پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/10/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996087
سلام .آیا باید همیشه خودمان را مقایسه کنیم ؟چه اشکالی دارد همان که واقعا هستیم را نشان دهیم . نه کمتر نه بیشتر . آیا این کار آبرو داری است . در زندگی باید اولویت رضایت خودمان باشه یا دیگران ؟آیا باید به قیمت رضایت دیگران به خودمان آسیب بزنیم ؟
۱ پاسخ۹ بازدید
1403/09/22
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995861
میخواستم بپرسم که چگونه میتوانیم متوجه شویم که به بلوغ نیاز برای ازدواج رسیده ایم؟ من خودم در حال حاضر دختر هستم و ۲۲ سال دارم و خواستگارهای متعددی داشتم. ولی به علت سن پایینم از طرف خانواده رد شده. البته در این که تک بچه هم هستم بی تاثیر نیست. چون پدر و مادرم به من وابسته هستند و مرا دوست دارند. الان من به اون بلوغ رسیده ام که دیگران مرا برای ازدواج مناسب ببینند؟ بر اساس این اتفاقات که از پارسال برای من شروع شده و خواستگار دارم، میتوانم حسم را چگونه بیان کنم؟ آیا این حس گرایش به طرف مخالف که الان دارم درست است یا خیر؟
۳ پاسخ۱۹ بازدید
1403/09/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995833
باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیرکنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم
۳ پاسخ۲۷ بازدید
1403/08/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995702
سلام،۳۵ سالمه و ۶ سال پیش یک عقد ناموفق داشتم، در حال حاضر هیچ انگیزه و شور و هیجانی به هیچ دختری برای ازدواج ندارم،احساسی که اغلب اوقات دارم اینه که یه حس بی نظمی و آشفتگی در ذهنم دارم،با وقوع یک مشکل در زندگی این حالت برام تشدید میشه و زود عصبی میشم و به همین دلیل با خودم میگم اگه ازدواج کنم بار زیادی از مشکلات به سمتم سرازیر میشه که در اینحالت دچار یک بحران آشفتگی و خستگی ذهنی میشم،لطفا راهنمایی کنید
۴ پاسخ۱۹ بازدید