پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/10/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996136
سلام وقت بخیر ۳۸ سالمه و مجرد.خواستگاری دارم که هشت سال ازم بزرگترها و یک ازدواج ناموفق داشتن. ایشون از لحاظ اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی و خانواده اوکی هستند. ولی پشتوانه مالی ندارند یعنی خونه ندارند و یک ماشین معمولی تنها سرمایشونهو مهمتر از اون اینکه تو این دو ماه آشنایی برام دوست داشتنی نبودند نمیدونم چرا واقعاً با چهرشون مشکلی ندارمبطور کلی خوشم نمیادش( البته ی دلیلش شکست عاطفی خودم در شش ماه گذشته هست فکر می کنم که نمیتونم کسی رو جایگزین کنم!!)واقعاً نمیدونم چکار کنم...
۴ پاسخ۲۶ بازدید
1403/09/06
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 995739
سلام من خانمی ۳۵ ساله هستم و ده سال پیش متاسفانه ازدواج ناموفقی داشتم که دوسال نیم عقدو دو سه ماه خانه داری بود همسرم مسئولیت پذیر و خوش اخلاق نبود و شدیدا بد دل خیلی خیلی دلم می خواد دوباره ازدواج کنم و نیاز جنسی وعاطفی زیادی به همسر دارمخواستگارانی هم اومدن ولی یا بچه دار بودن که اصلا دلم نمی خواد نامادری بچه ای باشم که خودش مادر داره و یا از نظر اعتقادی و اخلاقی با من کفیت نداشتن من دنبال یه شخص متدین و اصیل هستم توی این سایت چه طوری می تونم یه مورد خوب پیدا بکنم
مشاوره خانواده1ازدواج ناموفق1نگرانی های بی دلیل1نداشتن مهارت فرزند پروری1مشکلات ازدواج مجدد با وجود فرزندان110+
۳ پاسخ۳۲ بازدید
1403/09/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995725
سلام دختر متولد دهه ۵۰ هستم با موردی متولد دهه ۴۰ و تحصیل کرده تفاوت سنی ۱۱ سال و مطلقه که حدود ۲۰ساله جدا شده و فرزند متاهل و مستقل داره اشنا شدم حدود یک ماهه..اولش در تماس تلفنی جذب صحبتهاشون شدم و تفاوت سنی زیاد برام مهم نبود ظاهرش هم برام قابل قبول بود ولی خانواده زیاد موافق نبودن بخاطر تفاوت سنی ...و البته مدت جدایی هم نگفتم ۲۰ سال و..فکر میکردم نسبت به سنشون فعال هستن چند جلسه دیدار و تماس تلفنی داشتیم متوجه شدم از نظر مذهبی مشابه نیستیم من اهل واجبات ایشون بیشتر روزه و تقریبا خط قرمزی نداشتن گناه براش معنایی نداشت و میگفت من اسمش حال بد میزارم اگه عملی حالمون رو خوب کنه اشکال نداره و. سوال که میپرسیدم خیلی حاشیه میرفت همش میگفت فکر میکنی بعد از اشنایی اصطکاکی بوجود نمیاد یا فکر میکنی بعد از ازدواج چی نگرانتون میکنه انگار وسواس فکری داشت ..بهش گفتم فکر میکنی چه موقع باید خانواده ها اشنا بشن گفت تا وقتی حس نزدیکی داشته باشیم تا جلسه سوم حس بدی بهش نداشتم و فکر میکردم از نظر شخصیتی و..دیگر موارد مشابه هستیم ولی مدام استرس داشتم..ولی جلسه چهارم حسم کاملا برعکس شد که ترجیح دادم زیاد نگاهش نکنم البته ایشون متوجه نشد و گفت باید بازم صحبت کنیم..شبش حسم بهم گفت ادامه ندم و با مشاوری مشورت کنم ..ولی متوجه شدم مشاور هم نیاز ندارم حسم ادامه ارتباط را تأیید نمیکنه ...مطمئنم فردا نظرم رو درباره زمان دیدار بعدی می پرسه چطوری بگم جوابم منفیه و محترمانه علتش چی بگم به نظرتون که نگه چرا زودتر نگفتی و ادامه دادی و..؟؟؟
