پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/11/30

سوال 996574

سلام من سری قبل پنج انتخاب داشتم چون آشنایی با این برنامه نداشتم و پنج نفر بودند که سه نفرشون بیکار بودندو یک نفرشون هم خوب بود ولی صرع داشت همه رو رد کردم و دوباره که بایک شماره ی دیگه که ب اسم خودمه نصب کردم یک نفر رو برام انتخاب کرده ولی رشته تحصیلی که ایشون دوست داره طرف مقابلش داشته باشه رو من ندارم ولی نود وچهار درصد با هم همخوانی داریم میتونم وتمایل دارم ک با ایشون درس بخونم تا حداقل دیپلمم رو بگیرم نمیدونم ایشون موافقت میکنند یانه ولی تا الانم برام کسی اتاق دیدار نگذاشته میترسم از اینکه اینبار هم رد کنم پیشنهادی برام نباشه و چیکار میتونم بکنم چون ایشون معلم هستند و سنی دارند که من دوست دارم شغل ایشون رو و اسم ایشون اقای مهردادسی و پنج ساله شونه لطفا راهنمایی کنید ب تشکر سارا هستم
1403/11/29

سوال 996546

سلام با خانوم بزرگتر از خود ازدواج کنیم بهتره یا کوچکتر
1403/11/23

سوال 996467

سلام. من مدتی به دختری علاقمند شدم. مذهبی هستم. ایشون خانواده شهید هستن(عموی ایشون شهیدن) اما خودشون مذهبی نیستن. گفتن نمازو گهگاه میخونن و روزه نمیگیرن. محجبه کامل هم نیستن. ایشون وضعیت مالیشون خوبه ، ماشین شخصی هم دارن. ضمن اینکه توی همون اولین صحبت، از خونه و ماشین پرسیدن که من ندارم.فقط یکبار جدی صحبت کردیم.ایشون علاقمند به ادامه آشناییه ولی من تردید دارم. آیا ادامه آشنایی به صلاحه یا کنسل کنم؟ چی بهش بگم؟
1403/11/08

سوال 996225

سلام وقتتون بخیر یک آقای مذهبی ، اومدن خواستگاری من ، به لحاظ معیار های من ، کاملا منطبق هست .مشکلی که وجود داره خیلی برام عجیب هست که هماهنگی دیدار رو خواهرشون با مادرم انجام میدن . نه شماره نه آیدی هیچ راه ارتباطی هم از من نخواستن ، دو جلسه صحبت کردیم ،‌و اصلا مشخص نکردند که جلسه بعد کی باشه ، در حالی که گفتند مایل به ادامه دادن هستند و حتی اگر خانواده ها اجازه بدهند ، بیشتر شناخت بدست بیاریم . برای من این میزان از سنتی بودن و رفتار نرماله ؟و نباید نگران باشم ؟
1403/10/29

