پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/04

سوال 995929

سلام با خانمی در حال آشنایی هستم که بعداز چند روز پیام دادن امروز همدیگرو ملاقات کردیم ،ایشون چه تو پیامها چه تو دیداری که امروز داشتیم وقتی ازشون میپرسم ک نظرتون راجب زندگی در فلان محل چیه میگه فعلا زوده در مورد این مسائل حرف بزنیم ،یا میپرسم دیدار بعدی کی باشه یا اصلا دیداری هست ،میگه تا خدا چی بخواد،سوال بنده اینه ک از کجا بفهمم که ایشون میلی به ادامه این آشنایی داره یا خیر ،از کجا بفهمم که نظرشون راجب بنده فعلا مثبت بوده یا خیر ،با تشکر
1403/09/17

سوال 995832

سلام من قبلاموضوعی روگفتم راجبع کسی که باهاشون دراشنایی هستم.ومن ۳۲سالمه وایشون تازه رفتن توپنجاه ایشون ازنظرظاهری وتیپ وقیافه واخلاق امروزی برخوردامروزی ورفتارای عاشق پیشه جوانانه اونجورکه همسن خودم بامن نداشته بسیارتوجه میکنه کادوهدیه گرون وسوپرایزهای مختلف میکنه خاستگاری اومدن ومن براشون خونه نوشتم شرط گذاشتم و۱۱۴تاسکه ایشون قبول کردن وحتی خونه خریدن برام ازنطرمالی منوساپورت میکنن بدون اینکه تاحالابرامون پیش اومده باشه رابطه جنسی برقرارکنیم یابشه وپیش بیادهردوبرازندگی واینده هدف داریم ورسیدن زودبهم ایشون کرج ومن شمال هستم شش ماه اول اکثرامیدیدیم هموبعداون بنابرمشکلات شخصی ازسمت خانواده بنده نشدکه ببینیم هموالان پنج ماهه ماههموندیدیم وهمچنان ایشون تغیری درعشقش نکرده درک دارن تواین یموردگاهی غرمیزنن ازدلتنگی وخستگی ولی بازم ارام میشن درک میکنن شرایط روچون هردودانش اموزداریم ویسری مشکلات پیش اومدنشدببینیم هموازراه دورمریض بشم فکرپول وزنگ میزنن بی هوااژانس داروگل وخوراکی میاره ایشون ازهمه این نظرات انگاربرای من خداازاسمون فرستاده امارابطه ده ماهه ماپنج ماه اولش خوب بودبعداون انگارایشون ازنظراخلاقی بااون همه حسنای خوبی که هنوزم داره وهست وترک نکرده اینجوری اینازدبیرون اینکه انگارتوحالت کل کل بامن یالج بازی خیلی قهرمیکنن حتی توحرف معمولی بااینکه من دارم منطقی باادبانه بدون ایرادی میزنم بهش برمیخوره قهرمیکنه واین قهراوایل بدون من یه ثانیه نمیموندبه هربهونه میومداشتی الان به سه روزحتی نه روزم کشیده یک بار.تازه بعدمیادسرصحبت روبازمیکنه برای حل وصحبت اون مشکل من دوست دارم بدون قهرایشون وبحث وبگومگوبشینیم وخیلی قشنگ صحبت کنیم وحلش کنیم ولی ایشون سریع جبهه میگیره وناراحت میشه وسکوت وقهرهمین.اوایل فکرمیکردم براتفاوت سنیمونه .امااین یه نوع اخلاق وشخصیت ایشونه کلا.یعنی جوری شده دیگه میترسم الان برای اینده همش میگم نکنه باهم نسازیم نتونیم تکلیف بچه هاچی میشه وازدواج دوم منم الان خیلی حساسه بااین همه خوبی که داره روزی صدبارقربون صدقم میره یابدیاخوب پشتمه برام کارهای زیادی کرده امااین اخلاقش ازارم میده اینکه فاصله میگیره قهرمیکنه اینکه من بارهادیدم ایشون مقصربوده اماتااومدیم صحبت کنیم میگه جرقه روتوزدی اصل ریشه مشکل منومیدونه واینم ازارم میده گاهی بهش میگم یعنی اینجورکه تومیگی مدام من مقصرم سرهمشون که.من برای خوبیش برای خودش برای نگرانی اینکه حواسم هست چیزی بدی نگفتم یامنطقی وعاقلانه بوده دلیل رفتارشونمیفهمم.احساس من اینکه همش حرف منویابدمتوجه میشه یاکلانمیفهمه.مثلامن اگه بگم رفتم دیروزخونه خالم میگه خوب کرده بروحالت عوض شه بعدشبش جایی رفته یاپیش کسی بوده به ضرربوده یادرست نبوده یاهرچی که به عنوان مثال میگم...بهشون میگم نبایدمیرفتی اونجابه ضررت بودمن برای خودت میگم دارن سرتوکلاه میزارن بااینکه به نفع وسودخودشه برای خودش میگم پشتش درمیام اون لحظه حرفش اینه توپری روزخونه خالت رفتی من چیزی گفتم یافلان جارفتی گفتی اصلافکرنمیکنه فقط میشنوه تاجواب بده سریع .یاکسی که میدونه مقصره داره حرفش رومیزنه ولی من یچیزمیگم همون لحظه طرف منه همرامه ولی توی بحثی چیزی میکشه وسط توفلان روزبرافلان چیزفلان گفتی خوب ناراحت شدی همون لحظه میگفتی احساس میکنم ازهرده کلمه صحبت ومکالمه مانه تاش نمیفهمه حرفمووناراحت میشه وقهروسکوت ویه عادت بدیم دارن اینهمه وقت پای من مونده میخادودوستم داره امااون لحطه که ناراحت میشه که همشم بی دلیل والکی واصلامن چیزی نمیگم بخادبدباشه که رفتارش این باشه بعداینکه تلفن ومحترمانه قطع میکنه باپیام میگه این رابطه بایدتموم شه وهرکی بره پی زندگیش به دوروزنکشیده باززنگ وپیام ابرازعلاقه وخاستن وایناواین حرکت واینقدرانجام داده دیگه حالم بدمیشه ازاین کاربهشم میگم میگه وقتی میبینم به هیچ جااون لحظه نمیرسم تموم میکنم.اینکه منودوست داره ومیگه وانجام میده همه جوره ولی شب میخابه عاشقه روزفارق سردرگمم اون لحطه ای که خوبیم خدای روزمینشم اماسریه ثانیه نشده وسط ناراحتی نه بحثی شده نه دعوایی سرناراحتی ایناجوری حرف میزنه انگاربراش کم بودم کم گذاشتم یابدردهم نمیخوزیم.من کلافم الان واقعا بعداینهمه وقت نمیدونم چیکارکنم اصلا.فکرمیکنم بااین سنش هنوزبچست واخلاق بچگونه داره میخادیکی مدام نازش کنه بزاره توپرقوتامیاریش بیرون صداش درمیاد.ادم احساسی بشدت وعاشق اینکه مدام یکی قربون صدقش بره بگه بخنده دلبری کنه براش مدام بگی دوستت دارم ویجورکمبودمحبت داره انگاراگه ایناروبگم وبکنم بازیجاکوچیکترین اتفاق بیوفته بازم همون اخلاق قبلی میشه.دیگه احساس میکنم مشکل ازمنه یاازاونه من تاحالاباادمای دیگه تورابطه این سبک مشکل اصلااخلاقی نداشتم حتی قهرودعواوبحث نداشتم اصلاابداایشون ولی شخصیه که رابطم اینجوریه دیگه این مدت اینقدرزیادشده میلی به رابطه ندارم دلسردشدم واحساس میکنم حالم تورابطه خوب نیست دیگه
1403/08/15