۳ پاسخ۲۲ بازدید
1403/06/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995182
ببخشید چرا این حرفو زدید که پسری که در دوران عقد جدا شده نمیتونه با خانمی که ۶ ماه زندگی کرده ازدواج کنه؟من تو آشناهامون بسیار دیدم که پسری که اصلا ازدواج نکرده با خانم مطلقه ازدواج کرده و خوشبخت شدهچرا این طرز فکرتون رو در جامعه گسترش میدید
۴ پاسخ۲۳ بازدید
1403/05/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994961
سلام مشاورین محترم من دوس دارم ازدواج کنم اما به چند دلیل موندم بین دوراهی1.ترس از ازدواج بخواطر تجربه تلخ خودم و دیدن سرنوشت خیلی ها که مثل من زندگیشون با آدم اشتباهی خراب کردن 2.بی اعتمادی به افراد جامعه نمیتونم به کسی اعتماد کنم البته نه بی دلیل هر کسی امتحان کردم آخرش دیدم دروغ میگه میخواد ازم سواستفاده کنه3.نداشتن ثبات مالی و شغل ثابت همین جور که میدونید خیلی جوان های امروزی دچار بی ثباتی شغلی هستن دلایل هم کاملا مشخص ومن جرات ندارم اسم دختری بیارم در حالی که از آینده مالی خودم اطمینان ندارم 😞کاش یکی بیاد ما جوان ها رو درک کنه زندگی های تیره تار مارو روشن کنه وقتی کسایی میبینم که تا 30و بیشتر مجرد موندن نمیتونن ازدواج کنن بخواطر نداشتن شرایط خوب که حق میدم چون زندگی خرج داره میتونیم چکار کنیم 🥲
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1403/04/14
سوال 994416
در ادامه سوالی که پرسیدم درباره ازدواج با خانوم(سن بالا)بزرگتر از خودم منظورم این بود که من 37و ایشون 40 باشن و نه بیشتر باشن و بیشتر در این مورد که تجربه ایشون میتونه به ثبات زندگی و شیرین تر شدن زندگی کمک کنه یا خیر
انتخاب همسر با اختلاف سنی زیاد1تجربه ازدواج ناموفق1تجربه تلخ ازدواج اول1ازدواج با اختلاف سنی معکوس 1مشکلات ازدواج با اختلاف سنی معکوس
۴ پاسخ۲۵ بازدید
1401/09/20
سوال 22091
با تشکر از خانم عطاریان بابت پاسخ به مسئله و مشکل من پوزش بابت ناقص بودن توضیحاتم، باید عرض کنم که یکسال تنهایی بعد از جدایی دوم رو پشت سر گذاشتم عدم دقت کافی، شتابزدگی ،اعتماد بیش از حد ، عدم تحقیق کافی و سهل انگاری توی برخورد با مشاهداتم از اصلیترین مشکلات شخصیتی من بوده درخصوص ازدواج دوم چند مسئله باعث وقوع این اشتباه شد، اول اینکه تحت فشار روانی و زیار بار مشکلات و هجمه ی تهمت هایی بودم که برام پیش آورده بودن، دوم اینکه خانواده ی اون خانم خیلی با آبرو و دارای نام نیک بودن و چیزی که واقعا باعث شد من متوجه مشکل اون خانم نشم این بود که چندین مقام قهرمانی توی رشته های رزمی داشتن که موقع اطلاع از مشکلشون