پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/03/12

استرس

با سلام وقتتون بخیر من ۱۹ سالمه و ذهن بسیار پر تنش و استرس زایی دارم در حدی که پارتنرم این رو بهم میگه که کاملا معلومه در ۹۰ درصد اوقات همش استرس دارم و کاملا به این مشرف هستم که حد استرسم خیلی زیاده چیکار کنم واسه کنترلش و اینکه در طولانی مدت امکان درمان هست یا در زمان کم هم میشه
1404/03/05

گرفتن ارتباط با شخص نادرست

سلام و عرض ادب خدمت مشاوران عزیز و گرانقدر پسری ۳۱ ساله هستم مدتی است با خانمی ۶ سال بزرگتر از خودم ارتباط دوستی برای ازدواج برقرار کردم پس از اولین ملاقات من با این خانم ، از چهره و اندام ایشان و بعضی از رفتارهای ایشان اصلاً خوشم نیامد ولی نمیتوانم به ایشان بگویم که دوستت ندارم چون احساس میکنم این دختر خانم به لحاظ احساسی و عاطفی بسیار حساس و زود رنج هستند از طرفی ارتباط تلفنی ما بیشتر از پیش شده و باهم در مورد مسائل مختلفی صحبت میکنیم ایشان هر روز بیشتر از روز قبل عاشق و وابسته ی من می‌شوند و من هر روز بیشتر از ایشان متنفر میشوم ولی چون خواهر یکی از صمیمی ترین دوستان من هست نمیتوانم به او بگویم که هیچ حسی به او ندارم و علی رغم میل باطنی این رابطه را ادامه می‌دهم و دلم نمی‌خواهد دل ایشان بشکند و ضمناً دوستی بین من و دوستم از بین برود چکار کنم تا از این وضعیت سردرگم رها شوم خواهشاً زودتر راهکار عملی با کمترین میزان آسیب به ایشان پیشنهاد کنید ، پیشتر از مشاوره و راهنمایی شما سروان عزیز سپاسگزارم در پناه حق و پایدار و مانا باشید 🙏🌹
1403/09/17

سوال 995833

باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیر‌کنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم