پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/09

سوال 996706

سلام وقت بخیر .دختری هستم که چندوقتی میشه که به بیماری سندرم روده ی تحریک پذیر مبتلا شدم این یبمیاری اصلا خطری نداره و قابل درمان هست.میخواستم بدونم چه زمانی باید با خواستگارم مطرح کنم که این بیماری و دارم ؟ اصلا لازمه که باهاشون مطرح کنم؟ و چطور عنوان کنم؟چون ممکنه بخوام با خواستگاری بیشتر از یک جلسه پیش برم.
1403/11/26

سوال 996491

سلام البته بنده متاهل هستم و همسرم سرطان رحم داره دوسال هست شیمی درمانی میشه از لحاظ زناشویی قادر به زناشوئی نیست متاسفانه سرطان بدخیم هست و در شرایط بدی قرار دارم و پایبند اصول اسلامی آیا مقدور هست اینجا برای ازدواج دایم برنامه ریزی کنم
1403/11/10

سوال 996236

با سلام و احترام خدمت کارشناسان گرامی:بنده دختر ۳۷ساله ای هستم مذهبی و مقید و محجبه.حدود ۱۰سال پیش خواستگاری داشتم با ایشان تا حدود زیادی تناسب داشتم.هیچ ارتباط خارج از عرف یا شرعی نداشتیم و کاملا با حضور خانواده ها بود.اما به دليل اینکه در آزمایشات قبل از ازدواجمون مشخص شد متاسفانه هردو تالاسمی مینور هستیم قرار ازدواج از طرف بنده کنسل شد.الان سوالم از شما این هست که برای ازدواج باید این موضوع را به خواستگار بگویم یا خیر؟اگر نگویم برخلاف صداقت هستش؟؟یا اینکه امکان داره که زندگی آینده مو تحت تأثیر قرار بده؟؟
1403/11/08

سوال 996222

سلام..یه اقایی که ۳۶ ساله بودن وبیماری نورو داشتن ازتون سوال کرده بودن که چطوری بیماریشون را درخاستگاری مطرح کنند..وشما گفته بودید که نیازنیس همون جلسه اول بهش بگن ..منم دقیقا همین بیماری رودارم چندبار درجلسه ۳،۲،مطرح کردم ناراحت شدن که باید همون جلسه اول میگفتی که این بیماری روداری..ویه سوال دیگه که چطوری میتونم باهمون اقا اشنا بشم که باهاشون صحبت کنم
1403/11/07

سوال 996210

سلام وقت به خیر<br>بنده حدود 36 سال دارم شغل ازاد و مدرو تحصیلی کارشناسی ارشد<br>من مشکلی دارم اینه اصلا تمایلی به ازدواح ندارم به هیچ عنوان و دلیلش اینه یک بیماری ژنتیکی دارم و این موضوع خیلی اذیتم مکینه<br>بیماری ما نوع های مختلفی داره و یک انجمن دارد به اسم نورو فیبوماتوز ولی من نوع خیلی خیلی خفیف از این بیماری دارم<br>بیماری به این صورت چندتا لکه تو بدنم هست و امکان دارد این لکه ها به صورت 50 درصد وراثتی به جنین نوزاد در اینده انتفال پیدا کنه <br>و الان میخوام یا یک نفر اشنا بشم نمیدونم این موضوع کی مطرح کنم<br>چندین نفر میگن در جسلات سوم یا دوم مطرح بشه<br>و حتی نوع گفتنش من نمیدونم به چه صورت بگم که هم باعث رعب وحشت نشع و هم کلی گفته بشه دینی گردن من نباشد<br><br>
1403/07/16

سوال 995446

سلام از طریق همدم با آقا و خانواده ای آشنا شدیم که تقریبا هم کفوی حداکثری وجود دارد در اولین جلسه که تماس مادر خانواده بود در باره عقد ناموفق دختر م که به دلیل مشکل خونی وژنتیکی طرف مقابل سالها پیش خیلی سریع و بدون اطلاع فامیل و همکاران و ...اتفاق افتاده و به سرعت و بدون گرفتن خسارت و مهریه باطل شده و شناسنامه ها پاک شده ، اصلا صحبتی نشد چون بنا به پیشنهاد مشاوران محترم همدم عقد ناموفق پاک شده و چون از نظر ایشان خطای پزشکی بوده و نباید قبل آمدن جواب ژنتیک و مشکل خونی آقا عقد اتفاق می افتادهو بدون دعوا و مشکل عقد باطل شده ، قرار شد خودمان این مطلب را به طرف مقابل یگوییم ، حالا لطفا راهنمایی بفرمایید که این مطلب را ابتدا به مادر خانواده بگوییم یا به پسر خانواده و چه موقع بگوییم که پنهان کاری محسوب نشود ویا باعث دلزدگی نشود ، در ضمن دختر خانم معتقد است که این مطلب توسط بنده که مادر خانواده هستم طرح شود و آقا بعد از پذیرش این عقد نافرجام که بدون هیچ ارتباطی پایان یافته ،وارد بحث آشنایی شود و با دختر خانم مانند کسی که برایش چنین مشکلی پیش نیامده برخورد کند و این قضیه را به رویش نیاورد ، واقعا نمی دانم به عنوان مادر چه کنم که هم احساسات دختر نازنینم که حکم آش نخورده و دهان سوخته را دار د آسیب نبیند و هم فرصت خوبی را که خداوند در اختیار نهاده از دست ندهیم قبلا هم درباره نحوه برخورد با این عقد ناموفق از عزیزان یاری گرفته بودیم ، محبت کنید در باره نحوه بیان و زمان بیان این مطلب به مادر آقا و خود آقا راهنمایی بفرمایید تشکر و ممنون از همدلی و راهنمایی شما زیر سایه امام زمان پیروز و سربلند باشید
1403/06/26