سوال 996140

با سلام خدمت شمامن حدودا سه ساله با یه آقا تو‌محیط کارم آشنا شدم ( من که اومدم شروع بکار کردم ایشون ۱۵ سال بود که اینجا کار میکرد ، در واقع همون سال اول حضورم در اینجا با ایشون آشناشدم) بینمون شماره رد و بدل شد و من هم به خیال ازدواج باهاشون وارد رابطه شدم ( رابطه پیامکی و دیداری) ولی هرچی می‌گذشت خواستگاری نمیومدن و میگفتن قراره بهشون ارث برسه و دستشون الان خالیه ، خلاصه تا شد یکسال وایشون ناگهان گفتن که قبلاً متاهل بودن ( توجه کنید گفتن قبلاً) و الان جدا شدن فقط مونده مهریه .. من همون موقع خواستم ازشون جدا بشم و حتی شماره هاشون بلاک کردم اما متاسفانه چون همکار بودیم مرتب تو‌محل کار میومدن پیشم و قسم که بخاطر بچه دار نمیشن مجبور شدن از هم جدا بشن و ... تا اینکه حدود دوماه قبل یه خانومی بهم پیام دادن و بد و بیراه بهم گفتن که چرا با شوهرش در ارتباطم اونموقع دنیا رو سرم خراب شد و محکم و قاطع و با دعوا با این آقا برخورد کردم و گفتم دیگه به هیچ عنوان حق نداره بمن نزدیک بشه اما متاسفانه باز دست بردار نیستن و مرتب تهدیدم میکنن که اگر ارتباطمو قطع کنم آبروتو میبرم(در صورتی که من هیچ کاری نکردم ولی متاسفانه بخاطر آبروم میترسم) البته میگن که مدتهاست از اون خانم جدا شدن و فقط مونده مسئله مهریه اما هنوز حکم طلاقشان صادر نشده و ایشون میگن اون خانم بهت زنگ زده که فقط بترسونتت و ما اصلا دیگه با هم زندگی نمیکنیم، ایشون میگن من فقط و فقط قصدم باهات ازدواج هست ، ولی از اون طرف هم میترسم که دروغ بگه و هنوز با خانومش داره زندگی می‌کنه ، از اینطرف هم ایشون ول کن نیست و مرتب تو محل کارم مزاحمم‌میشه و تهدیدم می‌کنه که اگر باهاش قطع ارتباط کنم آبرومو می‌بره ، تورو خدا بگید چیکار کنم
1403/10/22

سوال 996098

سلام وقت بخیر دختر ۲۵ساله هستم حدود ۵ماهی هست بااقایی درارتباطم هردومون معلم دانشجوی ارشدیم به صورت مجازی درارتباطیم ازطرف دیگر برام خاستگار اومده وضع مالی شغلی خوبی دارن ولی من علاقه زیادی به آقای معلم دارم تاحدودی ایشون هم هم بهم ابراز علاقه میکنن میخوام بدونم مسعله خاستگار بهشون گفتم ناراحت شدند کفت تا من بیام تو رفتی چه طور بهشون گوش زدم کنن بیان جلو خواستگاری کنه حتی گفتم پس بجنب بیا گفت چه کار کنم بچنبم
1403/10/16

سوال 996029

جدیدا برای من خواستگاری آمده که مدام شخصیت خاصی دارند مدام علاقه ددارند همه چیز را رهبری کنند. و این موضوع مطمئنا در دراز مدت دچار سختی هایی برای من میشه <br>سوال من این هست زندگی با این شخص درست است ؟ و یا این که نیاز به فکر بیشتری دارد؟
1403/10/12

سوال 995999

با سلام خدمت شمامن حدود دوسال پیش در محل کارم با یه آقا آشنا شدم و شماره بینمون رد و بدل شد و با پیامک و دیدار مرتب با هم بودیم وهرچی بهشون میگفتم بیان خواستگاری میگفتن فعلا وضع مالیشون خوب نیست تا شد یکسال ، وارد سال دوم که شدیم یکدفعه گفتن متاهل بودن و الان هم درشرف جدایی هستن که من ناراحت شدم و رابطه رو قطع کردم اما متاسفانه ایشون تو‌محل کار دست بردارم نبودن و میگفتن که ما دادگاه هم رفتیم و فقط مونده مهریه که اقساطی بشه تا جدا بشیم وخلاصه شد سه سال تا اینکه یه بیست روز پیش یه خانمی بهم پیام دادن و تهدید و ... که با شوهرم رابطه داری ..منم گریه و قسم که نمی‌دونستم خلاصه بازهم خودمو کنار کشیدم و بااون آقا برخورد شدید کردم که چرا بهم دروغ گفته و .. ایشون قسم میخوره که خانمش فقط خواسته من رو بترسونه اونها از هم جدا هستن فقط مونده مهریه .. خلاصه هرچی می‌خوام که از این آقا جدا بشم ایشون با تهدید و اینکه بهم علاقه شدید داره و قصدش هم فقط ازدواجه نمیزارن. واقعا دارم دیوانه میشم توروخدا بگید چیکار کنم
1403/10/11

