پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/07

سوال 995965

گیف خشن وعصبانی فرستادم گفتم حالم ازت بهم میخوره ولی از ته دل نبودفکر کردم بعدش بیشتر باهام میمونه ودلمو راضی میکنه ولی اون گفت خدافظ مزاحمت نمیشم
1403/09/05

سوال 995732

دختر مجرد ۴۷ ساله هستم دیشب موردی مطلقه تماس گرفتن برای آشنایی گفتن اگه مایلید عکس هم رد و بدل کنیم هر طور دوست دارین عکس رد و بدل کردیم چیزی نگفتن نظرشون رو پرسیدم گفت با عکس نمیشه نظر داد اجازه بدین استخاره کنم اگه خوب اومد همدیگرو می بینیم گفتم هر طور میدونید دیگه پیامی ندادن به نظرتون منتظر باشم ببینم نتیجه استخاره و زشته بپرسم ؟شایدم نتیجه استخاره خوب نبوده که دیگه چیزی نگفت...
1403/07/16

سوال 995442

سلام من هربارباهرآقای آشنامیشم اول شوروشوق زیادی برای آشنای دارن حتی قبل ازدیدارحضوری واشتیاق زیادی به دیداردارند اما بعدازگذشت معمولا۲ هفته آشنای به کل یاپشیمون میشن یاهزاربهانه می اورند نمیدانم کارم درست است یاخیر اول درمورد ظاهرواخلاق وپوشش ومذهب وتفریح وکلی همه چیز صحبت میشه که ۹۹ درصد آقایان استقبال میکنند ومیپسندن حتی خیلی هم خوشحال میشن بعددرمورد مسایل جنسی صحبت میکنند وبنده طبق شناختی که دارم جواب میدم حتی اینم میپسندن وابراز خوشحالی میکنند ووقتی میگم یک دیدارحضوری داشته باشیم تابیشتر وبهتر آشنابشیم هزار بهانه میاورند یادقیقا چیزی که خط قرمز بنده هست رو قبول ندارند چرا آقایان اکثرا میخوان دیداراول رودرماشین داشته باشند ومن اون ونمیپذیرم واشنای تمام مگه پارک وکافه چه ایرادی دارد من درشهری ۲۰۰ هزاری زندگی میکنم میتوانم باجرات بگم که حداقل ۲۰مورد به خاطراین موضوع تمام شده وازآشنای منصرف شدن حاضرنبودن درمکان عمومی دیداراول داشته باشند میدانم تاحدودی مشکل ازمن است اماچیست ان رانمیدانم لطف میفرماییدراهنمای کنید اینجارسم برگردش وتفریح باجنس مخالف نیست همه چیز سنتی هست باتهران وشهرهای بزرگ خیلی فرق دارد لطفا راهنمای کنید باتشکر
1403/05/26

سوال 994983

سلام وقتتون بخیرمن یک راهنمایی ازتون می خواستم من یک دختر ۴۵ ساله ام وازدواجی نداشته ام ودانشجوی کار شناسی ارشد هستم،من یک قبول در خواست داشتم که ایشان دکتری دارند ویک ازدواج ناموفق هم داشتند و یک فرزند پسر ۲۰ ساله که باایشان زندگی نمی کند ایشان در اولین تماس تلفنی که حدود یک هفته پیش بود به من گفتند که به علت مشغله کاری فعلا نمی تونند ملاقات حضوری داشته باشند من بعد از یک هفته به ایشان پیام دادم برای ملاقات حضوری،که در جواب نوشتند که هنوز وقت نکرده اند که با من هماهنگ بشوند و من در جواب این آقا نوشتم که در اولین زمان که تونستند با من هماهنگ بشوند که در جواب گفتند ان شالله ،الان خانواده ام میگن که ایشان اگه وقت برای انتخاب همسر ندارندچرا درخواست رو قبول کردند ومن با صبر کردنم دارم خودم را کوچیک میکنم وایشان دارند به من بی احترامی می‌کنندلطفا من را راهنمایی کنید و بگید‌چه کاری بایدانجام بدم به نظر شما من باید رد درخواست را بزنم
1403/03/08

