پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/11/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996239
سلام خسته نباشید.من به تازگی یه خاستگارجدیدبرام اومده ایشون هم سنشون بالایه ولی بسیارخوشتیپ وتیپ جوان وچهره جوان.وضع مالی شون هم اوکی هستش خودشون گفتن که موقع ازدواج هم چون من سنم پایینتره ازمال واموالشون برامن میزنن.من هیچ شناختی فعلاروشون ندارم.میگن من ازخودم ایمان دارم ومطمینم به تووبچت عشق میدم زندگی میدم همینم بهم برگردون میخام ازت ازخودم مطمینم اگه مشکل نداری بعدیه ماه ازدواج کنیم.یکی این موضوع فکرم رودرگیرکرده تویه ماه دوماه درسته ازدواج.وموردبعدی اینکه ایشون صادقانه همه چیروبهم گفتن روزاول که یه ازدواج داشتن توسن ۱۹سالکی زمان بچگی ودوسه ساله تموم شدمیگن همسرشون عالی وخوب بوده خودشون بچه وبی خیال فکرییلی تللی بوده وتعریف ایشون واشتباه خودشون روقبول دارن واحساس پشیمونی میکنن بعدتوسن بالاتریکی روبهش معرفی میکنن ازدواج میکنن دوباره که سنتی بوده ومشکلات جنسی داشتن باایشون وباب میلشون ازنظررسیدگی وزن بودن زنانه بودن وداشتن واونجورکه میخاستن نبوده.اینم ذهنم رودرگیرکرده توشهرکه هیچکس اززندگی هیچکس خبرنداره خودشونم که اینجوری میگن ازیطرف میگم نکنه خانوادم بفهمن اینوبزرگ کنن که چرادوتازن گرفته حتماخودش مشکل داره هم اینکه دیگرانم توبیرون ادم هاروخوب نمیشناسن چطوری بفهمم راسته دروغه خودشون مشکل نداشتن یااین موضوع مهمه اصلا.باتوضیحاتی که ازاول تااخردادم.
۴ پاسخ۲۸ بازدید
1403/11/08
سوال 996214
سلام با آقایی که سه سال از من کوچکتر هستن وسه فرزند دارن و همسرشون رو طلاق دادن نمیدانم میتونم مسئولیت سه فرزند ایشون رو داشته باشم یا نه وهر سه در مقطع ابتدایی اول و دوم هستن دو پسر دو قلو یه دختر خودم هم کمی کمردرد دارم بیشتربخاطر این فکرم در گیر میشه که نتونم کارای خانه داری رو انجام بدم چون دوس ندارم ازدواج ناموفقی رو دوباره تجربه کنن طرف مقابل ولی من در خانه میتونم همه ی کا را رو انجام بدم مشکلی ندارم فقط میترسم در خانه ی همسری از عهده ی این کار برنیام.من خودم هم ازدواجی نداشتم دختر هستم و ایا کمر درد خانم سکس براش مشکل میشه یا نه
۴ پاسخ۲۸ بازدید
1403/10/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996135
سلام دختری ۴۷ ساله هستم مجرد با موردی اشنا شدم ۵۰ ساله مطلقه و تحصیل کرده و دارای یک فرزند نوجوان..یک جلسه صحبت کردیم حضوری همچین مواقع ارتباط چشمی زیاد برقرار نمیکنم ..همدیگرو پسندیدیم ولی انتقادی که داشتن همین بود و گفتن فکر میکنم یا خجالتی هستید یا اکراه داری از ارتباط و توقع دارن باهاش راحتتر باشم که گفتم من چنین موقعیت ها اینطوری هستم و عرف جامعه هست که دختر سنگین باشه و جاهای دیگه بازتر هستم ..به نظرتون چیکار کنم چنین مواقعی ..و دیگه اینکه ایشون توقع داره بیشتر صحبت کنم حالا یا تو ایتا چت و..من گفتم ترجیح میدم حضوری صحبت کنم ..دیگه اینکه سوالات مالی چطوری بپرسم چون ایشون منزل ندارن برام مهمه پشتوانه مالی داشته باشن و..