سوال 995991

عرض سلام و وقت بخیر،بنده دختری هستم ۳۷ساله و مجرد،کم و بیش خواستگار دارم،انسان کمال‌گرایی هستم. اگر خواستگارم یکی از معیارامو نداشته باشه،تصمیم گیری برام سخت میشه در نهايت بهش جواب منفی میدم،جدیدا موردی بهم پیشنهاد شده،خیلی تعریف شو میکنن اما آقا شش ماه عقد ناموفق داشتن،این قضیه من و مردد کرده که باهاش آشنا بشم یا خیر؟چون هيچوقت به ازدواج با فرد مطلقه فکر نکردم و این هم اولین مورد با چنين شرايطي است.کلا اعتماد کردن در مورد ازدواج برام سخته،با وجود چنین شرایطی سختتر هم شده.کارشناسان معتقدند که هر کس بايد با هم شرایط خود ازدواج کنه.میخواستم بدونم این نظر درمورد فردی با سن بنده هم صدق میکنه یا برای سن های پایین تر هستش؟؟ممنون میشم راهنماییم کنید.
1403/09/26

سوال 995892

اینکه یه پسری که میره 20 سال امسال بعد خودمم 17 سالمه بعد طرف سرباز هس بعد ماشین هم داره فقط میگه برج 6 میاد بعد رل هستیم بعد خانواده ی من نمیدونن بعد پسره گفته خاستم بیام فقط آدرس خونتون رو بده اگه خانوادت نمیدونن من دو دلم که چیکار کنم بعد همش گفته که منو میخاد و دوسم داره نمیدونم بمونم باهاش یا ولش کنم
1403/09/26

سوال 995890

با سلام من معلم هستم و ۳۱سالمه یه خواستگار دارم ۴۰سالشه کارشون عالی هست محقق هستن تو مرکز تحقیقات تحصیلات دکتری ولی مرددم به خاطر سنش چون واقعا دوست دارم با یه فرد جونتر ازدواج کنم نمی‌دونم واقعا باید چکار کنم میترسم بهش بله بگم بعد پشیمون بشم آدم خوبیه ولی فقط به خاطر سنش
1403/09/19

