پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/16

سوال 996771

سلام عزیزان من تازگی ها از شوهرم جدا شدم یک همسر جدید میخوام شوهرم من را کتک می‌زد به خاطر همین جدا شدم
1403/09/06

سوال 995742

سلاممن چون یکبار ازدواج ناموفق داشتم و سر طلاق گرفتن همسرم مدام میگفت حق طلاق با من و طلاقت نمیدم و انقده بمون تا موهات مثل دندونات سفید بشه و واقعا دو سال تو دادگاه میرفتم و میومدم تا بتونم طلاقمو بگیرم الان میخوام یکی از شروطمو حق طلاق بگذارم و چون اقایون با این مدضوع گارد دارن و نگران چطوری مطرح کنم که قبول کنن و نگران هم نشن؟
1401/05/05

سوال 18318

سلام و خسته نباشید خدمت شمابخشید من یک پسر ۱۲ ساله دارم و حدود ۶ ماهه که من و مادرش از هم جداشدیم و طلاق گرفتیم. و حضانت پسرم رو مادرش به عهده گرفته‌. و هرچند روز یکبار یا هروقت پسرم خودش دوست داشته باشه میاد و دو تا چند روزی رو پیش من که در منزل پدرو مادرم فعلا زندگی میکنم باهم سپری میکنیم و معمولا هم من هم خانواده پدری ام سعی میکنم در این مدت که باهمیم بهش خوش بگذره و با خودم برای تفریح تاحد امکان با برنامه ریزی به پارک، سینما،استخر یا تفریحاتی از این قبیل میبریمش.اینم بگم که ما تمام سعی مون رو کردیم که ضمن اختلافات زیاد و بگو مگوها و دعواهای معمول، که در جریان طلاق و جدایی برای همه پیش میاد، تا اونجایی که ممکنه ، درحضور پسرم نباشه و نگذاریم به یکباره متوجه این اتفاق بشه!به هرحال اون روزها گذشت و چه میخواستیم چه، نه ، ! اون بچه هم از ماجرا باخبر شد.، در اوایل میدیدم که خیلی اوقات توی خودش فرو میرفت و اوقاتی که پیش من بود خیلی باهام حرف نمیزد و شادابی نشاط قبل رو نداشت و اون سرزندگی یه پسر بچه ی ۱۲ ساله رو در او کمتر میدیدم!که البته میدونم بخاطر این اتفاق ناپسند یعنی جدایی ماست که طبیعی هم هست.اما این روزها یه درگیر یه دردسر بزرگ دیگه شدیم و اون اینه؛ که چند وقتیه که پسرم شدیدا به گوشی موبایلی که مادرش بخاطر قطع بهانه گیری و از سربازکردنش و ساکت شدن پسرم براش خریده! ( که این کار یعنی خرید گوشی رو علیرغم مخالفت ۱۰۰درصدی من انجام دادن) اعتیاد پیدا کرده! اینم بگم که بعد از ۳ ماهی که از از طلاقمون گذشته بود چون میدونستم براش پرواز و مسافرت خیلی جذابو هیجان انگیزه، پسرم رو باخودم به یه سفر کیش بردم و کلی باهم خوش گذروندیم و تمام سعی و تلاشمو کردم تا بالاخره اونجا تونستم کمی دراینباره باهاش صحبت کنم و طوری قضیه رو براش جلوه دادم که بفهمه این اتفاق نباید باعث احساس شکست یا غم و اندوه و پس رفت درزندگی یا هر احساسی از این قبیل در او بشه و نباید باعث پیشرفت و سعی و تلاشش در درس و زندگیش بشه، و خلاصه هر حرف مفیدی و هر نصیحت بدرد بخوری که یک پدر ممکنه توی حالت دوستانه با پسرش داشته باشه رو سعی کردم بطور خلاصه و مفید بطوری که براش کسل کننده یا خسته کننده نباشه عنوان کنم!! ولی الان که چند ماهی از طلاق ما و مسافرتی هم که باهم رفتیم و خاطرات خوبش گذشته با اینکه یه مسافرت دیگه هم بامادرش رفته! اما با درنظر داشتن اینکه تقریبا همه ی امکانات رفاهی و هرچیزی که لازم داشته باشه یا بخواد تا حد امکان سعی میشه براش فراهم کنیم ،خیلی به حرفهای مادرش توجه نمیکنه بطوری که در مواردی پیش آمده که با حرف گوش ندادن باعث عصبانی شدن مادرش میشه و اونطور که بهم گفتن بدلیل عدم حضور من با لج و لجبازی کردن و حاضر جوابی با مادرش درگیر میشه و توی روی مادرش با بی احترامی و سرکشی حاضر جوابی میکرده! ضمنا از وقتی که این گوشی رو مادرش باوجود مخالفتی که من داشتم، براش گرفته، اصلا نتونسته هیچ نظارت یا محدودیتی در استفاده از موبایل و اینترنت و ساعات استفاده ازش ، براش در نظر بگیره و به شدت به گوشی موبایلش و بازی های اینترنتی آنلاینش اعتیاد پیدا کرده بطوری که گاهاً تا ساعاتی از نیمه شب بیدار و مشغول بازی هستش! و کلی برای اینترنت هم هزینه روی دست من و مادرش گذاشته که حالا اون به کنار اما متاسفانه الان به جایی رسیده که موبایلشو فقط موقع دستشویی و حمام رفتن یا خوابیدن فقط میشه توی دستش ندید!! خیلی پرخاشگر و عصبی شده، و انقدر با این موبایل مشغول شده که من خیلی براش ناراحتم و از طرفی هم نمیخوام باهاش برخورد تندی داشته باشم یا بطور غلط براش محدودیتی در نظر بگیرم که باعث تنفرش از من بشه یا اون رفاقت پدر پسری که بینمون هست کمرنگ بشه یا از بین بره!!هرچه هم که با مادرش صحبت کردم و راهکار دادم که باهاش درست برخورد کنه و سعی کنه کنترلش کنه فایده ای نداشته و گاهاً متوجه درگیری هایی شدم که باهم برسر حرف گوش نکردن پسرم داشتن، و این بیش از حد برام ناراحت کنندس.! از طرفی هم پسرم وقتهایی که میاد پیش من خیلی دوست نداره باهم حرف بزنیم و هر سوالی ازش میپرسم فقط سربسته و کوتاه و خیلی خلاصه جواب میده و اصلا دوست نداره ازش چیزی درباره ی اینکه مثلا چه خبر، چه کارها کردی ، کجاهارفتی و کی اونجا بود و از این قبیل سوالها بپرسم! و خیلی هم متوقع شده که هر وقت میاد پیش من حتما باید یک یا چندبرنامه ی تفریحی یا خوش گذروندن براش چیده باشم که بیاد پیشم وگرنه اخم میکنه و ابراز نارضایتی میکنه ومیگه من دوست دارم برم پیش مامانم! متاسفانه کاری از دستم برنمیاد و چون نمیخوام با برخورد وعکس العمل غلط یا اشتباهم باعث رنجش یا وارد کردن صدمه ی روحی و عاطفی بهش بشم،!و نمیخوام باعث گرفتن نتیجه ای برعکس در مورد تربیت صحیحش بشم، نمیدونم چکار کنم و چه تصمیمی بگیرم یا چطور با خودش و مادرش برخورد کنم یا اینکه چه حرفی بزنم یا چه تصمیمی داشته باشم که اصولی و درست باشه!!!!متاسفانه متاسفانه مادش خیلی در اینطور مساعل ریز و حساس و اصولی در تربیت بچه ضعیف و بیخیال عمل میکنه و اونقدر که باید براش مفید نیست و وقت و انرژی نمیگذاره!!! اگه ممکنه راهنمایی و کمکی بهم بکنید. ممنون و متشکر از وقت و حوصله ای که بابت پرحرفی من صرف کردید. باتشکر.
1401/04/20

