پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/02/28
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 993920
سلام شبتون بخیر من در مورد زندگی خواهرم مشاوره میخواستم با همسرشون مشاجره زیاد دارن همدیگر را خیلی دوست دارن ولی همسرش با ایراد گیری های الکی هی ناراحتش میکنه بهش استرس میده بعد میگه شوخی کردم خودش اعتراف میکنه که از اعصبانی کردن خواهرم لذت میبره وقتی جدی از خواهرم تعریف میکنه وقتی شوخ هی تحقیرش میکنه و خواهرم نمیتونه تحمل کنه وقتی موضوع به مشاجره میکش ازش عذرخواهی میکنه و میگه شوخی کردم ولی خواهرم به خاطر اخلاق اون خیلی اذیت میشه استرس پیدا کرده جدیدا به خاطر موضوعی خیلی دل خواهرمو شکست بعد قول داده دیگه شوخی نکنه یه اخلاقی هم داره که بی دلیل هم گاهی زود از کوره در میره شما راهنمایی کنین که در مقابل شوخی های زننده و تحقیر آمیزش و اخلاق بدش چیکار کنه البته خوبی های زیادی هم داره راضی به ناراحتی خواهرم نمیشه و .... طولانی میشه خیلی توضیح بدم ممنون میشم راهنمایی کنین
اختلال روانی1راهکارهایی برای رسیدن به تفاهم در زندگی1اختلافات زناشویی 1احساس تحقیر شدن حل اختلافات زناشویی 11+
۳ پاسخ۵۸ بازدید
1402/04/26
ناشناسحقوقی
سوال 29132
سلام علیکم زندگی زن ومردی که توهفده سال زندگی مشترکشون فقط زندگیشون بوده وپربوده باجنگ ودعواوقهرطولانی مدت وپرشده ازکینه ودشمنی وبی اعتمادی ودروغ بازشدن روهابهم وفهمیدن تمام اطرافیان وطلاق عاطفی که بخاطردوفرزندتاحالادوام آورده آیااین زندگی جهنمی واقعی هم قابل درست شدن ومرمت وامیدی به این زندگی هست !!!؟؟؟یاجدایی بهترین گزینه است؟؟؟دراین زمینه اگرممکن است بنده رابصورت منطقی وواقع بینانه وصادقانه هم بعددنیوی وهم بخصوص بخصوص بخصوص اخروی راهنمایی بفرماییدممنونم از لطفتون
۲ پاسخ۱۷ بازدید
1402/04/19
ناشناسحقوقی
سوال 28912
ازدواجی بدون اینکه دختربدل من بشینه انجام شدعجیب از همه لحاظ بهم میخوردیم فقط بدلم ننشست گفتم قدیم هم همین بودسنتی زندگیشون چقدرمحکم بوده بعددرست میشه گول خوردم حدودهفده سال هنوزنشده شب زفافی بسیارسرد، هفده سال گذشته اززندگیمون همش درجنگ وجدالیم همش بادوتاپسربچه کوچیک زندگی ما جهنمی هستش واسه خودش جهنم هفده سال کم نیست قهرهامون حتی گاهی یک ماه طول میکشه رومون بهم کاملابازشده دادوفریادهمسایه هاهمه ناظربرادرهاش بهم حمله میکنند وپلیس کشی واین حرفهامهریه بالاست توانم نیست بپردازم بیکارهم شدم موندم بااین جهنم چه کنم هرچندزبانی بهم مهریه روبخشیده بوداما الان گردن نمیگیره، دارم کم کم راضی میشم مهریه که ندارم می مونه زندان برم و ازاین زندگی جهنمی زجرآورزندگی به پشت میله هاپناه ببرم امیدکه آرامش بگیرم برام نه دنیایی مونده نه آخرتی هیچی هیچی نه دلخوشی نه دلگرمی خداسرکسی نیاره این پیام رودارم می نویسم بابغض وگریست وازاسارتی که فکرشم نمیکردم ونمیکنیدشمایی که داریدپیامم رومیخونیدواسه نجاتم حتمادعاکنیدخیلی دعاکنید انشاءالله به دعای شماخوبان نجاتی عاجل روزیم بشه😔
۱ پاسخ۱۶ بازدید
1402/03/19
ناشناسحقوقی
سوال 28003
باسلام .از سایت همدم باآقایی آشناشدم سه ماهه در ارتباط هستیم و هیچ مشکل از لحاظ رفتاری باهم نداریم ولی مشکلمون سرمهریه اس. ایشون میگن ۱۴سکه ولی خونواده بنده با این ۱۴سکه موافق نیستن میگن۱۱۴سکه .این آقام قبلاً ازدواج ناموفق داشته میترسن بیشترازین مهرکنن و به هیچوجه راضی نمیشن.بندم مجردم همه جوره با این آقاکنار اومدم لطف کنید راهنماییم کنید.سپاس
۱ پاسخ۱۵ بازدید
1401/07/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 19518
مادرپدرم خیلی باهم مشکل دارن و مدام بحث دارن.به فکر من و بردارم نیستن و به شدت سختگیر...مادرم دانشگاه نذاشت برم سرکار نمیزاره برم اجازه داشتن موبایل ندارم چون بد میدونه که دختر مجرد موبایل داشته باشه ، مدام توی خونه ام همیشه میخواد کنترلم کنه ، با این شرایط اصلا به فکر ازدواجم نیست هرخواستگاری میاد رد میکنه میگه با غریبه وصلت نمیکنیم و از فامیل هم اصلا خواستگار ندارم چون پسرای فامیلمون هر کدومشون کسی رو دوست دارن. هیچ دوست و رفیقی ندارم مادرم همیشه میخواد تنها باشم همه چی رو بد میبینه حتی کسی رو ندارم که باهاش دردودل کنم همیشه توی تنهاییم میزنم زیرگریه . میخام ازدواج کنم تا از حصاری که مادرم برام درست کرده راحت بشم بتونم مثل بقیه زندگی کنم من باید چی کار کنم ؟؟؟
۱ پاسخ۱۸ بازدید
1401/05/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 18797
سلامخواهرم با شوهرش مشکل پیدا کرده شوهرش میگه خواهرم همه روز با گوشی هست و با ی نفر دگه ارتباط داره و به شوهرش و بچه ش نمیرسه و به شوهرش میگه من تو را نمیخام و.. خواهرم میگه شوهرش اونا میزنه و براش چیزی نمیخره، اخلاق خوبی نداره و زیرآب همه را میزنه وبا آقای دگه ارتباط ندارهچند روز خونه ما بود شوهرش گفت باید گوشی را بده تا ببرمش بعدم بحث و دعوا شد و آجیم میگه گوشی را میدم ولی مهریه هم میگیرم بعد میرم سرخونه ام اونم میگه طلا و بچه را بده یا بچه را برداره مهریه ببخشه و نمیبرمش به حرف ما هم گوش نمیدن و مشاور هم نمیرن مامانم ادم استرسی هست و فقط بلده بزن سرش که ای واای آبروم رفت اصلن بلد نیست مدیریت کنه اجیم و شوهرش هم از اول با من خوب نبودن به حرفم گوش نمیدن حالا چکار کنیم
۱ پاسخ۱۸ بازدید