ازدواج و خانواده1ازدواج دوم با وجود فرزندان1خجالتی بودن1دوران آشنایی قبل از ازدواج 2خجالتی و کم حرف 6+
۴ پاسخ۲۷ بازدید
1403/09/16
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995822
سلام من ۳۲سالمه ویک بارجداشدم بخاطراعتیادهمسرم خاستگارزیادداشتم ودوره اشنایی زیادی داشتم ولی بنابردلایلی نشددرهرکسی یه مشکل خاص وجوداشت.الان نه ماه هست بامردی هستم معرفی شده همسرش فوت کرده دوتابچه داره یکی هشت ساله منم یه پسردارم هشت ساله ویک دخترشون ۱۹ساله بچه های این اقادخترن بشدت به من علاقه دارن وخونگرم ومهربون هستن دختربزرگ خودش منوازطریق اشنایی پیداکرده برای پدرش که سروسامون بگیره همسراین مرددرسرزایمان فوت کردن ایشون۵۰سالشونه اماتیپ وظاهرورسیدگی ویسری اخلاق ورفتارشون کلامثل تیپ جوان سال وسی ساله هست ونشون نمیده کاملاپایه وامروزی .روزاول من برای اینکه مهک بزنم ایشون روچقدربهم علاقه داره شرط گذاشتم من پشت بانه یه شش دنگ منزل میخام ایشون برای من اپارتمان خریدو۱۱۴تاسکه زدم کلی دراین نه ماه رابطه برام طلاخریده پول داده به منوبچم رسیدگی میکنه ابرازعلاقه وکلامی داره توجه داره اهل سوپرایزکادوهمه چی عالی بودولی بعدشش ماه همش باهم سرناسازگاری پیداکردیم یعنی همش احساس میکنم اصلامنطق سرش نمیشه واصلاحرف منونمیفهمه همه چی برام گنگ شده که چرااینجوری شده همه چی همه خانواده وطایفه میدونن ودیگه قراره ازدواج کنیم امامن دودل شدم مثلازودجبهه میگیرن حتی برای نصبحت یاخوبی یاچیزخوبیم میگم انگاردرکلماتش داره لج بازی میکنه معامله میکنه مثلامن بگم چرادکترنرفتی امپولتوبزنی چرابه حرفم گوش نکردی الان خوب شده بودی همین چیزساده جوابش اینه من بگم فلان دکترنروفلان جابروتوگوش میدی توهرزمینه ای اینجوری.واینکه زودناراحت میشه وخیلی قهرمیکنه زودتوزمینه های خوب ومنطقی حتی وهمیشه میحایم درموردمشکل صحبت کنیم بدترمیشه چون فقط حرفشون اینه توجرقه زدی توباعث شدی برای همه زمینه هاانگشتشون سمت منه ومن مقصرمیدونن درصورتی که من چندگزینه به دخترشون یاخاهرشون یامشاورگفتم حتی من اون قسمت اون جاداشتم حرف درست اصولی منطقی میزدم ایشون نه جوابش نه رفتارش منطقی بوده وجرقه اول مقصربودن های خودش روهم من میدونه تودودلی وشک افتادم میگم خدایاازدواج دوممه بایه بچه اگه این اخلاقش درستم سعی کردم نشده معموله نمیتونه تغیرکنه باشه اینجوری سخته سه روزنمیتونیم حرف بزنیم ناراحتی نشه چون بهوازسمتش ناراحتی وقهرمیشه وادامه دارگاهی میگم برای سنشه نمیفهمه حرف منواصلاگاهی میگم توشخصیتی این ادم اخه چیه که من نمیتونم بفهمم اصلا..میشه راهنمایی کنیدتوروخدا
۴ پاسخ۳۷ بازدید
1403/08/22
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995654
سلام دختری ۴۷ ساله هستم با موردی خارج از همدم آشنا شدم ۵۸ ساله با سابقه ازدواج و یک فرزند متاهل. ۳ جلسه تلفنی صحبت کردیم و یک جلسه دیدار داشتیم قرار شد ادامه بدیم چند سوال دارم. ۱ اینکه گفتم نظرش در مورد مشاوره رفتن چیه گفت اگه به تفاهم برسیم ولی مشاور بگه مناسب هم نیستید یا برعکس عدم تفاهم و مشاور بگه مناسب هم هستید چه میکنید ..۲ پوشش آقا برام قابل قبول نبود شلوارشون جین بود خیلی بلند بود تا زده بود چرا قبلا کوتاه نکرده بودن چطوری میتونم عنوان کنم بهشون ..که بهش برنخوره .چون گفت اگه نکته ای می بینین که قابل حل هست بهم بگین توجه و حواسم متمركز میکنم ..۳ در مورد درامدشون چطوری سوال بپرسم ..۴برای دیدار دنبالم اومدن و برگشت هم رسوندن.برای دیداری بعدی قبول کنم باهاشون برم و برگردم یا خودم بروم ...،؟؟
