پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/12/02
سوال 996622
سلام من الان ۴۶ سالمه، در سن ۳۵ سالگی به خاطر یک شکست عشقی تصمیم گرفتم با هم سن و سالم رفاقت نکنم ، اما با یک اقای متاهل که مدیر عامل یک شرکت بودند و ایشون دنبالم کردند و به قول خودشون مخما زد الان ۱۳ ساله با هم هستیم و رابطه داریم ایشون در تمام این مدت همراهم بوده و کمک روحی و مادی برام بوده اما من در همون سال اول متاسفانه بکارت را از دست دادم و به خاطر ترس و ابرو نتونستم از ایشون دل بکنم و حتی وضع اقتصادی خوبی هم نداشتم و ندارم که حتی خودم به داد خودم برسم، ایشون هم همیشه می گن من کمکت می کنم و اگه خواستگار خوب داشتی اوکی بده ولی من متاسفانه اصلا قادر به انتخاب و حتی نگاه عاشقانه به یک پسر را هم ندارم خلاصه نمی دونم چه کنم این اقا ۱۳سال هم از بنده بزرگترن ، من در تمام این سالها سختی زیاد کشیدم پدر و مادرم را از دست دادم و مشکلات دیگر مثل درس خواندن و گرفتن مدرک دکترا اما ایشون رهام نکرد و لی من از زندگی خیلی عقبم ، احساس نا امیدی دارم ، نمیدونم چکار کنم ، ۴۶سالمه با مدرک دکترا ، نه زندگی تشکیل دادم. نه کار و شغلی دارم و... واقعا نمی دونم چه کنم
۴ پاسخ۶۹ بازدید
1403/10/29
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996141
سلام.خدا قوت.دخترم ۵ ساله ازدواج کرده.یکساله بچه دار شده.هیچ توجهی به پدر و مادر خود ندارد بلکه به شدت با آنه ضد شده.شوهرش دچار اختلال خود شیفتگی شدید است.با اینکه میگوید مستقل فکر میکند اما به شدت تحت تاثیر تفکرات همسرش با همه قطع ارتباط کرده...واقعا نمیدانیم چطور برخورد کنیم!!خواهش میکنم بنده و همسرم را کمک کنید.با سپاس فراوان
۴ پاسخ۳۴ بازدید
1403/09/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995846
سلام چند سال پیش از همسرم جدا شدم اهل رابطه ازاد و ازدواج موقت هم نبودم موارد ازدواج هم زیاد داشتم ولی هردفعه بحث جدی ازدواج پیش میاد اضطراب تپش قلب و سردرد میگیرم مشاوره هم زیاد رفتمنتیجه نگرفتم لطفا راهنماییم کنید چون از تنهایی به شدت خسته ام
۳ پاسخ۲۲ بازدید