مطالعه کرده بودم متوجه علامت های ایشون شدمدر حالیکه مادرم فکر میکرد مشکل مادر ایشون فقط پرحرفی هستش. به خاطر تجرد، نا شکری بیش از حد نکنید ممکنه با ازدواج گرفتار آدم هایی بشین که حسرت همین روزهای مجردی رو بخورید.حقیقتش من خودم بعد از اینکه چند سال تو این نرم افزارهای ازدواج که همه تعریفشون رو می کنند حضور داشتم متوجه شدم اول تو آشنایی ها حتما باید بررسی بشه دلیل اینکه یک آقا تا سن چهل به بالا ازدواج نکرده چیه .مسئولیت پذیر نبوده؟خانواده ی آشفته ای داشته؟بیماری روحی یا جسمی داشته؟به نظر من نود درصد کسانی که اینجا ثبت نام می کنند یه مشکلاتی دارند مخصوصا آقایون .یک آقاست که میره خواستگاری یک خانم و برای خواستگاری محدودیت ندارهبعضی افراد به واسطه ی مشکلات اساسی که دارن و در آشنایان شناخته شده هستند و می دونن در واقعیت راه به جایی نمیبرن برای همین رو میارن به برنامه های مجازی.حتما سعی کنید بفهمید دلیل اینکه از این برنامه ها استفاده می کنند چیه ممکنه بین اینها آدمهایی هم باشن که مشکل اساسی نداشتن و فقط هم کفوشون پیدا نشده اما متاسفانه تجربه ی من نشون داده آدم های مشکل دار اینجا زیادند.تو این تجربه ی آخر خواستگاری متوجه شدم تجرد زیاد هم بد نیست ازدواجی که در اون آرامش نداشته باشی به درد نمیخوره.و خداروشکر کردم که مشکلات این چنینی تو خانواده ندارم و فقط تجرده که سعی می کنم اگر نتونستم ازدواج کنم باهاش کنار بیام اما خب نا امید هم نیستم امیدوارم با ازدواج کردن هممون رشد کنیم نه اینکه همین آرامشی هم که تو تجرد داریم نابود بشه
1401/05/24

سوال 18738

سلام وقت بخیر ، من یه برادر دارم که تحصیل کرده و کارمند هست . از بچگی یه خورده عصبی بودبزرگتر که شد تو سن ۱۸ سالگی میخواست زن بگیره ، که مادرم بهش میگفت تو محصلی کار نداری و غیره ، تا اینکه جایی برای استخدام رفت ولی استرس زیادی داشت که پذیرفته شه به همه شک داشت که زمان تحقیق زیر آبش رو نزنن. بالاخره استخدام شد ولی این بد گمان بودن و شک داشتن همراهش بود جوری که میگفت فعلان همکار شندیم پشت سرم حرف زده . در واقع توهمات خودش بود چون الانم به مادرم میگه ذهن من رو دزدیدی و شیطانی ، به خواهرم میگه جادوگر ، خلاصه میگه خواهرم جادوگره اون رو میفرستی دنبال من که جاسوسی کنه . نمیدونیم چیکار کنیم چند بار هم روانشناس رفتیم ولی گفتند خودش باید بیاد . خودش هم راضی نمیشه . ممنون میشگ راهنمایی‌ کنید .
1401/05/17

سوال 18561

از خودم مطمئن نیستم که از لحاظ روانی سالم باشمباید چکار کنم؟!
1400/11/27

سوال 15248

وسواس و افسردگی دارم.نمیدانم باید ذکر کنم در پروفایل یا خیر؟
1400/09/08

سوال 14063

پر توقع بودن و انتظار بیش از حد از زندگی و ازمردم و اینکه دنیا را با دید هدف دیدن و نه وسیله آیا یک نوع بیماریه روانیست یا روحی یا هر دو یا هیچکدام ؟
1400/08/16

سوال 13625

سلام من اصلا نمیتونم به یک خانم علاقه پیدا کنم