واقعا شوکه بودم، ولی با بررسی مشاور متوجه شدم که نقطه ی قوت و قدرتش توان فیزیکی و قدرت بدنی بالا بود و توی زمینه ها و ورزشهایی که نیاز به تمرکز فکری داشت نتونسته بود پیش بره ، پسر خاله خودم هم چنین مشکلی داره ولی اون تا پنجم ابتدایی پیش رفته بود و این خانم سوم راهنمایی رو نتونسته بود به اتمام برسونه ( با معدل ۸) که البته این مسایل رو بعد از ازدواج متوجه شدم و ایشون بیان میکرد که بخاطر وظایفش توی منزل و پیگیری ورزش علاقه ای به درس نداشته و حتی معدلشون رو هم نمیدونستم ( سهل انگاری خودم) با کمک مشاورین مختلف ایرادهای شخصیتی خودم رو هم تا حدودی پیدا کردم مثل کمال طلبی، خودایثاری، رهاشدگی و ... در خصوص نگرشم به مقوله ی ازدواج هم اهداف و خواسته هام مشخصه و تا حدودی یاد گرفتم که چجوری دنبال نقاط اشتراک و تضاد بگردم و چجوری تفاهم و تقابل ها رو پیدا و بررسی کنم، بخاطر همین عرض کردم که توی روابط سختگیر شدم و اگرچه زوایایی رو برای انعطاف پذیری در نظر گرفتم و میدونم پیدا کردن یکی شبیه ایده آلهای من ممکنه دور از امکان باشه، ولی خوب در خصوص نگرش طرف مقابلم در خصوص مذهب، فرزند، علایق، سلایق، استعداد ها، سطح ارتباط اجتماعی، استقلال شخصیتی، بروز احساسات، انعطاف پذیری توی شرایط بحرانی و مسایلی از قبیل این موارد حداقلهایی توی ذهنم هست تا بتونم یک رابطه ی درست و اصولی رو داشته باشم. احساس میکنم الان دقیقا رفتم نقطه ی مقابل سهل انگار بودنم و خیلی سختگیر شدم. الان از اونور بوم افتادم ولی جدای از این حرفها مشکل من الان اینه که من درآمد دارم ولی بخاطر پرداخت جرایم دادگاه استقلال مالی ندارم و یک شخص بیکار مطمئنا مشکلاتش خیلی کمتر از منه حتی بوده خانمی که سنشون بیشتر از من و توان مالی حمایت از منو داشته، من وسوسه شدم که باهاشون وارد رابطه ی جدی و رسمی بشم، ولی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم و تحمل تنش های درونی، با توجه به تفاوتهای زیادی که با هم داشتیم از ایشون جدا شدم، ایشون حاضر بود برای بودن با من هر کاری میتونه بکنه ولی من ازش میخواستم که برام توصیف کنه توی زندگیمون چه اتفاقاتی قراره بیافته و فراز و نشیبش چجوریه، ایشون با اینکه خصوصیات اخلاقی و خواسته های من رو میدونست، بخاطر اختلاف نظرهای زیادمون هیچ نقطه ی اتکایی رو نمیتونست بیان کنه، البته ایشون ابتدای رابطه هم خیلی مسائل رو پنهان کرده بود و هم خیلی ها رو خلاف واقع بیان کرده بود، مثل سن و اسم و تحصیلات و... . بخاطر همین الان من دچار یه بحران دیگه هم شدم و اون اینه که خانمهای برای شروع رابطه دوست دارن رمزالود باشن و من اصلا نمیتونم به کسی که برام شفاف نیست و گنگه نزدیک بشم، خوب شروع میکنم ولی همینکه تعداد سوالهای بی جوابم از یه حدی بالا میره، خیلی قاطع خداحافظی میکنم. مشکل اصلی من اینه که الان استقلال مالی ندارم و جامعه ی هدفم برای برقراری ارتباط، من