۳ پاسخ۱۹ بازدید
1403/08/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995591
من همون خانمی هستم که گفتم ۴۷ سالمه و اقایی ۵۸ ساله اشنا شدم..موردی ۲۲ پیش جدا شده و این مدت ازدواج نکرده..من قبلا ترجیح میدادم با موردی ازدواج کنم که تفاوت سنی زیادی نداشته باشیم و علاقمند به فرزند اوری باشن ولی الان فکر میکنم توانایی جسمی دارم ولی حوصله چندانی ندارم..با موردهایی متناسب که تفاوت سنی زیادی نداشتیم اشنا شدم ولی یا پرتوقع بودن و یا اگه علاقمند فرزند اوری بودن شک داشتن که شاید من توانایی لازم نداشته باشم و میگفتن حداکثر تا ۴۵ سالگی خانمها میتونن بچه دار بشن و تکلیفشون با خودشون معلوم نبود ..از جهاتی با موردهایی که مثلا تفاوت سنی زیاد ۱۰ سال داریم ولی تناسب نسبی داریم پیش خودم میگم نکنه قبول کنم ولی بعد چند سال پشیمون بشم و انتخابم نادرست باشه..این مورد اخیر که گفتم ۲ هفته هست که در ارتباطیم ۳ بار تماس تلفنی و یک جلسه حضوری بخاطر کسالت من دیدار تاخیر داشت واتساپ تقریبا هر روز پیام در حد احوال پرسی و صحبت کوتاه داریم و وقتی میخواست تلفنی صحبت کنه و دیدار بیشتر واتساپ پیام میدهد چطور میتونم بگم بهش که کمتر پیام بدهند...چون احساس میکنم بیشتر از من امیدوارن ..سوال دیگرم اینه احساس میکنم در خرج کردن محتاط هست مثلا برای ملاقات حضوری گفت همدیگرو می بینیم بعد تصمیم میگیریم کجا بریم کافی شاپ.. گفتم اگه هوا خوب بود اشکالی نداشت فضای باز..که گفت میخوای عصر ۲ و ۳ باشه یا زوده ...موقع رفتن هم نزدیکامون کافی شاپها را تو خیابون چک کرد که دید کوچیکه و نامناسب ...و نکته دیگه اینکه من خیاط هستم گفت از خودت چیزی هم داری این مدت کار کردی ...این سوالش جالب نبود و اینکه رانندگی میکنی گفتم نه ولی گواهینامه دارم و مجبور نبودم .. گفت لذت داره خود ادم رانندگی کنه مثل اشپزی ..قبلش پرسیدم ترجیح میدین خانم درامد داشته باشه که گفت خانه و خانه داری مهمتره و ..
ازدواج و خانواده1بالا بودن سن1انتخاب همسر با اختلاف سنی زیاد1تردید در تصمیم گیری1ازدواج دوم با وجود فرزندان19+
۳ پاسخ۲۱ بازدید
1403/08/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995590
سلام دختری ۴۷ساله هستم ومجرد و لیسانس خارج از همدم با موردی صحبت کردم و یک جلسه دیدار داشتیم ایشون ۵۸ ساله تحصیل کرده و ۲۲ ساله جدا شده و۲ سال زندگی مشترک داشته یک فرزند که مستقله و ازدواج کرده ...پارسال هم یک جلسه دیدار داشتیم ولی ایشون دیگه پیگیری نکرد امسال وقتی که تماس گرفت گفتم قبلا همدیگه رو ديديم گفت اگه مایل باشین آشنایی رو ادامه بدیم.. چیزی که فکرم رو مشغول کرده چرا این مدت ازدواج نکرده از خودش هم پرسیدم گفتن مدتی نیاز به وقفه بود بعد هم کسی که شرایطش بهم بخوره خیلی کم و..از نظر مذهبی هم من اهل واجبات هستم ایشون گفتن قبلا اهل واجبات بودم حتی مکه و کربلا هم رفته و.. ولی الان فقط روزه رو واجب میدونم و وجدان و انسانیت برام مهمتره ..ایشون خیلی علاقمند هستند به ادامه ارتباط و آشنایی ..واتساپ پیام میدهند و وقت بخير میگن و صحبت کوتاه تا سر فرصت باز هم دیدار داشته باشیم ..برای ملاقات با ماشین خودش دنبالم اومد و برگشتن هم تا نزدیک منزل رسوند ..کمی معذب هستم به نظرتون درسته جلسات بعدی هم با خودشون بیرون برم و کافی و شاپ و..