سوال 995604

سلام دوست عزیزخیلی ها به خیلی ها نگاه می کنند این که دلیل دوست داشتن نیستبه قول خانم عطاریان ، اگه جدی باشه خودش اقدام میکنه همه می دونن تو ایران اقدام کننده برای ازدواج آقاست شاید از این نظر خوشتون نیاد اما به نظر من خیال پردازی نکنید در این موارد.در زمانه ی حاضر که مردم با ده سال زندگی به راحتی از هم جدا میشن نگاه کردن اصلا دلیل خوبی برای قصد ازدواج نیست.
1403/07/11

سوال 995427

سلام خسته نباشیدآقا هستم و سوالم این هست که در جلسات آشنایی دونفره و کلا دوران آشنایی قبل عقد(نامزد نیستیم) چطور به خانم ابراز محبت کنم؟بعد از چند جلسه (مدت زمان یک ماه )به من میگه حس میکنم تمایل به ادامه نداری و برای این رابطه تلاش نمیکنی!میگه انتظارم اینه بعد از این زمان نسبت به اول آشنایی تغییری تو این موضوع ببینم ولی خیلی حس نکردمچطوری بهش نشون بدم دوستش دارم؟هر دو کاملا مذهبی هستم و باید این دوست داشتن را به حفظ چارچوب انجام بدم. خودم یکم محتاط عمل کردم . چون فکرم این بود شاید ناراحت بشه یا برداشت دیگه ای داشته باشه. سعی کردم جلسات خیلی خشک نباشه و بعضی صحبت ها رو کمی به سمت طنز بردم و میدونم که این موضوع بازخورد خوبی هم داشته اما ظاهرا انتظار ایشون بیشترهاز طرفی هم کاملا معتقد و باحجب و حیا هستمیدونم با دوستت دارم گفتن و ابراز علاقه مستقیم بدتر معذب میشه. یجورایی بیشتر باید با کارام علاقه رو نشون بدم. خودشم اشاره کرده مثلا یه نمونه اش باید به چیزایی که برام مهمه توجه کنیولی تو جلسات خیلی به چیز خاصی اشاره نکردهمن ابراز علاقه رو بلدم و آدم احساسی هستم قطعا در زندگی مشترک مشکلی نخواهم داشت با این قضیه ولی در قالب جلسات آشنایی دونفره و دوران قبل عقد واقعا این کار راحت نیست چون محدودیت های مختلفی وجود داره.پیشاپیش از کمک دوستان سپاسگزارم🙏
1403/07/10