سوال 995319

سلام من ام اس دارم خواستگاری هر دختری که میرم جواب رد میشنوم.چه کنم.الان ۳۲ سالم هست و هیچ گونه رابطه ای نداشتم.
1403/06/04

سوال 995120

سلام مشاورین عزیز من ۴۶سله بیماری ام اس خفیف دارم جدا شدم و پیش خانوادم هستم هزار جور مشکل با خواهرام دارم تصمیم گرفتم برم جدا زندگی کنم خونه اجاره کنم راحت شم به نظر شما کارم درسته
1403/05/31

سوال 995082

با سلاممردی38 ساله هستم و خواهری 40 ساله دارم که از سال 83 دچار بیماری صعب العلاجی شدو با پدر و مادر پیرم زندگی میکند.من جدا از پدرو مادرم زندگی میکنم. پدرم همیشه میگه پسرم دختر خوب پیدا کن ازدواج کن همه تدارکات وخرج ومخارج ازدواج و عروسی با من،جای دیگری زندگی کن اصلا فکر ما نباش بگو اصلا پدر و مادر و خواهر نداری. از طرفی دلم براشون میسوزه و همیشه به اونها و خواهرم فکر میکنم که باید از اونها مراقبت کنم و بعد از پدرومادرم ، وظیفه نگهداری خواهرم با من است و کدوم دختری حاضر میشه با من زندگی کنه یا هرکسی این وضعو ببینه ،فرار میکنه میره حتی خیلی از دخترهای خوبی که از من هم خوششون میومد رو محل نمیدادم برن ،تو دلم میگفتم بهتره بری با من افسرده و غمگین میشی.چون پدرم اینحرفها رو از روی احساسات میگه درحقیقت ازدواج دونفر ازدواج دو خانواده هست.از طرفی خود خواه میشم با خودم میگه بعدها از اینکه مجرد ماندم پشیمان میشم که خودم و جوانیم را پای بقیه سوزاندم و هیچ یاروهمدم و بچه ای ندارم.ممنون میشم راهنمایی کنید
1403/03/22

سوال 994157

سلام من پروستات دارم من میتونم ازدواج کنم یا خیر
1402/12/11

سوال 993193

با سلام. دختری ۳۳ ساله هستم که حدود ۱۰سال است دچار سندروم بهجت شده ام البته در ابتدا وقتی۲۳ سالم بود با علائمی نظیر ضعف پاها و بی اختیاری به پزشک مراجعه کردم که بعد از آزمایشهای بسیار تشخیص قطعی ندادن و گفتن ممکنه ام اس و یا بهجت باشه و تو این ۱۰سال به پزشک های زیادی مراجعه کردم و خیلی سختی کشیدم و در نهایت۲سال پیش متخصص روماتولوژی گفت بهجت دارم چون مشکل چشمی و ضعف پاها را داشتم و تو این مدت گاهی دارو استفاده میکردم ولی مشکل چشمی ام غیر فعال بود تا اینکه اردیبهشت امسال نصف شب با درد و تاری دید از خواب بیدار شدم و صبح مجبور شدم به اورژانس مراجعه کنم و در نهایت امسال ۲ بار چشم راستم را عمل کردم و الان هم هنوز تاری دید دارم و در حال مصرف دارو هستم پاهایم هم به خاطر مصرف کورتون خیلی ضعیف شده بود که الان که مصرف کورتون قطع شده دارم ورزش میکنم و خیلی بهتر شده. توی این ۱۰ سال خیلی سختی کشیدم و مثل فولاد آب دیده شدم قبلا خیلی زودرنج و شاید مغرور و زود عصبانی میشدم ولی الان و از وقتی رابطه ام را با خدا بیشتر کردم احساس آرامش بیشتری میکنم و تلاش کردم تا اخلاق های بدم را کنار بگذارم و خداروشکر موفق هم بوده ام اما الان چیزی که من را نراحت میکند و مدام در ذهنم است مساله ازدواجم است چو الان ۲۰ ساله درگیر این بیماری ام خودم خیلی تمایل دارم ازدواج کنم اما از دو مساله میترسم یکی اینکه کسی من را با این شرایط نپذیرد و دوم اینکه اگه بچه دار شوم نتوانم ازش مراقبت کنم چون سرعت عمل طبیعی که باید گاهی اوقات داشته باشم را ندارم مثلا نمیتوانم بدوم یا بپرم. این مساله واقعا داره منو نابود میکنه از طرفی خودم دوست دارم ازدواج کنم و از طرفیزفشار فامیل و اطرافیان برای ازدواج من را واقعا آزار میده چو در مورد این بیماری جز خانوادم کسی نمیدونه حتی فامیل و وقتی خواستگار معرفی میکنن مجبورم با دلایل الکی ردشون کنم. از نظر ظاهری و قدی و اندام در شرایط خیلی خوبی هستم به طوری که زیاد خواستگار دارم به طوری که ظاهری کسی متوجه نمیشه مگر موقع راه رفتن زیاد که خسته میشم و اونوقت صاف و درست راه نمیرم میپرسن چی شده.حالا شما لطفا بگید چیکار کنم حال روحی ام اصلا خوب نیست پیش روانشناس هم رفتم ولی کمکی بهم نکردن لطفا شما کمک کنید. ممنون
1402/01/22

سوال 26268

آیا افرادی که مبتلا به اختلالات روحی و روانی و ناراحتی های اعصاب و روان هستند و بیماری آن ها مقاوم به درمان است و نیاز به مراقبت دائمی دارد می توانند ازدواج کنند ؟

صفحه 1 از 2