شکست در ازدواج1انتخاب همسر با اختلاف سنی زیاد1ترس از تنهایی1نگرانی از آینده1ازدواج دوم با وجود فرزندان110+
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1403/06/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995136
من دختری ۴۵ ساله هستم به تازگی یک خواستگار دارم که ۵۶ ساله است وسه بار ازدواج کرده ودو فرزند پسر دارد و بعد از دو بار دیدن همدیگر سر موضوع مهریه به مشگل خوردیم ایشان حاضر به دادن سکه به عنوان مهریه نیستند ویک زمینی که سه دونگش برای خواهرش است وسه دونگش برای خودش می باشد ، را می گوید سه دونگ خودش ، به عنوان مهریه ی من باشد که ارزش آن زمین ۱۵۰ میلیون است الان من نمی دونم چکار باید انجام بدهم.من یک سوال دیگه هم داشتم الان عرف جامعه چند سکه طلا است؟
۲ پاسخ۳۱ بازدید
1403/05/26
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994983
سلام وقتتون بخیرمن یک راهنمایی ازتون می خواستم من یک دختر ۴۵ ساله ام وازدواجی نداشته ام ودانشجوی کار شناسی ارشد هستم،من یک قبول در خواست داشتم که ایشان دکتری دارند ویک ازدواج ناموفق هم داشتند و یک فرزند پسر ۲۰ ساله که باایشان زندگی نمی کند ایشان در اولین تماس تلفنی که حدود یک هفته پیش بود به من گفتند که به علت مشغله کاری فعلا نمی تونند ملاقات حضوری داشته باشند من بعد از یک هفته به ایشان پیام دادم برای ملاقات حضوری،که در جواب نوشتند که هنوز وقت نکرده اند که با من هماهنگ بشوند و من در جواب این آقا نوشتم که در اولین زمان که تونستند با من هماهنگ بشوند که در جواب گفتند ان شالله ،الان خانواده ام میگن که ایشان اگه وقت برای انتخاب همسر ندارندچرا درخواست رو قبول کردند ومن با صبر کردنم دارم خودم را کوچیک میکنم وایشان دارند به من بی احترامی میکنندلطفا من را راهنمایی کنید و بگیدچه کاری بایدانجام بدم به نظر شما من باید رد درخواست را بزنم
مدیریت زمان2توهین کردن خواستگارها1ازدواج دوم با وجود فرزندان1به تاخیر افتادن ازدواج1انتخاب همسر مناسب17+
۴ پاسخ۳۰ بازدید
1403/05/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994927
سلام دختری ۴۶ ساله هستم مجرد ۲۰ روز پیش خارج از همدم از طریق معرف با آقایی آشنا شدم همسر فوتی ۵۰ ساله و دو دختر تلفنی ۳ ربع صحبت کردیم گفتن اربعین پیاده روی کربلا میرم شما نظرتون چیه و..کلا مذهبی هستن و شرایطشون پسندیدم قرار شد دیداری داشته باشیم ولی تماسی دیگه نبود چند روز بعد از معرف پرسیدم نظرشون چی بوده گفتن مشغلشون زیاد بوده و فرصت نکردن قرار بزارن ..و دیگه تماسی نبود من هم پیگیری نکردم و از معرف هم نپرسیدم ..من رد شده فرض کردم و ایتا پیامهایم را پاک کردم حتی برای ایشون پاک کردم ... بعد از این مدت امروز چند استیکر وفات حضرت رقیه برام فرستادن و تسلیت گفتن من چیزی نگفتم از معرف هم پرسیدم گفت دیگه خبر ندارم و معرف هم دیر به دیر جواب پیام میده به نظرتون ازشون بپرسم هدفشون چی بوده از استیکر .؟؟.شاید میخواستن ببینن من بلاکشون کردم ..به نظرتون پیام بدم چی بگم یا اصلا پیام ندهم ...
۳ پاسخ۲۱ بازدید
1403/05/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994841
سلام وخسته نباشید خدمت مشاوران عزیزمن یه مدتی هست با یه آقایی آشنا شدم که مجرد هست وخودم مطلقه ودوتا فرزند دارم این آقا دوسه سال از من کوچکتره وهمچنان آشنایی ادامه داره خیلی همدیگه را دوست داریم من بهش گفتم که به خانوادت گفتی که بامن در حال آشنایی هستی گفته میگم تا چند شب پیش که خواهرش از فرانسه اومده بود ایران باهاش در میان گذاشت به این صورت که اگه کسی را بخوام که بچه داره نظر شما چیه که خواهرش گفته هیچ وقت اینکار را نمیکنی ولی این آقا بلند سر خواهرش داد زد که میکنم وچون دوست دا رم وبه هیچ کسی ربطی ندارهبعدش داداشش مانده که هنوز نگفته من بهش گفتم که خانوادت راضی نیستن بیا همینجا ارتباط را تمامش کنیم اون آقا گفته که به من تا اول مهر فرصت بده خودم راضیشون میکنم ...نمیدونم واقعا فرصت بدم تا اول مهر یا این فرصت را قبول نکنم لطفا راهنمایی کنید
۳ پاسخ۱۰ بازدید