سوال 18021

سلام وقت بخیر بنده در سن ۲۴سالگی ازدواج کردم و متاسفانه بعد از شش سال زندگی بدون فرزند از همسرم جدا شدم علت جدایی هم بچه ننه بودن همسرم بود که در نهایت به طلاق عاطفی کشیده شد الان حدود شش سال از جداییمون میگذره و من در این مدت شخصیتی بی تفاوت و بیخیال پیدا کردم، در مرحله اول از آشنایی با اقا فوری عیوبش را پیدا می کنم و باعث میشه که نسبت به اقایون خودم را بالاتر میبینم و این مسئله مانع تصمیم گیری بنده شده است البته از نظر عاطفی و جنسی سرد نیستم ولی عیب ڟاهری یا اخلاقی شخص نمیزاره وارد فاز جنسی بشم .اگر شرع ممانعت نمیکرد راهی غیر از ازدواج انتخاب می کردم واقعا نمیدونم چه کار کنم خواهشا راهنمایی ام کنید
1401/03/11

سوال 17120

سلام من ۵۰ ساله هستم و حدود ۱/۵ سال هست که از همسرم جدا شدم روابط اجتماعی بالایی ندارم چطوری میتونم مجددا وارد رابطه بشم و زندگی جدیدی تشکیل بدم
1400/12/12

سوال 15552

سلام من الان چهارسال که جده شدم وواقعان دوخترای الان زیادنمیشه بهشون عتمادکرد من ۳۳سالم مردهستم کارم خوب تازگیام مالی بهم رسیده تریف ازخودنباش خوبم خوشگل شیک