رو نمیپذیرن و معیار اصلی این روزهای خانم ها شده توان مالی، که البته بهشون حق میدم من از حدود چهار سال پیش تا الان یک رابطه ی حدود دو ماهه داشتم که خودش شد قوز بالای قوز ، یکی از دوستانم که مشاور هستن میگفت تو افسردگی نداری و فقط غمگینی، که البته با توجه به شرایط کار الانم با هیچکس نمیتونم ارتباط خاصی داشته باشم، توی یک روستا پیش یک سالمند دارای آلزایمرم و ضمن مراقبت از ایشان کارهای هنری انجام میدم. با تمام عیب یابی ها و محدود کردن عواطف عجولانه ام من روحیه ی احساسی و عاطفی دارم، معماری خوندم و نقاشی، مجسمه سازی، ماکت سازی، گرافیک و طراحی صحنه انجام میدم و این روحیه باعث میشه که درونم احساس یک سیاه چاله ی عظیم داشته باشم، منی که قبلا بیش از پونصد رابطه ی کاری و دوستی داشتم، الان تقریبا تنهای تنهام
۱ پاسخ۲۹ بازدید
1401/06/15
ناشناسخانواده و روابط
سوال 19214
سلام خدمت خانم دکتر باکتریا و سرکار خانم عطاریان. من تو یه خانواده سنتی بزرگ شدم و به یه خانمی که ازدواج ناموفق داشتن علاقه مندم و سردرگم موندم که بعد ازدواج ممکنه به مشکلی برخورد کنم و اینکه نمیدونم خانواده من چه دیدگاهی دارن الان چندان رغبتی ندارن به این ازدواج ولی از طرفی هم چندان مانع نمیشن میخوام بدونم کلا باید چه نکاتی رو درنظر بگیرم و آیا در آینده به مشکل بر میخورم و آیا ازدواج با خانمی که قبلاً ازدواج شکست خورده داره مزایایی هم میتونه داشته باشه؟ (مثلا به فرض این خانم با توجه به داشتن یه تجربه تلخ الان بتونه تو زندگی جدید یه سری نکات بهتر درنظر بگیره) لطفاً منو راهنمایی کنید
۱ پاسخ۸ بازدید
1400/11/01
سوال 14807
سلام، من33سال سن دارم یک ازدواج ناموفق داشتم، خونه نقلی وماشین متوسطی دارم درآمدم قانون کارومدرک تحصیلم دیپلم. پس توانایی شروع یک زندگی مشترک رودارم، بنظرم شرایطم تاحدی قابل قبوله ولی متاسفانه نمی دونم چرا تابه الان یک نفروپیدانکردم، یعنی سنم زیاده، مدرکم پایینه به خاطرازدواج ناموفقی که داشتم، بخاطرشغلمه، نمیدونم!؟ سطح توقعم بالانیست که بگم طرف سنش کم باشه زیبایی زیادی داشته باشه مجردباشه تحصیلات عالیه داشته باشه نه اصلا اینطورنیست.سردرگم هستم واقعانمیدونم چیکارکنم، یعنی بایدقیدازدواجو بزنم، یعنی واقعاشرایط من اینقدربده که تاحالا یک نفرداخل همدم یاب مناسب من پیدانشده؟
تجربه ازدواج ناموفق1معیارهای انتخاب همسر1ازدواج از طریق اپلیکیشن همدم 1ناتوانی در انتخاب همسر 1نبودن کیس مناسب ازدواج
۱ پاسخ۱۲ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 11976
من 35 سالمه و 4 سال پیش ی عقد ناموفق داشتم ی انتخاب اشتباه و خیلی لطمه روحی دیدم بعد 4سال هنوزم امادگی ازدواج ندارم اعتمادنمیتونم بکنم تودوران عقد ازهمه نظر حتی زناشویی ازار دیدم الان باهمه نیازی که ب وجود ی مرد کنارخودم حس میکنم اما نمیتونم خودموراضی کنم ب ازدواج ..لطفا کمکم کنید
۱ پاسخ۳۶ بازدید