سوال 995840

سلام خانم شربیانی عزیزخسته نباشیدسوال کرده بودیدچندموردرو...ما۱۱ماهه باهمیم وروزاول اومدن خاستگاری انگشترانداختن درخانواده وچندتابزرگتروچون شرط خونه گذاشتم گفتم ملک بخرن بعدعقدکنیم خریدملک طول کشیدمنم میدونستم به اسونی نیست تواین اوضاع مملکت خریدملک اگه خودشون داشتن وهمونومیزدن یاشش دنگ یاسه دنگ چراولی ایشون رفتن برای من خریدن واین خریدملک هشت ماه طول کشیدتاکارکردن وروپسندازفعلی خودشون گذاشتن برای خریدخونه.تاخریدوتموم شدوسندش یه ماه طول کشبدبیادهمون هشت ماه وخورده طول کشید. براهمین ازدواجمون طول کشیدبه هرحال.بعدمدارس شروع شدمنم فرزندمواینجاثبت نام کردم ودرس میخونه ایشونم همسن بچه من بچه داره اونجاثبت نامه ودرس میخونه یخورده بخاطرمدارس وامتحان وگرفتاری های زندگی نشدبعدایشون کارشون روبیشترکردن چون روشون برای زندگی وخریدخونه ووخرج وهزینه های دیگه فشاربودکارش بیشترشده ووفت وزمان کم میارن کارشونم جوریه برمیدارن قبول میکنن کارمشتری روبایدانجام بدن وتحویل بدن دیگه هی سرش شلوغترشدتوکاروزندگی ازیطرف دیگم ماشینشون خراب شدودرست نشدمجبورشدن اونوبدن وسه برابرهزینه کنن ماشین جدیدونوبگیرن وهزینه وفشاروچک واینازیاددارن شرایط نشدوقت برای دیدن ماباشه.این مابین تواین یازده ماه پنج ماه وهموندیدیم براهمین شرایط هاشدوگرنه ایشون جونشون داره درمیره فقط یه ساعت منوبیین ازطرف دیگه هم این وسط نقل مکان داشتن برای خودشون برای خونه ای که زندگی میکنن وبازهم این مابین چون میخان مهمونی وجشن بگیرن سمت خودشون برای عقدمون میگن هزینه میخادوهزینه های مهظروعقدوحلقه وحتی چیزای دیگه فکرمیکنن وابایدکارکنه که بتونه برسونه همروقراراخرمون دیگه تاقبل عیدبوده که دستش خالی شده یه مقداردیگه کارکنن جمع کنن برای کارای اخرمون.مخالفتی ندارن خانواده اگه بخادبه حرف اون هاباشه ازخداشونه ازدواج کنم برم ولحظه ای اینجانباشم صحبت کردم درموردمشکلات خانوادگی خودم درگفتگوهاهرخاستگاری میومدبرام مادرمن هدفش اینه من برم براش مهم نیست خوب هست زندگیم بعدهایابد.درمورداین اقاهیچ جرف منفی نمیزنن جون بهشون احترام گذاشته وبراشون هنیشه خوب بوده ومحبت کرده چیزخاصی ومخالفتی نکردن تاالان ندیدنمون وطول کشیدن عقدمون بنابرچیزهایی اتفاق افتاده که گفتم بخاطرهمون شرایط وموردها.ایشون تاقبل عقدگفتم مسکن خریدن حتی طلای قراردادی من روخریدن بیشترازاونم خریدن.فقط میگم این مشکلات مابین خودمون هم هی قهراشتی قهراشتی گاهی حالم ازاین رابطه بهم میخورداین اواخرخیلی قهرواشتی داشتیم به حالت سردی رسیده دیگه پای حرف ایشون بشینی مقصرهمش طرف مقابل رومیدونه ودلیل رفتاراش رفتارای طرف میدونه ولی درصورتی که من خیلی مثال هازدم جاهایی که واقعاعقلی واحساسی منطقی فکرمیکنم بی تقصیربی گناه بودم ایشون اون برخوردروداشتن.دیکه من کوچیکترینش رومیگم براتون من روتوجمع صداکردن من نشنیدم وواقعامتوجه نشدم توشلوغی دوروبرم وسروصداهاایشون قهرکردحرف نزدچندساعت جوری که من برم سمتش وحرف بزنم خنده شوخی کنم شیطونی کنم بخنده وسریع وابده انگارنه اتگارکه قهربوده قبلش قهربودتوقیافه بودچرامن الویتت نیستم چرانشنیدی چندبارصداکردم.یاتومشهدپدرم بودمن نتونستم اومدن کنارم ازخجالت دستشون روبگیرم کل مسیرباهام حرف نزدن توقیافه بودچرادستم رونگرفتی دیگه مامیخایم ازدواج کنیم انگشترانداختم بخای حساب کنی زن منی توتوبازاردستم روردکردی نگرفتی بخاطربابات یااطرافیان رفت جلوترمن قدم زداین اخلاقارونمیدونم چی بزارم اسمش روشخصیتشه بی منطقه بی درکه مفهوم حرفام رونمبفهمه یابدمتوجه میشه کلاقهریه هرچی بهش برمیخوره ذاتیه خصلته براهمین اینقدرسرموضوعات مختلف اتفاق میوفته احساس میکنم اصلاحرف منونمیفهمه تادهن وامیکنم.

صفحه 1 از 13