سوال 994040

باسلام خدمت اون خانم یا آقای که میفرماینددریک جلسه تصمیم درستی نیست باید عرض کنم خدمت شماایشون دیپلم ولی ادعامیکردند اندازه یک دکترا روانشانسی. میدونند واندازه یک دکترا پزشکی وچندتا دکترا دیگه برای باراول درمورد من وخانوادم نظردهی میکرد میگفت ازلحاظ روانشانسی شماها اینجوری هستید واینکه خانم قبلی تولیدی داره و۲۰ نفر براشون کارمیکنند خانمی میخوادبهترازاون ودوم اینکه خانم درشرف ازدواج هست ایشان عجله داشتندقبل اون عقدکنند وبابرادرومادروپدرخود میانه خوبی نداره چون طلاق ایشان تاثیراونهابوده واینکه برادرهاش بهش حسودی کردن وحسادت اونها باعث ازهم پاشیدگی زندگیش شده وخیلی چیزهای دیگه ودراخریک مثال زدم گفتم که ماهردوپدرومادرپیرداریم احترام واجبه فرض میکنیم پدرمن یک موضوعی رومطرح میکنه هم من وهم شمامیدانیم درست نیست عکس العمل شماچیه (گفت توروش وامی ایستم)ودراخر ازدست دخترم خسته شدم لباس براش میشورم دیگه پولشومیدم میفرستم کلاس هرکاردوست داره بکنه عصبانیم کنه میاندازم بیرون کسی که ازگوشت وخون خودشه پیش یک غریبه اینجوری صحبت میکنه فردابامن وبچه من همین جورهست هزارجور اظهارنظرکرد راجب ما شما بفرماییدحاضری باهمچین مردی آشنای وادامه بدی والله اگه شماحاضرباشی غرورم وزیرپامیزارم درخواست قراردوباره میکنم اگه خانمی حاضری آگه آقای بازم حاضری پیشنهادمشاوره قبل ازدواج روقبول نکرد گفت خودم اندازه دکتراروانشناسی میدونم استرش به کنار پیش یک بچه میگه بروزهست ازفرزند اوری صحبت میکنه تمام اینها شماحاضری قبول کنید ممنون میشم جواب بدی
1403/01/27

سوال 993625

سلاممن با یه خانم توی یه پارک خیلی سرسبز قرار ملاقات گذاشتم که اطرافش بیشه‌زار و خاکی بود. وقتی اومد فقط یه سلام کرد و گفت بریم. هی همینطور برای خودش داشت می‌رفت سمت بیشه‌زار ؛ منم بهش گفتم کجا میریم؟! خب بیا توی پارک بشینیم. اون هم گفت بیا مهم نیست تا اینکه رسیدیم به یه نیمکت روی یه گوشه اون خاکستر زغال بود، من برای خانم خاکستر را پاک کردم ولی خیلی کثیف بود و گفتم که نیمکت را عوض کنیم؛ ایشون بدون توجه به حرف من، رفت نشست سمت تمیز نیمکت و من باز تکرار کردم که نیمکت کثیفه و لباسم کثیف میشه! ایشون گفت یعنی می‌خوای نشینی؟! من دیگه نشستم! (یعنی می‌خوای بشین می‌خوای نشین) من می‌خواستم نشینم و ایستاده صحبت کنم و حتی یه لحظه به ذهنم رسید که به خاطر این حرکت زشت ازش خداحافظی کنم ولی به هر حال نشستم و دقایقی باهاش صحبت کردم؛ در حین صحبت هم هی مدام چشماش گشاد میشد. خلاصه اینکه رفتار نرمالی نداشت و انگار اختلال رفتاری و روانی داشت.حال می‌خواستم بدونم آیا ادامه رابطه با چنین کسی که توی ملاقات اول حاضر نیست برای طرف مقابل و کثیف نشدن لباسش، نیمکت را عوض کنه و می‌خواد حرف خودش را به کرسی بنشونه، به صلاحه؟ یا اینکه بعداً در طول زندگی باهاش به مشکل می‌خورم؟ (من دفعه اول بود چیزی نگفتم ولی خب صبر من هم حدی داره)با تشکر
1401/11/15

سوال 24034

سلام،درمقابل بی احترامی فامیل آیا باید قطع رابطه کرد
1401/01/21

سوال 16262

سلام خیلی ممنونم بابت راهنمایی تون خانم فرزانه باکتریا من ۲۴ سالمه شوهرم 23 سالشه و یک سال از من کوچکتره الانم تو طبقه همکف خونه ی پدر شوهرم زندگی می کنیم برای استقلال مالی هم که گفتین همه به اندازه خودشون یه کم بودی هایی دارند ما هم اینجوریم بعدشم تو خوراک اینا هیچ کسم کم نمیاره من از همون اول که با شوهرم ازدواج کردم ازش خواستم که جدا زندگی کنیم درخواستمو قبول کرد بعد که باهاش اومدم منو همیشه می برد سر سفره پدر و مادرش منم اعتراض میکردم می‌گفت من پول خوراک معده ندارم الانم بعد این همه دعوا که بینمون افتاد اونم فقط بخاطر این که من یک کاری که مادر شوهر م ازم خواست و نتونستم انجام بدم الان تو خونه همکف پدر شوهرم جدا زندگی میکنیم شکر خدا هم از هیچی کمی نداریم نه وسایل نه خوراک حالا من یه سوال داشتم من از الان به بعد با مادر شوهر م چه طور رفتار کنم خیلی به پدر و مادرم بی احترامی کرده خیلی به مادرم فش داده به مادرمم می‌گفت دخترتون بردار ببر نمیخوامش شوهرمو فقط این حرف و زد گفت من زن خودمو میخوم من ازش گله ای ندارم