سوال 995426

سلام . با پسری آشنا شدم که خیلی درونگراس بهم گف زیاد تو خونه با خانواده اش حرف نمیزنه و بیشتر اوقاتش تو اتاقشه ، حرف خاصی با مامانش یا باباش نداره بزنه یا وقتی حرف میزنن به دعوا و جروبحث کشیده میشه یا مثلا حرف هم رو نمیفهمن و درک نمیکنن ، با ۲۷ سال سن محدودیت زمانی داره که مثلا شب دیر نیاد خونه ؛ دوران بچگیش هم زیاد بشه توجه نمیشده و بچه‌ی سومه و پسر اوله و یه برادر کوچکتر هم داره که ۱۶سال ازش بزرگتره و بچه ی اول و دوم دخترن که شیربه شیره هستند که اونا ۴ و ۵ سال ازش بزرگترن و دختر اول ۱۶سالگی شوهر کرده و ۱۸سالگی بچه دار شده و دختر دوم هم ۲۱ سالگی ازدواج کرده و ۲۳ سالگی بچه دار شده و هردوشون درحال حاضر دو فرزند دارن و آقاپسر بهم گف همش مامان و باباش توچه شون به دخترا و نوه ها و برادرش بودن و این انگار اضافی بوده و گف افسردگی داره و هر هفته پیش مشاوره میره و مثلا چطوری بودی گفت هرکاری میخواستم بکنم همش این سوال رو از خودم میپرسم که چی بشه ؟ میخوام غذا بخورم که چی بشه ؟ باید صبح بلندشم برم سرکار که چی بشه ؟حالا من میانگرا هستم و اهل هیجان و تو خونه بند نمیشم و دوس دارم برم بچرخم تفریح کنم بهم گف تو پر از شور و نشاطم در روبه روی اون و اون تنبله و سخت میشه یا من باید شبیه اون بشم یا اون شبیه منکه گفت نمیتونه مث من باشهحالا میخواستم بدونم نظر شما چیه و بنده چه تصمیمی بگیرم 🙏🏻🌹
1403/06/19

سوال 995248

سلامامکانش هست در رابطه با میزان توجه و اهمیت و پیگیر بودن یک آقا در رابطه آشنایی توضیحاتی بدید.(در پاسخ ملاک را یک فرد متعارف قرار دهید).
1403/06/17

سوال 995234

با عرض سلام و خسته نباشیدچطوری میشه نیاز به توجه عاطفی همسر در خانم کاهش پیدا کنه یا مدیریت بشه؟ اقایون به دلیل مشغله و روحیات، نمیتونن درکی از این نیاز خانم ها داشته باشن بنابراین پاسخگوی مناسبی هم نخواهند بود. دو نفر با هم چطوری این موضوع رو مدیریت کنن؟اگر فرض کنیم طرح نیاز جواب نده، چه راه حل های دیگه ای رو میشه در نظر گرفت؟
1402/08/17

سوال 990324

سلام و احترام در حال حاضر در دوران عقد هستم و چیزی که تو این مدت متوجه شدم خانم ها تشنه محبت و توجه هستند باید چیکار کنم تا طرف مقابلم با وجود محبت و توجه نگه که اوایل رابطمون بهتر بود و احساس میکنم رابطمون از گرمی افتاده.ممنون از راهنماییتون
1401/04/28

سوال 18148

دختری 23 ساله هستم که از بچگی تا حالا عاشق پسرخاله ام هستم ولی اون خبر نداره و تا حالا بهش ابراز علاقه نکردم که متوجه علاقه ام بشه چون خیلی مغرورم. شنیدم قصد ازدواج داره. نمی دونم چطوری نظر خاله ام رو جلب کنم که بیاد خواستگاری من. توی مهمونیا دنبال دختر خوب میگرده در صورتیکه من پیشش هستم و اصلا توجهی به من نداره. چیکار کنم تا نظرش به منم جلب بشه؟