پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1402/07/17

سوال 989532

ازدواج پسر مجرد با خانمی که طلاق گرفته و ازدواج دومشه چه مشکلاتی داره؟
1402/07/17

سوال 989531

ازدواج با مرد مطلقه دارای فرزند چه مشکلاتی میتونه داشته باشه؟
1402/07/04
ناشناسحقوقی

سوال 989220

اگر خانم ازدواج مجدد انجام دهد، مهریه ازدواج اول منتفی می شود؟
1402/03/06

سوال 27695

شوهرم بدون اجازه دادگاه ازدواج مجدد کرده است چه طور می تونم شکایت کنم و اینکه آیا این کار ایشون جرم محسوب میشه؟
1402/01/21

سوال 26239

شوهرم بدون اجازه دادگاه ازدواج مجدد کرده است چه طور می تونم شکایت کنم و اینکه آیا این کار ایشون جرم محسوب می شه؟
1401/10/28

سوال 23341

بعد از فوت همسر چه زمانی برای ایجاد رابطه جدید و ازدواج مجدد مناسب است ؟
1401/06/09

سوال 19102

لطفا فقط دکتر صفری پاسخ سوالم را ارسال بفرمایند...خانمی 35 ساله هستم که 5 سال پیش از همسرم جدا شدم و بچه هم ندارم و خیلی مایلم که هر چه سریعتر ازدواج کنم ولی متاسفانه هر موردی که برای آشنایی معرفی میشه طی دوران آشنایی از من زده میشه و قضیه ازدواج کنسل میشه. من به رابطه خیلی اهمیت میدم و برای طرفم خیلی وقت میزارم و سعی می کنم همه چیز در حد کمال باشه ولی متاسفانه آقایون از میزان اهمیتی که بهشون میدم و محبتی که دارم سواستفاده می کنند و فکر می کنند من چیزی کم دارم که اینطوری رفتار می کنم. واقعا دیگه خسته شدم و نیاز به کمک و راهنمایی دارم
1401/05/27

سوال 18828

سلام خانوم دکتر دیگه چند وقته دیگه چون از وابستگی احساسی رها شدم و دیگه احساس کم بودن رو کنار گذاشتم چون قبل اینا تمام سعی خودم رو کردم اما رفت دیگه غصه نمی‌خورم خودم رو با تمام عیب و نقصی ها و چیز هوایی که کم گذاشتم پذیرفتم ،به هیچ چیزی جز خوشحال کردن خودم و شاد بودن خودم نمیکنم ،در طول روز واسه خودم میرقصم بدوبدو میکنم زیاد شکر گذاری میکنم خیلی به خودم میرسم ،دیگه بیرون رفتم منوط به بودن اون آدم نیست از تنهایی راستش لذت میبرم چون می‌دونم اون آدم همه چیزش حتی خوشحالی و آرامش رو مدیون یکی دیگه ای نه من ،راستش در کنار سعی کردم واسه برطرف کردن عیب های خودم و خودمو بکشم بالا در کنار دردام یه کم بزرگ شدمچون خود اون آدم منو از اون الناز قدیمی که خوشحالیش خوشحالی اون بود ناراحتیش ناراحتی اون بود غذا نمی‌خوردم تا بیاد تنهایی جایی میرفتم دوسال همش از تنهایی عذاب می‌کشیدم انتظار کشیدم تا یه روزی باهام بیاد بیرون اما الان دیگه در انتظارش نیستم راستشو بخواین دیگه واسه هیچی منتظرش نیستم نه منتظر تایید نه تکذیب ،فقط بهش احترام میگذارم. چون خودش حتی اگه کنارم باشه مثل قبل نیستم الان خیلی خیلی خوشحالم تو این چند ماه هزار بار مشاورین 1480کمک گرفتم و الان حالم بهتر شده ،ااز اون حالت داغونی در اومدم
1401/03/24

سوال 17383

<p class="paragraph"> چه مدت بعد از طلاق افراد از نظر روانی آمادگی ازدواج مجدد را پیدا می کنند؟ </p>
1400/09/21

سوال 14259

با سلام و ادببنده با خانمی از اقوام نزدیکمان ۴ ماهه آشنا شدم به قصد ازدواج که ایشان هم مثل من یکبار تجربه ناموفقی در ازدواج داشتن (البته ایشون بعد از ۴ سال نامزدی جدا شدن) بنده هم بعد از 14 سال ازدواج جدا شدم و قصد داریم که یه زندگی جدید رو باهم شروع کنیم.اوایل رابطمون خیلی خوب بود و حس خیلی خوبی بین ما ایجاد شد. تو خیلی از موارد اخلاقی و فرهنگی و شخصیتی تفاهم داریم. اما موضوعی که هست اینه که ایشون میگن من مراسم عروسی میخوام در حالی که بنده واقعا شرایط عروسی گرفتن چه از نظر مالی و چه از نظر روحی ندارم.و گفتم که هزینه عروسی رو میتونیم ماشین بخریم که خیلی ضروری تره و مراسم رو ساده تر با تعداد مهمان کمتر تو خونه خودمون بگیریم. ایشون در ظاهر قبول کردن و گفتن مشکلی نیست و حتی من قبلا هم از ایشون سوال کرده بودم که اگه شرایطی پیش بیاد که نتونیم هیچ مراسمی بگیریم آیا حاضرید بازم با من ازدواج کنید و ایشون گفتن آره اما الان من کاملا متوجه تغییر رفتارشون شدم.دیر جواب پیام میدن با اینکه آنلاین هستنمثل قبل دیگه شور و اشتیاق زندگی مشترک نشون نمیدنو اون محبت و عشق همیشگی رو ندارنچندبار هم ازشون پرسیدم و خواستم که صادقانه هر مشکلی هست بهم بگن و حتی اگه نمیتونن با این شرایط کنارم باشن بازم بهم بگن اما ایشون گفتن نه من مشکلی ندارم.ایشون 26 سالشونه و من هم 33ممنون میشم راهنمایی کنید