پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1400/11/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15303
با سلام و احترام بنده خانم ۳۲ساله، دوسال و نیم عقد بودم، دو سال هم هست ازدواج کردم همسرم تمام مسایل ریز زندگی مون، حتی کوچکترین، صحبت هایی که من بیان میکنم، بین دوستانش، خانواده خودش و خانواده خودم بدون کوچکترین تامل و حتی فکر و حتی احساس پشیمانی بیان میکنه، به طوری که من به عنوان یه زن هیچ احساسی در رابطه با اینکه زندگی مشترک تشکیل دادم نمیکنم این در حالیه که تمام مسایلی که بین خودش و دوستان و خانوادش هست اصلا با من مطرح نمیکنه، تمام تلفن ها چه با دوستاش، چه خانواده، چه... وقتی که بیرون از منزل است میزنه، تمام گفتگو ها وقتی میره منزل مادرشون انجام میشه، مثلا وقتی خواهرزادشون از مسافرت کربلا برگشتن من وقتی رفتیم خون مادرشون و گفتن بریم دیدنش، تازه متوجه شدم رفتن کربلا، وقتی مادرشون عمل کردن تموم شد تازه من بین حرفاشون متوجه شدم فقط به من میگم یادم رفت بهت بگم ما زمان زیادی رو تنها کنار هم هستیم بعد از کار ایشون و لی هیچ صحبتی بینمون بیان نمیشه، من خیلی احساس تنهایی و بی ارزشی میکنم به نظرتون این رفتارشون رو باید به عنوان شخصیتشون بپذیرم؟ چه طوری؟ من خیلی حس بدی دارم هرچی با خودم کلنجار میرم نمیتونم این چیز ها رو بپذیرم
۲ پاسخ۶۲ بازدید